What do you think?


فیل در تاریکی
فیل در تاریکی رمانی در سبک جنایی و نوآر از نویسندهی ایرانی قاسم هاشمینژاد (۱۳۹۵–۱۳۱۹) است که در سال ۱۳۵۸ چاپ شد.
جلال امین شخصیت اصلی داستان، گاراژداری قدیمی است که برادرش حسین در آلمان تحصیل میکند. حسین در بازگشت برای جلال یک اتومبیل بنز آخرین مدل میآورد. شبکهای تبهکار بدون اطلاع حسین در ماشینش هروئین جاسازی کردهاند و پس از ورود اتومبیل به ایران به دنبال آن هستند. حسین به دست تبهکاران به قتل میرسد و جلال برای گرفتن انتقام او، به مقابله با آنها میپردازد.
عنوان داستان هاشمینژاد اشارهی مستقیم به تمثیل فیل در تاریکی مولوی در مثنوی معنوی دارد. نثر هاشمینژاد نثری است حسابشده و شاعرانه که حاصل سالها مصاحبت او با ادبیات فارسی و پرسهزدن در متون قدیمی و عرفانی است. هاشمینژاد در این رمان، به خلق لهجههای مختلف در زبان فارسی دست زده است و تصویری مدرن اما ترسناک از تهران به دست داده است.
جلال امین شخصیت اصلی داستان، گاراژداری قدیمی است که برادرش حسین در آلمان تحصیل میکند. حسین در بازگشت برای جلال یک اتومبیل بنز آخرین مدل میآورد. شبکهای تبهکار بدون اطلاع حسین در ماشینش هروئین جاسازی کردهاند و پس از ورود اتومبیل به ایران به دنبال آن هستند. حسین به دست تبهکاران به قتل میرسد و جلال برای گرفتن انتقام او، به مقابله با آنها میپردازد.
عنوان داستان هاشمینژاد اشارهی مستقیم به تمثیل فیل در تاریکی مولوی در مثنوی معنوی دارد. نثر هاشمینژاد نثری است حسابشده و شاعرانه که حاصل سالها مصاحبت او با ادبیات فارسی و پرسهزدن در متون قدیمی و عرفانی است. هاشمینژاد در این رمان، به خلق لهجههای مختلف در زبان فارسی دست زده است و تصویری مدرن اما ترسناک از تهران به دست داده است.
180 pages, Paperback
First published March 21, 1979
About the author
قاسم هاشمینژاد
27 books95 followersقاسم هاشمینژاد (متولد ۱۳۱۹) نویسنده، مصحح و مترجم ایرانی است. مشهورترین اثر وی فیل در تاریکی از مهمترین آثار در ژانر پلیسی ایرانی محسوب میشود.
آثار
داستانی
فیل در تاریکی، کتاب زمان، ۱۳۵۸
تکچهره در دو قاب، ، ۱۳۵۹
راه و بیراه: فیلمنامه، (کارگردان: سیامک شایقی)، ۱۳۷۱
خیرالنساء (۱۲۷۰-۱۳۶۷): یک سرگذشت، کتاب ایران، ۱۳۷۲
عشقنامۀ ملیک مطران: یک فیلمنامه، مرکز، ۱۳۷۷
کودکان
توی زیبایی راه میروم: ۲۶ شعر از بر و بچههای چی مایو، مرکز (کتاب مریم)، ۱۳۷۰
قصهٔ اسد و جمعه، مرکز (کتاب مریم)، ۱۳۷۰
شعر
گواهی عاشقی اگر بپذیرند، کتاب ایران، ۱۳۷۳
پری خوانی ، ۱۳۵۸
تصحیح و نقد
سفرنامهی ناصرخسرو قبادیانی مروزی، ناصرخسرو قبادیانی، زوار، ۱۳۶۹
در ورق صوفیان: سه مقاله در حوزهٔ عرفان، ساحت، ۱۳۸۴
قصههای عرفانی: تعریف، تبیین، طبقهبندی، پژوهشگاه فرهنگ هنر و ارتباطات، ۱۳۸۸
حکایتهای عرفانی: ۲۰۱ گزیدۀ روایی از دفتر معرفتپیشگان، حقیقت، ۱۳۸۹
ترجمه
کارنامۀ اردشیر بابکان: از متن پهلوی، -، مرکز، ۱۳۶۹
مولودی: نمایش منظوم، تی. اس. الیوت، مرکز، ۱۳۷۷
بشنو، آدمک، ویلهلم رایش، کتاب ایران، ۱۳۸۰
خواب گران، ریموند چندلر، کتاب ایران، ۱۳۸۱
من منم: کتابی دربارۀ خودکاوی، راتان لعل، ، ۱۳۸۲
آوادوگیتا: سرود رستگاری: کهنترین متن وحدت وجود، داتاتریا، ثالث، ۱۳۸۳
کتاب ایوب: منظومۀ آلام ایوب و محنتهای او در عهد عتیق و مقایسۀ تطبیقی با پنج متن کهن فارسی، هرمس، 1386
آثار
داستانی
فیل در تاریکی، کتاب زمان، ۱۳۵۸
تکچهره در دو قاب، ، ۱۳۵۹
راه و بیراه: فیلمنامه، (کارگردان: سیامک شایقی)، ۱۳۷۱
خیرالنساء (۱۲۷۰-۱۳۶۷): یک سرگذشت، کتاب ایران، ۱۳۷۲
عشقنامۀ ملیک مطران: یک فیلمنامه، مرکز، ۱۳۷۷
کودکان
توی زیبایی راه میروم: ۲۶ شعر از بر و بچههای چی مایو، مرکز (کتاب مریم)، ۱۳۷۰
قصهٔ اسد و جمعه، مرکز (کتاب مریم)، ۱۳۷۰
شعر
گواهی عاشقی اگر بپذیرند، کتاب ایران، ۱۳۷۳
پری خوانی ، ۱۳۵۸
تصحیح و نقد
سفرنامهی ناصرخسرو قبادیانی مروزی، ناصرخسرو قبادیانی، زوار، ۱۳۶۹
در ورق صوفیان: سه مقاله در حوزهٔ عرفان، ساحت، ۱۳۸۴
قصههای عرفانی: تعریف، تبیین، طبقهبندی، پژوهشگاه فرهنگ هنر و ارتباطات، ۱۳۸۸
حکایتهای عرفانی: ۲۰۱ گزیدۀ روایی از دفتر معرفتپیشگان، حقیقت، ۱۳۸۹
ترجمه
کارنامۀ اردشیر بابکان: از متن پهلوی، -، مرکز، ۱۳۶۹
مولودی: نمایش منظوم، تی. اس. الیوت، مرکز، ۱۳۷۷
بشنو، آدمک، ویلهلم رایش، کتاب ایران، ۱۳۸۰
خواب گران، ریموند چندلر، کتاب ایران، ۱۳۸۱
من منم: کتابی دربارۀ خودکاوی، راتان لعل، ، ۱۳۸۲
آوادوگیتا: سرود رستگاری: کهنترین متن وحدت وجود، داتاتریا، ثالث، ۱۳۸۳
کتاب ایوب: منظومۀ آلام ایوب و محنتهای او در عهد عتیق و مقایسۀ تطبیقی با پنج متن کهن فارسی، هرمس، 1386
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 30 of 167 reviews
October 21, 2019
۱.
