•
کتاب #درخت_زیتون مجموعهای است از شعر مقاومت فلسطین که #غسان_کنفانی آن را گردآوری کرده است و #سیروس_طاهباز ترجمه کرده که در نشر روزبهان منتشر شده است، از سال۱۹۴۸تا به امروز، قلب فلسطین زخمی و خونچکان است و هر کس که ذرات انسانیت را در وجودش حس میکند، در هر گوشهی جهان که باشد، نسبت به آن نمیتواند بیاعتنا باشد. غسان کنفانی از پنج شاعر #محمود_درویش، #سمیح_القاسم، #توفیق_زیاد، #سالم_جبران و #فدوی_طوقان اشعاری را ذیل ادبیات مقاومت انتخاب کرده است، من در معرفی کتاب به سه موضوع ادبیات فلسطین، ادبیات غربت یا آوارگان و ادبیات مقاومت پرداختهام و از هر کدام از این شاعران یک شعر را انتخاب کردهام،
کنفانی در مقدمهی کتاب مینویسد،
تقریبا، هر فلسطینی این عاشقانهی عامیانه را میداند که یک مبارز فلسطینی پیش از اعدامش به فرمان حمکران انگلیسی در سال۱۹۳۶ساخته بود و آن را با خود میخواند:
آواز ناتمام، ای شب مگیر از من،
چون صبح آید از راه
من بال میگشایم
با باد، بر سر دار.
آهسته رو، تو ای شب!
بگذار در تو باشم،
شاید شدت فراموش
من کیستم، غمم چیست.
افسوس لحظههایم
بیرون شد از کف تو.
منگر که اشک چشمم
از ترس یا جبونی است،
اشکم برای میهن، آن گرسنه کسانی است
که چشمشان به راه است:
بیمن که نان دهدشان؟
هر دو برادرانم،
بر دار، جان سپردند.
چون همسرم گذارد
روز و شبان خود را
تنها، غمگین و گریان؟
نگذاشتم به دستش
انگشتری که با آن
یک روز و شب سرآرد.
هنگامهی نبرد است،
زیور به کار ناید.