Jump to ratings and reviews
Rate this book

نقش ۸۲

Rate this book
کتاب نقش ۸۲ مجموعه داستانی است حاوی ده داستان کوتاه از نویسنده‌های مختلف که در چهارمین دوره از جوایز هوشنگ گلشیری توسط داوران جشنواره مورد تشویق قرار گرفتند. این کتاب در سال ۸۵ به کوشش انتشارات نیلوفر به چاپ رسید.
داستان‌های این مجموعه عبارت‌اند از: سان شاین اثر کوروش اسدی، نماز پسین اثر محمد بکایی، تک‌خشت اثر منیرالدین بیروتی، گرما در سال صفر اثر شهرنوش پارسی‌پور، نوروز فقط در کابل باصفاست اثر محمدآصف سلطان‌زاده، پدر گیاه‌شناس من اثر داوود غفارزادگان، طبقه‌ی هم‌کف اثر یوریک کریم مسیحی، سنگام اثر مهرنوش مزارعی، چکاوک آسمان‌خراش اثر شهریار مندنی‌پور.
جایزه‌ی ادبی هوشنگ گلشیری جایزه‌ای مردم‌نهاد بود که توسط بنیاد گلشیری اداره می‌شد. سالانه به آثار انتشاریافته در زمینه‌ی ادبیات داستانی ایران توجه می‌کرد و از میان آن‌ها انتخاب کرده و به بهترین داستان‌ها جوایزی را اختصاص می‌داد. این جایزه یکی از معتبرترین جوایز مستقل ایران بود. بنیاد گلشیری به همت فرزانه طاهری، همسر هوشنگ گلشیری و بعد از مرگ او شکل گرفت. در سال ۱۳۹۳ این جایزه نیز به دلیل کمبود منابع و نیروی انسانی منحل شد.

181 pages, Paperback

First published April 1, 2006

22 people want to read

About the author

کورش اسدی

10 books30 followers
از صفحه ویکی پدیای اسدی: کوروش اسدی در ۱۸ مرداد ۱۳۴۳ در آبادان زاده شد. شروع داستان‌نویسی وی از دوران نوجوانی‌اش بود. اسدی از اواخر دورهٔ دبیرستان احساس کرد می‌تواند داستان بنویسد و به همین دلیل از همین دوران شروع کرد به نوشتن اما چون کسی را نمی‌شناخت این نوشتن به شکلی شخصی باقی ماند تا آن‌که در سال ۱۳۵۹ به همراه خانواده به تهران مهاجرت کردند. در دورهٔ دبیرستان علاوه‌بر نوشتن، به‌طور جدی شروع به خواندن ادبیات کرد و در دورهٔ سربازی بنا به گفته خودش، آثار تمام داستان‌نویسان مطرح ایران و داستان‌های جدی خارجی را خواند. پس از سربازی با هوشنگ گلشیری آشنا شد و با او تماس گرفت و اولین نوشته‌هایش را به او داد و دوستی‌اش با او شکل گرفت و نگاه وی نسبت به داستان آرام‌آرام شکل گرفت.

در آن مقطع چیزی که بر وی تأثیر گذاشت دیگر اعضای جلسات پنجشنبه‌ها در تهران بودند که اکثرشان اهالی خوزستان بودند؛ قاضی ربیهاوی و یارعلی پورمقدم از مسجدسلیمان، همین‌طور کامران بزرگ‌نیا و دیگران. وی از خلال این جلسات با آن‌ها دوست شد و آن‌ها روی وی تأثیر زیادی گذاشتند و بعدها با هم جلسات جداگانهٔ داستان خوانی گذاشتند. سال ۱۳۶۶ یا ۱۳۶۷ بود که اسدی اولین داستان‌های جدی‌اش را نوشت که بعدها مجموعه داستان شد.

چیزی که بیشتر در داستان برای وی مطرح بود جستجو به دنبال چیزی گمشده و کشف یک راز (که معمولاً در زندگی شخصیت داستان است) بود.

