حالا دیگه میدونم چرا مادربزرگم اغلب وقتها زیر سجاف لباسش یه سنجاققفلی داشت. یا اینکه چرا میگفتن زنی که تازه زایمان کرده نباید تا ده روز بره حمام یا توی بعضی خونهها شاخ گوزن به دیوار میزدن و چرا مادر مادربزرگم سفارش کرده آب داغ رو بدون بسمالله نباید جایی ریخت. قبلاً که دربارهی اینچیزها سؤال میکردم، آدما جوابی براش نداشتن. فقط میدونستن خوب نیست و نباید انجامش داد. جدا از اینکه چنین آدابورسومی الان تقریباً از بین رفته و از نظر علمی هم ممکنه مسخره بهنظر بیاد اما من از وجه دیگهای بهشون نگاه میکنم. اینکه چنین آدابورسومی مثل اسطورهها برای توجیه پدیدههایی بهوجود اومدن که توضیح منطقی و روشنی براشون نیست و یا برای جسمیت بخشیدن به صفات و ویژگیهایی که از طرف مردم تفبیح میشده و یا برای زودودن گرههای ذهنی آدما دربارهی یه موضوع. من تخیّلی که چنین داستانهایی رو ساخته ستایش میکنم. این تخیّل اونقدر قوی بوده که بتونه موجوداتی رو با هویت مستقل و خویشکاریهای مخصوص و حتی ظاهری دقیق و قابل توصیف بسازه و در طول زمان پرورش بده. مثلاً یه موجودی که قد بلند داره با موهای طلایی و تنی سفید که وظیفهاش اغوا کردن مردهاست. و چرا اینقدر موجوداتی که مردها رو اغوا میکنن و بعد از اینکه مرد به سمتشون جلب میشه، اونا رو به بدترین شکل ممکن میکُشن، زیاده؟ غیر از آل، یکی دو دیو دیگه هست که شدت خشونتشون در مقابل مرد هوسباز خیلی بیشتر از آل و روش خاصش در خفه کردن مردها در رودخونهست. ولی لابد زنها نشستن دور هم و از دیوی گفتن که منتظره مردی سروگوشش بجنبه و با لبخندی فاتحانه این داستان رو همهجا پخش کردن و این داستان اونقدر دهن به دهن گشته که تخیّل آدما تبدیل شده به یه موجود واقعی و بعد خیلیها گفتن که تو تاریکی شب وسط رودخونه دیدنش. دیوهایی که به زن باردار حمله میکنن هم قابلتوجهان. شاید واسه اینکه وضعیت زن باردار ثبات کمتری داره و با خطرات بیشتری (به خصوص در گذشته که امکانات خوبی وجود نداشته) روبهرو بوده. هرچند تمهیداتی که براش در نظر میگرفتن (مثلاً کتک زدن زن باردار به حدی که مطمئن بشن دیو از بدنش خارج شده) واقعاً امن نبوده. با اینکه کتاب به عفریت و پری و جن اشاره میکنه و از خویشکاریهاشون میگه اما نویسنده فقط یکی دوبار اون هم خیلی ناچیز و جزئی از هزارویک شب مثال میزنه. از اینبابت ازش دلخورم. حداقل در فصل مربوط به پیکرگردانی، مثالهای خوب و زیادی تو هزارویک شب موجوده ولی نویسنده سراغشون نرفته. غیر از این، برای من کتاب بسیار خوبی بود.
الان فهمیدم این کتاب، هفتصدوهفتادوهفتمین کتابی بوده که خوندهم. نسبت به اون روزی که ششصدوشصتوششمین کتابم رو خونده بودم ناامیدتر، غمگینتر و خستهترم. ولی بازم یه ذهن خیالباف تصور میکنه واسه خاطرهمین سه تا هفت، بد نیست یه ازمابهترون برام بفرستن با نیروهای فراانسانی. چون تو همین کتاب اشاره شده که همه این موجودات خبیث نیستند و بعضیهاشون نیت خیر دارن و کار خوب هم میکنن.
کتابی تحقیقی و دانشنامه ای درباره موجوداتي که عموما ذیل نام دیو می آوریم شان، اما مجموعه گسترده ای شامل دوالپا، بختک و ... را دربر می گیرد. به موضوع کتاب از منظر انسان شناسی عامهنگاه شده است. از متن کتاب بر می آید که نویسنده اشراف کاملی بر منابع و کتب مرجع کلاسیک مانند عجایب نامه ها دارد و با توجه به مطالعات .متأخر فولکلور و مطالعات میدانی خودش، بر غنای اثر افزوده است
کتاب جذابی بود که البته به شکل یه منبع جامع و کامل به بررسی موجودات شرور اساطیر ایرانی نپرداخته و به بررسی ماهیت دیو و چند نمونه از مهمترین و مشهورترین دیوهای ایرانی اکتفا کرده اما به طور کلی اطلاعات خیلی خوب و عمیقی از تمام موضوعاتی که کار کرده در اختیار خواننده قرار میده.
کتابی عالی از نشری عالی. این کتاب بهصورتی بسیار علمی به مقولهی دیو، جن و پری پرداخته و نویسنده تحقیقات گستردهای را در ادبیات عامه با توجه به این موضوع به انجام رسانیده است. اگر به موضوعات مردمشناسی، فولکلور و مهمتر از همه خاستگاه دیو و جن و پری علاقهمند هستید، بسیار پیشنهاد میشود.
بخشی از کتاب: ...بخشی از روایتها و باورهای مردمی بازمانده از دورههای کهن دیوان را همچون مردمان میشناسند و هیچ ویژگی غیرطبیعی میان آنها و انسانها قائل نیست. چنانکه در روایتهای گرشاسبنامه دیوان بیشتر صفت آدمیزادگان را دارند. آنها از تمدن برخوردار هستند و از هنر و دانش و موسیقی بهرهمندند. آنها سپاه و پادشاه دارند و از قلعهها و مزارع خود دفاع میکنند.
This entire review has been hidden because of spoilers.