Ali Shariati was an Iranian revolutionary and sociologist who focused on the sociology of religion. He is held as one of the most influential Iranian intellectuals of the 20th century and has been called the ideologue of the Iranian Revolution. He was born in 1933 in Kahak (a village in Mazinan), a suburb of Sabzevar, found in northeastern Iran, to a family of clerics.
Shariati developed fully novice approach to Shi'ism and interpreted the religion in a revolutionary manner. His interpretation of Shi'ism encouraged revolution in the world and promised salvation after death. Shariati referred to his brand of Shi'ism as "Red Shi'ism" which he contrasted with clerical-dominated, unrevolutionary "Black Shi'ism" or Safavid Shi'ism. Shariati's works were highly influenced by the Third Worldism that he encountered as a student in Paris — ideas that class war and revolution would bring about a just and classless society. He believed Shia should not merely await the return of the 12th Imam but should actively work to hasten his return by fighting for social justice, "even to the point of embracing martyrdom", saying "everyday is Ashoura, every place is Karbala." Shariati had a dynamic view about Islam: his ideology about Islam is closely related to Allama Iqbal's ideology as according to both intellectuals, change is the greatest law of nature and Islam.
Persian:
دکتر شریعتی در سال ۱۳۱۲ در خانواده ای مذهبی چشم به جهان گشود پدر او استاد محمد تقی شریعتی مردی پاک و پارسا و عالم به علوم .نقلی و عقلی و استاد دانشگاه مشهد بود علی پس از گذراندن دوران کودکی وارد دبستان شد و پس از شش سال وارد دانشسرای مقدماتی در مشهد شد. علاوه بر خواندن دروس دانشسرا در کلاسهای پدرش به کسب علم می پرداخت. معلم شهید پس از پایان تحصیلات در دانشسرا به آموزگاری پرداخت و کاری را شروع کرد که در تمامی دوران زندگی کوتاهش سخت به آن شوق داشت و با ایمانی خالص با تمامی وجود آنرا دنبال کرد.
در سال۱۳۵۲، رژیم، حسینیهء ارشاد که پایگاه هدایت و ارشاد مردم بود را تعطیل نمود، و معلم مبارز را بمدت ۱۸ماه روانه زندان میکند و درخ خلوت و تنها ئی است که علی نگاهی به گذشته خویش میافکند و .استراتژی مبارزه را بار دیگر ورق زده و با خدای خویش خلوت میکند از این به بعد تا سال ۱۳۵۶ و هجرت ، دکتر زندگی سختی را پشت سرخ گذاشت . ساواک نقشه داشت که دکتر را به هر صورت ممکن از پا در آورد، ولی شریعتی که از این برنامه آگاه میشود ، آنرا لوث میکند. در این زمان استاد محمد تقی شریعتی را دستگیر و تحت فشار و شکنجه قرار داده بودند تا پسرش را تکذیب و محکوم کند. اما این مسلمان راستینخ سر باز زد، دکتر شریعتی در همان روزها و ساعات خود را در اختیار آنها میگذارد تا اگر خواستند، وی را از بین ببرند و پدر را رها کنند
اصولا نباید به این کتاب پنج امتیاز بدهم (اصول خودم البته)...ولی چون خیلی دوستش دارم و فکر می کنم در بهترین زمان ممکن خواندمش اصلا تحمل امتیاز کامل ندادن را ندارم ولی لطفا شما پنج امتیاز حساب نکنید ولی ارزش پنج امتیاز و بیشتر را برای من دارد:|
سال گذشته ظهر عاشورا، پدرم کاسِت "پس از شهادت" دکتر شریعتی را گذاشت و همان سخنرانی باعث شد من این کتاب را بخرم. می خواهم برای پس از شهادت کلمه ای را به کار ببرم که از استفاده کردنش می ترسم چون مسئولیت سنگینی به دنبال دارد....پس از شهادت فوق العاده است...بی نظیر است ...مخصوصا اگر با لحن پرشور دکتر خوانده شود.
"...اگر امامت نباشد، اگر رهبری نباشد، اگر حسین نباشد و اگر یزید باشد، چرخیدن بر گرد خانه خدا، با خانه بت، مساوی است."
"این که حسین فریاد می زند - پس از این که همه ی عزیزانش را در خون می بیند و جز دشمن و کینه توز و غارتگر در برابرش نمی بیند- فریاد می زند که "هل من ناصر ینصرنی؟" مگر نمی داند که کسی نیست که او را یاری کند و انتقام گیرد؟ این سوال، سوال از تاریخ فردای بشری است و این پرسش از آینده است و از همه ی ماست..."
