Jump to ratings and reviews
Rate this book

زن آقا

Rate this book
خاطرات سفر، حضور و زندگی با یک طلبه جوان که برای اولین بار به سفر تبلیغی رفته است. زن و شوهری طلبه همراه با فرزندانشان برای ایام ماه مبارک رمضان به نقطه‌‌ای در جنوب ایران سفر می‌کنند. در این سفر علاوه بر مهربانی و مهمان نوازی مردم تجربه و اتفاقاتی برایشان رقم می‌خورد که به پخته شدن آن‌ها کمک می‌کند.

ظهر بود. قبل از نماز در زدند. پیرزن آبله رویی بود. گیس‌های حنا بسته‌اش را از وسط باز کرده بود. جثه درشتی داشت. چادرش را به گردن بسته و یک آفتابه روی دوش گرفته بود. فهمیدن حرف‌هایش از بقیه راحت‌تر بود. واضح و کم لهجه صحبت می‌کرد. جلوی در می‌خواست دستم را ببوسد که اجازه ندادم. اخم‌هایش را کشید توی هم و گفت حتما توی گوش سیدعلی باد رفته یا بهش بو خورده و یک سری تشخیص‌هایی که ازش سر در نمی‌آوردم. آفتابه را داد دستم و گفت: «این کریشکه! بچه را می‌بری حمام. خوب سر و بدنش رو می‌شوری. آخرِ کار این آفتابه رو می‌ریزی روی تمام بدنش. فهمیدی؟» اسمش چقدر هندی بود. و هند چقدر به جادو و اینجور خرافات نزدیک. لابد یک جوری آن محلول به جادو و جنبل مرتبط بود. توی آفتابه را نگاه کردم. آبِ سیاهی لب پَر می‌زد. بوی عجیب و تلخی داشت. ترکیب پودر بال مگس با استخوان مارمولک آفریقایی و خون پشه!؟ تصورش هم چندش آور بود.

162 pages, Paperback

2 people are currently reading
74 people want to read

About the author

زهرا کاردانی

6 books6 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
38 (22%)
4 stars
68 (40%)
3 stars
49 (28%)
2 stars
14 (8%)
1 star
1 (<1%)
Displaying 1 - 30 of 51 reviews
Profile Image for حسام آبنوس.
429 reviews332 followers
March 2, 2020
دو ساعت در خانه یک آخوند

اول اینکه با گذاشتن نام سفرنامه روی این کتاب خیلی موافق نیستم چون طبیعتا وقتی حرف از سفر می‌شود ما تصوراتی از سفر داریم که با این کتاب آن تصورات جامه عمل نمی‌پوشند ولی روایتی است از یک سفر که در مقصد قرار است اتفاقاتی بیفتد و شاید تنها ارتباطی که این کتاب با سفر دارد این است که اتفاقات آن بعد از وقوع سفر روی می‌دهند!

دوم اینکه ما با روایت روبه‌رو هستیم و روایت شکل گرفته است. نویسنده تلاش می‌کند از دل روایتش عادات و آداب و رسوم مردم آن منطقه را بازگو کند و البته هم نقد می‌کند و هم محسنات مردم را بازگو می‌کند! او سعی کرده جای درستی بیاستد و زاویه دوربینش را طوری تنظیم می‌کند که همه چیز را خواننده ببیند. درباره کتاب و نکاتی که نویسنده آنها را بازگو کرده حرف زیاد است که به همین اکتفا می‌کنم.