یک آدم معمولی در آستانۀ چهل سالگی، سال ها دور از آخرین ماجراجوییهای دوران سربازی، اتفاقی وارد ماجرایی میشود، ماشینی پر از مواد مخدر جاساز شده دستش میافتد، و هوس برش میدارد وارد بازیهای دنیای قاچاقچیها شود، سعی میکند بازیشان دهد و این وسط سودی کند، اما کم کم می بیند جای بدی گیر افتاده و اوضاع وخیم و وخیمتر می شود.
۲.
موقع خواندن احساس می کردم فیلم جنایی-اکشنی از دهۀ پنجاه و شصت می بینم، فضای تهران دهۀ پنجاه، تیپ و لهجۀ آدم ها، گاراژها و ماشین های قدیمی و صدالبته تعقیب و گریزها و قهرمانهای یکهبزن و فِمفَتالها و خلافکارهای عینک دودی به چشم و... ظاهراً قرار بوده همان سالها از این کتاب فیلمی دربیاید که نیمهکاره مانده و به سرانجام نرسیده. ولی همین نویسنده فیلمنامهٔ جنایی-اکشن دیگری هم نوشته به نام «راه و بیراه» راجع به سرقت از بانک، که این یکی فیلم شده.
۳.
عنوان نوید روایتی فلسفیتر می داد. خیلیها نوشته بودند داستان پلیسی است و همین، در کنار عنوان داستان، باعث شد تصور کنم داستان راجع به کارآگاهی است دنبال حل کردن یک معمّا و هر کس از شاهدان روایت خودش از واقعیت را ارائه میدهد که با روایت دیگر سازگار نیست، و مثلاً صحنهٔ قتل را هر کس از گوشهای دیده و به شکلی متفاوت نقل میکند. و با حل معمّا معلوم شود هر کس جنبهای از ماجرا را دیده و باقی جنبهها از چشمش دور مانده و همین باعث روایات متناقض شده. وقتی داستان را خواندم از این جهت ناامید شدم.
۴.
به نظر ژانر درستتر برای این کتاب، «جنایی» (کرایم) باشد. البته ما معمولاً ژانر جنایی را با ژانر پلیسی-معمایی یکی میگیریم، و در نتیجه جایی برای آثاری مثل این کتاب باقی نمیماند که یا خبری از پلیس در آنها نیست یا پلیس نقشی فرعی دارد و محور اصلی داستان روایت ماجرای یک جرم یا مجرم است.
توضیح بیشتر راجع به ژانر جنایی
یک آدم معمولی در آستانۀ چهل سالگی، سال ها دور از آخرین ماجراجوییهای دوران سربازی، اتفاقی وارد ماجرایی میشود، ماشینی پر از مواد مخدر جاساز شده دستش میافتد، و هوس برش میدارد وارد بازیهای دنیای قاچاقچیها شود، سعی میکند بازیشان دهد و این وسط سودی کند، اما کم کم می بیند جای بدی گیر افتاده و اوضاع وخیم و وخیمتر می شود.
۲.
موقع خواندن احساس می کردم فیلم جنایی-اکشنی از دهۀ پنجاه و شصت می بینم، فضای تهران دهۀ پنجاه، تیپ و لهجۀ آدم ها، گاراژها و ماشین های قدیمی و صدالبته تعقیب و گریزها و قهرمانهای یکهبزن و فِمفَتالها و خلافکارهای عینک دودی به چشم و... ظاهراً قرار بوده همان سالها از این کتاب فیلمی دربیاید که نیمهکاره مانده و به سرانجام نرسیده. ولی همین نویسنده فیلمنامهٔ جنایی-اکشن دیگری هم نوشته به نام «راه و بیراه» راجع به سرقت از بانک، که این یکی فیلم شده.
۳.
عنوان نوید روایتی فلسفیتر می داد. خیلیها نوشته بودند داستان پلیسی است و همین، در کنار عنوان داستان، باعث شد تصور کنم داستان راجع به کارآگاهی است دنبال حل کردن یک معمّا و هر کس از شاهدان روایت خودش از واقعیت را ارائه میدهد که با روایت دیگر سازگار نیست، و مثلاً صحنهٔ قتل را هر کس از گوشهای دیده و به شکلی متفاوت نقل میکند. و با حل معمّا معلوم شود هر کس جنبهای از ماجرا را دیده و باقی جنبهها از چشمش دور مانده و همین باعث روایات متناقض شده. وقتی داستان را خواندم از این جهت ناامید شدم.
۴.
به نظر ژانر درستتر برای این کتاب، «جنایی» (کرایم) باشد. البته ما معمولاً ژانر جنایی را با ژانر پلیسی-معمایی یکی میگیریم، و در نتیجه جایی برای آثاری مثل این کتاب باقی نمیماند که یا خبری از پلیس در آنها نیست یا پلیس نقشی فرعی دارد و محور اصلی داستان روایت ماجرای یک جرم یا مجرم است.
توضیح بیشتر راجع به ژانر جنایی
May 19, 2019
عالی بود
چه حیف که همچین مواردی در ادبیات ما انقدر کم هستن
این ژانر که خب تو ایران خیلی کم بهش پرداخته شده و خودش از این لحاظ شاخص هستش و خوب هم اجراش کرده بود
اما نکته مثبت فیل در تاریکی بنظرم این بود که با همچین ژانری به سمت عامه پسند و سطح پایین شدن نرفته بود
روحت شاد آقای هاشمی نژاد و کاش که بیشتر مینوشتی
چه حیف که همچین مواردی در ادبیات ما انقدر کم هستن
این ژانر که خب تو ایران خیلی کم بهش پرداخته شده و خودش از این لحاظ شاخص هستش و خوب هم اجراش کرده بود
اما نکته مثبت فیل در تاریکی بنظرم این بود که با همچین ژانری به سمت عامه پسند و سطح پایین شدن نرفته بود
روحت شاد آقای هاشمی نژاد و کاش که بیشتر مینوشتی
April 29, 2019
هوالحق
و باز هم شاهقاسم هاشمینژاد
باز هم لذّت وافر از ادبیات، فارغ از اینکه در چه شکلی باشد در قالب متون عرفانی قرون گذشته ادبیات اسلامی-ایرانی باشد، متن پهلویِ کارنامه اردشیر بابکان باشد، داستان جنایی قرنِ بیستیِ ریموند چندلرِ آمریکایی باشد، یا در قالبِ شعرِ موجِ نو معاصر باشد، یا منظومه تی اس الیوتِ انگلستانی یا کتابِ ایوبِ عهد عتیق یا نقدِ جدی ادبیات داستانی معاصر باشد یا چه میدانم داستان جنایی باشد که در آستانه سالهای انقلاب در تهران میگذرد، بدون اینکه نویسنده خبر داشته باشد انقلابی پیش روست بدون اینکه بخواهد دم از خلق و توده بزند یا در رمانش پُزهای روشنفکری بدهد، حتما باید هاشمینژاد باشی حتما باید دیوانه ادبیات باشی، بر هر زمینی قدم بزنی، در هر زمینهای قلم بزنی: شعر، داستان، نقد، تصحیح، ترجمه و ...
.
