Jump to ratings and reviews
Rate this book

بر مزار صادق هدايت

Rate this book
Hedayat est le plus grand crivain de l'Iran moderne, n de la rencontre, invitable et catastrophique, d'un univers visionnaire d'Images et d'une tradition lyrico-mystique de l'Amour avec les techniques, les objets et le dsenchantement moderne venu de l'Occident. Lui-mme sur la ligne de partage entre l'Orient et l'Occident, Youssef Ishaghpour, voit l'exprience et l'uvre de Hedayat comme l'clair jailli de cette rencontre, illuminant l'tendue du dsastre. Esquisse de ce paysage, son hommage au grand crivain iranien est aussi une introduction La Chouette aveugle, le chef-d'uvre de Hedayat, lieu, prcisment, de la mtamorphose du monde visionnaire ancien de l'Amour, de l'Image et du pome dans l'abme d'une nuit sans fond, d'ombre, de miroir dformant et de regard.

117 pages, Paperback

First published January 1, 1994

2 people are currently reading
93 people want to read

About the author

Youssef Ishaghpour

62 books1 follower

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
15 (23%)
4 stars
22 (33%)
3 stars
17 (26%)
2 stars
10 (15%)
1 star
1 (1%)
Displaying 1 - 19 of 19 reviews
Profile Image for HAMiD.
519 reviews
August 29, 2019
هدایت خوشبختانه این بزرگی را داشت که از موهوم پنداریِ جنون آسای خاصِ ذهنیتِ "عقب مانده" محروم باشد. قدرت دیگران برای او بهانه ای نبود برای توجیه بدبختی هایش و انداختن گناه آن به گردن دیگران. می دانست عجزی اگر هست در خودِ اوست که نمی تواند از پس موقعیتی که در آن بود برآید. نیروی او در همین احساس مسوولیت اش نهفته بود: به ضعف خود و وجودِ ناممکنِ رودررو نگریستن و دنبال علل مخففه هم نگشتن.
هدایت همان چیزی را که در مقیاس تاریخ ایران، آن هم برای مدتی مدید، می بایست تحقق یابد روی خودش و در خودش محقق کرد. نومیدیِ ریشه ایش بارزترین نشانِ الزام ها و روشن بینیِ بی کرانِ وی بود: جرات این را داشت که امکانات آینده را با چسبیدن به دلخوشکُنک های حقیر، سبُک نکند و به هدر ندهد.
صفحه ی 58 تا 59


1398/06/06
Profile Image for Sepehr.
210 reviews240 followers
January 7, 2024
وقتی مثلثی از نام‌های یوسف اسحاق‌پور، باقر پرهام و صادق هدایت بر کتابی نقش می‌بندد، طبیعی است که کرمی به جان هر کتابخوانی بیاندازد. این کرم البته به جان من هم افتاد. صادق هدایت و بوف کورش را افرادی دور و نزدیک به هدایت نقد و تحلیل و تأویل کرده‌اند. چندتایی از آن‌ها هم البته ارزش خواندن دارد.
و اما اصل مطلب : من در جستجوی زندگی شخصی هدایت بودم که البته همان خلاصه‌های ده دوازده صفحه‌ای که همه بعنوان مقدمه آن را ارائه می‌کنند را از حفظم. در قدم بعدی هم پی تفسیر آثار او به ترتیب زمان انتشار یا حداقل آثار گل درشتی غیر از بوف کور بودم و این کتاب هم تقریبا همان چیزی بود که چندان برایم تازگی نداشت؛ یک بیوگرافی مختصر و اختصاص دادن الباقی کتاب به بوف کور.
حالا جدا از نیت من و خواست من، اگر این اثر خارج انگیزه‌ی مخاطب هم بررسی اجمالی شود باید این نکات را متذکر شد :
اولا، کتابی تقریبا ساختار گریز با جملاتی هرچند منطقی و تحلیلی ولی مغشوش و گریزان، گویی که کتاب هیچ ساختار مدون و ساختمانی ندارد.
دوم، طرز نگاه و زاویه دید اندکی متفاوت مولف در قبال بوف کور و البته دلچسب‌تر از باقی تحلیل‌ها حداقل برای من.
و سوم، که مهم‌ترین برای من بود، یادآوری تراژدی جان‌هایی که بی‌جا آمدند و جان کندند و تلف شدند.
کامو در نقدی بر بیگانه‌ی خود می‌گفت: هرکس که در مراسم ختم مادرش گریه نکند، محکوم به مرگ است. و این گویا سرنوشت بیگانگانی است که در چارچوب نیستند. مطرودند و مقهور. و البته مایل به تباهی.
این کتاب به شکل مستدلی نوع زندگی و مرگ هدایت را گونه‌ای شرح می‌دهد که مخاطب این نتیجه را بگیرد که هدایت و امثال او محکوم به خودکشی‌اند.
من هم چندان مخالف نیستم.
Profile Image for Mohammad Ali Shamekhi.
1,096 reviews311 followers
December 2, 2016

