سرانجام جوابی برای این سوال پیدا شد که چرا زنان نمیتوانند مانند مردان باشند؟ آیا این جامعه است که باعث میشود مردا رفتاری ردانهتر داشته باشند؟ چرا مردها بهتر نقشه میخوانند و زنان در خواندن حروف و کلمات قویتر هستند؟ چرا در نظر مردها زنان اسرارآمیز هستند؟ شم زنانه یعنی چه؟ چه بسا پاسخ به هر یک از این سوالات باورهای ما را دربارهی برابری زن و مرد زیر سوال ببرد. به هر سمت که نگاه کنید، از اتاق خواب گرفته تا محل کار و نیز در روابط میان زن و مرد، جنس مونث و مذکر از هر نظر با هم تفاوت دارند، چه در رفتار و چه در مهارتها، زیرا سازمان مغزشان با هم متفاوت است.
قبلا يك بار اين كتاب رو خوندن بودم. اين روزها كه مطالعاتم روي علوم اعصاب و علوم شناختي بيشتر شده، دوباره اين كتاب رو خوندم. اولين چيزي كه توي متن كتاب احساس ميشه حس پنهان نويسنده از برتري مردها نسبت به زن هاست. هيچ جاي كتاب اين موضوع رو مستقيم نميگه، ولي لحن و حس جملات كاملا براي من اين حس رو ايجاد كرد كه اصلا خوشايند نبود. يك سري فكت هاي علمي تو كتاب استفاده شده كه خيلي از اونها هنوز هيچ اثباتي ندارند و در حد فرضيات هستند. كتاب هيچ رفرنسي نداره كه به نظرم براي كتابي كه در رابطه با علوم اعصاب و تفاوت هاي ساختار مغز زن ها و مردها هست، بايد رفرنس داشته باشه. متن كتاب روان هست. موضوع بحث كتاب در كل بسيار موضوع جذابي هست. بررسي تفاوت هاي رفتاري و اخلاقي و اجتماعي مردان و زنان از نگاه علوم اعصاب شناختي و مطالعه هرمون ها و تاثير هورمون ها بر روي مغز خيلي نو پا هست. بنابراين يك بار خوندن كتاب رو به كساني كه تو حوزه علوم شناختي و يا روانشناسي مطالعه دارند پيشنهاد ميكنم، ولي انتظار يك كتاب عالي رو نداشته باشيد.
امسال رفتم کلاس دوازدهم و متبرک شدم به دریافت کتاب مدیریت خانواده و سبک زندگی (ویژهی دختران). مدرسه معلم براش نذاشته، و امتحان نهایی هم ازش نداریم، در نتیجه واقعاً لازم نیست چشمم به ریخت نحسش بیفته. ولی از اونجایی که ✨مرض دارم✨ نشستهم به خوندن و حاشیهنویسیش با خودکار قرمز. یه خورده از نظر روانی به تقلا میندازدم و برای همین نمیتونم یه سر بشینم پاش، چند درسش رو اول سال تحصیلی خوندم و الان دوباره شروع کردم. بگذریم. همونقدر چرک محضه که آدم انتظارش رو داره، و از اون وحشتناکتر اینکه واقعاً خیلی خیلی با خودش حال میکنه. معتقده مرحلههای تازهای از صمیمیت با مخاطب رو آنلاک کرده و دخترهایی که تو سال ۱۴۰۱ (و هیچ سالی هم نه ۱۴۰۱!) هفده هجده سالشونه چنان عاشق و شیفتهی این شکلِ روایتگری میشن که بلافاصله سر تعظیم به زنستیزی فرود میآرن و میرن که برای شوورِ غیرتمندشون نرم و لطیف و زنانه باشن.معتقده فراتر از یه کتاب درسی و چراغ راه زنهای آینده است. از بخش سخنی با دانشآموز: «این کتاب همراه خوبی برای توست و تا سالها با آن کار داری. میتواند تا سالها در کتابخانهی تو باشد و تو در لحظههای حساس زندگیات بارها و بارها به آن مراجعه کنی.» خیلی هم جدیه! یه جای کتاب نوشته بود: «این که بگوییم زن و مرد در زمینهی هوش، مهارت و رفتار با یکدیگر متفاوت نیستند، یک دروغ بزرگ زیستشناختی است. پژوهشها نشان داده که حتی ساختار مغزی زن و مرد نیز با هم تفاوت دارد. کتاب «جنسیت مغز» به افشای این دروغ بزرگ پرداخته است.» اولاً برام جالبه که اینطور از «افشای این دروغ بزرگ» حرف میزنه، انگار که ما تو زندگیمون هی فقط تو مغزمون کردهن که زن و مرد با هم برابرن! زن و مرد مغزشون مثل هم کار میکنه! زن و مرد مهارتهاشون یکسانه! و این حرف که زن و مرد دو سر کاملاً مجزای یه قطبنمان که تعاریف دقیقی دارن و میشه مرز واضحی بینشون مشخص کرد و قطعاً هویتی بیرون از اونها وجود نداره یه نظریهی خیلی انقلابی و رادیکاله که همه از شنیدنش هین میکشن. ثانیاً این که من رفتم گشتم دنبال این کتاب که ببینم جریانش چیه. با یه سرچ سریع متوجه شدم ۱. سال ۱۹۸۹ نوشته شده! ۳۴ سال پیش! ته اعتبار علمیه واقعاً. ۲. یکی از نویسندهها یه کتاب دیگه داره به اسم «چرا مردان اتو نمیکشند؟» که توش انگار دلیل میآره که عدم مشارکت مردها تو کارهای خونه معلول ویژگیهای زیستشناختیشونه. *مث فامیل دور سیبیل در دهان کشیدن* من دیگه حرفی ندارم.