شاید راهت را گم کرده باشی که مدام به این در و آن در میزنی شاید اگر انرژی و استعدادت را صرف یک حوزه میکردی الان خیلیها میشناختندت یا شاید اگر در گروه و دستهای بودی اینقدر غریب نمیماندی اینقدر غریب نمیرفتی
حداقل شاهکارت فیل در تاریکی بیشتر دیده میشد. در این چهل سال به چاپهای متعددی میرسید ولی خب وقتی که دیوانه ادبیات باشی فارغ از مناسبات معمول باشی و از طرفی خلق و خویِ درویشی داشته باشی چه نیازی داری به دیده شدن، چه نیاز داری به اینکه کتابت به چاپهای متعدد برسد. اصلاً به جایی میرسی که خودت هم باورت میشود که یکی از شاهکارهایت اصلاً لیاقت حضور در کارنامه ادبیت را ندارد در مقدمهاش مینویسی:
.
《به خواننده کتاب صادقانه اعتراف میکنم که تا همین اواخر کتاب فیل در تاریکی را کم و بیش از دایره آثار قلمی خودم بیرون گذاشته بودم》
.
ولی خب شاه قاسم جان چه بخواهی چه نخواهی بالاخره مخاطب دستت را میخواند، مشتت را باز میکند کتابهایت را میخواند بعد از چهل سال شاهکارت -یگانه رمانِ جنایی ادبیات فارسی- منتشر میشود علی رغم گرانی کتاب در دو روز دویست نسخهاش خریده میشود.
.
البته خودت در پایانِ مقدمهات که شش ماه قبل از مرگت نوشتهای به این نکته اذعان میکنی:
.
《اکنون که با چاپ و انتشار دوباره، فیل در تاریکی مجدداً به دایرهیِ آثار قلمیِ من راه مییابد، رودربایستی را کنار بگذارم و از کتاب مقدّس عبارتی را برای بیان مقصودم به وام گیرم: "سنگی که معماران روزی دور افکنده بودند به خواستِ خدا آرایش ایوان شود.》
والسلام
July 29, 2023
راستش ما «داستان» در ادبیات فارسی کم داریم. داستان به معنای ماجرایی که تو به خاطر به نتیجه رسیدن اون برگههای کتاب رو ورق بزنی. که فقط جریان سیال ذهن و بررسی شخصیتها و تمها و پیچیدگیها و دغدغههای سیاسی و اجتماعی هدف نباشه. این پاراگراف به معنای ارزشگذاری نیست که همون میزان که از داستان لذت میبرم، از تمام عبارتهای ذکرشده هم همینطور.
فیل در تاریکی اما یک نمونهی خوشخوان و قابلقبول برای یک «داستان»ه. داستانی که از قضا جنایی و رمزآلود هم هست که برای منِ کمتر آشنا با ادبیات فارسی (امسال دارم سعی میکنم عوضش کنم!) تجربهی فضای جدیدی بود. هر چند نقدهایی میتونم داشته باشم مثل شخصیتپردازی ضعیف به استثنای یکی دو مورد و گنگ بودن برخی ماجراها، اما میتونم چشمم رو هم به روشون ببندم در عوض استفاده از یک شهر یعنی تهران به عنوان یک شخصیت تمام و عیار و برای جسارتش برای تعریف کردن صرفا یک قصه اون هم در زمانی که اکثرا چیز دیگری مینوشتند.
فیل در تاریکی اما یک نمونهی خوشخوان و قابلقبول برای یک «داستان»ه. داستانی که از قضا جنایی و رمزآلود هم هست که برای منِ کمتر آشنا با ادبیات فارسی (امسال دارم سعی میکنم عوضش کنم!) تجربهی فضای جدیدی بود. هر چند نقدهایی میتونم داشته باشم مثل شخصیتپردازی ضعیف به استثنای یکی دو مورد و گنگ بودن برخی ماجراها، اما میتونم چشمم رو هم به روشون ببندم در عوض استفاده از یک شهر یعنی تهران به عنوان یک شخصیت تمام و عیار و برای جسارتش برای تعریف کردن صرفا یک قصه اون هم در زمانی که اکثرا چیز دیگری مینوشتند.
June 8, 2019
چه چیزی می تواند بیشتر از این نشانه ی یک داستان خوب باشد که شما نتوانید کتاب را زمین بگذارید؟ "فیل در تاریکی" یک قصه است. قصه ای پرکشش با چارچوبی دقیق و نثری روان. به نظرم می آید جای چنین قصه هایی میان "کپشن نویس های نسل جدید" خالی است.
June 1, 2019
يه داستان پليسى و معمايى جالب كه بعد از گذشت ٤٣ سال از نوشتنش هنوز جذابيت خاص خودشو داره و حسى مانند تماشاى يه فيلم به آدم ميده. جاهايى از داستان بود كه نفسم بند ميومد و منتظر ادامه ش بودم.
در كل بسيار لذت بردم
در كل بسيار لذت بردم
September 29, 2013
فقر ادبیات پلیسی در ایران بیداد میکند. این کتاب از معدود تلاشهای ادبیات پلیسی است و بد هم نشده، زمینه و کشش و تعلیق خوبی دارد
یکی دو جا فقط کمی "قسر" در میبرد آدمش را
و یکجورهایی هم تحت تاثیر چندلر است، که بعدها نویسنده همین کتاب،" خوابگ گران" او را ترجمه کرد.
در نسبتش با زنان، حرف زدن، برخوردش با اطراف و توصیف ها
یکی دو جا فقط کمی "قسر" در میبرد آدمش را
و یکجورهایی هم تحت تاثیر چندلر است، که بعدها نویسنده همین کتاب،" خوابگ گران" او را ترجمه کرد.
در نسبتش با زنان، حرف زدن، برخوردش با اطراف و توصیف ها
September 17, 2019
ـ چند وقته تریاک میکشی آقا کرامت؟
ـ ئی، بیس بیس و پنجسالی میشه...اولش یه جور عشقه. بعدش میشه عادت. عین آدمای عاشقی که به معشوق نمیرسن. دیدیشون؟ خب، دلشون قرار نداره. فکر و ذکرشون دائم طرفه. میان چیکار میکنن؟ زن میگیرن. عادت میکنن بش. منم همینطور، جلال آقا...منم با این ازدواج کردم. نخواسم یه زنو بدبخت کنم
ـ ئی، بیس بیس و پنجسالی میشه...اولش یه جور عشقه. بعدش میشه عادت. عین آدمای عاشقی که به معشوق نمیرسن. دیدیشون؟ خب، دلشون قرار نداره. فکر و ذکرشون دائم طرفه. میان چیکار میکنن؟ زن میگیرن. عادت میکنن بش. منم همینطور، جلال آقا...منم با این ازدواج کردم. نخواسم یه زنو بدبخت کنم
February 20, 2021
بین دو و سه ستاره مردّدم.
ساختار و استخونبندیِ یک داستان پلیسی رو به خوبی داشت و کاملاً با قواعد ژانری میخوند. فمفتل داشت و پلیس مخفی داشت و قهرمانِ مردِ شکستخورده داشت و با وجود اینها، تماماً «ایرانی» بود؛ اما اونطور که انتظار داشتم نبود. من انتظار یه رمان جنایی درست و حسابی داشتم و یه روایت تو در تو و مبهمِ راشومونطور.
