Jump to ratings and reviews
Rate this book

واروژان

Rate this book

360 pages, Paperback

Published January 1, 1397

4 people are currently reading
55 people want to read

About the author

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
22 (42%)
4 stars
23 (44%)
3 stars
7 (13%)
2 stars
0 (0%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 14 of 14 reviews
Profile Image for Navid.
117 reviews98 followers
July 5, 2025
آغاز شناخت هر هنرمندی، مرورِ آثارِ اوست. واروژان را باید شنید و لذت برد. (از مقدمه‌ی کتاب)

وقتی از زیبایی‌شناسیِ هنر حرف می‌زنیم، باید کمی اختلاف نظر و تفاوت سلیقه‌ها را هم در نظر بگیریم، به همین دلیل اگر من بگویم به نظرم واروژان بزرگ‌ترین تنظیم‌کننده و یکی از پنج آهنگساز برتر تاریخ موسیقی پاپ ایران است (بر موسیقیِ پاپ تاکید می‌کنم، موسیقیِ سنتی ایران داستان خودش را دارد که اینجا جایش نیست) عده‌ای پیدا خواهند شد که بگویند نخیر فلانی و بهمانی خیلی بهترند.
بماند که بسیاری از هم سن و سالان من اصلا واروژان را نمی‌شناسند و بیشتر بهنام بانی و ساسی و دنیا و هیپهاپولوژیست و ... گوش می‌کنند. حالا نمی‌دانم اشکال از موسیقیِ ناجورِ این روزگار است یا سلیقه‌ی موسیقیاییِ من بدجوری دِمُده و قدیمی و فسیل است یا اصلا اشکالی در کار نیست و هرکه هرچه خواست گوش کند و به کسی هم ربطی ندارد!
البته قضاوتِ من به عنوان کسی که آن زمانه را ندیده، این است که واروژان حتی در زمانه‌ی خودش هم نسبت به کارِ هنری و فعالیت‌های مهمش ناشناخته بود. وقتی از قدیمی‌ها در مورد واروژان می‌پرسم، بسیاری او را به یاد نمی‌آورند، مگر آن‌هایی که به صورت حرفه‌ای موسیقیِ آن دوره را دنبال کرده باشند.
حسین عصاران در این کتاب از روش جالبی برای نوشتنِ زندگی‌نامه استفاده کرده است. او با بسیاری از شخصیت‌های نزدیک به واروژان مصاحبه کرده، نامه‌ها و مصاحبه‌های واروژان و مقالات درباره‌ی او را جمع‌آوری کرده و سپس همه‌ی منابع را مرتب کرده و از نظر اعتبار با هم تطبیق داده است. پس ما از آغازِ زندگیِ واروژان با مصاحبه‌ها و گفتگوها همراه می‌شویم تا واروژان را بیشتر بشناسیم و حجم تحلیل‌های خودِ نویسنده نسبت به مصاحبه‌ها زیاد نیست.
حالا اعتبار این مصاحبه‌ها چقدر هست؟ شاید به اعتبار مدارک کتبی نباشد. من خیلی به این فکر کردم که چطور می‌شد کتاب را بهتر و معتبرتر نوشت و راهی پیدا نکردم، واروژان شخصیتی خجالتی داشته، زندگی خصوصیِ خلوت و کم رفت‌وآمدی داشته و بیش از دو سه تا مصاحبه‌ی کوتاه با او در زمان حیاتش انجام نشده است. بخش قابل توجهی از نامه‌هایش هم در آتش سوزی سوخته و به طور کلی مدارک زیادی از زندگیِ او در دسترس نیست. بنابراین همین مصاحبه‌های تا حدی راستی‌آزمایی شده را هم باید غنیمت شمرد و به نویسنده بابت تلاشش در جمع‌آوریِ همین اطلاعات هم آفرین گفت. در واقع بعد از خواندنِ کتاب متوجه شدم بیشترِ اطلاعاتی که در اینترنت از واروژان موجود است از روی همین کتاب کپی شده است.