واقعا ما چی فهمیدیم از کربلا و عاشورا؟ چی یاد گرفتیم از امام حسین؟ فقط این را فهمیدیم که دو سه روز در سال عزاداری کنیم چون امام حاجت برآورده می کند؟ بیماران را شفا می دهد؟ وام جور می کند؟ خانه و ماشین می بخشد؟ فقط همین را فهمیدیم که "سلام بر حسین و لعنت بر یزید"؟ مگر الان در زمان ما دیگر یزید نیست؟ یک بار کسی در جواب این سوال گفت امام حسین را هم سیاسی کردند...نمی گذارند عزاداریمان را بکنیم!!!!!
شاید کل این کتاب را نفهمیدم. شاید همه ی آن درست نباشد ولی چه خوب "پس از شهادت" را تمام کرد: "آن ها که رفتند، کاری حسینی کردند، و آن ها که ماندند، باید کاری زینبی کنند، وگرنه یزیدی اند!"
پی نوشت: سوالی که در کتاب درباره ی دعای ندبه مطرح شده بود خیلی ذهنم را درگیر کرده است و نمی دانم جواب را باید از کجا پیدا کنم...
الحسين وارث آدم. المؤلف :علي شريعتي عدد الصفحات : 383 صفحة
بدايةً أود أن أنوه عن ملاحظة صغيرة : المقدمة ورأي المفكرين في الكاتب تتجاوز ال 65 صفحة ..لذلك عليك التريث إلى أن تبدأ معرفة جوهر الكتاب .هذا الكتاب لا يُقرأ على الهامش 👍..
بالإضافة إلى أن الكتاب بالأصل هو محاضرات جُمعت في كتابٍ واحد ..لذلك قد تجد بعض المواضيع قد تكررت لكن بصورة مختلفة ...
نبدأ الرحلة مع علي شريعتي من خلق آدم وحواء إلى النبي محمد (صلى الله عليه واله وسلم )وإلى أن نصل إلى القائم المهدي (عليه السلام ). من سفينة نوح أعطانا حكمة ومن عصا موسى أعطانا حكمة ومن قتل الحسين في كربلاء بين لنا معنى .. تطرق الدكتور علي إلى قصص وحكايا من الماضي لها صلة في الحاضر ..التاريخ مستمر إلى الآن.
حيث بدأ تاريخ الدم من الأخوين قابيل وهابيل مروراً بالأنبياء من هنا بدأت جمرة الثأر ،تم ذكر العديد من المناطق التاريخية والمدن على عهد نبي الله نوح وعيسى ويوسف وبقية الأنبياء .
بين فلسفة الموت ،والشهادة والجهاد حيث هناك نوعين من الشهادة : •حمزوية •حسينية كيف تكون حمزوية ؟ وكيف تكون حسينية؟ بالإضافة أجاب عن العديد من الأسئلة المتعلقة بالإمام المهدي (عجل الله فرجه الشريف)
إلى هنا اكتفي بملاحظاتي عن الكتاب حتى لا أفسد عليكم متعة القراءة ...
در «حسین وارث آدم»، شریعتی کوشیده تا چهرهای انقلابی، اگزیستانسیالیستی و رادیکال از حسین ارائه دهد؛ اما حاصل کار بیشتر شبیه است به تلاشی عصبی برای تقدیس شورش، تا تبیین حقیقتی تاریخی یا انسانی. این کتاب، بهجای آنکه نوری بر واقعه کربلا بیفکند، حسین را در تاریکی ایدئولوژی شخصی نویسنده میپیچد و از او پیکری اسطورهای میسازد که بیش از آنکه به حقیقت نزدیک باشد، به تخیل ایدئولوژیک یک ذهن خسته از تناقضات ایمان و سیاست شبیه است.
شریعتی، با زبانی پرشور، حسین را بهمثابه نماد «اعتراض»، «آزادی» و «شهادت آگاهانه» بازسازی میکند. اما همین بازسازی، زیر پوست خود، توهمی خطرناک را حمل میکند: اینکه مرگ، راه نجات است؛ اینکه مظلوم بودن، خود بهتنهایی فضیلت است؛ اینکه قربانی شدن در برابر ظلم، اگر آگاهانه باشد، زیباست. مفاهیمی که اگر در بستر روانی جامعهی مذهبی تحلیل شوند، نه به آگاهی، بلکه به نوعی خودویرانگری جمعی ختم میشوند.
او حسین را از زمینه تاریخیاش جدا میکند، او را از اسلامِ شیعی هم عبور میدهد و در نهایت، چنان اسطورهای میسازد که انسان امروزی نه میتواند با آن ارتباط بگیرد، نه از آن رهایی پیدا کند. نتیجه چیزیست میان یک امام مقدسِ تمامعیار و یک اگزیستانسیالیست شکستخورده که با مرگش میخواهد زنده بماند. پارادوکسی که بیشتر از آنکه روشنگر باشد، گمراهکننده است.