سوم هم اینکه کتاب روان و خوشخوان و لذتبخش است و خیلی زود می‌شود خواند و پیش رفت. اینکه زن یک روحانی / طلبه / آخوند مشغول بازگو کردن اتفاقات است واقعا اتفاق متفاوتی است و مشابه آن را سراغ ندارم. به نظرم نویسنده بسیاری از خط قرمزها و سوالات را جواب داده و بسیاری را هم جواب نداده که خب طبیعی است جواب ندهد چون با یک کتاب نمی‌شود سوالات را پاسخ داد. این کتاب را در دو ساعت می‌توانید بخوانید.
Profile Image for Farjaneh_.
258 reviews123 followers
January 10, 2022
《هو الحق》
شیرین بود 🌼🌱
کتاب خاطرات همسر یک طلبست که ماه رمضان رو به همراه خانواده مهمان یک روستای جنوبی هستن ،
کتاب شرح این یک ماه و چالش‌هاییه که این خانواده‌ی چهار نفره از سر میگذرونن . از قطعی آب و گرما و آداب رسوم مردم روستا بگیر تا درگیری با خرافات و ...
زن‌آقا یک چیزیه بین سفرنامه و مجموعه داستان‌کوتاه ، هم درباره‌ی سبک زندگی مردم اون روستا بهمون میگه هم خاطرات روزمره رو در قالب داستان تعریف میکنه ، داستان‌هایی که هم شیرینن ، هم تلخ و هم طنز 😄
خوندنش تجربه‌ی جالبی بود ، پیشنهاد میکنم بدون توجه به اینکه همسر راوی داستان به چه کاری مشغولن یک بار کتاب رو بخونید ، خالی از لطف نیست😊
پ.ن: از اون راحت‌خوان های کوتاهه که یکی دو ساعته میتونید بخونید و تمومش کنید.
۲۰دی ۱۴۰۰❄🫂
Profile Image for سیده فاطمه مطهری.
381 reviews132 followers
May 15, 2019
اعتراف میکنم وقتی مجرد بودم، بدم نمی اومد زن یک روحانی بشم و باهاش برم تبلیغ. من عاشق احکام بودم و گفتن و شرح دادنش برای مردم
دست روزگار زن مهندسم کرد و معلم ادبیات :))
خاطرات زهرا برام دوست داشتنی بود ولی کم بود. دوست داشتم بیشتر باشه و بیشتر درباره مردمش و نحوه برخوردشون و سوالاتشون بدونم
و این برام سواله، بعد چاپ کتاب، اهالی روستا که از اینستای زهرا فهمیدم کتابشو خوندن، شخصیت های کتاب رو شناختن؟ برخوردشون چی بوده؟ مثلاً اون زنی که میگه اسم بچه ات رو نگو
یا منور، کتابو خونده؟
بعضی از سطور هم حس این رو داشت که ما چقدر آدم‌های خوبی هستیم که خوب به نظرم مناسب نبود،
Profile Image for زینب هاشم‌زاده.
162 reviews69 followers
May 29, 2020
.
شاید یکی از علاقمندی خیلی از ماها این باشه با سبک زندگی افراد مختلف آشنا بشیم یا حداقل بدونیم دنیا از دید اون‌ها چجوریه یا این‌که اگر مشکلی مشابه ما داشتن توی جایگاه متفاوت، چجوری با اون مسئله برخورد می‌کنند.
کتاب زن آقا خرده روایت‌های زهرا کاردانی عه که همراه همسرش برای سفر تبلیغ ماه رمضون به یکی روستاهای جنوبی کشور رفته.
کتاب از جهت موضوعی، جدید و متفاوت و جالبه. نویسنده هم با توجه به این‌که کار اولش هست، تونسته از پس روایت‌ها خوب بربیاد و کتاب روان و خوبی‌ بنویسه.
قصه از این قراره که وقتی وارد روستا میشن با کمی برخورد و مراوده با مردم، متوجه میشه که اهالی روستا خاطره و دل‌خوشی از زن‌های طلبه‌ی قبلی، یا به اصطلاح خودشون زن‌ آقاهای قبلی، ندارند پس تصمیم میگیره با یسری جلسات مثل جلسات قرآن و احکام و شرکت توی فعالیت‌های دسته‌جمعی زنان روستا، این تصور غلط رو از بین ببره یا بازسازی کنه. که خب طبعاً با یسری چالش‌ها و مشکلاتی روبه‌رو میشه.
شاید این‌که نویسنده تا حدودی حق قضاوت و نتیجه‌گیری رو از شما گرفته، چون یکسری جاها و پیش‌داوری می‌کنه، براتون در ابتدای کتاب آزاردهنده باشه اما وقتی پیش برید متوجه می‌شید که از عدم شناخت با محیط، فرهنگ و مردم بوده و اینکه با توجه به ایرادات قبلی زنان طلبه‌ی قبلی، نویسنده تلاشی نکرده چهره‌ی مطلق سفیدی از خودش بسازه.
از نظر من نقدی که به کتاب وارد هست اینه که هیچ حرف خاصی از نوع فعالیت‌های تبلیغی همسرشون زده نشده و یکسری اشاره‌های پراکنده شده که اگر از اون جهت هم اشاره می‌شد، کیفیت کتاب بالاتر می‌رفت.
اما نظر یسری از دوستان اینه که این عدم اشاره باعث شده کتاب کاملاً یک روایت زنانه داشته باشه.
موضوع داستان هم جدایی از سفرنامه، قابلیت خوبی برای رمان شدن داره.
در کل زن آقا تجربه‌ی متفاوت و جالبی بود، با همه‌ی ضعف‌ها و قوت‌هایی که داره.
اگر یه کتاب سفرنامه‌طور جمع‌وجور دل‌تون می‌خواد، گزینه‌ی خوبیه.
Profile Image for f_shirazi_.
60 reviews8 followers
July 13, 2019
اونقدر کتاب روان هست که بشینید بخونید و یهو ببینید که تموم شد !
Profile Image for Mohammad reza khorasanizadeh.
781 reviews65 followers
April 11, 2020
همسر خانم کاردانی نویسنده کتاب، طلبه است و کتاب خاطرات سفر تبلیغی ماه رمضانشان به یک روستای کویری است.
کتاب بسیار ساده، روان، پر از جزئیات جذاب و گیرا و همراه با داستان ها و ماجراهای مختلف او با اهالی روستا و صحبت ها و خرافات و مسائل گوناگون است.
Profile Image for Hana.
60 reviews12 followers
April 10, 2023
ساده، صمیمی، شیرین و بی تکلف بود.

