. رمانی علمی، تخیلی و عاشقانه. ابتدای رمان، با کشف بُعد چهارم توسط جادوگری جوان به نام «امانوئل سانتوس باربوسا» و اجرای آن در برنامه گات تالنت شروع می شود.
با به پایان رسیدن این اجرا، وابستگی عاشقانهایی بین امانوئل و یکی از داوران زنِ گات تالنت به نام «میتانا»ایجاد شده و اتفاقات داستان، درست بعداز این عاشقی یکایک و پشت سر هم به وقوع می پیوندد. در یک سو امانوئل و خدمتکارش آلتاتوس و در سوی دیگر، آپوفیسِ جادوگر و شاگردش ایسیس. مبارزهایی بین نیکی و بدی، و ممانعت برای بدست آوردنِ...
این دفعه به زبان کُردی کتاب خودم رو خوندم ئەم جارە بە زمانیی کوردی پرتووکەکەم خوێندمەوە بۆ جاری دووەم له تاریخی ١٤٠١٫٨٫١٣ له مانگی ئازر
کتاب، درست زمانی به دستم رسید که نیاز داشتم به یک استراحت کوتاه، مابین تمام اتفاقات و مشکلات و شلوغی های زندگیم.
نگران بودم که این هم مثل اکثر (نه تمام) کتاب های معاصر یا شروع ضعیفی داشته باشه یا داستان آبکی و یا پایان بد! اما بعد از گذشت چند صفحه ای، تفاوت فاحشی احساس کردم، شکافی بسیار عمیق که کتاب رو از ایرانی هایی که اخیرا خونده بودم جدا می کرد. مطمئنم اگر جلد کتاب و شناسنامه اش رو جدا کنیم و بدیم کسی بخونه، فکر می کنه که این کتاب، یک اثر غیرفارسی و ترجمه شده اس!
شاید اگر نویسنده ای دیگه، میخواست این داستان رو به کتاب تبدیل کنه، می تونست تا هفتصد صفحه کش بده! بلکه بیشتر. ولی ناصر سلیم، با ظرافت خاصی که در قلمش داره، گوشه گوشه داستان رو به هم بافته و مهم تر اینکه، نکات علمی داخل کتاب، اتفاقات و تمام پیچ و تاب های داستانی، خیلی واضح و بدون هیچگونه توضیح اضافی پشت سر هم اتفاق می افتن. به زبان ساده، خواننده گمراه نمیشه، گم نمی شه، کسل نمیشه، و اشتیاق داستان، تا سطر آخر ادامه داره.
طبق عادت همیشگی، چیزی از داستان کتاب لو نمیدم. فقط در این حد بدونید که جایزه ی خوندن این صفحات، یک پایان زیبا و متفاوته! پایانی که شاید تو هیچ کتابی نخونده باشید! پایانی که، بعد از خوندن سطر آخر، زل بزنید به دیوار روبروتون و مدتی فکر کنید و پیش خودتون بگید کاش این کتاب جلد دوم داشت، ادامه داشت...
اما خب، توصیه می کنم کتاب رو خودتون بخونید، البته که این کتاب فقط سرگرمتون نمی کنه، بلکه به شما یاد میده! مباحث علمی یاد میده! قدرت تخیل رو تقویت می کنه و گاهی ذهنتون رو به چالش می کشه!
تبریک می گم به استاد و دوست گرامی ام، ناصر سلیم عزیز. در این کتاب شاهد به ثمر رسیدن تلاش های چند ساله اش بودم. اون همه مطالعه و تحقیق و کتاب و مقاله، بالاخره به بار نشست و تبدیل به یک کتاب ممتاز شد. زنده باد. بیش باد.
خبر خوب، اینکه کتاب های بیشتری در راهه، بی صبرانه منتظرم...
