دو ساعت در خانه یک آخوند
اول اینکه با گذاشتن نام سفرنامه روی این کتاب خیلی موافق نیستم چون طبیعتا وقتی حرف از سفر میشود ما تصوراتی از سفر داریم که با این کتاب آن تصورات جامه عمل نمیپوشند ولی روایتی است از یک سفر که در مقصد قرار است اتفاقاتی بیفتد و شاید تنها ارتباطی که این کتاب با سفر دارد این است که اتفاقات آن بعد از وقوع سفر روی میدهند!
دوم اینکه ما با روایت روبهرو هستیم و روایت شکل گرفته است. نویسنده تلاش میکند از دل روایتش عادات و آداب و رسوم مردم آن منطقه را بازگو کند و البته هم نقد میکند و هم محسنات مردم را بازگو میکند! او سعی کرده جای درستی بیاستد و زاویه دوربینش را طوری تنظیم میکند که همه چیز را خواننده ببیند. درباره کتاب و نکاتی که نویسنده آنها را بازگو کرده حرف زیاد است که به همین اکتفا میکنم.
سوم هم اینکه کتاب روان و خوشخوان و لذتبخش است و خیلی زود میشود خواند و پیش رفت. اینکه زن یک روحانی / طلبه / آخوند مشغول بازگو کردن اتفاقات است واقعا اتفاق متفاوتی است و مشابه آن را سراغ ندارم. به نظرم نویسنده بسیاری از خط قرمزها و سوالات را جواب داده و بسیاری را هم جواب نداده که خب طبیعی است جواب ندهد چون با یک کتاب نمیشود سوالات را پاسخ داد. این کتاب را در دو ساعت میتوانید بخوانید.