"پدرم این طور وقت ها می گفت: «خوب نگاه کنید چیزی جا نمونده باشه. اگر چیزی جا بذارید، دوباره بر می گردید.»
برگشتم سمت خانه. پنجرهٔ خانه به مسجد هنوز باز بود. گیرهٔ روسری ام را باز کردم. گذاشتمش زیر پنجره. آن هوا را دوباره نفس کشیدم. روسری ام را گره زدم و رفتم...."

تاریخ مطالعه: روز های پایانی رمضان ۱۴۰۲
وقتی برنامه داشتم که این رمضان بخونمش تو چه حال خوشی بودم و اما وقتی شروعش کردم دلم چجوری گرفته بود....
Profile Image for Parisa A.
43 reviews5 followers
September 10, 2019
روایت روان و جذاب از یه سفر تبلیغی یک ماهه... اونقدر جذب می‌کنه آدم رو که نمی‌شه کتاب رو زمین بذاری... پیوستگی خوبی داره و جای خوبی هم تموم شد...
البته می‌شد تعداد روایت‌ها بیشتر باشه و عکس‌هایی هم ضمیمه کتاب می‌شد.
امیدوارم باز هم شاهد کتاب‌های خوب از خانم کاردانی باشیم.
Profile Image for Zeynazizi.
2 reviews
June 4, 2019
کوتاه، شیرین، صمیمی و دوست داشتنی 🌺
Profile Image for Mahsa.Hosseini.
61 reviews21 followers
October 13, 2019
خیلی کوتاه بود
دوست داشتم بیشتر باشه
این چند روز با همون روستا زندگی کردم
و از ته دل خواستم که یک روز تجربه کنم
Profile Image for Hasan Ejraei.
12 reviews12 followers
June 18, 2019
کتاب از لحاظ زبانی، ساده و خوشخوان بود. نویسنده تلاش نمی‌کند جور خاصی بنویسد و نمایش خاصی روی زبانش اجرا کند. روایتش را به مفهوم‌ترین و روشن‌ترین شکل ممکن ارائه می‌کند. از نظر موضوع، برای من جذاب بود، چرا که مسئله‌محور بود و سختی‌ها و دشواری‌ها و البته خوشی‌های تبلیغ در مناطق دوردست و ناآشنا را نشان می‌داد و نکته دیگر اینکه مخاطب را با محیطی جدید که احتمالا هیچوقت تجربه نکرده یا هیچوقت تجربه نخواهد کرد آشنا می‌کرد.