بنظرم اگر به ژانر انیمیشن هایی در سبک سفید برفی و فروزن و ....علاقه مند هستید مطالعه این کتاب خالی از لطف نیست. تغییر زاویه دید از دانای کل به من راوی هرچند کاربردی نداشت اما قابل توجه بود .پایان بندی داستان قوی ترین و به عبارتی شوک نهایی داستان بود .کتاب هرچند در دویست صفحه نوشته شده اما کشش داستانی خوبی دارد .از دوست عزیزم جناب سلیم که به بنده لطف داشته و کتاب را به من هدیه کردند سپاسگزارم .به امید آنکه شاهد موفقیت و پیشرفت روزافزون قلم نویسنده های جوان باشیم.
امانوئل جادوگر بیشتر از اینکه یک اثر علمی تخیلی باشد یک رمان فانتزی ست. در واقع رمان همه المان های ژانر فانتزی مانند جادو و جادوگری، خواندن اوراد، داروهای شفابخشِ معجزه آسا، اکسیرهای جوانی و مبارزات تن به تن با سلاح های نا پیدا و جادویی را در دل خود دارد. من شخصاً به داستان های فانتزی علاقه دارم، هر چند که تا به حال فرصتی برای مطالعه این دسته از آثار پیدا نکرده ام و مطمئناً تا به حال هیچ داستان فانتزی فارسی هم نخوانده بودم. لطف دوست خوبم، ناصر سلیم، باعث شد که که فرصت داشته باشم یک اثر فانتزی ایرانی مطالعه کنم امانوئل جادوگر مشخصاً در زیر ژانر Crossworlds fantasy قرار میگیرد. قهرمان اثر در مکان جابجا میشود و یک تنه در مقابل شر می ایستد. داستانهای فانتزی به صورت دیفالت در دسته اثار Young adult قرار میگیرند. ( البته تا حدودی به غیر از اثار تالکین بزرگوار) این کتاب هم مستثنی نیست و بیشتر مورد علاقه تین ایجرها قرار میگیرد. نقطه قوت کتاب شروع خوبش است که متاسفانه چندان پایدار نیست و به کل وارد مسیر دیگری میشود. نویسنده از حربه ای استفاده کرده و اسامی غیر ایرانی برای شخصیت هایش انتخاب کرده. شاید دلیلش ترس او از عدم پذیرش کاراکترهایی با هویت ایرانی از طرف مخاطبانش بوده. ولی به نظر من، ناصر سلیم فرصت خوبی را از دست داده. او میتوانست با انتخاب اسمهایی آشنا و با تلفیق با فرهنگ و بنیه تاریخی اساطیری مان اثرش را بومی سازی کند بدون انکه لطمه ای به ان وارد شود. یکی دیگر از ایرادات اثر منفعل بودن دنیای اطراف کاراکترهای اصلی ست. در واقع ما تاثیر و عملکرد قهرمانان اثر را بر روی زندگی و جهان اطراف سایر آدمها نمیبینیم. نه پلیسی در کار است، نه گروه هایی که مثلا مخالف یا موافق اعمال کاراکترها باشند، نه اخبار آنچنانی..همه چیز منتهی میشود به چند عکس العمل سر دستی از ترس و واهمه مردمی که از اتفاق شاهد درگیری بَدمَن ها و قهرمانان هستند. ضمن اینکه روایت به صورت نامنظم و بی قاعده ای بین سوم شخص و من راوی سوییچ میشود و همین باعث میشود کیفیت اثر کمی افت کند. در نهایت اما، این کتاب قدمی مفید برای نویسنده و ژانر محسوب میشود. برای ناصر سلیم آرزوی موفقیت میکنم و امیدوارم اثار بعدی اش قدرتمند تر باشند.