در هر حال، مثال خیلی خوبی بود برای این که به آدم یاد بده چطور کتابهای ادبیات ژانری رو بدون اینکه توی ذوق بزنه و تقلید موبهمو و الکنی از نمونههای خارجیش باشه، بومی بنویسه.
ساختار و استخونبندیِ یک داستان پلیسی رو به خوبی داشت و کاملاً با قواعد ژانری میخوند. فمفتل داشت و پلیس مخفی داشت و قهرمانِ مردِ شکستخورده داشت و با وجود اینها، تماماً «ایرانی» بود؛ اما اونطور که انتظار داشتم نبود. من انتظار یه رمان جنایی درست و حسابی داشتم و یه روایت تو در تو و مبهمِ راشومونطور.
در هر حال، مثال خیلی خوبی بود برای این که به آدم یاد بده چطور کتابهای ادبیات ژانری رو بدون اینکه توی ذوق بزنه و تقلید موبهمو و الکنی از نمونههای خارجیش باشه، بومی بنویسه.
September 7, 2017
مدتها بود که داستانی در این حالوهوا نخونده بودم و خب راضیام و لذت بردم. البته باید بگم که زبان هم بسیار تمیز و شسته رفته بود. و این از قاسم هاشمینژاد اصلاً بعید نیست.
June 8, 2017
نثر داستان روان و دوستداشتنیه و همین باعث میشه تا آخر پای اون نشست. شخصیتها دلنشینن به خصوص وقتی که هویت مکانی خودشون رو با لهجههاشون نشون میدن. خود داستان اما کشش لازم رو نداره و طوری پیش میره که برای خواننده اهمیتی هم نداره در ادامه چه اتفاقی بیفته. دستکم برای من که اینگونه بود. فقط میخوندم و به هیچ چیز و هیچ کس اهمیتی نمیدادم. با وجود اینکه داستان از نقطهنظر شخصیت اصلی بیان میشه و طبعا در این نوع از روایت باید بشه تا حد امکان به اون شخصیت، احساسات و افکارش نزدیک شد، این اتفاق به هیچ عنوان نمیافته. شاید به عمد از بیان افکار و احساسات به صورت گزاف دوری شده تا آهنگ داستان حفظ بشه اما یکی دو جا این موضوع بدجوری تو ذوق خواننده میزنه و انتظار داری به خاطر مصیبت بزرگی که با اون مواجه شده، کنش حسی بیشتری رو شاهد باشی.
توصیفات مکانی بسیار خوب بود و از جزییات زیادی تشکیل میشد. بعضی از تعبیرهای ادبی به کار رفته برای من خیلی نو و دلنشین بود. طرح اصلی بسیار نخنما بود و همین مهمترین مؤلفه یک ماجرای پلیسی رو که هیجان هست از بین میبرد.
توصیفات مکانی بسیار خوب بود و از جزییات زیادی تشکیل میشد. بعضی از تعبیرهای ادبی به کار رفته برای من خیلی نو و دلنشین بود. طرح اصلی بسیار نخنما بود و همین مهمترین مؤلفه یک ماجرای پلیسی رو که هیجان هست از بین میبرد.
May 12, 2014
با هیجان خواندم این کتاب را و تقریبا تا تمام نشد زمین نگذاشتمش. نویسنده بدون اینکه وقت تلف کند و مثل امروزیها بخواهد فکرهایش را به رخ بکشد، واقعا داستان تعریف میکند. برای همین است که بعد از گذشت ۴۰ سال هنوز نوع نوشتن و داستانپردازیاش جذاب است. با اینکه داستان به همان زمان مربوط است، اما تاریخ مصرف ندارد. خواندنش را توصیه میکنم.
February 6, 2021
اگر انتظار کتابای اگاتاکریستی طور نداشته باشیم به نظرم قشنگه ونثر روانی داره وتوی یه روز میشه خوندش،به نظرم متنش کشش داشت ولی از منظر چارچوب ادبی من که متخصص نیستم تا نظر بدم!
یه اقایی از شهرشون میادتهرون وبعدش که سروسامون میگیره داداشش رو برای تحصیل میفرسته المان وبعد شش سال هم اون داداش بنده ی خدا یه ماشین هدیه میاره برای اینکه داداش بزرگش عشق ماشین بوده...
کما اینکه اون داداش دیه مث جوونیاش رغبتی نداشته وتازه همون هدیه میشه شروع دردسرای جدید:)
اسم داستان یه تفکری رو القا میکنه که الان این داستان از چند منظر قراره بررسی شه درحالی که فقط یه راوی داره!
درکل من میتونم بگم از خوندنش راضی ام بااینکه ژانر معمایی وپلیسی وجنایی رو یه کاسه میکنم اما انچنان هم ادویه اش رو زیاد نمیکنم!
یه اقایی از شهرشون میادتهرون وبعدش که سروسامون میگیره داداشش رو برای تحصیل میفرسته المان وبعد شش سال هم اون داداش بنده ی خدا یه ماشین هدیه میاره برای اینکه داداش بزرگش عشق ماشین بوده...
کما اینکه اون داداش دیه مث جوونیاش رغبتی نداشته وتازه همون هدیه میشه شروع دردسرای جدید:)
اسم داستان یه تفکری رو القا میکنه که الان این داستان از چند منظر قراره بررسی شه درحالی که فقط یه راوی داره!
درکل من میتونم بگم از خوندنش راضی ام بااینکه ژانر معمایی وپلیسی وجنایی رو یه کاسه میکنم اما انچنان هم ادویه اش رو زیاد نمیکنم!
May 15, 2019
سلیس و روان به دور از گزافه گویی.
درباره یه تعمیرکار در سال 55است. عنوان کتاب رو نفهمیدم چرا فیل در تاریکی شد. غافل گیری های خیلی خوبی داره. واسه کشف رمز عنوان کتاب دوباره لازمه که بخونمش. اگه شما کشف کردید اطلاع بدید،ممنون میشم.
درباره یه تعمیرکار در سال 55است. عنوان کتاب رو نفهمیدم چرا فیل در تاریکی شد. غافل گیری های خیلی خوبی داره. واسه کشف رمز عنوان کتاب دوباره لازمه که بخونمش. اگه شما کشف کردید اطلاع بدید،ممنون میشم.
June 13, 2017
داستان ساختار درست و حساب شده ای دارد. از نمونه های بسیار برجسته ی داستان مدرن ایرانی ست. توصیف های موجز از مکانها و شخصیت پردازی های
بسیار دقیق و در عین حال کوتاه. داستان کشش خوبی دارد و تعلیق آن هم دوست داشتنی و گیراست و به حق خواندنش لازم است
لازم است داستان را با ابعاد زمانی که در آن نوشته شده است نگاه کنیم تا لذت بیشتری از آن ببریم
سپاس از سعید عقیقی بزرگوار که در دوره ی کوتاه ِ تحلیل و نقد فیلم خواندنش را توصیه کرد - سپاس همچنین از انوش دلاوری عزیز که فکرِ بکرِ برگزاری دوره از او بود و پیگیری های دیگرش
بسیار دقیق و در عین حال کوتاه. داستان کشش خوبی دارد و تعلیق آن هم دوست داشتنی و گیراست و به حق خواندنش لازم است
لازم است داستان را با ابعاد زمانی که در آن نوشته شده است نگاه کنیم تا لذت بیشتری از آن ببریم
سپاس از سعید عقیقی بزرگوار که در دوره ی کوتاه ِ تحلیل و نقد فیلم خواندنش را توصیه کرد - سپاس همچنین از انوش دلاوری عزیز که فکرِ بکرِ برگزاری دوره از او بود و پیگیری های دیگرش
November 14, 2025
خیلی فکر کردم یک ستاره بدم به کتاب یا دو تا، دست آخر به دو راضی شدم و یک رو گذاشتم برای از این بدترها!
