آفتاب از امیر اعلم طلوع میکند. داستان از زبان پسری حدودا سی ساله روایت میشه که پدرش تو بیمارستان امیراعلم بستری شده. پسر مجبوره همراه پدرش باشه و تو این دوره چندماهه با نگاه تیزبین و دقیقش حال و احوال بیمارستان و روزهای سخت بیماری رو بیان میکنه. شاید نقطه قوت داستان همین نگاه تیزبین و دقیق راوی باشه. اما متاسفانه کتاب سرشار از توصیف و گفتگوی درونی راویه. موضوعی که وقتی همراه با خط داستانی نباشه، تبدیل به انشایی میشه که حوصله خواننده رو سر میبره. داستان به شدت خسته کننده بود و نویسنده دویست صفحه حرف زده بود هرچند توصیفات از شهر تهران به دل مینشست و هرچند متن خیلی تمیز، یکدست و به فارسی روان نوشته شده بود. اما متاسفانه نداشتن خط داستانی و پراکندگی روایت بسیار خسته کننده بود. شاید این سبک نوشتن برای داستانی کوتاه جالب باشه اما واقعا خوندن رمانی که فقط گفتگوی درونی یه نفر باشه با یک سری خرده روایت های کمرنگ، کسل کننده میشه و خواننده دوست داره زودتر کتاب رو تموم کنه و حتی در بعضی قسمت ها سرسری از یک سری از خطوط داستان میگذره. به نظرم نویسنده با این قلم روان و خوبی که داره اگر دنبال روایتی داستانی بگرده و تو اون بستر داستان بنویسه خیلی اثر زیباتری خواهد داشت. و در آخر اینکه منطق داستان تو یک سری بخش ها مشکل داشت. واکنش های منفعلانه و بی مورد راوی در خیلی از بخش ها، توهمات ناشی از مصرف مواد یا خواب هایی که میدید و یکی از بیمارها رو به جای حضرت موسی تصور میکرد، نه با منطق داستان و روایت جور بود نه با منطق فردی که هیچ مشکل روانی نداره جز خستگی ناشی از موندن طولانی مدت تو بیمارستان. به هرحال این کتاب سلیقه من نبود و اینها نظر شخصی منه در مورد کتابی که تعریفشو شنیده بودم. من معمولا وقتی کتابی رو تموم میکنم آخرش از خودم میپرسم خب آخرش چی؟ چی ازش فهمیدی. و وقتی نتونم جواب این سوالمو بدم، اون کتاب جذابیتش برام از دست میده. اینم نظر شخصی منه در مورد کتاب.
اگر بخواهیم نمونه خوبی از استفاده المان شهر در داستان (به صورت خاص تهران) را نام ببریم بیشک اینکار یکی از بهترین هاست. هر محلهای که نام برده میشود دلیلی دارد وصرفا برای گنجاندن مکان نیامده و چه توصیفات دلنشین و دقیقی دارد. بخش های سیال ذهن نیز بسیار خوب و روان و در خدمت داستان است؛ بدون اینکه باسمهای و چسباندنی باشد. شخصیت پردازی ها قابل قبول و ظریف درآمده (حتی شخصیتهای کم تحرکی مثل فکری)