هنرِ واروژان
این که واروژان را بزرگترین تنظیم‌کننده‌ی تاریخِ موسیقیِ پاپ می‌دانم فقط بحث سلیقه نیست. به هرحال کسی که ناصر چشم‌آذر او را «استاد» و شهریار قنبری «عالی‌جناب واروژان» می‌نامند و از نظر بابک افشار «کسی مثل او ظهور نکرده» و از نظر بابک بیات «بهترین آرنژمان کننده» و از نظر حسن شماعی‌زاده «تنها تنظیم ‌کننده‌ی خلاق زمان خود» بوده، برگ چغندر نیست!
از نظر فنی هم می‌شود از دو زاویه به کارِ واروژان نگاه کرد:
۱- در آغاز راه موسیقیِ پاپ در ایران، اصلا تنظیم موسیقی مطرح نبود، به قول منوچهر سخایی:
کارِ تنظیم برای پاپ موزیک قبلا وجود نداشت به این صورت... معمولا همینطوری می‌رفتن توی استودیو و آهنگ‌ها رو همون جا با هم تصمیم می‌گرفتن که چه جوری بزنند. تنظیم کننده‌ی ارکستر پاپ موزیک نداشتیم.

یا به قول منوچهر چشم‌آذر:
آن دوره اصلاً چیزی به نام آرنژمان وجود نداشت. یک نُت معمولی جلوی ما می‌گذاشتند و هر کدام بسته به حال خودمان یک چیزِ به اصطلاح شلم شوربایی می‌زدیم که چیز خوبی از آب درنمی‌آمد.

واروژان را باید یکی از اولین کسانی دانست که تنظیم موسیقی را در ایران آغاز کرد و نشان داد یک تنظیم خوب و درست چقدر می‌تواند به بهبود کیفیت موسیقی کمک کند.
۲- در زمان آغاز کار واروژان لوازم الکترونیک ساخت و تنظیم موسیقی (به خصوص سینتی‌سایزر) در ایران موجود نبود، بزرگترین شاهکارهای واروژان بدون لوازم الکترونیک مثل سینتی‌سایزر ساخته شده‌اند. واروژان با آنچه داشت بزرگترین شاهکارهای موسیقی پاپ را آفرید و پتانسیل‌های موسیقیِ آکوستیک را نمایان ساخت تا پس از او پیروانش از جمله برادران چشم‌آذر راه او را با اضافه کردن موسیقیِ الکترونیک ادامه دهند.

نقاط عطفِ هنری
واروژان حدود پنجاه آهنگ نوشته و حدود صد و پنجاه تا را تنظیم کرده است.(تعداد واقعی آثارش بیش از اینهاست، متاسفانه از بسیاری از آثارش ضبطی به جا نمانده است) بد نیست در اینجا به دو اثر مهم در سیر هنری او که شرح مفصلشان در کتاب آمده اشاره کنم (شاید این‌ها زیباترین آثار واروژان نباشند ولی در مسیر هنری او از مهمترین آثارش هستند):
۱- «قصه‌ی دو ماهی» با آهنگی از بابک افشار، شعری از شهریار قنبری و صدای گوگوش: واروژان با تنظیمِ این آهنگ نشان داد که در صورت وجود امکانات مالی و اقتصادیِ کافی می‌توان چه شاهکارهایی آفرید. او پیش از این هم آهنگ‌های زیادی تنظیم کرده بود، ولی به دلیل کمبود امکانات و منابع مالی از تعداد معدودی نوازنده استفاده می‌کرد و تنظیم‌هایش در عین زیبایی، نسبتا ساده بودند. در «قصه‌ی دوماهی» بود که با فراهم آمدن منابعِ مالی و استودیوی بهتر، دست واروژان برای استفاده از نوازندگان بیشتر و تنظیم پیچیده‌تر باز شد. این بار واروژان ارکستر سازهای زهی را رهبری می‌کرد (ارکستر زهی بعدا به یکی از شاخصه‌های تنظیم واروژان تبدیل شد، چنانچه اصطلاح زهی‌های واروژان معروف است)و احتمالا برای اولین بار از خواننده‌ی زن در گروه کُر استفاده کرد. «قصه‌ی دو ماهی» پتانسیل واقعیِ واروژان را در تنظیم نمایان ساخت.
۲- «بوی خوب گندم» با شعری از شهریار قنبری، آهنگ و تنظیم از واروژان و با صدای داریوش: واروژان پیش از بوی خوب گندم هم تعدادی آهنگ ساخته بود، اما به عنوان آهنگسازی بزرگ شناخته نمی‌شد. منتقدان می‌گفتند آهنگ‌هایی که ساخته فضای ارمنی دارند نه ایرانی. اما در «بوی خوب گندم» بود که واروژان نشان داد علاوه بر تنظیم کننده چه آهنگساز توانایی هم هست. به قول بابک افشار، واروژان با «بوی خوب گندم» در آهنگسازی در اوج ایستاد.