«حسین وارث آدم» را نمیتوان کتابی عقلگرا یا حقیقتطلب خواند؛ بلکه بیشتر میتوان آن را یک مانیفست تراژیک دانست، حاصل ذهنی که میخواهد با شور، جای شک را بگیرد. شریعتی در این کتاب، بهجای تحلیل قدرت و ساختار و تاریخ، دچار نوستالژی خون میشود؛ و همین، خطرناکترین بخش کتاب است: وقتی مرگ، ستایش میشود و زندگی، تنها در سایهٔ آن معنا میگیرد. این نه فقط ضدعقل، که ضدانسان است.
وقتی در مورد مجموعه آثار شریعتی حرف میزنیم، بسیار مهم است که چه نسخهای در اختیار داریم. نسخه من که نسخه کامل این مجلد بود، دارای مشکلی است که برخی دیگر از مجموعه آثار هم بدان دچار هستند. یعنی به دو بخش قابل تقسیم است که مناسبت کاملی با هم ندارند
در بخش اول، شریعتی نظریه شهادت خودش را در باب عاشورا معرفی میکند که ارزش تحقیقی دارد و بسیاری از نظریه های جدیدتر مانند نظریه وظیفه محور بر پایه آن هستند و به نوعی رقیب اصلی نظریه حکومت محور قلمداد میشود. در این نیمه متون خوب دیگری هم میتوان یافت مانند مقاله ثار که مفهوم جدید و جالبی بود و سازگار با نظریات دیگر ایشان
اما نیمه دوم بحثها و مقالاتی دارد که بجز آخرین مقاله ارتباط و سازگاری قابل قبولی با موضوع کلی کتاب ندارند و نیاز به ویراستاری جدید احساس میشود. در کل، مطالعه خوب همراه با پستی و بلندی بود و نیمه اول آن توصیه میشود
عاشوراء صدرٌ حنون ودود يحتضن رؤوس الناس المتعبة، وحضنٌ امين يستقبل دموعهم المنهمرة.. لذلك ترى في هذه المأساة البشرية المهولة؛ كل فرد يندب مأساته الخاصة.. عاشوراء يعيد سنوياً لقلوب المستضعفين المقهورة التي سلبت في هذا العصر حق الاختيار، بل حتى حق الاحساس، وللعيون التي سلبت حق الرؤية بل حتى حق البكاء، وللحناجر التي سلبت الصراخ بل حتى حق الانين، يعيد لها حقها السليب
در قبایل عرب همواره جنگ بود.اما مکه، زمین حرام بود و چهار ماه رجب و ذی القعده وذی الحجه ومحرم. زمان حرام: یعنی که در آن جنگ حرام است.دو قبیله که با هم در جنگ بودند تا وارد ماه حرام می شدند.جنگ را موقتا تعطیل میکردند اما برای آنکه اعلام کنند که : در حال جنگند و این آرامش از سازش نیست! ماه حرام رسیده است و چون بگذرد جنگ ادامه خواهد یافت ، سنت بود که بر قبه خیمه فرمانده قبیله ، پرچم سرخی برمی افراشتند تا دوستان و دشمنان ومردم همه بدانند که جنگ پایان نیافته است . آنها که به کربلا می روند و می بینند که در ظاهر جنگ با پیروزی یزید پایان یافته و بر صحنه جنگ آرامشِ مرگ سایه افکنده است ، اما می بینند که بر قبه آرامگاه حسین علیه السلام پرچم سرخی در اهتزاز است!! بگذار این سال های حرام بگذرد.
از اول محرم 94 تا آخر محرم 94 خواندم و به جرئت یکی از بهترین کتاب هایی که خواندم :) امیدوارم جهان بینی من نزدیک به جهان بینی اصیل انسانی باشد :) خیلیچیزا ازش یاد گرفتم و میخوام نوشته های دکتر شریعتی رو بازهم بخونم :)
مررت بثلاث مراحل مع هذا الكتاب ،، التحمس لقراءته و التعرف على الكاتب علي شريعتي لأول مرة ،، ثم الشعور بالتكرار الملل لما كان يطرحه الكاتب .. إعادة لنفس النقطة بأشكال متعددة ،، لكني استمتعت بخاتمته التي ناقش فيها فلسفة و انواع الانتظار و حتمية الخلاص .
لغة سلسة و مصطلحات منمقة .. لكن كان بالامكان اختصاره .
الكتاب اعطاني اجابة لسؤال طالما طرحته على نفسي ،، لماذا الدين الاسلامي لا يحقق كمالياته المنشودة . و اعجبني ايضا تفسيره للثالوث ... و هو بالضبط ما نستشعر بحصوله ايامنا هذه .