نمره ی واقعی: یک و نیم

این سومین کتاب از اسحاق پوره که می خونم - بعد از موراندی: نور و خاطره و مینیاتور ایرانی، رنگهای نور: آینه و باغ. خلاصه بگم کلا با اسحاق پور حال نمی کنم و این حال نکردنم بحث مخالفت با حرفاش نیست؛ بحث نفهمیدن حرفاشه. آدم که با خودش تعارف نباید داشته باشه من از این کتاب سر در نیاوردم؛ کتاب برای من انبوهه ای است از مفاهیم و استدلال های گنگ. جز چند گزاره ی کلی که از حرف های اسحاق پور فهمیدم باقی حرف هاش برام بی معنا بود - البته این رو هم باید بگم که وقتی می فهمیدم چی میگه به نظرم حرف جالبی میومد بحثش

امیدوارم اونایی که فهمیدن به اونایی که نفهمیدن خبر بدن که قصه چی بود اصن

حاشیه: واقعا نثر فرانسوی زبان های معاصر در مواردی که من باهاش مواجه شدم آدم رو زده می کنه - همش گنگی و استعاره
Profile Image for Mohammad Mirzaali.
505 reviews114 followers
August 19, 2019
بخش‌هایی که مربوط به وضع ادبیات مدرن ایران، و موقعیت صادق هدایت در مقابل سنت عرفانی و غنایی ادبیات فارسی بود به شدت خواندنی بود، منتها لحن ستایش‌آمیز و اسطوره‌پرور اسحاق‌پور اتفاقا نامتناسب با «وضعیت مدرن»ی که هدایت نماینده‌اش دانسته می‌شود تعریف می‌شد و از لفاظی‌های مریدانه فراتر نمی‌رفت
Profile Image for Ahmad Abolfathi.
34 reviews5 followers
May 2, 2016
این کتاب از بهترین آثاری است که درباره‌ی بوف‌کور نوشته شده و همزمان، از جمله آثاری که با مبنایی غلط به زندگیِ هدایت می‌پردازند و می‌خواهند به کشف دلایل خودکشی او نائل شوند. شروع کتاب چالشی است با رویکردهایی که اثر را فارغ از مولف ارزیابی می‌کنند. استدلال اسحاق‌پور این است که هر اثر بازتابی از زندگی نویسنده هم هست پس می‌توان بر مبنای آن به زندگی نویسنده پرداخت. پیش از این بارها این‌کار را کرده‌اند و حتا یک دکتر روان‌کاو در اواخر دهه‌ی سی بر مبنای بوف‌کور نوع بیماری روانی هدایت را هم مشخص کرده بود. حال اسحاق‌پور چگونه عمل خواهد کرد که در مسیر امثال آن دکتر گام برندارد؟ او خودکشی‌ هدایت را محتوم ارزیابی می‌کند و در نهایتِ حیرت برای آن نه دلایلی از متن، که دلایلی از وضعیت اجتماعی و زندگی شخصی هدایت ارائه می‌دهد. یعنی در عمل کار خاصی نمی‌کند. همان حرف‌های همیشگی درباره‌ی خانواده و اجتماع و رجاله‌ها و... را تکرار می‌کند.
اما در تکه‌هایی دیگر از متن که به بوف‌کور پرداخته می‌شود اسحاق‌پور بصیرتی نبوغ‌آمیز از خود بروز می‌دهد . او به خوبی می‌تواند تعادل میان دو بخش بوف‌کور را تبیین کند و به واشکافی ساختار کتاب نائل شود بی‌آنکه در دام انشانویسی‌های رایج درباره‌ی بوف‌کور بیفتد. بعد از آنکه بر مبنای استعاره‌ی آینه‌های نامتقارن و با تقسیم‌بندی مثالی (ایده‌آل‌)/ خیالی توانست منطق ساختاری بوف‌کور را توضیح بدهد قرائت‌هایی خلاقانه از سیر روایت ارائه می‌دهد که جذابیت یک اثر هنری را به متن می‌بخشند.
در عین‌حال اسحاق‌پور معتقد است بوف‌کور گذار از رئالیسم اروپایی و سنت‌های روایی قدیم ایرانی است. معتقد است هدایت در آن کتاب پا بر شانه‌ی خیام و کافکا گذاشته و موفق به ارائه‌ی اثری خودویژه شده است و نیز معتقد است نسبت بوف‌کور با آثار مولانا نظیر نسبت کافکاست با "کتاب ایوب". این خط مضمونی که جذاب و هیجان‌انگیز به نظر می‌رسد، بهتر از خطِ مضمونیِ خودکشی و کمرنگ‌تر از خط مضمونیِ تبیینِ ساختار بوف‌کور، سومین‌خط از خطوط مضمونیِ "بر مزار هدایت" را می‌سازد. کاش نویسنده با تمرکز بیشتری این خط مضمونی را تبیین می‌کرد. "بر مزار هدایت" اثری است که نمونه‌ای از "جستارنویسی"ِ عالی هم می‌تواند محسوب شود و فارغ از بوف‌کور و تنها برای لذت‌بردن و آموختن از خود کتاب، می‌تواند خوانندگانی داشته باشد. امیدوارم این کتاب تجدید چاپ شود. لازم است.
Profile Image for Mana Ravanbod.
