Al-ʿAllāmah Muḥammad Ḥusayn Ṭabāṭabāʾī was one of the most prominent thinkers of philosophy and contemporary Shia Islam, influencing the fathers of the 1979 Islamic Revolution such as Motahhari and Beheshti. He is famous for Tafsir al-Mizan, a twenty-seven-volume work of Quranic exegesis, which he worked on from 1954 until 1972. He studied gnosis, mathematics, jurisprudence and Ali ibn Sina's "Book of Healing" at Najaf, Iraq.
سید محمدحسین طباطبایی (زاده ۱۲۸۱ تبریز - درگذشته ۲۴ آبان ۱۳۶۰ قم) معروفبه علامه طباطبایی روحانی، عارف، فیلسوف و نویسنده ایرانی بود. وی از مجتهدان شیعه و از برترین مدرسان حوزه علمیه قم به شمار میآمد، که از شاگردان وی میتوان به مرتضی مطهری، عبدالله جوادی آملی، محمدتقی مصباح یزدی، حسن حسن زاده آملی، سید محمد بهشتی، سیدعلی خامنهای، سید جلال الدین آشتیانی، هادی خسروشاهی، مرتضی تهرانی، محمد مفتح، احمد احمدی، علی قدوسی، محمدرضا مهدوی کنی، غلامحسین ابراهیمی دینانی، علی احمدی میانجی، سید عزالدین حسینی زنجانی، محمد محمدی گیلانی، سید موسی صدر، سید محمد علی قاضی طباطبایی،علی سعادت پرور و جعفر سبحانی اشاره کرد.
تفسیر المیزان، نهایةالحکمة، رسالة الولایه، شیعه در اسلام، حاشیه بر اسفار صدرالدین شیرازی و اصول فلسفه و روش رئالیسم بخشی از مهمترین آثار اوست.
اصول فلسفه و روش رئالیسم جلد٢ این جلد با موضوع "شناخت منشا ایجاد گزاره و اجزای آن" آغاز می شود، پیرامون منشا تصورات نظریاتی مطرح می شود و در یک بررسی مفصل نظر علامه با حاشیه نگاری استاد مطهری بیان می شود. نکته جالب در این کتاب نظر علامه در مورد قضایای سلبی است. ٢مثال برای یادآوری انواع قضیه: *قضیه موجبه(در حالت لفظی):ناصر انسان است. *قضیه سالبه(در حالت لفظی):انسان درخت نیست. طرفداران فلسفه صدرا و ابن سینا قضایای سالبه را مانند قضایای موجبه متشکل از چهار بخش(موضوع، محمول، نسبت حکمیه و حکم) می دانند اما علامه می گوید این قضایا از ٢جز ایجاد می شود:١-موضوع و ٢-محمول. در این رابطه ایشان می گویند: "در قضیه سالبه پس از تصور موضوع و محمول(انسان و درخت) ذهن متوقف می شود و حکمی نمی کند و نسبتی بین موضوع و محمول برقرار نمی سازد ولی ذهن این حکم نکردن خود را حکم به عدم می پندارد و در مقابل مفهوم ِ(است) که از حکم وجودی حکایت می کند، مفهومِ پنداری(نیست) را می سازد و قضیه سالبه را مانند موجبه، مشتمل بر حکم و نسبت فرض می کند. ----------- بخش دوم کتاب: این قسمت به بحث مهم و تاثیرگذار "ادراکات اعتباری" می پردازد که نوعا اندیشمندان پیش از علامه کمتر به آن پرداخته اند. جنس ادراک و تفکر چیست؟ آیا ادراکات در طول زمان تغییر می کنند؟ آیا شرایط محیطی و اقلیمی موجب تفاوت ادراکات انسان های مختلف نسبت به یک پدیده عینی خارجی می شود؟ اینها و سوالات دیگر مطالبی هستند که در مقاله ۶ این مجموعه بدانها پرداخته می شود. مقدمه: ادراکات دو نوع اند: ١-حقیقی: تمامی صورت های منعکس شده و یا حس شده از عالم خارج در ذهن(نفس) ٢-اعتباری:فروض و قراردادهایی که ذهن برای رفع نیازهای خود ساخته و جنبه اعتبار و وضع دارند(در مورد آنها بحث مطابقت با دنیای خارج مطرح نیست) تغییر و تفاوت در ادراکات حقیقی مورد پذیرش علامه و استاد مطهری نیست. به عبارت دیگر ضرورت قوانین جهان شمولی مانند قوانین ثابت ریاضی، علوم طبیعی، "انتفا کل به انتفا جز"، "انتفا مشروط به انتفا شرط" ثابت می باشند و محال بودن "تقدم معلول به علت"، "تسلسل علل"، "دور علل" تقدم زمانی مشروط بر شرط" و... نیز ثابت است. اما در دنیای اعتباریات ذهن تمام قوانین دستخوش تغییر قرار می گیرند و بسیاری از محال ها ضرورت می یابند و خیلی از قوانین ضروری -به دلیل غایت و هدفی خاص - نقض می گردند. چرا؟ چگونه؟ با چه مکانیزم طبعی و روانشناسانه؟ پرداختن به همه اینها از حوصله این نوشتار خارج است.