واقعاً همه چیز در این کتاب به نظرم بد بود. الا یکی دو تا چیز که قابل قبول بود و من به اعتبار اونها دو دادم.
مثلاً زبان داستان قابل قبول بود. روان و ساده و درست. (شما مثلاً اگر چرندی مثل جزیرهی سرگردانی رو با کلی جملهی افتضاح بخونید میفهمید چی میگم.) و اینکه خب من واقعاً نمیدونم در سال ۵۵ که این داستان نوشته شده، چقدر داستان ماجرایی و پلیسی باب بوده (همین الانشم در ایران گمون نکنم انقدرها باب باشه) ولی از اونجا که فیل در تاریکی گمونم جز اولین کتاب ها در این ژانره که موفق بوده، خب همین ارزشمندش میکنه دیگه. میشه گفت سنگ بنایی بوده. (شاید)
ولی خب خود قصه؟ نخنما. (با این حال چیدمان رمان پلیسی توش درست بود.)
شخصیتپردازی؟ فاجعه
نقش زن؟ اجازه بدین ففقط بخندم :)))
بعد چرا این جلال امین نسخهی لات شدهی جلال آریان توی کتابهای اسماعیل فصیح بود :)))
اما الحق «کلیشه»ی زن فم فتال رو به شکل کلیشهایش خوب درآورده بود با مهستی.
هرچی هم از ضدزن بودنش بگم که کم گفتم. تمام کتااب پر از گزارههای زن اینطور و زن اونطوره. در حالی که آقا زن و بچه داره و رفته با اون مهستی خانم خوابیده، حتی عذاب وجدانم نداره. عذاب وجدانش حتی برای کثیف کردن مبل بیشتره :))
ولی خب همونطور که گفتم، داستان در سال ۵۵ نوشته شده و از این جهت اونقدرها هم نمیشه بهش خرده گرفت. اما خب میشه دوستش نداشت و من دوستش نداشتم. کاش حدافل ماجراش ماجراتر بود که میتونستم خودمو راضی کنم و سه بدم.
واقعاً همه چیز در این کتاب به نظرم بد بود. الا یکی دو تا چیز که قابل قبول بود و من به اعتبار اونها دو دادم.
مثلاً زبان داستان قابل قبول بود. روان و ساده و درست. (شما مثلاً اگر چرندی مثل جزیرهی سرگردانی رو با کلی جملهی افتضاح بخونید میفهمید چی میگم.) و اینکه خب من واقعاً نمیدونم در سال ۵۵ که این داستان نوشته شده، چقدر داستان ماجرایی و پلیسی باب بوده (همین الانشم در ایران گمون نکنم انقدرها باب باشه) ولی از اونجا که فیل در تاریکی گمونم جز اولین کتاب ها در این ژانره که موفق بوده، خب همین ارزشمندش میکنه دیگه. میشه گفت سنگ بنایی بوده. (شاید)
ولی خب خود قصه؟ نخنما. (با این حال چیدمان رمان پلیسی توش درست بود.)
شخصیتپردازی؟ فاجعه
نقش زن؟ اجازه بدین ففقط بخندم :)))
بعد چرا این جلال امین نسخهی لات شدهی جلال آریان توی کتابهای اسماعیل فصیح بود :)))
اما الحق «کلیشه»ی زن فم فتال رو به شکل کلیشهایش خوب درآورده بود با مهستی.
هرچی هم از ضدزن بودنش بگم که کم گفتم. تمام کتااب پر از گزارههای زن اینطور و زن اونطوره. در حالی که آقا زن و بچه داره و رفته با اون مهستی خانم خوابیده، حتی عذاب وجدانم نداره. عذاب وجدانش حتی برای کثیف کردن مبل بیشتره :))
ولی خب همونطور که گفتم، داستان در سال ۵۵ نوشته شده و از این جهت اونقدرها هم نمیشه بهش خرده گرفت. اما خب میشه دوستش نداشت و من دوستش نداشتم. کاش حدافل ماجراش ماجراتر بود که میتونستم خودمو راضی کنم و سه بدم.
August 22, 2019
نوشتن دربارهی این رمان برایم کمی لذتبخش است و نمیخواهم سریع ازش بگذرم. برای همین کمی مینویسم تا این ذوق فروکش کند و درونم بنشیند تا بعدتر یادداشت مفصلتری را اینجا به جایش بگذارم یا پیوستش کنم.
مختصر بگویم که یکی از بهترین رمانهای ایرانی است که نمیتوانید بدون تمام کردنش، زمین بگذاریدش. چرا؟
نثر تمیز، زیبا و تصویری هاشمینژاد باعث میشود که روایت هیچ کجا به حاشیه نرود و خودش را از غرق شدن در تصویرپردازی و بیان درونیات غلو شده و تشبیهات متنوع دور میکند. درعوض، صحنهپردازیها، شخصیتپردازیها و تصویرهای ارائه شده انقدر مختصر و بهجا و قویاند که کافی کافی به نظر میرسند. بهخصوص که رمان ژانر محور است و در این ژانرمحوری همین به حاشیه نرفتن و به رخ نکشیدن هنر خود نویسنده، مهمترین نکته است. بگذریم از این که تشبیهات بهشدت زیبا و گاهی بکر بکرند.
در شخصیتپردازیها هم به خاطر نوع زاویهدید که محدود به شخصیت اصلی است، شیرینترین قسمت متعلق به نگاه جلال به شخصیتهاست؛ این که یکی را مثل سعدی شیرازی میداند که مثل جانوری به لاک خود(ماشینش) برمیگردد یا دیگری را کرگدن صدا میزند یا آن یکی را زن زرورقی(فمفتال نوآری). البته که نویسنده در شرح آشفتگی جلال امین هیچ کجا افسار روایت را رها نمیکند و خود را از تاختن بیهوده بر واژهها و جملهها بر حذر میدارد. انقدری میگوید که لازم باشد تا ما بفهمیم ذهنیت جلال نسبت به موضوع یا فردی تغییر کرده یا هر چیز دیگری و انقدری خودداری میکند که جای ابهام نماند.
در صحنهپردازیها و تصویرپردازیها نثر تصویرگرای هاشمینژاد تعادل عمیقی بین یک نثر ادبی و یک نثر تصویری مناسب ژانر پلیسی برقرار میکند. همانقدر تصویری که همه چیز را بتوانی در ذهن بسازی و گاهی گمان کنی با یک فیلم سینمایی طرفی و همان قدر ادبی که این تصاویر را با تشبیهات متفاوت پیش ببرد.
