عیناله عسگری پاشایی معروف به ع. پاشایی متولد ۱۳۱۸ در ساری است. بین سالهای ۱۳۳۸ تا ۱۳۴۱ دورهٔ دانشسرای عالی تهران را در رشته فلسفه و علوم تربیتی گذراند و سپس به مدت یازده سال در دبیرستانهای ساری به تدریس پرداخت. پس از ممنوعالتدریسی به وسیله ساواک به تهران تبعید شد و تمام وقت خود را صرف نویسندگی، ترجمه و ویراستاری کرد. بنا به وصیف احمد شاملو، او به همراه آیدا سرکیسیان (همسر شاملو)، سرپرستی آثار وی را بر عهده دارد.
پاشایی و شاملو رفیقهای قدیمی بودند و یاران همنفس. شاملو در جایی میگوید کسی بهتر از پاشایی شعر را نمیفهمد؛ او شعر را از وجوهی حسّ و لمس میکند که اساسا بر دیگر منتقدان پوشیده است. درواقع پاشایی بیشتر از آنکه براساس تعاریف متعارف «منتقد» بتواند نام بگیرد یک «خواننده»ی شعر است که روند درک و دریافتش از شعر را مینویسد. روندی که از خلافآمد عادت به دور نیست. تاکید بسیاری بر موسیقی دارد (سخنانش درمورد «بیابان» شاملو خواندنی است.) و همین سبب شده بسیار تجربی و حسّی درمورد شعر فکر کند و سخن بگوید. اگر کسی بتواند چارچوب فکری او در درک شعر را بفهمد یا لختی با آن همدل شود، قطعا خواندن یادداشتها و مقالههایش، در درک شعر شاملو، شاملویی که پاشایی را برترین مفسر شعر خویش میدانست، بیفایده نخواهد افتاد. بد نیست این را هم بگویم که پاشایی گاهی گنگی است خوابزده؛ چیزی او را و فکر او را در شعر به تحرک واداشته ولی قادر به بیان روشنش نیست؛ مشخصا از شعر هنوز در فکر آن کلاغم سخن میگویم که فکر میکنم در این کتاب هم نبود ولی جای یادآوری دارد. به قدری موضوع را سخت و ثقیل بیان میکند که مخاطب هیچ ایدهای ندارد از اینکه شاملو نهایتا چطور قصد داشت بگوید «بدیل ظلم همواره عدالت نخواهد بود». از معایب نوشتههای او همین ابهامی است که گاهی فهم آن را دشوار میکند.