کتاب در اوایل جذاب، در اواسط میانه و در پایان بندی کمی درهم و برهم و نیمه کاره، اما به یکبار خواندن می ارزید، هرچند که به قول منتقد پایان کتاب، از سبک و روش خاصی در رمان نویسی بهره ایی نبرده بود .
اخوت در ۷۰ سالگی رمانی نوشته متفاوت با دیگر آثارش و تمام منطقهای روایت را برهم ریخته تا جایی که در فصل پایانی نقدی بر کتاب نوشته و به مشکلات و سبکش اشاره کرده.
سومین خوانش من از اخوت که بعد از «تماشا»یش رهایم نمیکند مانند دو کتاب قبل لذتبخش، روان و عمیق بود. با وجود اشعار و ارجاعات زیاد در متن باز هم روان بودن و یکدستی متن حفظ شده است. شرح زیست مهرداد بسیار من را یاد رمان درخشان استونر انداخت.
حال میفهمم چرا میگفتند اخوت هیچجا افت نمیکند و تمام آثارش قابل خوانشنند.