در مورد پیرنگ جذاب رمان هم شاید بشه گفت آن بخش اولیه ممکن است شما را به پیشبینی ماجرای اصلی برساند اما باقی چیزها قرار نیست به این زودی لو برود. همه چیز کاملا چیده شده و پلهپله شما را تا انتها میبرد و فصلبندیهایی بنابر روزهای هفته و درون همین روزها، پرشهای کوتاهی که با شماره مشخص شدهاند، داستان را از طولانی شدن یا اضافهکاری نجات داده و این یکی از بهترین تکنیکهایی است که میشود برای هدایت مناسب یک داستان پلیسی داشت؛ زمان محدود، روایت مختصر، پیشروی بهموقع داستان.
فیل در تاریکی تجربهای است عجیب در بین نسلی که شاید درگیر زبانپردازیها یا ساختارشکنیها شده بودند. یک تجربهی ساده، شگرف و مقید به ژانر. مهمترین ویژگیاش همین است که میتوان آن را یک رمان درست و درمان پلیسی ایرانی نامید. ایرانی چه از جهت انتخاب موضوع، چه شخصیتها، چه مضامین محوری خانواده، عشق، اعتقاد و... و چه پاسداشت شهر در روایت که برای من این آخری میتوانست جزو جذابترینها باشد زیرا تصویری از شهر تهران پیش از انقلاب و تغییرات مفصلش ارائه میدهد که از داستان جدا نیست یا به زور به داستان وصله نشده.
پ.ن: یک شباهت خفیفی بین این رمان و ملکوت حس میکردم که نمیدانم فقط به خاطر جنس شروع یا نوع ماجراهایشان است یا چیزهای بیشتر و برای به نتیجه رسیدن این حدس باید دوباره ملکوت را بخوانم چون دیگر چیز دوری ازش در ذهنم مانده بعد این همه سال.
مختصر بگویم که یکی از بهترین رمانهای ایرانی است که نمیتوانید بدون تمام کردنش، زمین بگذاریدش. چرا؟
نثر تمیز، زیبا و تصویری هاشمینژاد باعث میشود که روایت هیچ کجا به حاشیه نرود و خودش را از غرق شدن در تصویرپردازی و بیان درونیات غلو شده و تشبیهات متنوع دور میکند. درعوض، صحنهپردازیها، شخصیتپردازیها و تصویرهای ارائه شده انقدر مختصر و بهجا و قویاند که کافی کافی به نظر میرسند. بهخصوص که رمان ژانر محور است و در این ژانرمحوری همین به حاشیه نرفتن و به رخ نکشیدن هنر خود نویسنده، مهمترین نکته است. بگذریم از این که تشبیهات بهشدت زیبا و گاهی بکر بکرند.
در شخصیتپردازیها هم به خاطر نوع زاویهدید که محدود به شخصیت اصلی است، شیرینترین قسمت متعلق به نگاه جلال به شخصیتهاست؛ این که یکی را مثل سعدی شیرازی میداند که مثل جانوری به لاک خود(ماشینش) برمیگردد یا دیگری را کرگدن صدا میزند یا آن یکی را زن زرورقی(فمفتال نوآری). البته که نویسنده در شرح آشفتگی جلال امین هیچ کجا افسار روایت را رها نمیکند و خود را از تاختن بیهوده بر واژهها و جملهها بر حذر میدارد. انقدری میگوید که لازم باشد تا ما بفهمیم ذهنیت جلال نسبت به موضوع یا فردی تغییر کرده یا هر چیز دیگری و انقدری خودداری میکند که جای ابهام نماند.
در صحنهپردازیها و تصویرپردازیها نثر تصویرگرای هاشمینژاد تعادل عمیقی بین یک نثر ادبی و یک نثر تصویری مناسب ژانر پلیسی برقرار میکند. همانقدر تصویری که همه چیز را بتوانی در ذهن بسازی و گاهی گمان کنی با یک فیلم سینمایی طرفی و همان قدر ادبی که این تصاویر را با تشبیهات متفاوت پیش ببرد.
در مورد پیرنگ جذاب رمان هم شاید بشه گفت آن بخش اولیه ممکن است شما را به پیشبینی ماجرای اصلی برساند اما باقی چیزها قرار نیست به این زودی لو برود. همه چیز کاملا چیده شده و پلهپله شما را تا انتها میبرد و فصلبندیهایی بنابر روزهای هفته و درون همین روزها، پرشهای کوتاهی که با شماره مشخص شدهاند، داستان را از طولانی شدن یا اضافهکاری نجات داده و این یکی از بهترین تکنیکهایی است که میشود برای هدایت مناسب یک داستان پلیسی داشت؛ زمان محدود، روایت مختصر، پیشروی بهموقع داستان.
فیل در تاریکی تجربهای است عجیب در بین نسلی که شاید درگیر زبانپردازیها یا ساختارشکنیها شده بودند. یک تجربهی ساده، شگرف و مقید به ژانر. مهمترین ویژگیاش همین است که میتوان آن را یک رمان درست و درمان پلیسی ایرانی نامید. ایرانی چه از جهت انتخاب موضوع، چه شخصیتها، چه مضامین محوری خانواده، عشق، اعتقاد و... و چه پاسداشت شهر در روایت که برای من این آخری میتوانست جزو جذابترینها باشد زیرا تصویری از شهر تهران پیش از انقلاب و تغییرات مفصلش ارائه میدهد که از داستان جدا نیست یا به زور به داستان وصله نشده.
پ.ن: یک شباهت خفیفی بین این رمان و ملکوت حس میکردم که نمیدانم فقط به خاطر جنس شروع یا نوع ماجراهایشان است یا چیزهای بیشتر و برای به نتیجه رسیدن این حدس باید دوباره ملکوت را بخوانم چون دیگر چیز دوری ازش در ذهنم مانده بعد این همه سال.
August 9, 2019
جلال امین وقتی حساب کرد دید همهچیز باید صبح همانروزی شروع شده باشد که ماشین او را دم خانهاش در باغ صبا خالی کرده بودند. ساعت هفت صبح بود، روز اول چار-چار، و بیرون سرما بیداد میکرد و نمور بود. چونکه آسمان ابر بود، دم باریدن، و یک هفته بود همه منتظر بودند و نمیبارید.
جلال امین کلید در قفل پیکان پنجاه و یک سورمهایش انداخت دید در قفل نبود. فکر کرد شاید از حواس پرت در را دیشب نبسته رفته بود. دقت کرد دید بادشکن سمت چپ را میله انداخته بودند لولاش را شکسته بودند. بادشکن هرز بود.
این شروع «فیل در تاریکی» است. داستانی پلیسی، ماجرایی، که کلاش در هشت روز اتفاق میافتد. چار-چارِ زمستان. چهار روز آخر چلهی بزرگ و چهار روز اولِ چلهی کوچک. هشت روزی که میگویند سردترین روزهای سال است. قصه از یکشنبه شروع میشود و یک روز یک روز جلو میرود تا یکشنبهی بعدی که تمام میشود.
داستان دو سال قبل از انقلاب ۵۷ _که آنهم در همان حول و حوش چار-چارِ زمستان اتفاق افتاده_ نوشته شده. ماجرا در کوچه و بازارِ تهرانِ ۴۰ سال پیش اتفاق میافتد، جذاب است و خیلی راحت و یکنفس خوانده میشود.
لحنِ تعریفِ قصه و شیوهی روایت داستان را خیلی دوست داشتم. گمانم همین نثر خوب کلی به پرکشش بودن کتاب کمک کرده. پرداختِ شخصیتها هم. خیلی باورپذیر بودند به نظرم.
