هفت کشور یا شرح اقالیم سبعه یا صورالاقالیم کتابیاست به زبان عربی در جغرافیا، نوشتهٔ نویسندهای ناشناخته. تألیف کتاب به سال ۷۴۸ قمری بودهاست و به امیر مبارزالدین محمد از سلاطین آل مظفر پیشکش شدهاست. مشتمل بر دو باب است که در باب اول در دو فصل، به ذکر زمین، مساحت آن، ذکر آفاق جنوبی و خط استوا و در باب دوم، در هفت فصل به ذکر اقالیم پرداخته است. مؤلف همچنین شرحی از عجایب شهرهای معظم هر کشور، نوشته است. نظیر چشمهای که اکسیر از آن ترشح میکند، یا تودههای تخم پرندگان که به شکل گنبدهای بزرگ سفید در آمدهاند، یا شنیدن آواز فلک که از سائیدن فلکها بر یکدیگر برمیآید و نظایر آنها.
منوچهر ستوده (۲۸ تیر ۱۲۹۲ تهران – ۲۰ فروردین ۱۳۹۵ عباسآباد) ایران شناس، جغرافی دان تاریخی، استاد دانشگاه تهران و پژوهشگر برجستهٔ ایرانی بود. از او حدود ۶۰ جلد کتاب و نزدیک به ۳۰۰ مقاله بهجا مانده است. او نخستین ایرانی است که اولین فرهنگ گویشی را به چاپ رسانید.
دوستان گرانقدر، با آنکه این کتاب را در زمینۀ جغرافیا جای داده اند، ولی همه چیز دارد جز جغرافیا.. از سرزمینها و رسم و رسوم و حیوانات و گیاهانِ سرزمینها مینویسد و امروزه تمامیِ آنها را شاید بتوان به عنوانِ جوکی جالبِ توجه خواند و بس... و شاید بتوان در بخشِ داستانهایِ افسانه ای از آن یاد برد... از ایران و پادشاهان و شهرهایِ آن، آنچه نویسنده نوشته است، به اندازه ای موهوم است که شک میکنیم که این شخص در ایران زندگی کرده یا خیر!!! ... و امّا در موردِ سرزمینهایِ دیگر نیز وضع همینگونه است و بدونِ شک، خودش هم نمیدانسته که چه مینوشته است!! و بیچاره آنهایی که از این شخصِ ناشناس، پرسشهایشان را در زمینۀ علمی و تاریخی و جغرافیایی مطرح میکرده اند... به انتخاب، چند نمونه از نظراتِ نویسنده را در زیر برایتان مینویسم و سپس در پایان، در موردِ این کتاب توضیحی کوتاه به ریویو اضافه میکنم --------------------------------------------- به قولِ نویسنده، در موردِ آفاقِ جنوبی و خطِ استوا، مینویسد: در محیطِ آن کوهی است بزرگ، که از ساحل کشیده و گردِ زمین برآمده، مقدارِ سیصد فرسنگ طول و دویست فرسنگ عرضِ آن زمین است و بعضی از جانبِ غربیِ آن کوه گشاده است و آب در او افتاده و دریا گشته و از کوه ها و بلندی هایِ بسیار که در میانِ آب است، جزایری ظاهر شده و در اثرِ آن جزایر، صورتِ انسان و دیگر حیوانات و انواعِ نباتات باشد و از آن جمله دو جزیرۀ "واق واق" است و آن درختی است که چیزی همچون سرِ آدمی از او برمی آید و آوازِ واق واق از او می آید.. در جنوبِ این جزیره، جزیرۀ "دجال" واقع شده است که محمد رسول الله فرمود که دجال در آن جزیره دربند است!!! و نمیتواند از آنجا خارج شود... جزیره ای دیگر در این منطقه است با نام "نمکوت".. در این جزیره درختی برآید که میوه و ثمرش شبیه به انسان است و در زمانِ رشد و تربیت، غذا میخواهد و چیزی همچون کدو با دو سرِ پستان در درخت پدید می آید و آن میوۀ عجیب از سرِ پستانها شیر میمکد تا قوت گیرد.. بعد از آن، نافِ آن را از درخت جدا میکنند تا وحشی گردد و به بیشه رود.. عمرِ این موجود بیش از یکسال نیست ************ این نویسنده در موردِ نهنگ مینویسد: نهنگ جانوری است که به غیر از سوراخِ دهان، در اندامِ او