و اخيرا .. اعجبني بحث الانتظار جدا .. انصح بقراءة الكتاب لزيادة الوعي و توسيع المدارك لكل من يبحث عن ذلك
الكتاب عبارة عن مجموعة ��ن المحاضرات لشريعتي. بدايته كانت أدبية و شكل هذا الأسلوب نصف الكتاب تقريباً، و هو ما لا أستسيغه إذا رغبت بقراءة كتاب علمي. و هناك بعض التكرار و هذا من سلبيات الكتب التي تحتوي محاضرات متفرقة.
و لكن الجزء الثاني من الكتاب كان مفيداً و مهماً، و أعجبني موضوع الإنتظار.
يناقش شريعتي في هذا الكتاب بعض العقائد من زاوية شيعية بإمتياز، مقدما بحثا حول مفهوم "الشهيد" مفرقا بين شهيد الجهاد وشهيد الشهادة ذاتها في فكرة لافتة جدا حول جمال وروعة وكمال درجة الشهادة والتي ليس بالضرورة أن يحوزها المرء قتلًا كما هي شهادة الجهاد والتي تحمل بدورها خصوصيتها وأهميتها متحركا من زاويتين حادتين هما شهادة الشهيدة حمزة عم رسول الله صلى الله عليه وآله وشهادة الإمام الحسين عليه السلام ..
ناقش كذلك عقيدة "الانتظار"-انتظار المخلص/المهدي "عج"-في أبعادها السلبية والايجابية بصفتها عقيدة يعد البحث حول أسسها العلمية والفسيولوجية والمادية "شأنا لا يخوض فيه ولا يجد جدواه" بل يناقشها بإيمان تام بها بصفتها طبيعة إنسانية بإمتياز ومن المفترض أن تكون العقيدة الباعثة على الحركة الجادة والواعية والمثمرة في حياة الأفراد والمجتمعات مؤكدا على حقيقتها كحتمية تاريخية تؤمن بها كل الطوائف والمجتمعات والأديان..منتهيا لمجموعة اسئلة حول جدوى الايمان بها وبعقيدة الامامة وكيف تحاصر هاتين العقيدتين لأنهما قادرتان على خلق الإنسان المغير الواعي فلا نجد ان النشئ في مدارسه ومناهجه يتربى على جوهرهما .. متسائلا لماذا تدرس القصائد الجاهلية ولا يدرس نهج البلاغة للطلاب والطالبات؟! مقدما اجابته ان في ذلك خدمة للانتظار بمعناه السلبي والذي يتبناه الطواغيت والمستفيدين من خمول وجهل الافراد في المجتمعات.
بدأ شريعتي كتابه ولحد الصفحة ٢٠٠ بل يزيد في مايشبه "الخاطرة/الفضفضة" حول رؤيته للتاريخ بصفته تاريخا يسيطر عليه (فرعون ممثلا القوة والسلطة/قارون ممثلا المال والاقتصاد/بلعم بن باعورا ممثلا للتزوير واستغلال الدين) منطلقا من أرض العراق بصفتها محط قصص الأنبياء مبتدئا بآدم مارّا بإبراهيم الخليل ومنتهيا بالإمام الحسين عليهم السلام مصورا ان الحكاية تكمن في نهري دجلة والفرات المتوازين (الحق/الباطل)(الايمان/الشرك) حتى يتحدان اخيرا وقد اختلط الحق بالباطل والكفر بالايمان ..
قدم شريعتي رؤيته للتاريخ تلك عبر استعارة الكثير من الرمزيات سواء من القران أو سنة العترة عليهم السلام بل وباستعارة الكثير من الرمزيات من الأساطير من مختلف الثقافات مكررا الفكرة ذاتها ان الخير والشر ان الحق والباطل ان الكفر والايمان مختلطان جدا لم ينفصلان إلا في زمن محمد صلى الله عليه وآله وبرحيله عاد الاختلاط وعلى نحو أشد وان رسالة الأنبياء كانت بالفصل بينهما ..
راية حملها آدم عليه السلام وسلمها لنبي بعد نبي ولوصي بعد وصي حتى تسلمها الحسين عليه السلام .. لينطلق شريعتي في شرح كربلاء من وحي زيارة وارث .. مشددا على ان الحسين ليس رجل سياسة خرج لاقامة حكم سياسي بل بصفته وريثا لراية الحق والعدالة خرج للشهادة عالما انه سيقتل شاهدا وحجة وباعثا ليحيي الإنسان والمستضعفين محاربا الثلاثي الممثل في فرعون وقارون وبلعم بن باعورا.