384 reviews254 followers
October 5, 2016
حيف كه كتابهاي خوب از مولفان خوب و از ناشران خوب گاهي به دلايل نامعلوم به محاق ميروند و سالهاست شايد بيش از دو دوازده سال كه اين كتاب چاپ نشده اگر اشتباه نكنم، كتاب در باب هدايت و بوف كور زياد است اما جز كتاب آقاي نيكبخت من به شخصه اين كتاب را دوست دارم
Profile Image for آیت معروفی.
56 reviews7 followers
June 21, 2015
کتاب خیلی وقت بود که منتظر بود تا بخونمش. یادم میاد که چند صفحه‌ی ابتداییش رو همون زمان که دستم رسید خوندم. قسمتش این بود که یکی دو سال صبر کنه.
من البته باید بگم که نه اونقدر بوف کور رو خوب خوندم که همه‌ی این تقریض رو خوب متوجه بشم. نه اونقدر از ریلکه و لکان و بودلر سرم میشه که ارجاعات اسحاق‌پور رو تمام و کمال درک کنم.
کتاب اما زنگ خوبی توی گوش من داشت. زنگ یه متن جدی که خوب هم نوشته شده. که خوب هم ترجمه شده.
کتاب با تعریضی به تلقی عمومی در مورد خودکشی هدایت شروع میشه. تعریضی طوفانی:
"«کسانی هستند که از بیست سالگی شروع به جان کندن می‌کنند» این حرف صادق هدایت اس، بزرگ‌ترین نویسنده‌ی ایران نوین، کسی که درست شرح همین جان‌کندن را نوشته است. همه‌ی جادو و جنبلی که کرده‌اند تا مگر آفتِ هدایت به جان کسی نزند و خودکشی او یک امر شخصی تلقی شود برای این بوده است که نخواسته اند همین نکته را ببینند: از زندگی بیزار بود، وجودش اشکال داشت، دیوانه بود، انحراف داشت، بازمانده‌ی گروهی بود که دورانش سر رسیده بود. خوب، که چه؟ هر اثری همین است؛ هر اثری بازتاب طنین غیر شخصی ترین عناصر زندگی آدمی در قالب فردی‌ترین و مخفی‌ترینِ آن‌هاست."
کسی که خودکشی هدایت را شخصی نمی‌داند حاشا و کلا که بوف‌کورش را شخصی کند. همین‌جاست که متن جدی می‌شود.
ترجمه‌ی پرهام نزدیک به شاه‌کار است. ترجمه بودن از یادتان می‌رود.
Profile Image for Sina khozeimeh.
27 reviews36 followers
Read
March 10, 2018
اگر نگویم بهترین کار من‌‌بابِ هدایت همین کتاب است ، می‌شود گفت یکی از بهترین کتاب‌هاست.‌ اتفاقِ مبارک برای من در خوانشِ این کتاب آن بود که کتاب را تقریبن همزمانِ با کتابِ جنون هشیاریِ داریوش شایگان خواندم و تاثیرپذیریِ هدایت از بودلر از کشفیاتِ جالب بود برام‌. کاش یوسف اسحاق‌پور فارسی می‌نوشت بیشتر. او را بسیار دوست می‌دارم ، یک زمانی با وجودِ تنگنای مالی مقداری از پولِ خود را برای مسکوب
کتاب می‌خرید تا جان آن بزرگوار را تازه کند با کتاب‌های خوب
Profile Image for Saman.
1,166 reviews1,074 followers
Read
December 9, 2008
از نام و پشم (صادق هدايت) بسياري براي خود قبا و عبا ساختند. و البته بيشتر اين كار پس از انتحار او در پاريس انجام گرفت. از (حسن قائميان) بگيريد با آن كتاب مزخرف(ظهور و علائم ظهور) تا دكترها و پروفسورهاي روان‌شناس و روان‌كاو و ... كه كتاب‌هاي خود را در لندن و فرانسه چاپ مي‌كنند(مانند همين كتاب) و آخرين‌ آن‌ها كه همان انتشارات كذايي(صادق هدايت) كه دفترش در اصفهان است و به قول خود كتاب (بوف كور) را به صورت نسخه‌ي كامل روانه بازار نشر كرد و فاجعه‌آميزترين نسخه‌ از اين رمان بزرگ فارسي بود. و البته اكثر اين نقدهايي كه در باره‌ي آثار اين نويسنده به دست مي‌رسد را در شاعرانه و اديبانه‌ترين حالت، مشتي "خزعبلات" بايد تعبير كرد
Profile Image for Ehsan.
234 reviews80 followers
March 1, 2020
«دو روایت، یکی مثالی و دیگری خیالین، از عشقی واحد و از کشتن مثال، مثالی که جز دو چشم چیزی از آن باقی نمانده.»
Profile Image for M&A Ed.
408 reviews62 followers
January 11, 2023
صادق هدایت، نویسنده‌ی دوران مدرن ایران است؛ تجددگرایی آن عصر، زندگی را در ایران نیز دگرگون کرد. از نمونه‌های بارز این تجدد می‌توان به انقلاب مشروطیت اشاره کرد که در پی آن مردم خواستار آزادی، حکومت قانون و... بودند.
