این اثر با تبیین مضامینی در زمینه ایمان حقیقی، عقل، علم و ادراک به بررسی تحولات قلبی انسان، حالات آن، محبت و آثارش در فرهنگ اسلامی پرداخته است. نویسنده اثر حاضر، ایمان حقیقی را مربوط به دل ها دانسته و وصف و شأن آن را از آیات به اثبات رسانده و این ویژگی را عبادت اصلی مومنان معرفی کرده است.
با استناد به آموزه های این کتاب، قرآن کریم در آیات زیادی با الحان و تعابیر مختلف و توام با نکته ها و اشارت ها، اهتمام خاصی روی «دل ها» دارد و برای «دل ها» و به تبع آنها برای عقل ها، فکرها، چشم ها و گوش ها حساب ویژه ای قائل شده است که متاسفانه مانند بسیاری از حقایق و معارف قرآنی مهجور مانده اند.
آنچه قرآن در این زمینه بیان می کند و اسراری که در این آیات نهفته است، چیزی نیست که بتوان در گفته ها و نوشته ها آورد، زیرا علاوه بر این که حقایق نوری و مقاصد عالیه قرآن کریم در این حوزه مانند زمینه های دیگر، از ما پوشیده است، آن مقدار هم که فهمیده می شود، ممکن نیست همه آن به گفته و نوشته بیاید، برای این که این قسمت به افرادی اختصاص دارد که از مکاشفات و مشاهدات صحیح برخوردارند، یعنی یافتنی است و گفتنی و شنیدنی محسوب نمی شود. قسمتی هم بسیار دقیق و عمیق است و برای اکثر اشخاص قابل فهم و هضم نیست و قسمتی نیز که می شود گفت و فهمید، احتیاج به شرح و بسط طولانی دارد.
نویسنده در بخش اول کتاب در شش فصل به تبیین جایگاه دل در ایمان پرداخته است که از عناوین آن می توان «ایمان حقیقی، وصف دل و شأن آن است»، «عبادت اصلی، وصف دل و شأن آن است»، «علم و ادراک در اصل، وصف دل و شأن آن است»، «تحول دل و حالات و آثار و آداب»، «محبت» و «آثار محبت و آداب آن» را نام برد.
بخش دوم این اثر، حاوی 9 کلام در باب معارف الهی است. از عناوین این بخش می توان به معارف در مخاطره دو عامل، ضرورت تبیین صحیح معارف و برکات این تبیین، تصویر ناصحیح معارف و تبعات آن، غیب روزه و ضیافت الهی، عبودیت، آیت خواب و آیت های موجود در آن، کتاب یا صحیفه عمل انسان، خواب دنیا، و غفلت از عالم عهد، و حذف ها و تغییرهای سوال برانگیز، اشاره کرد.
محمد شجاعی در سال ۱۳۲۰ش در زنجان به دنیا آمد. در سال ۱۳۳۱ش به حوزه علمیه زنجان و در سال ۱۳۳۵ش به حوزه علمیه قم رفت. در سال ۱۳۴۶ش بعد از درگذشت پدرش به زنجان بازگشت. او در زنجان مشغول امور دینی بود و جلسات اخلاقی نیز برگزار میکرد. شجاعی از مخالفان نظام سلطنتی پهلوی محسوب میشد و با آن مبارزه میکرد. به همین دلیل بازداشت، شکنجه و به مدت ده ماه زندانی شد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به نمایندگی مردم زنجان در مجلس شورای اسلامی انتخاب شد. او در سال ۱۳۶۰ش بهعلت کسالتهای جسمی و برخی اختلافات سیاسی در زنجان از مجلس استعفا کرد و فعالیتهای سیاسی را نیز کنار گذاشت و در تهران به تدریس و سخنرانی مشغول شد.
در مدت سکونت در تهران نیز جلسات عمومی و نیز درسهای تفسیری و اخلافی داشت. برخی از جلسات سخنرانی و درسهای او از رادیو معارف جمهوری اسلامی ایران و نیز رادیو قرآن جمهوری اسلامی ایران پخش شده است. وی در ۷ دی ۱۳۹۴ش مصادف با ۱۶ ربیعالاول ۱۴۳۷ق درگذشت. و در حرم حضرت معصومه در قم دفن شد. آیتالله سید علی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی ایران درگذشت او را تسلیت گفت.