Profile Image for Ali.
38 reviews1 follower
June 13, 2019
کتاب روون و خوبی بود، خاطرات یک زن روحانی سید که برای تبلیغ در ماه مبارک رمضان به همراه همسر و دو فرزندش به روستایی دورافتاده میرن
Profile Image for Zahra Labbafan.
668 reviews28 followers
January 13, 2023
بیشتر خاطره نویسی بود تا سفرنامه
زندگی چنده ماهه یک طلبه همراه خانواده اش در یک روستا

نثر روان بود و زود میرفت جلو ولی خوب چیز خاصی نداشت!
Profile Image for Mohadese.
13 reviews3 followers
April 17, 2021
این کتاب سفرنامه نیست!
تنها خاطرات ساده ی یک زن طلبه اس که هیچ چیز خاصی به آدم نمیگه!
و این چیز خاصی نگفتن ادم رو به شدت اذیت میکنه!
و اگر هم سفری به ناحیه ای که ایشون رفتن رفته باشید بیشتر اذیت میشین! چرا؟ چون این کتاب هیچ نگاه تازه ای حتی به آدم ها نداره...
و چون من تازه از این سفر برگشتم منتظر بودم در مورد چیز هایی حرف بزن که فقط در اون جغرفیا وجود ولی هیچ چیزی در این کتاب نبود!
یعنی طوری که فکر میکنم ایشون خاطراتشون رو مینوشتن چند نفری خوندن گفتن خوبه و ایشون تصمیم به چاپ کتاب گرفتن
بعضی قسمت ها به شدت کلیشه ای که متاسفانه این کلیشه نویسی در بین کتاب هایی مذهبی زیاده!
تعجب میکنم از تعداد تجدید چاپی که شده!
اگر کتاب خوان خیلی قهاری باشید این کتاب شما رو راضی نخواهد کرد
Profile Image for Marzieh Salehi.
3 reviews4 followers
May 22, 2019
خیلی این کتاب رو دوست داشتم...
پیشنهاد میکنم حتما بخونید!
Profile Image for Marzieh_khanum.
31 reviews13 followers
May 31, 2020
روایت گونه ای خوشخوان، مختصر و مفید از حضور و تعامل همسر یک طلبه با مردم روستایی
Profile Image for Zahra Dashti.
444 reviews118 followers
May 27, 2020
‍ زبان روان و جذابی داشت، پتانسیل قصه شدن داشت که متاسفانه ازش استفاده نشده بود و به یک مجموعه خاطره کفایت شده بود. انتظار داشتم بیشتر به زندگی طلبگی پرداخته باشه ولی بیشتر حول محور زندگی روستایی بود. البته من از نزدیک شاهد زندگی طلبگی بودم و برای همین این خلا کتاب رو با ذهنیات خودم تکمیل می کردم ولی یه خواننده ناآشنا به زندگی طلبگی، به نظرم خیلی با این کتاب چیزی دستگیرش نمی شد. زندگی روستایی و خرافات مردم و این حجم از ناآگاهی مردم از احکام دینی، اون هم مسائل ساده ای که در مدرسه هم بهمون یاد می دن، با وجود دسترسی به اینترنت و تلویزیون و ...‌ هم به خوبی نشان داده شده بود. به نظرم تعریف کردنی ها بیشتر بود ولی به هر دلیل به همین موارد قناعت شده بود. البته به هر حال مجموعه خاطره بود، قطعا اگر داستان می شد، خیلی دست بازتر بود و موقعیت بهتری بود که به شخصیت ها پرداخته بشه، به ویژه شخصیت سید که کلا مهجور مونده بود. ته کتاب خیلی چیزی از روحیاتش دستگیرمون نمی شد.
از جهت بدیع بودن موضوع کتاب جالبی بود، حداقل تا الان من کتاب خاطرات با موضوع مشابه ندیده بودم و این خودش یک نقطه جذابیت کتاب هست. در مجموع تجربه جذاب و جالبیه. و چون خوش‌خوان و کم حجم هست گزینه خیلی خوبی برای خوانش هست، حتی اگر جز کتاخوان‌های حرفه ای نیستید، چون سریع پیش می‌ره و جذابیت لازم برای خوانده شدن در یک جلسه رو داره.
