It was a New Year's party at the school. Students were getting ready to celebrate the new year. But Ryan found out that there is a misspelling in Happy New Year's writing. He decided to correct it. So he pitched up Brian's pen. But Brian didn’t want anyone to touch his stuff without permission and this made him angry!
I was born in 1988 and started writing stories when I was 5. Then I went to school and kept writing stories. At the time I was 16, I started working for magazines as a humorist and kept writing stories. When I grew up, I studied nuclear physics and kept writing. As a university student, I worked as a graphic designer, film editor, teacher, and journalist and kept writing always. Now I am working as a copywriter, editor, and teacher and still keep writing stories. So, I am anything but a writer!
آقا این کتاب خیلی فان و باحال بود. سربسته اسپویل کنم، حتما دیدین توی فامیلاتون دوتا بچه باهم دعوا میکنن بعد بزرگترا میان قاطی دعوا میشن و تهش به یه دعوا و قهر بزرگ میرسه. ولی درحالیکه پدر و مادرا دارن همو پاره میکنن بچه ها میرن یه گوشه دنباله بازی رو میگیرن.
I love how the whole story starts with something pretty small and eventually the whole thing blows out of proportion... It has an underlying humour to it with funny little illustrations which fit the story perfectly. My favourite part is the ironic ending.
من عاشق کتابهایی هستم که تصویر و متنشان تضاد دارند. این کتاب هم از این دسته است. پیام ابراهیمی موضوع سادهای مثل اختلافات بچهها در مدرسه را بنمایه داستان قرار داده و جهانی خلق میکند که برای بزرگسالان نیز بامعنی است: بسیاری از اختلافات بزرگ از موضوعات کوچکتر نشات میگیرند. البته شاید بتوان کتاب را یک کتاب ضدجنگ نیز حساب کرد. البته که به نظرم جنگهای این دوره و زمانه از این دست نیست.
Normally I don’t write reviews for all the books I get a chance to read but for this one, I kinda felt obliged to do so. I hadn’t the slightest idea of what I will go through when I picked up this book; and just got shocked by the amazing telling and the story itself (I even laughed a bit loud before I understand what’s going on). A normalized drama of our lives; the story of war which was brought to children but honestly I enjoyed it big time as an adult. I deducted a star since the illustration wasn’t really my type (No offense; different illustrations are beautiful to different minds). But overall, beautiful, adorable, heartbreaking and definitely a must-read.
معلّمها و دانشآموزها که معلوم نیست کجایی هستند. نه پوشششان آشناست نه حال و هوایشان. نثر هم پیشپاافتاده و دمدستی است و بک جوری است که انگار اول به یک زبان دیگر نوشته و بعد به فارسی ترجمه شده است. راستش یک مقداری هم از این فاز «صلحطلبی» که اخیراً دیگر شورَش درآمده زدهام. همین.
مطمئن نیستم برای بچهها مناسب باشه. البته حتماً براشون خندهداره ولی نمیدونم چه پیامی ازش میگیرن. امتحانی باید برای یه بچه بخونم ببینم چی میشه:)) ولی برای ما آدم بزرگا بامزه است و بهمون یاد میده اگه قاطی دعوای بچهها شدیم جانبداری نکنیم و با زور و خشونت ازشون نخواهیم با هم مهربون باشن:)
کتابهایی که تجربۀ همکاری مشترک ایران و جاهای دیگر هست را دوست دارم و این سنت را پرتقال در چند کتاب مختلف انجام داده است. البته مثل همیشه مشکوک به همه چیز که به درستی انجام شده و آیا دستهایی پشت پرده هست یا نه؟ داستان از یک اشتباه ساده شروع میشود و قدم به قدم بغرنجتر میشود. از آن بغرنجیها که هم دارد به ما نهیب میزند که حواسمان باشد و هم اینکه بانمک است. تلاشی برای آموزش غیرمستقیم که خوب هم عمل میکند. وقتی قصه را بخوانیم هم دلمان خنک میشود هم شاید با خودمان بگوییم دیگر خیلی شلوغش کرده و اگر این طور باشد قصه برای ما جالب بود. اما ای کاش تصاویر بانمکتر بود. با اینکه ریزهکاریهاش زیادی در تصویر هست با کمی کار کردن بیشتر روی قصه و هم تصویر میشد یک کتاب تصویری عالی درآورد اما حالا شبیه بسیار نمونههایی است که میبینیم.