قد يكون هذا الكتاب هو الكتاب الاول لشريعتي الذي اصابني احيانا بشئ من الارتباك نتيجة حالة الدمج الشديد بين الاساطير وقصص الانبياء والاحداث التاريخية واحيانا بشئ من الملل نتيجة التكرار والذي للامانه اعترفت به دار النشر في مقدمة الطبعة على اعتبار ان الكتاب جاء تفريغا لمجموعة من محاضرات شريعتي كان قد كرر خلالها بعض الافكار فلا يمكنهم اقتطاعها من كل محاضرة.
الا أن بحثيّ الشهيد والانتظار كانا جديرين بإتمامي للكتاب.
مردی از خانه فاطمه بیرون آمده است . مدینه را می نگرد و مسجد پیامبر را و مکه ابراهیم را و کعبه ی به بند نمرود کشیده را و اسلام را و پیام محمد (ص) را و کاخ سبز دمشق را و در بندکشیدگان را و .........
مردی از خانه فاطمه بیرون آمده است . بار سنگین همه این مسئولیت ها بر دوش او سنگینی می کند .
او، وارث رنج بزرگ انسان است . تنها وارث آدم، تنها وارث ابراهیم و.......... تنها وارث محمد ! و........
مردی تنها !
اما نه، دوشادوش او زنی نیز از خانه فاطمه بیرون آمده است، گام به گام او ، نیمی از بار سنگین رسالت برادر را بر دوش خود گرفته است .
مردی از خانه فاطمه بیرون آمده است، تنها و بی کس ، با دست های خالی ، یک تنه به روزگار وحشت و ظلمت و آهن یورش برده است . جز مرگ سلاحی ندارد اما او فرزند خانواده ای است که "هنر خوب مردن" را در مکتب حیات خوب آموخته است .
در این جهان هیچکس نیست که همچون او بداند که :"چگونه باید مرد ؟"
آموزگار بزرگ "شهادت" اکنون برخواسته است تا به همه آنها که جهاد را تنها در "توانستن"می فهمند و به همه آنها که پیروزی بر خصم را تنها در "غلبه"می دانند، بیاموزد که :"شهادت" نه یک "باختن" که یک "انتخاب" است .
و حسین وارث آدم که به بنی آدم زیستن داد و وارث پیامبران بزرگ که به انسان، "چگونه باید زیست" را آموخت .
اکنون آمده است تا در این روزگار به فرزندان آدم "چگونه باید مرد" را بیاموزد
بدأ الكتاب برسالة المخابرات الايرانية ايام الشاه وذلك عن تحركات شريعتي و زيارة قبره من قبل ابن السيد الخميني مع طلبة علم أخرون. ومن ثم بدأ بمقدمة طويلة نوعا ما تتحدث عن حياة الدكتور علي شريعتي في آراء المفكرين وكل يتحدث من بطريقة وأخرى عن مالاقاه الدكتور علي شريعتي في حياته حتى استشهاده. بعدها يبدأ بالحديث عن ما جاء في زيارة وارث عن وراثة الامام الحسين لأدم ،ومن ثم اصبح يتحدث عن واقعة عاشوراء من خلال العزاء واقامة الشعائر العاشورائية ثم يدخل على أحاديث الامام الصادق في قضية عاشوراء وزيارة وارث وينحى الى بعض الوقائع التأريخية ويتحدث فيها عن دجلة والفرات والنيل وكيف هما من مصب واحد ثم يتفرقون وماذا اراد بهذا المثل شريعتي هل هو وصف للبشرية وملتقاها ثم تفردها ،وذكر قضية هابيل وقابيل والقاتل والمقتول ويعتبر القضية من الارث الادمي الى البشرية ،ثم يشرح معنى الثأر ومتى يؤخذ الثأر عبر التأريخ ومن سيأخذ الثأر. ومن بعدها يشن هجوما على الاجيال كل الاجيال من منطلق القضية الحسينية. هل للشيعة نظرة خاصة تختلف عن نظرة الاخرين عن التأريخ هناك يجيب شريعتي عبر بعض العناوين بعد شرحه لمعنى التأريخ ويأخذ مثالا الفرق بين تشيع اباسفيان وتشيع اباذر، قصة كربلاء تجسيد للتشيع ،مامعنى البكاء على الحسين، يتحدث عن الفرق بين الجهاد والشهادة ومنها يأتي بشهادة الحسين والحمزة كمثال على ذلك ويدخل فيها أهمية الجهاد ومامعناه فكريا وعقائديا وواقعا ،مامعنى شهادة الامة وكيف يكون الرسول على الامه شاهدا، ومن بعدها يتحدث عن معنى الانتظار ويفرق بين السلبية والايجابية في الأنتظار وفي العناوين الاخيرة يصل الى حتمية الامام الحجة وكيف يخرج متقلدا درع الرسول صل الله عليه واله ولواء بدر وسيف علي عليه السلام مع ثلاثمائة وثلاث عشر رجلا ، ويتحدث عن الدجال والسفياني ومن هما واخيرا يذكر خبر أن المسيح مع الامام الحجة . بغض النظر عن موافقتنا او من عدمه لما جاء بين طيات اسطر الكتاب الا انه يمس كثيرا من الأمور الواقعية الحالية .