Profile Image for Zahra.
55 reviews4 followers
April 3, 2021
خانم کاردانی با زبانی بسیار ساده و بیانی شیرین به توصیف سفری که به همراه همسر طلبه اش در ماه رمضان برای تبلیغ مسائل مذهبی و دینی به یکی از روستاهای استان فارس داشته اند میپردازند.
ماجراهای این سفر و نحوه برخورد با مردم روستا که دارای عقاید مختص به خود و گاها خرافی میباشند ، جالب توجه است. به نظر من برخی از داستان‌های مطرح شده ، خواننده را وسط ماجرا رها میکنند و واقعا انتظار شنیدن این که بالاخره چطور آن ماجرا به پایان میرسد بی سرانجام میگذارد.
همانطور که خانم کاردانی هم در ابتدای داستان اشاره می‌کند، فقط این روستا نیست که با یک سری محرومیتها روبروست و در کل کشور شاید روستاها و مناطق زیادی را بتوان یافت که با مشکلات زیادی روبرو هستند.
منظور از محرومیتها و مشکلات ، صرفا موضوعات رفاهی نیست، بلکه حتی از نظر دانش و آگاهی هم این مناطق بسیار محروم هستند و به نظر نمیرسد با فرستادن یک دوره ۳۰ روزه یک فرد طلبه در ماه رمضان بتوان بر مشکلات فرهنگی موجود غلبه کرد. در حقیقت نیاز به یک فرآیند مستمر است تا بتوان مردم را به سطح قابل قبولی از دانش و آگاهی در این مناطق رساند.
Profile Image for Pofak Namaki.
4 reviews5 followers
August 11, 2025
کتاب خوبی بود
ساده و روان
آخر هر فصل ی لبخند رو لبتون مینشونه
من دوسش داشتم
Profile Image for فاطمه‌سلیمانی.
30 reviews5 followers
May 21, 2022
‏کتاب ‎زن‌آقا یک روایت زنانه و‌کم‌تر شنیده شده از زندگی طلبگی است. داستان بینِ سفرنامه و رمان معلق است؛ هر چند نویسنده راویِ یک‌سفر به جنوبِ ایران است اما کتاب ویژگی‌های سفرنامه را ندارد. زن‌آقا اما خواننده را با قلم شیرین‌ و روانش همراه می‌کند.
Profile Image for Masood.
157 reviews9 followers
January 8, 2020
ساده و روان و خواندنی. برای سرگرم شدن یک روزه خوبه. خاطرات همسر یک طلبه که برای تبلیغ به روستایی رفته اند.
Profile Image for Shiva Shin.
53 reviews12 followers
April 17, 2020
راستش یه مدت از بس تعریف این کتاب رو شنیدم دوست نداشتم بخونمش دیگه :)))) خب من این مدلی ام!تعریف زیادی ، دلم رو میزنه !
بعدها دو صفحه اولش رو صوتی شنیدم که دیگه به خودم گفتم واقعا نمی ارزه بخونم :))))
اما یه روز همسایه مون کتاب رو آورد دم خونمون که بخونمش ...دیگه از رودرواسی گرفتم و امروز قسمت شد بخونمش...
این کتاب سفرنامه یه زن آقا و خانواده ش :) به یکی از روستاها جهت تبلیغ تو ماه رمضان هست .
کتاب خیلی ساده و روانی هست که دو سه ساعت میشه خوند.
نگم که چقدرررررر لذت بردم از قلم ساده و خاطرات و ماجراهای قشنگ اون روزهایی که تجربه کردن. من که تجربه هاشون رو خیلی دوست داشتم . سفرنامه خوب و قشنگی بود . فکر میکنم خانم کاردانی هرچی سفرنامه بنویسن بازم دوست داشته باشم بخونم
Profile Image for حامد.
133 reviews10 followers
June 27, 2022
یک روایت شیرین و با صفا از سفر تبلیغی یک زوج طلبه در ماه مبارک.
برای تان جالب خواهد بود به خصوص اگر صفا‌های روستا رو دوست دارید.
