در روانکاوی نظریهای عمومی درباره عملکرد روانی انسان مطرح میشود که عقده ادیپ از ارکان اساسی آن است. این عقده همچنین از شناخته شدهترین مفاهیم روانکاوانه برای عامه مردم، و در عین حال، یکی از ساده انگاشته شدهترین آنهاست.
روانکاوی، دانش مفاهیم غیر قطعی، فتوحات مبهم زیادی به خود دیده است. برخی اصطلاحات به کار رفته در این دانش وارد زبان عامیانه شده و امروزه رنگ و بویی متفاوت به خود گرفتهاند. این حل شدگی در زبان روزمره، مفاهیم مورد نظر را کمرنگ میسازد و آنها را به شکل واحدهایی در عین حال مبهم و اغراق آمیز در میآورد که روانکاوان دیگر صحتشان را تضمین نخواهند کرد.
در عادیترین گفتگوها، واژه عقده به تنهایی برای اشاره به جنبه مشکلدار یک شخصیت به کار میرود؛ در حال حاضر جمله تو عقدهای هستی یعنی اعتماد به نفس نداری، به شکلی رقت بار درگیر موانع درونی خود هستی.
این کتاب به خوبی مفهوم عقده ادیپ را از لا به لای نوشته های فروید بیرون کشیده است و سیر تاریخی و تطور این مفهوم را در طول حدود سی سال از زمانی که این مفهوم در ذهن فروید زاده شد و تا زمانی که به کامل ترین شکل خود در اندیشه فروید رسید، توضیح میدهد. این کتاب پیچیدگی های بسیاری از مفاهیم روانکاوانه را مورد اشاره قرار میدهد و در فهم آنها به مخاطب کمک میکند. ترجمه قابل قبول و روان این کتاب از نکات قوت آن است.
برای من که در حد یه تعریف نصفهنیمه از عقده ادیپ شنیده بودم، کتاب مفیدی بود. اما یه بخشهایی هم داشت که نویسنده سریع ازش رد شده بود و خب گنگ موند برام. مثلا اون بخش «خط جدایی سوژه از ابژه» یا اون بخش «خاستگاه یا برآمده» رو جا داشت بیشتر بشکافه به نظرم.