حسين سياستمداري نيست كه بخاطر شراب خواري و سگبازي يزيد باو او درگيري پيدا كرده باشد و اين حادثه ي غم انگيز اتفاق افتاده باشد! او وارث پرچم سرخي است كه از آدم،همچنان دست به دست،بر سر دست انسانيت ميگرد و اكنون بدست او رسيده است و او نيز با اعلام اين شعار كه:هر ماهي محرم است و هر روزي عاشورا و هر سرزميني كربلا،اين پرچم را دست به دست، به همه ي راهبران مردم و همه ي آزادگان عدالتخواه در تاريخ بشريت سپرده است و اين است كه در آخرين لحظه اي كه ميرود تا بميرد و پرچم را از دست بگذارد، به همه ي نسل ها در همه ي عصرهاي فردا فرياد بر مي آورد كه: آيا كسي هست كه مرا ياري كند؟
من معنای «ثارالله» را از این کتاب آموختم وقتی بیست ساله بودم، که نه شنیده بودم پیش از آن و نه معنا و شورش از ذهنم زدوده شد پس از آن. دیگر آنقدرها چیزی یادم نیست جز حماسه ای که قلبم را به تپش می آورد که تا هنوز یادم است و آن جمله معروفش که : «آنان که رفتند، کاری حسینی کردند. آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند، وگرنه یزیدیاند..»
سنة كاملة وانا ابحث عن هذاالكتاب.لكن عندما وجدته وقرائته شعرت بالاحباط فالكتاب اقل من المتوقع وكثيرا ما يخرج الكاتب عن صلب الموضوع واعتقد عنوان الكتاب لا يعكس مضمونه لذلك اعطي نجمتين على تحليله ورائيه في مضمون الشهاده
كتاب الحسين وارث آدم للدكتور علي شريعتي يحتوي الكتاب على ٣٨٣ صفحة مقسمه على فصول مختلفة ويبدأ الكتاب ذكر شخصية وسيرة المؤلف الدكتور علي شريعتي مع بعض المواقف العامة . عنوان الكتاب جذبني نوعاً ما لقراءته ، ولكن لايتحدث عن عنوان الكتاب او عن الامام الحسين عليه السلام بشكل مفصل ودقيق بل تشعب الكاتب كثيرا في الكتاب مرة يتكلم عن فرعون وقارون وبلعم ومرة يتكلم عن دجله و الفرات... ، و افضل قسم هو الاخير والذي يتكلم عن انتظار الامام الم��عود وانصار الامام ٣١٣ شخص .
📍اليوم الحسين ويزيد! .... وغداً حسينيون ويزيديون اخرون في عاشوراء وكربلاء اخرى..!
📍اصطف على الشاطئ جميع الانبياء والشهداء وطلاب العدالة وضحايا جرائم التاريخ ، من هابيل الى الحسين (ع) وعلى الشاطئ الاخر من قابيل الى يزيد ، الفراعنة، النمرود ، كسرى، قيصر ، وجميع الجلادين والجزارين والقتلة.
📚اقتباسات من الكتاب:
🖌١-الحسين وارث هذا الميراث الذي يعد اعظم ميراث في التاريخ.ص٦٦
🖌٢- الحسين وارث الراية الحمراء التي تناقلتها الانسانية يداً بيد من زمن ادم.ص١٢٣
🖌٣- لقد علمنا الحسين درساً اعظم من درس الشهادة ، بتركه مراسم الحج ناقصة وذهابه نحو الشهادة.ص٢٤٧
🖌٤- رساله السيدة زينب (ع) : أن الذين رحلو أدو دوراً حسينياً ... والذين بقو عليهم القيام بدور زينبي ، وإلا فانهم يزيديون.