مکالمهها خیلی خوب بودند و چند شخصیتی که این وسط لهجهدار بودند هم عالی در آمده بودند.
یکی دیگر از خوبیهای کتاب این است که در همان حال و هوای پلیسی و هیجانیِ داستان، فضا و فرهنگ کاملن باورپذیری هم ارائه میدهد:
جناب آقای حاجی ملاعلی عوضپور
پس از تقدیم ارادت و مراتب بندگی و اخلاصمندی
حاجی آقا این بنده عصمتخانم و نور چشمهای عزیزم زهرا و علیآقا را به دست شما میسپارم. بندۀ کمینه یک باب تعمیرگاه دارد واقع در خیابان بوذرجمهری که باید آقا نیکلا را سر آنجا بگذارید که آن را بچرخاند و مخارج زندگی بچهها و عصمت خانم صبیه گرامی از آن تامین بشود انشالله. خانه باغ صبا را برای زندگی عصمتخانم و بچهها نگه دارید و ما را حلال کنید و اگر قصوری از ما دیده شده به بزرگی خودتان ببخشید و ما را به دعای خیر یادآوری نمایید.
جلال امین
روز یکشنبه 18 بهمن ماه
و اما از لحاظ خودِ داستان و خط داستانی، به نظرم، تا انتهای روز جمعهی داستان، عالی بود. تعلیقها خوب و ریتم هم به اندازهی کافی با هیجان و کشش.
بعد از اواسط روز شنبه که شاید نقطهی اوج داستان هم هست، یک سوم انتهایی کتاب، قدری همه چیز تند شد. اتفاقات خیلی پیشبینی پذیر شد و همهچیز طبق روال پیش رفت. بالا و پایین پلیسی و معمایی نداشت. غافلگیرت نمیکرد. حتا تا حدی هندیطور هم پیش رفت و تمام شد.
در طی کتاب چندین بار یاد رضایِ امیرخانی و قیدارش هم افتادم.
احتمالن به خاطر لوطیمنشی جلال امین. یا ماشینباز بودنش. قیدار هم هر دوتای اینها بود.
December 30, 2019
درمورد فیل در تاریکی میگویند یکی ار اولین رمانهای پلییسی است اما به نظرم گنجاندن این شاهکار در قالب ژانر پلیسی کملطفی در حق آقای هاشمینژاد و این رمان است. رمان حول و حوش دنیای یک مکانیک جنوبشهری تهرونی دور میزند و از پلیس و دارودستهی خلافکارها کمتر میخوانیم. راوی دانای کل نیست و همراه شخصیت اول رمان پیش میرود و آنچه او میبیند روایت میکند. با نثری به شدت آراسته و تشبیهات و توصیفات به غایت زیبا که نشان از تسلط نویسنده به ادبیات ما دارد و همچنین لحنهای محاورهای دقیق که رمان را بیشتر ملموس و خوشخوان میکند.
اولین کتاب بود از آقای هاشمینژاد اما قطعا آخرین نخواهد بود.
اولین کتاب بود از آقای هاشمینژاد اما قطعا آخرین نخواهد بود.
May 15, 2020
باورم نمیشه این داستان اینقدر جذاب، هیجانانگیز و عالی نوشته شده بود! بدون هیچ گونه اضافهکاری.
یک داستان معمایی که نویسنده نه بهت دروغ میگه و نه سر کارت میذاره و نه پنهان کاری میکنه. سر نخ بهت میده و تو باید جواب رو پیدا کنی!
ای کاش نویسنده باز هم ازین داستانها نوشته بود...
یک داستان معمایی که نویسنده نه بهت دروغ میگه و نه سر کارت میذاره و نه پنهان کاری میکنه. سر نخ بهت میده و تو باید جواب رو پیدا کنی!
ای کاش نویسنده باز هم ازین داستانها نوشته بود...
January 23, 2021
یک رمان پلیسی بیجان که صدالبته اُوِررِیتدده. پپسیهایی که برای این رمان باز شده شاید بیشتر برای این بوده که عملاً ما متر و معیاری نداشتیم که باهاش این رمان رو بسنجیم. لات کوچه خالی همه رو زده.
June 29, 2017
رمان فارسی جنایی که اصلن نمیبینیم، چه برسد به رمان جنایی فارسی خوب.
نمیدانم چرا اما هیچوقت سبک جنایی و پلیسی در ایران خوب رشد نکرده و اصلن چندان نوشتهنشده که بخواهد رشد کند و خوب باشد. چنین است که فیل در تاریکی در این برهوت بسیار درخشان است. یک داستان جنایی که همه چیزش سر جاست و داستان مهیج است و بالا و پایینهای خودش را دارد و خوب نوشتهشده. و به حق کاملن داستان ایرانی است. شخصیتها به خوبی درامده و لحن، لحن بومی آن برازندهی داستان است.
همیشه در ذهنم داشتم که لحن فارسی شاید خیلی با روایتهای جنایی جور درنمیآید، ولی اینجا همهچیز یکدست و درست است و دیدم که چگونه میشود یک رمان جنایی ایرانی نوشت.
انصافن نباید از مولفههای شهری که در داستان استفاده شده به سادگی گذشت. استفادهی درست از این مولفهها از شرایط لازم رمان جنایی است که بسیار خوب در این رمان درآمده است.
نمیدانم چرا اما هیچوقت سبک جنایی و پلیسی در ایران خوب رشد نکرده و اصلن چندان نوشتهنشده که بخواهد رشد کند و خوب باشد. چنین است که فیل در تاریکی در این برهوت بسیار درخشان است. یک داستان جنایی که همه چیزش سر جاست و داستان مهیج است و بالا و پایینهای خودش را دارد و خوب نوشتهشده. و به حق کاملن داستان ایرانی است. شخصیتها به خوبی درامده و لحن، لحن بومی آن برازندهی داستان است.
همیشه در ذهنم داشتم که لحن فارسی شاید خیلی با روایتهای جنایی جور درنمیآید، ولی اینجا همهچیز یکدست و درست است و دیدم که چگونه میشود یک رمان جنایی ایرانی نوشت.
انصافن نباید از مولفههای شهری که در داستان استفاده شده به سادگی گذشت. استفادهی درست از این مولفهها از شرایط لازم رمان جنایی است که بسیار خوب در این رمان درآمده است.
June 11, 2022
کتاب فیل در تاریکی، از نظر داستانی بگم که با این که یک نویسنده ایرانی داستانی پلیسی-جنایی نوشته نسبتا قابل قبول هست داستان، داستان هیجان خوبی داره خواننده ترغیب میشه تا آخر داستان رو بخونه و اوج خوبی داره داستان، کم تر نویسنده ایرانی ای دیدم که داستان های پلیسی رو خوب بنویسه. ولی هیچی باز مثل داستان های آگاتاکریستی نمیشه.
June 15, 2022
قاسم هاشمینژاد با پیوستگی نثر و شخصیت پردازی بینظیرش در یک ژانر کمتر شناخته شده حیرتزدهم کرد. لحن و عشوههای مهستی را همان پیرمردی با کلاه درویشی نوشته بود که لهجهی سعدی شیرازی رو و نیکلای ارمنی رو و لوطیگری جلال رو.