Profile Image for Saeedeh.
25 reviews1 follower
July 17, 2023
جالب بود مخصوصا اینکه بر اساس واقعیت بود
Profile Image for مهدیه جاهد.
65 reviews19 followers
July 21, 2020
مسجد محله کودکی من پیرزن و پیرمردی خادمش بودند که آقا و زن‌آقا صدایشان میکردیم. آقا، پیرمرد سید شال سبزی به سر، قد بلند و کشیده و چشم رنگی بود که هر بار توی جیب کت مندرس سرمه ای اش یک شکلات برای هر بچه ای که میدید داشت. زن آقا هم پیرزن قد کوتاه خمیده ای بود که همیشه توی روضه ها جایش بالای مجلس همه بود بت یک عصای چوبی قهوه ای تیره. البته زن‌آقای ما چون زن آقای سید بود زن اقا شده بود و اولین #زن_آقای ذهن من همینجا شکل گرفت. برایم زن اقاها همه پیرزن های فلفلی کمر خمیده بودند تا رسیدم به زن آقاهایی که به واسطه همسر روحانی بودن #زن_آقا نامیده میشدند. خانم هایی هم سن و سال خودم کوچکتر یا بزرگتر اما جوان بودنشان پیش زمینه ذهنیم را به کل شکست.
بعد هم که به واسطه همین اینترنت دوستان زیادی پیدا کردم که همسر روحانی بودند. برای همین سبک  زندگیشان سلوکشان و رفتارشان  برایم ازغریبگی درامد. نه عجیب بود دیگر و نه توی ذهنم آدم های ماورایی ماندند. دوستان روحانی زیادی داریم و رفت و آمد خانوادگی مان باعث شده روحانی ها و خانواده هایشان برایم  دور از دسترس  متفاوت از مشی عادی زندگی بقیه‌ نباشند.
هیچ وقت هم دوست ند��شتم این دید متفاوت نسبت به آنها وجود داشته باشد. اینکه بخواهیم درباره شان جداگانه حرف بزنیم شاخصشان کنیم یا جوری بنویسیم و حرف بزنیم که انگار چیزی جدای از مردم عادی هستند. اما نگاه جامعه این نگاه عجیب و غریبی بود و هست که انگار مردمانی اند سوای همه ی مردم دنیا. بعضی ها که به نظرشان زناقا ها  زیر حجاب محکم تری که میگیرند یا بعضا پوشیه ای که می‌زنند پوست سبز و شاخکهای کوتاه گرد دارند.
 بنابراین سوای سلیقه من نیاز بود و هست که کمی بیشتر در موردشان حرف زده شود و چه کسی بهتر از خودشان و روایت‌گری زندگی خودشان‌ .
روز اولی که اسم کتاب #زن_آقا به گوشم خورد فکر کردم شاید این هم کتابی باشد که دائم تویش همسر روحانی هی نشسته و از شوهرش و خوبی هایش و زندگی ماورایی‌ش گفته و هی تعریف و تمجید و تهش هم چهار تا دعا انداخته و زیرپوستی خواسته بگوید ما با معرفت و نزدیکی بیشترمان به خدا متفاوتیم از بقیه وگرنه ما هم یک چیزی هستیم مثل شما_ و خب این فکر ها ناشی از خواندن یکی دوتا توییت علیه کتاب بود_ تا اینکه کتاب به دستم رسید و خواندمش.
#زهرا_کاردانی توی روایت خودش از کتاب یک زن معمولی بدون طمطراق های پیش ساخته ذهن من کاملا عادی با همه ی دغدغه هایی که اگر من خودم توی این سفر بودم حتما داشتم. مثل همه عصبانی میشد، کلافه میشد، میترسید، خجالت میکشید، تعجب میکرد، متوجه نمیشد، فرق میکرد، یکی میشد، اما میتوانست در لحظه از آموزه های نوع زندگی اش استفاده کند نه اینکه  اغراق کند کاملا میتوانست فکر کند حساب کند بسنجد و رفتار کند.(به نظرم این باید تفاوت یک همسر روحانی با یک آدم عادی مثل من باشد نه چیزهای دیگر).
مهمتر اینکه نتیجه بگیرد یا حتا نتیجه نگیرد‌.