يأخذ شريعتي زيارة وارث مقدمةً لبحثه، ويبدأ في تحليل ومناقشة الصلة العميقة بين آدم عليه السلام والإمام الحسين وثورته في كربلاء. وقد يكون هذا واضحًا جدًا من العنوان إلا أن الكيفية التي ربط بها آدم بالحُسين سلام الله عليهم عجيبة جدًا وتستحق الإشادة. حيث قسّم العالم لقسمين، العدل والظلم/الإيمان والكفر/المستضعف والمستكبر وأسقطها على هابيل وقابيل كبدايةٍ للوراثة وأوصلها للحُسين ويزيد. وجه الرسالة ووجه الشيطان. وابتداءً من هذا التقسيم أخذ يناقش وراثة الحُسين عليه السلام ورسالته المتصلة اتصالًا مباشرًا بالأنبياء والامتداد الطبيعي لها وكيف أن واقعة كربلاء نفسها هي مصداق لوجه الباطل يقابله وجه الحق على طول التاريخ، وأن قيام الحُسين وشهادته هي شهادة ناطقة تعيش لهذا اليوم. كما حلّل مفردة الشهادة وفلسفتها والفرق بين شهادة الحُسين وحمزة عليهم السلام، والوراثة نفسها لـ الثأر والثورة، وانطلق يناقش الثورة والثأر على حدى. إلى أن وصل لجوهر الانتظار وفلسفته. الكتاب بالمجمل ثري جدًا ويحمل نظرة جميلة للتاريخ الإسلامي وأصله وارتباطه كله ببعضه بحياد ملموس، النصف الثاني من الكتاب كان أكثر سلاسة وتفصيل بعكس النصف الأول الذي أزعجتني فيه كثرة الهوامش وإن كانت ضرورية. وأخيرًا بحث جميل جدًا استمتعت بقراءته.
حين تريد أن تبحر مع سفينة الحسين بطريقة أخرى وبنفسٍ آخر سيكون هذا الكتاب معينك ورفيقك الجميل ..الحسين وارث آدم، من أجمل الكتب التي تقرأها عن الحسين ع وفلسفة الثورة وفلسفة العقيدة الإمامية
الكتاب باختصار هو رحلة الإنسان الأصلية على هذه الأرض وعلى مر التاريخ، رحلته بكل ما فيها من أهداف وصعوبات وتضحيات ومبادىء. علي شريعتي عالم اجتماع ومفكر انساني - قبل أن يكون مسلما شيعيا - وهو ما يظهر أثره بوضوح شديد في عمق كتاباته وارتباطها بواقع المجتمعات الإنسانية، وصلاحيتها للقياس والتقبل على اختلاف أشكال وثقافات الإنسان في كل الأرض وفي كل التاريخ.
ينطلق الكاتب في تأملاته في الإنسان والتاريخ من حادثة قتل قابيل لأخيه هابيل واعتبرها بداية التاريخ بانقسام الـ"نحن" المتمثلة في آدم الانسان إلى الـ"أنا" وبداية الصراع بين القبيلة الإلهية -هابيل - والقبيلة الطافوتية - قابيل - معركة مستمرة بين صف الله وصف الشيطان. ثم يستمر الكاتب في رصد مواطن الصراع ودلالاته وأدواته في مدى التاريخ ومعتقدات البشر وأديانهم، ويؤكد كثيرا عليها فأنت تخرج من فترة قراءتك وأنت حافظ تمام الحفظ لمثلث شريعتي " "فرعون" و"قارون" و"بلعم" , "القصر" و"الدكان" و"المعبد" , "الاستبداد" و""الاستغلال" و"الاستحمار" تخرج وأنت منفعل بصراع "زيوس وبروميثيوس" و"إهريمن وأهورا" وغيرها من أساطير ومعتقدات العصور القديمة ، وهو ربط إنساني جميل لمظاهر الوعي واليقظة في تاريخ الإنسان ومحاولات إجهاضها.
* هنالك تكرار لبعض الفقرات بشكل يصيب بالملل الشديد في أول البحث وقد نوه الناشر عنه ويُرجى حذفه
* ربط الكاتب التاريخ بالجغرافيا في تأمل عجيب مبهر عندما تحدث عن نهري دجلة والفرات وما شهداه من حوادث عظيمة، وما مثلاه في فكر شريعتي صـ147 و 148
البحث يمضي بعد ذلك في تأملات وأبحاث فرعية في منتهى الروعة كالثأر، الذي لم أكن تأملته هكذا وبهذا العمق من قبل، وكذلك الثورة، والشهادة -الحمزوية والحسينية كما عبر الكاتب - ثم تحدث عن حتمية التاريخ والنظرة الشيعية - في رأيه - وكذلك ختم البحث بحديثه عن مفهوم الانتظار في ضوء السالف من بحثه وعلاقته بإيجابية الإنسان وتطلعه نحو المستقبل الموعود، وفاعليته في زمانه ومكانه، ونظرته للمستقبل ولنهاية التاريخ والوصول إلى نهاية الرحلة، رحلة الإنسان.
كتاب جميل وعميق ويحتاج لوقت طويل وتأمل .. من أجمل ما قرأت.
كعادة شريعتي في كتاباته يتناول قضايا تكون غير مسلط عليها الضوء رغم انك تعتاش وتعاش معك .
بمناسبة ايام عاشوراء فتحت الكتاب وانهيته بعد العاشر من المحرم لغرض ان أعيش مع ايام الامام الحسين عليه السلام ، وبالفعل نقلني الكتاب الى أجواء أخرى كانت معتمة بالنسبة لي .