February 22, 2019
اولین کتاب پلیسی بود که خوندم، خیلی لذت بخش بود نثر داستان و ادبیات هاشمی نژاد و عنوان خیلی خوب کتاب که کتاب رو جذاب تر کرده بود ... شخصیت ها همه واقعی و قابل درک بودند و داستان بدون حشو و زیاده گویی بیان شده بود... در کل بسیار لذت بخش هست ادبیات ایران اوایل قرن حاضر
March 1, 2019
هاشمی نژاد چنان روایت میکند که بی هیچ چون و چرایی دوست داری به مانند آقای کرامت از میان آتش ها، یک گل آتش سرخ پیدا کنی، در وافور بدمی و جزجز تریاک مذاب را بشنوی تا بوی مهربان آن را در دور دست ترین خاطره و خیال لمس کنی و خواب و خلسه را در خون یله کنی.
September 24, 2022
خوب بود،روایت شیرینی داشت.
اما این که ایدهآل ترین رمان پلیسی ایرانی هست رو چندان درک نکردم و نفهمیدم.
قدرت روایی خوبی داشت اما
با ایدهآل به نظرم فاصله داره.
اما این که ایدهآل ترین رمان پلیسی ایرانی هست رو چندان درک نکردم و نفهمیدم.
قدرت روایی خوبی داشت اما
با ایدهآل به نظرم فاصله داره.
Read
March 24, 2022قاسم هاشمینژاد رمان «فیل در تاریکی» را زمانی نوشته که دو جریان بر ادبیات داستانی ما حکمرانی میکنند. یکی گروهی مرتجع که از ادبیات داستانی صرفا به عنوان ابزار پروپاگاندای آلودکیهای فکری فراگیرشان استفاده میکنند و جذابیت داستان و اصول داستاننویسی و فرم و ... برایشان مطلقا اهمیتی ندارد و هر چیزی را جز آنچه در خدمت اهدافشان باشد حذف میکنند؛ و دیگری نحلهای که در واکنش به این جریان اول شکل گرفته، و فرمگرایی و شیوههای روایی پیچیده (و بدیع) و شگردهای داستاننویسی مدرن و البته زبانآوری و دشوارنویسی را در دستور کار قرار داده و باز اینها هم دیگر به پلات و ماجرا به عنوان بنمایهی اصلی داستان توجهی ندارند.
درست در این میانه هاشمینژاد که در دیگر آثارش نشان داده چه اندازه توانایی درخور توجهی در زبانآوری دارد، یک داستان پلیسی-نوآر بسیار مهیج با زبانی بسیار شستهرفته و ساده نوشته و به بازار عرضه میکند.
جلال امین، که برادرش از آلمان به ایران برگشته و یک بنز دویست و هشتاد اس با خود آورده، درگیر ماجراهایی میشود که در مخیلهاش هم نمیگنجید و هر چه داستان پیشتر میرود ریتم داستان تندتر و مهیجتر میشود و داستان «ورقبرگردان»تر میشود. فضاسازی و مکانپردازی داستان آنقدر قوی است که بیکموکاست در ذهن متصور میشود و خواننده به تمام در جهان داستان یعنی ایران دههی پنجاه نفس میکشد و همراه با شخصیت داستان ضربان قلبش تند میشود.
نثر بسیار پالوده و تمیز و توجه به تمهید و پلات به عنوان دو زیربنای یک داستان خوب، هر دو در «فیل در تاریکی» حضوری قدرتمند دارند و همچون هر داستان معمایی خوبی، از همان صفحات اول بسیاری نشانهها در داستان کاشته شده که به وقتش برداشت خواهند شد. شخصیتهایی که گویی (به جز شخصیت اصلی) بر اساس دستور ژانر نوآر نوشته شدهاند و هر کدام به درستی نقششان را در داستان پیش میبرند.
اگر دلتان تجربهی فضای دهه پنجاه را میخواهد، یا داستانی که با کشمکش و تعلیق مدام شما را به صفحه و فصل بعد بکشاند، این شما و این «فیل در تاریکی».
درست در این میانه هاشمینژاد که در دیگر آثارش نشان داده چه اندازه توانایی درخور توجهی در زبانآوری دارد، یک داستان پلیسی-نوآر بسیار مهیج با زبانی بسیار شستهرفته و ساده نوشته و به بازار عرضه میکند.
جلال امین، که برادرش از آلمان به ایران برگشته و یک بنز دویست و هشتاد اس با خود آورده، درگیر ماجراهایی میشود که در مخیلهاش هم نمیگنجید و هر چه داستان پیشتر میرود ریتم داستان تندتر و مهیجتر میشود و داستان «ورقبرگردان»تر میشود. فضاسازی و مکانپردازی داستان آنقدر قوی است که بیکموکاست در ذهن متصور میشود و خواننده به تمام در جهان داستان یعنی ایران دههی پنجاه نفس میکشد و همراه با شخصیت داستان ضربان قلبش تند میشود.
نثر بسیار پالوده و تمیز و توجه به تمهید و پلات به عنوان دو زیربنای یک داستان خوب، هر دو در «فیل در تاریکی» حضوری قدرتمند دارند و همچون هر داستان معمایی خوبی، از همان صفحات اول بسیاری نشانهها در داستان کاشته شده که به وقتش برداشت خواهند شد. شخصیتهایی که گویی (به جز شخصیت اصلی) بر اساس دستور ژانر نوآر نوشته شدهاند و هر کدام به درستی نقششان را در داستان پیش میبرند.
اگر دلتان تجربهی فضای دهه پنجاه را میخواهد، یا داستانی که با کشمکش و تعلیق مدام شما را به صفحه و فصل بعد بکشاند، این شما و این «فیل در تاریکی».
July 18, 2021
سه ستارهی «باهاش بهم خوش گذشت»، نه چندان چیزِ دیگهای؛ چون انتظارم بیشتر بود ازش. ولی با فضای تهرونی-نوآرِ تمیزش خیلی کیف کردم و سریعخون و جذاب و شستهرفته بود و همین کافیه به نظرم دیگه.
+ کاراکتر شیرازی ماجرا در جایی از فعل «شپک زدن» استفاده کرد و پس از تقریبن شش میلیون سال دوباره این اصطلاح رو شنیدم. راضی.
+ کاراکتر شیرازی ماجرا در جایی از فعل «شپک زدن» استفاده کرد و پس از تقریبن شش میلیون سال دوباره این اصطلاح رو شنیدم. راضی.
January 4, 2024
برخی شخصیت پردازیهایش یادآور فیلمهای نووار بود. زنهایی که یا فم فتال اند یا دمزل این دیسترس. مهستی هم یکی از این فم فتالها که البته شخصیت فرعی بود و خیلی پرداخت نشده. تریلر بدی نبود ولی من بیشتر توصیف هایش را دوست داشتم. مثلن توصیف آبگوشت خوردن و تریاک کشیدن پیرمرد یا توصیف معرکه گیری با مار. گاهی نثر شاعرانه میشد و اشک آدم را در میآورد و گاهی جنسیت زده :
" مرد مثل زن حیض خاکسار بود"
" مردک عین دخترهای باکره التماس میکرد"
" مرد مثل زن حیض خاکسار بود"
" مردک عین دخترهای باکره التماس میکرد"
Displaying 1 - 30 of 167 reviews