 روایت کتاب جان‌دار گیرا و طنز نهفته در آن شیرین و جذاب بود‌.
شاید برای سفرنامه بودن کمی بیشتر از حد از تکنیک های داستان استفاده شده بود. اینکه یک جریان قصه مانند را دنبال میکرد و در واقع شما انتهای ان دنبال به نتیجه رسیدن یک قصه بودید کمی به اصل بکر بودن و یک دستی نوشته خدشه وارد میکرد و از حالت خاطره به صورت داستان کوتاه تغییرش میداد.
اما در کنار این کشش و کوتاهی روایت ها که نه آدم را خسته میکرد نه دلزده . کتاب را یک نفس خواندم.

نوع روایتگری پویا و پر از تصویر سازی درعین حال بدون پر حرفی و توصیفات نابجا ست.
کاملا میشد با کنار هم گذاشتن تکه روایت ها، فرهنگ مردم روستا و منطقه را درک کرد و تفاوتهایش را فهمید. نه آنقدر بسط و گسترده که ادم دچار گره ذهنی و تضاد شود نه انقدر مختصر که پر از سوال شوی.
شخصیت ها هم ملموس بود و میتوانستی همه را زنده تصور کنی و ارتباط بگیری‌ .
در مجموع به نظرم یک روایت روان جذاب و بدون حاشیه از زندگی طلبگی و همسر طلبه.
کتاب جاندار و شیرین و در عین حال مختصری بود‌.
20 reviews1 follower
Read
May 27, 2019
کتاب روان و سبک روایتگری ان جذاب است و نحوه بیان کوتاه و گزیده مطالب، کشش بیشتری در خواننده ایجاد میکند. با توجه به شناخت دورادور نویسنده و اینکه این وقایع حاصل یک تجربه شخصی و واقعی
است چیزی که دائما ذهن مرا مشغول میکرد این بود که چقدر از ماجرا بیان شده است چقدر اسمهاواقعی است ایا اگر قرار باشد نویسنده دوباره با ان افراد روبرو شود چقدر میتواند به دور از تعارفات و ملاحظات بنویسد. این کتاب من را به یاد فیلم انجمن ادبی و پای پوست سیب زمینی گرنزی انداخت. حقایقی که نباید گفته شوند...
57 reviews1 follower
October 24, 2022
#كتاب_زن_آقا این کتاب خاطرات واقعی یک همسر #طلبه است به نام #زهرا_کاردانی از سفر تبلیغی خانوادگیشون به یکی از روستاهای کشور در ماه رمضان. تازه اونم با دوتا بچه کوچیک. و در اون روستا اتفاقات جالبی براشون میافته که به خاطر تفاوت فرهنگ ها و اعتقاداته که بعضی ناراحت کننده و بعضی اش خنده داره در ضمن کتاب کوچیکه و جذابه میتونید زود تمومش کنید. پی نوشت:همون روزهای اول عید تموم شد یادم رفت معرفی کنم
3 reviews
January 2, 2022
زن آقا روایت یک سفر یک ماهه تبلیغی خانواده یکی از طلاب است
داستان روان بود اما خیلی جذابیت داستانی نداشت
صرفا خاطره گویی بود
غیر از دو سه جمله چیزی برای اضافه کردن به آدم نداشت
مابقی لذت همراهی با مدل زندگی خانواده طلاب بود
Profile Image for آزاده جهان احمدی.
33 reviews10 followers
February 19, 2022
نویسنده از خرده خاطراتی درباره یک سفر تبلیغی به متنی روایی و یکپارچه با وحدت ارگانیک رسیده بود.درز مجموع کتاب مفرحی بود که بیش از قابلیتش دیده شده
Displaying 1 - 30 of 51 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.