از خوندن بیشتر آثار برنده در جوایز ادبی کشور سرخورده شدم. داستانهایی درباره مهاجرت یا فعالیتهای سیاسی قبل از انقلاب. اغلب داستانها از اون سری داستانهایی است که تمام تلاشش انگار برای یک جور روایتی تاریخی است و تنها آنچه بر سر آدمها گذشته رو بازگو میکنه.
امیدوارم کج فهمی من باشه نه ناتوانی نویسنده . تو چند تا داستان دقیقن اواسط قصه گفتم فقط خدا کنه اینجوری تموم نشه و دقیقن به همون مضحکی تصور من تموم شد. داستان شاهد یه سر و گردن بهتر بود اما در کل من که نفهمیدم جایزه مهرگان ادب رو چجوری میدن ولی من بودم نمیدادم .
ساده و روان نويسي آقاي دوامي را پسنديدم ولي متوجه نشدم چرا اكثر داستانهاي اين مجموعه در خارج از كشور رخ داده. يعني چه نيازي بوده؟ بهرحال تاثير مكان داستان چندان در رويدادهاي آن مشاهده نمي شود. به نظرم نويسنده اي تواناست ولي در اين مجموعه به همان دام ساير نويسندگاني افتاده كه براي راحتي كار زبان گفتار كاركترهايشان پر از كليشه و اصطلاحات نخ نماي زبان فارسي است. كمتر عبارت يا جمله اي مي بيني كه رنگ و بوي تازگي انديشه داشته باشد.