نام کتاب این را به ذهن القا می‌کرد که باید در ارتباط با صادق هدایت و سرگذشت وی باشد اما تاکید اصلی نویسنده، یوسف اسحاق‌پور بیشتر بر شاهکار هدایت یعنی بوف‌کور است. آندره برتون بنیانگذار سوررئالیسم نیز درباره بوف کور معتقد است" اگر چیزی به‌عنوان شاهکار وجود دارد همین است"بوف‌کور" ".
تفسیر و خوانش یوسف‌اسحاق‌پور بر این داستان جالب و قابل‌تأمل است.
Profile Image for Ahmad Abolfathi.
34 reviews5 followers
February 16, 2017
ین کتاب از بهترین آثاری است که درباره‌ی بوف‌کور نوشته شده و همزمان، از جمله آثاری که با مبنایی غلط به زندگیِ هدایت می‌پردازند و می‌خواهند به کشف دلایل خودکشی او نائل شوند. شروع کتاب چالشی است با رویکردهایی که اثر را فارغ از مولف ارزیابی می‌کنند. استدلال اسحاق‌پور این است که هر اثر بازتابی از زندگی نویسنده هم هست پس می‌توان بر مبنای آن به زندگی نویسنده پرداخت. پیش از این بارها این‌کار را کرده‌اند و حتا یک دکتر روان‌کاو در اواخر دهه‌ی سی بر مبنای بوف‌کور نوع بیماری روانی هدایت را هم مشخص کرده بود. حال اسحاق‌پور چگونه عمل خواهد کرد که در مسیر امثال آن دکتر گام برندارد؟ او خودکشی‌ هدایت را محتوم ارزیابی می‌کند و در نهایتِ حیرت برای آن نه دلایلی از متن، که دلایلی از وضعیت اجتماعی و زندگی شخصی هدایت ارائه می‌دهد. یعنی در عمل کار خاصی نمی‌کند. همان حرف‌های همیشگی درباره‌ی خانواده و اجتماع و رجاله‌ها و... را تکرار می‌کند.
اما در تکه‌هایی دیگر از متن که به بوف‌کور پرداخته می‌شود اسحاق‌پور بصیرتی نبوغ‌آمیز از خود بروز می‌دهد . او به خوبی می‌تواند تعادل میان دو بخش بوف‌کور را تبیین کند و به واشکافی ساختار کتاب نائل شود بی‌آنکه در دام انشانویسی‌های رایج درباره‌ی بوف‌کور بیفتد. بعد از آنکه بر مبنای استعاره‌ی آینه‌های نامتقارن و با تقسیم‌بندی مثالی (ایده‌آل‌)/ خیالی توانست منطق ساختاری بوف‌کور را توضیح بدهد قرائت‌هایی خلاقانه از سیر روایت ارائه می‌دهد که جذابیت یک اثر هنری را به متن می‌بخشند.
در عین‌حال اسحاق‌پور معتقد است بوف‌کور گذار از رئالیسم اروپایی و سنت‌های روایی قدیم ایرانی است. معتقد است هدایت در آن کتاب پا بر شانه‌ی خیام و کافکا گذاشته و موفق به ارائه‌ی اثری خودویژه شده است و نیز معتقد است نسبت بوف‌کور با آثار مولانا نظیر نسبت کافکاست با "کتاب ایوب". این خط مضمونی که جذاب و هیجان‌انگیز به نظر می‌رسد، بهتر از خطِ مضمونیِ خودکشی و کمرنگ‌تر از خط مضمونیِ تبیینِ ساختار بوف‌کور، سومین‌خط از خطوط مضمونیِ "بر مزار هدایت" را می‌سازد. کاش نویسنده با تمرکز بیشتری این خط مضمونی را تبیین می‌کرد. "بر مزار هدایت" اثری است که نمونه‌ای از "جستارنویسی"ِ عالی هم می‌تواند محسوب شود و فارغ از بوف‌کور و تنها برای لذت‌بردن و آموختن از خود کتاب، می‌تواند خوانندگانی داشته باشد. امیدوارم این کتاب تجدید چاپ شود. لازم است.
Profile Image for Sina Kia.
22 reviews1 follower
June 23, 2017
یک اثر بسیار مهم در میان بسیار آثار چاپ شده در مورد هدایت و بوف کور. در این کتاب اسحاق پور با همان عریانی کلماتی که نمونه اش را از خود صادق هدایت سراغ داریم به تحلیل بوف کور و ارتباط آن با زندگی و مرگ نویسنده پرداخته است. کلمات و جملات اسحاق پور همچون شلاقی بر گرده خواننده فرود
می آیند و طوری که باید گفت همانند بوف کور هدایت، خواننده باید یارای تابیدن این حقیقت عریان را داشته باشد. یوسف اسحاق پور دانش آموخته ی کهنه کار فلسفه در دانشگاه سوربن فرانسه است و از ادبیات سنگین فرانسوی برای نگارش کتاب استفاده کرده است که با ترجمه ی بسیار درخشان باقر پرهام همراه است.
Profile Image for Shayan Tadayon.
Author 1 book2 followers
December 7, 2023