سوراخِ دیگری وجود ندارد!! و خوردن و فضله انداختن و بچه آوردن، همه از راهِ دهان انجام میدهد و اگر در خشکی بچه آورد، آن بچه "سقنقور" میباشد و اگر در آب بچه کند، آن بچه نهنگ باشد.. همچون ماهی که اگر در ساحل و خشکی تخمش را بریزد، آن تخم به جایِ ماهی تبدیل به "ملخ" میشود ************ در حوالیِ دارالملکِ هندوستان، کوهی قرار گرفته که آنقدر بلند است که از نمازِ صبح تا پایانِ شب، همچنان خورشید در آن غروب نمیکند.. بسیاری سؤال میکنند که اگر این کوه آنقدر بلند است، چرا از بالایِ آن نمیتوان آوازِ فلک را شنید!!!؟؟؟ در جواب باید گفت: از آنجایی که در بالایِ این کوه، بخارِ آب و غبار بسیار است، بنابراین بخار و غبار، مانع از رسیدنِ صدا و آوازِ فلک به آنجا میشود ************ نویسنده در مورد کرگدن مینویسد: کرگدن جانوری است بزرگ که سروی بلند بر پیشانی دارد و فیل را میکُشد و دشمنِ بچۀ خود است و بچه را هفت سال در شکم نگاه میدارد و بچه در شکم خم میشود و علف میخورد و هرگاه مادر خم میشود تا علف بخورد، دست و پایِ بچه سفت شده و نمیتواند فرار کند .. ولی زمانی که مادرش به خواب رود، اگر بچه فرصت کند، از شکم بیرون می آید و برای همیشه به بیشه زار میگریزد... برخی میپرسند که اگر بچۀ کرگدن در درونِ شکمِ مادر غذا و علف میخورد، فضله را کجا میریزد؟؟؟ در جواب باید گفت که چون بچه تحرک ندارد، فضله در شکمش تحلیل میرود و البته اگر فضله را میریخت، مادری که توانِ نگاه داشتن آن بچۀ بزرگ را دارد، توانِ نگاه داشتنِ فضله هایِ جمع شدۀ او را نیز خواهد داشت ************ نویسنده از موجودی به نام "رُخ" نام میبرد و میگوید: رُخ موجوی بزرگ است که دشمنِ فیل و کرگدن است.. آنها را با چنگالهایش آنقدر بالا میبرد که از تابشِ آفتاب، روغنی از بدنِ آنها خارج میشود و آن روغن به درونِ چشمشان رفته و آنها را میکشد.. بعد جنازۀ آنها را به خوردِ بچه اش میدهد ************ در سرزمینِ یمن، قصری محکم وجود دارد به نامِ قصرِ "غمدان" که میگویند پس از طوفانِ نوح، نخستین عمارتی بوده که در جهان ساخته شده است --------------------------------------------- هفت سرزمین یا هفت اقلیم به دو صورت تقسیم بندی میشده است.. یکی به صورتِ خطی و دیگری به صورتِ دایره ای بوده است.. ایران زمین در دایره ای در مرکز و شش اقلیم یا سرزمینِ دیگر، در اطراف آن قرار میگرفتند، به صورتی که هریک از این دایره ها مماس با دیگری و مماس با دایره مرکزی باشد... در روشِ دیگر، هفت اقلیم را در درازایِ عالم نشان میدادند.. یعنی از خط استوا چند درجه بالا می آمدند و خطی در سراسرِ عالم میکشیدند. این اقلیم اول بود.. سایر اقلیمها نیز به نسبتی از خطِ استوا در طولِ عالم قرار میگرفت تا به اقلیمِ هفتم که منطقه ای زیرِ قطب شمال بود، میرسید.. اقلیم هایِ هفتگانۀ این کتاب نیز از همین نوعِ خطی میباشد... پس این کتاب از هفت فصل تشکیل شده که همراهِ آن نقشه هایی نیز بوده است که امروزه در دسترس نیست... نویسندۀ ناشناس، این کتاب را در شهرِ کرمان به پایان رسانده و آن را به «امیر مبارزالدین محمد» هدیه داده است --------------------------------------------- امیدوارم این ریویو در جهتِ آشنایی با این کتاب، کافی و مفید بوده باشه «پیروز باشید و ایرانی»