اولین اثری که از گراهام گرین خواندم...
داستان انسان هایی که به دنبال عشق می گردند..گاه تمام عمر از آن بی بهره اند،بدون عشق زندگی می کنند و بدونش میمیرند..گاه آن را بدست می آورند اما برای کوتاه زمانی..همچو مشتی از ماسه خوشبختی از میان انگشتانشان فرو میریزد..گاه آن را می یابند اما در وجود فردی که راهی برای رسیدن به اونمیبینند..همچو دیدن لحظه ای جزیره ای در اقیانوسی طوفانی..اندک افرادی میان ما عشق را می یابند با آن زندگی می کنند و در عشق میمیرند..
در نهایت اما با یا بدون عشق،با ایمان یا بدون آن،همه رنج میبرند..انتخاب های ما،شرایط ما و احساسات ما،گویی همه برای رنج بردن مقدر شده اند.