«کسانی هستند که از بیست سالگی شروع به جان کندن می کنند.»

دو وجهِ اساسیِ کار اسحاق پور را شاید بشود این گونه برشمرد:
یکی قرار دادنِ هدایت در بسترِ مدرنیسم و آوانگاردیسمِ ادبی و هنری اروپایی نیمه ی اول قرن بیستم
دوم تاکید بر وجوهِ اساسا ایرانی و خاصِ هدایت از دریچه ی سنتِ مقلوب/واژگون شده

بدایت و نهایتِ امر: طنینِ غیر شخصی ترین عناصرِ زندگیِ آدمی در قالبِ فردی ترین و مخفی ترینِ آن ها؛ در متن.

https://t.me/dialogoinassenza/19
Profile Image for Isa Bria.
37 reviews1 follower
April 7, 2022
اوایل کتاب (بخش ۱ و ۲ و اوایل بخش ۳) که موقعیت هدایت را در بستر اجتماعی و تاریخی ترسیم کرد حرفی برای گفتن داشت. ادامه کتاب شلخته و درهم بود. در پایان حتی مشخص نشد کتاب درباره هدایت است یا بوف کور. یک مقدمه‌ای نبود که بگوید اصلا موضوع کتاب چیست، یا مثلا اگر نقد ادبی است روش‌شناسی و روال ادامه این مقاله یا کتاب چیست.
Profile Image for Nima.
83 reviews
March 24, 2023
من حس کردم بین فصل دو و یک تناقض هایی وجود داره ولی در کل کتاب جالبی هست و مخصوصا فصل سوم اون
Profile Image for Mohammadreza.
7 reviews
June 30, 2015
مزخرف بود. بسیار محافظه‌کارانه نوشته شده است. هیچ اطلاعات دقیقی نمی‌توان از آن استخراج کرد. نویسنده یک سری توهمات مبهم را در این کتاب گنجانده است. از خواندنش پشیمانم.
Displaying 1 - 19 of 19 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.