داستان بعد از خواجه شدن آقا محمدخان قاجار و زندگی و جنگ هاشه. بطور مشخص هم اشاره نمیکنه دقیقا چی باعث این اتفاق شده چون میگه حکایات متفاوتی برای این اتفاق هست. کل کتاب فقط داستان های جنگ و خیانته که به آقامحمدخان میشه و یه جوری همه جای ایران خر تو خره که رسما هرکی حس کنه میتونه شاه بشه، یه شهرو میگیره و سکه میزنه و تاج میذاره، یه عده رو کور میکنه، خراج میبنده، میشینه تا باز یکی دیگه بیاد بکشش و باز روز از نو روزی از نو. اینکه به همه ثابت میکنه که مهم نیست که خواجه ست، مهم اینه از خیلیا لیاقتش بیشتره و مغزش کار میکنه و ناامید نمیشه خیلی ستودنیه. تا اینجا مملکت شرقش دست افشاریانه، شمال و تهران و حومه دست قاجار، مناطق پراکنده ای دست زندیه، این وسطام هستن والیان و حکامی که زندگی رو زهر کردن به کام ایرانی ها چون هرکی میخواد اون یکیو از تخت به زیر بکشه میاد شهرها رو اشغال میکنه و تو محاصره میندازه، مردم زیادی از گرسنگی و بیماری این وسط برای امیال یه عده دیگه میمیرن.
خواجه تاجدار جزو كتابهايي است كه در دوران نوجواني و بهتر است بگويم دوران كودكي خواندم و چقدر از خواندنش لذت ميبردم. خارج از همهي حاشيههايي كه دربارهي ترجمههاي مرحوم ذبيحالله منصوري وجود دارد، اين نكته را بايد پذيرفت كه او به گردن اقتصاد نشر كتاب ايران حق بزرگي دارد. البته مهمتر از اين موضوع كتابهاي او خيل زيادي از مردم را كتابخوان كرد. حالا بسيار يمن جمله خود من با كتابهاي او شروع كرديم و بعد خط كتابخواني و علائق خود را پيدا كرديم. براي ايشان احترام زيادي قائلم. انشاالله روحشان قرين آرامش باشد
خواجه ی تاجدار یک رمان تاریخی است نه یک کتاب تاریخ. در این نوع رمان ها، نویسنده دستش برای تحریف شخصیت ها و خیال پردازی باز است. در همه جای دنیا چنین است. مثلا کالین مک کولو، رمان اربابان روم را در هفت جلد نوشته است که با شخصیت های تاریخی، خیال پردازی های بسیاری کرده است و سزار را شخصیتی بسیار مثبت نشان داده است. در این نوع رمان ها ، لزوما تاریخ دقیق نیست بلکه میتواند حتی داستان عوض شود. یعنی میتوان برای مثال داستانی نوشت که هیتلر را فاتح جنگ جهانیدوم نشان داد و کاملا این نوع رمان ها پذیرفته شده اند. بنده از بعضی کامنت ها که از واژه ی «خیال پردازی» (که از عناصر اصلی یک رمان است) به منظور حمله به نویسنده (مترجم) استفاده میکنند بسیار تعجب میکنم. با اینکه دوستان اهل کتاب هستند اما از ساختار رمان های تاریخی بی اطلاع؟
خیلی کتابای تاریخی نخوندم ولی به نظرم تاریخ فقط یک دروغ است خوشم نیمد از کتاب ولی یکم بهم اطلاعاتداد که این خوب بود اونجاهای کتاب که آقا محمد خان را ستایش میکرد نفرت انگیز بود نه به خاطر ستایش آقا محمد خان به خاطر این که هیچ کتاب تاریخی بی طرفانه نیست و نبوده
آخراش دیگه از توصیف جنگا خسته شدم ولی کتاب جالبی بود. میشه ازش درس گرفت. از جمله اینکه مثلا آغا محمدقاجار باوجود خواجگی در اون عصر، بتا تلاش و دیسیپلین تونست به منافعش برسه. هرچند شانس هم باهاش بود