شريعتي بأسلوبه الثوري الايدلوجي كما يحلو للبعض تسميته يإخذ على عاتقه تفسير بعض الصفات اللصيقة بائمتنا بزياراتهم وخصوصاً وارث آدم الامام الحسين كما ينتهج أن يغور بك في التاريخ البشري ليربط الأحداث مع بعض بشكل جميل ومثير للأهتمام .
نگاه ایدئولوژیک و جامعه شناسانه ی دکتر شریعتی به مسائلی مانند توحید، امامت، ظهور، نوعی مکتب را به وجود آورد که هنوز بعد از او کسی مثل خود او وارد بحث ها و ایدوئولوژی این مکتب نشده است. تعریف زیبای ایشان از فلسفه ی تاریخ در اسلام و مذهب شیعه و همچنین فلسفه ی قیام حسینی و چیستی آن، این کتاب را برای علاقه مندان به این حوزه خواندنی می کند.
کم تر کسی وجود داره که قدرت قلم وی به اندازه معلم شهید دکتر شریعتی باشد. تحلیل نسبتاً دقیقی از حماسه ی پرشور عاشوری ارائه می دهند و تأکید بر لزوم سبقت گرفتن شعور حسینی بر شور حسینی دارند. بدون شک کتاب جذاب و خواندنی خواهد بود.
الكاتب لديه الكثير من التشبيهات والتي كان ستخدمها بكثرة، واجهت صعوبة في فهم بعضها لدرجة انني قمت بعمل بحث منفصل عنها، لكنها بشكل عام تشبيهات واستعارات لطيفة.
كتاب مُلهم عن الشهداء، الثورة، العدل، الدم، الألم والانتظار.
یکی از بهترین کتابهایی است که تا حالا خوندم با خواندن این کتاب نسبت به عاشورا و شهادت امام حسین درک عمسق تری پیدا میکنید، تاریخ جغرافیا، بشریت،زندگی، ایمان، عشق، انسانیت...
احتجت لجهد وتركيز مضاعفين لأتمكن من الولوج داخل دوامة تفكيره التي بدا فيها تائهاً لفهم عاشوراء الحسين بشكل اعمق اضاف لي ابعاد جديدة لعاشوراء .. عميقة جداً وفوق ان ادركها بنفسي
مذهلة تحليلاته في مفهوم الإرث لآدم ودور الحسين فيها تمنيت لو اني سجلت مراجعتي اثناء القراءة لأتمكن من الاحتفاظ بالنقاط التي تركت اثراً لابد لي من عودة لقراءة الكتاب مجدداً
في الفصل الاخير وعندما تطرق لمفهوم الانتظار للامام المهدي عجل الله فرجه الشريف وحتمية الخلاص .. مدني بطاقة عظيمة ورؤية أصح لمعنى الانتظار ومتعلقاته.. استمتعت وتعلمت كثيراً بما كتب هنا
كذلك بحثه عن الشهيد، ومفهوم الثورة .. كانا ذا قيمة بالنسبة لي
انتقادي لمواضع التكرار في الكتاب .. تكررت بشكل ملحوظ بالاضافة الى عدم وحدة الكتاب من حيث الرسالة تطرق لمواضيع متفرقة .. خاصة في الجزء الاخير من الكتاب ( بينما البداية كانت متصلة ومترابطة لفهم الحسين لكونه الوراث للأنبياء )
حقيقة : الفارق الذي يصنعه علمك بأمر ما من عدمه .. عظيم خاصة عندما يتعلق الامر بدين وطقس عبادي
(اللهم عرفني نفسك فإنك إن لم تعرفني نفسك لم اعرف نبيك، اللهم عرفني رسولك فإنك إن لم تعرفني رسولك لم أعرف حجتك، اللهم عرفني حجتك فإنك إن لم تعرفني حجتك ضللت عن ديني)
هر کتابی که از شریعتی بیشتر میخوانم بیشتر به ظلمی که در حقش شده پی می برم این کتاب رو با تمام نقایصش میشه تو صورت خیلی ها کوبید ! فقط یک جمله در نقد: اشک برای شیعه رسانه است!
أحب علي شريعتي لإنهُ جريء، وينظر للأمور بطريقة جريئة ومختلفة وهادفة. سواء إتفقتُ معهُ أم لا، فهذه الخصلتين فيه تجعلني أحترمه وأُقدر فكره.
ويغض النظر عن هذا، فقد كانت قراءة هذا الكتاب قراءة ثقيلة، هل السبب هو عدد صفحات الكتاب، أم لإني قرأتهُ بالحاسوب بنسخة الكترونية-وليس بشكل كتاب ورقي، أم السبب هو محتوى الكتاب نفسه! لا أعلم، لكنني مسرورة لإنهاء قراءته اخيراً.