بعد از مدتها این اولین کتابی بود که اونقدر منو جذب کرد که یه روزه کل ۲۰۰ صفحه رو خوندم
از اون رمانهاییه در عین حال که کوتاهه، کلی محتوای خوب و حتی آموزشی داره. کتابی که وقت رو هدر نمیده. تو هر صفحه، حرف جدیدی داره. موضوع متفاوتی رو باز میکنه و اصلا اجازه نمیده حوصله خواننده سر بره در کنار یک داستان عاشقانه، موضوعات جذابی مثل تجانس، دنیای موازی، بُعد چهارم، زندگی پس از مرگ و هیپنوتیزم رو مطرح میکنه و اطلاعات علمی خیلی خوبی در موردش میده و بلافاصله بحث رو جمع میکنه.
البته یه جاهایی که در رابطه با زندگیهای متعدد صحبت میشد احساس کردم خیلی ابتدایی صحبت شده و حالت نصیحتگونه داره. ولی با صحبتهایی که در رابطه با سرنوشت آدمها و دلیل بعضی از بدشانسیها شده بود، کاملا موافقم، فقط حس کردم خیلی باز صحبت شده. بهتر بود نویسنده اجازه بده که خود خواننده اون موضوعات رو کشف کنه.
با خوندن این کتاب، حال و هوای چنتا کتاب دیگه برام یاداوری شد اگه به کتابهای «مرشد و مارگاریتا» و «نوستراداموس» و «ژوزف بالسامو»، علاقه داشتید، حتما حتما این کتابو بخونید. چون انگار یه تلفیق خیلی با حالی از این سه تا کتاب بود
مثل «مرشد و مارگاریتا» یه تخیل خیلی قوی و قشنگی داشت که آدم همهش دوست داشت جای ایمانوئل و میتانا باشه و غیب و شه سفر در زمان رو تجربه کنه مثل کتاب «نوستراداموس»، در کنار داستان علشقانهش، علمی بود و گاهی اتفاقات رو پیشبینی میکرد و حتی راجعبه اسرار اهرام ثلاثه هم حرفای جالبی زده بود. و در نهایت مثل کتاب «ژوزف بالسامو»، آدمهایی وجود داشتن که از قدرت ماورایی برخوردار بودن و هدفشون این بود که اکسیر جاودانگی درست کنن و تا همیشه زنده بمونن.
از محتوا که بگذریم، باید بگم یه جاهایی تو متن، اشتباهات دستوری بود و مشخص نبود الان زبان محاوره ست یا رسمی. خیلی جاها هم مشکل ویراستاری داشت و هکسره رعایت نشده بود
ولی در کل محتوا اینقدر خوب بود که میشد از این مسائل کوچیک به راحتی گذشت کرد و از خوندنش لذت برد😍
This novel falls under the genre of Science Fiction. Modern science is precisely provoked and displayed by the writer. You need to take into consideration everything you read from this book. It is worth contemplating. [You] as the reader, cannot predict what happens next, each page drags you to read the page after it until you finish it in no time. However, reading this book gave me so much pleasure and knowledge, I really enjoyed reading it. I recommend this book to whoever that is interested in ‘Modernism’.
چیزی که در این کتاب توجهم رو جلب کرد اشاره به برخی افسانهها و نکات علمی بود که باعث شد با کنجکاوی و اشتیاق داستان رو دنبال کنم. (البته که داستان هم انسجام و کشش خاص خودش رو داشت) اگر به کتابهای تخیلی و علمی علاقهمندید و به ماوراءالطبیعه باور دارید این کتاب رو پیشنهاد میکنم.
به نظرم دوستان در مورد کتاب خیلی لطف داشتن،کتاب داستان خوبی داره ولی به خوبی پرداخت نشده، و این پرداخت نشدن در مورد شخصیت ها هم کاملا دیده میشه کتاب اشتباهات زیادی داره، بخصوص در بخش نگارش و دستور زبان که نمیشه ازشون چشم پوشی کرد
یه کتاب خیلی خوب در ژانتر فانتزی با توصیفات دقیق، شخصیتپردازی عالی و پایانبندی هیجانانگیز و غافلگیر کننده. از معدود کتابهای خوب ژانر فانتزی در ایران