:به جستجوی تو
در معبر باد ها می گریم,
در چهار راه فصول,
در چارچوب شکسته پنحرت ای
قابی کهنه میگیرم
این دفتر خالی
تا چند
تا چند ورق خواهد خورد؟
*
نامت سپیده دمی است که بر پیشانی آسمان میگذرد
متبرک باد نام تو!
و ما همچنان
دوره میکنیم
شب را و روز را
هنوز را..
(شاملو..در یادبود فروغ)
اشعار فروغ از دنیای فروغ جان گرفته اند..در کار های فروغ یک نوع شخصی سازی هست..موضوع شعر های او اغلب خود اوست,دنیای او,نگاه او..ترس ها, حسرت ها و نیاز ها...عشق در اثار فروغ بسیار هست,اما عشق فروغ اغلب متعلق به دیروز است..و امروز چیزی باقی نمانده جز خاطرات شبح وار از خوبی های گذشته,و تصاویر شفاف و تکرار شونده از بدی ها..