کورش اسدی، شب شنبه سوم تیر ۱۳۹۶ در ۵۲ سالگی در خانه خود در تهران درگذشت.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
0 (0%)
4 stars
6 (40%)
3 stars
4 (26%)
2 stars
4 (26%)
1 star
1 (6%)
Displaying 1 - 3 of 3 reviews
Profile Image for Behzad.
653 reviews122 followers
December 11, 2018
حالا که این کتاب رو خوندم فکر میکنم چقدر بهتره که کتاب های مجموعه داستان، به جای اینکه چند داستان از یه نویسنده داشته باشن، از نویسنده های مختلف داستان داشته باشن. اینطوری تنوع مضمونی و شکلی از اول تا آخر مجموعه باقی میمونه و آدم همیشه کنجکاوه برای خواندن داستان بعدی.
داستان های این کتاب همه تقریبن متوسط رو به بالا بودن.
داستان "سان شاین" از کورش اسدی 3 ستاره میگیره به خاطر پایان تأثیر گذارش، ولی خب با خوندن این داستان فهمیدم که احتمالن جزو طرفداران کورش اسدی نیستم.
داستان "نماز پسین" از محمد بکایی 4 ستاره میگیره به خاطر مضمون تقریبن بکری که داره؛ و نکتۀ جالب دیگه هم اینکه این نویسنده رو نمیشناختم که اینجا باهاش آشنا شدم.
داستان "تکِ خشت" از منیرالدین بیروتی اوکی بود، در حد 3 ستاره شاید. بیروتی هم جزو مورد علاقه های من نیست، نتیجه ای که با خواندن "چهار درد" بهش رسیدم و با خواندن این داستان کوتاهِ کوتاه مطمئنش شدم.
داستان "گرما در سال صفر" از شهرنوش پارسی پور هم اوکی بود، در حد 3 ستاره.
داستان "سر برگشته ی شاعر" از ابراهیم دمشناس 3 ستاره، با این توضیح که مقدمۀ نویسنده در کنار نثر و دغدغه هایی که تو داستانش آورده بود، من رو کنجکاو کرد که ازش بیشتر بخونم.
اوج و شاهکار این مجموعه به نظرم داستان "نوروز فقط در کابل باصفاست" از محمدآصف سلطان زاده بود با 5 ستاره. سلطان زاده با کتاب های دیگه ش ثابت کرده که نویسندۀ عالی ایه، و خب این یه داستان کوتاه هم حرفهای عظیم و تکان دهنده ای داشت برای گفتن. داستان شرایطی رو نشون میده که طی اون دو گروه دشمن و متخاصم مجبور میشن اوقاتی رو با هم بگذرونن و این با هم گذرانی باعث میشه هر آنچه غیر از انسان هست کنار بره و ما ببینیم این به ظاهر دشمنان در واقع چقدر در انسان بودن شبیه هم هستن
داستان "پدر گیاه شناس من" از داود غفارزادگان 4 ستاره داشت و قشنگ بود، یه جوری که نمیتونم خیلی راحت بگم چرا خوب بود. فقط حس میکنم خوب بود.
داستان "طبقه ی همکف" از یوریک کریم مسیحی هم به نظرم بعد از داستان سلطان زاده قرار میگیره و این هم 5 ستاره داره. داستان تقدیم شده به زویا پیرزاد، و خب خیلی شبیهه به "چراغ ها را من خاموش میکنم"، و البته با تفاوت هایی که اتفاقن نقطۀ قوتش هم همون تفاوتها هستن.
داستان "سنگام" از مهرنوش مزارعی هم خوب بود، در حد 3 و نیم ستاره. در مورد زندگی مهاجران با تلفیق مضمون عشق.
داستان "چکاوک آسمان خراش" از شهریار مندنی پور رو شاید کمتر از بقیه دوست داشتم. با این حال این هم قوی بود و حدود 3 ستاره ای میگیره.
Profile Image for Roozbeh.
78 reviews9 followers
April 15, 2012
داستان فوق‌العادۀ «پدر گیاه‌شناس من» را از دست ندهید
Profile Image for Reza.
3 reviews3 followers
August 16, 2013
1-سنگام،مهرنوش مزارعی
2-طبقه ی همکف،یوریک کریم مسیحی
3-گرما در سال صفر،شهرنوش پارسی پور
Displaying 1 - 3 of 3 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.