بخشی از تاریخ موسیقی ایران
کتاب «واروژان» فقط شامل زندگی‌نامه‌ی واروژان نیست. بخشی از تاریخ موسیقی پاپ ایران هم هست. روایت‌ها و تحلیل‌های زیادی در مورد موسیقی دهه‌های چهل و پنجاه خورشیدی در کتاب آورده شده که می‌تواند برای علاقه‌مندان بسیار جذاب باشد. به طور مثال، می‌توانید اطلاعات خوبی در زمینه‌های زیر در کتاب پیدا کنید:
• سیرِ تکاملِ موسیقی پاپ در ایران، برنامه‌ی زنگوله‌ها، استودیو طنین و بسیاری از نقاط عطف مهم در موسیقیِ پاپ .
• تاریخ سانسور در موسیقی. فکر نکنید سانسور چیزی است که در پنجاه سال اخیر رایج شده، سانسور پدیده‌ای است که پیش از انقلاب هم داشته‌ایم، گرچه شاید با معیارهایی متفاوت یا سختگیری‌هایی از نوع دیگر. در موسیقی، سانسور با تاسیس شوراهای نظارتیِ «شورای موسیقی» و «شورای فرهنگ و هنر» جدی شد که برای آهنگ‌ها مجوز صادر می‌کردند. بودند هنرمندانی که همان زمان به خاطر انتشار آثار بدون مجوز فعالیتشان ممنوع می‌شد یا حتی به زندان می‌افتادند.
• آغاز حقوق مالکیت بر موسیقی در ایران. در ایران قوانین مالکیت بر محتوا وجود نداشت و عملاً هر کمپانی می‌توانست آهنگ‌های معروف و پرفروش کمپانی دیگر را بی‌اجازه کپی کند و بفروشد. تا اینکه در سال ۱۳۴۸ «قانون حمایت از حقوق مولفان و مصنفان» تصویب شد. این قانونمند شدنِ موسیقی باعث حمایتِ نصفه‌نیمه‌ای از مالکیت بر موسیقی شد که اگرچه بی‌عیب و نقص نبود ولی همین حمایت نصفه‌نیمه‌ی قانونی، باعث ورود سرمایه‌ی بخش خصوصی به موسیقی، و پیشرفت مسیر موسیقیِ ایران شد.

چه کسانی از کتاب لذت خواهند برد؟
کتاب طوری نوشته شده که برای «خواننده‌ی مناسب» بدجوری لذت‌بخش است. مصاحبه با بعضی از بزرگترین چهره‌های تاریخ موسیقیِ پاپ و خاطراتشان از تاریخ موسیقی، یادداشت‌ها و نُت‌هایی که از واروژان باقی مانده است. عکس‌های قدیمیِ قشنگ و داستان‌هایی از آهنگ‌های معروف که می‌توانند برای ما شیفتگانِ داستان به اندازه‌ی خود آهنگ‌ها شنیدنی باشند.
هر فصل با قسمتی از ترانه‌های خاطره‌انگیز واروژان آغاز می‌شود، مثلا یک فصل با «برای باور بودن، جایی شاید باشه شاید...» آغاز می‌شود و فصل دیگری با «خرمن رخوت من، شعله می‌خواد»
موقع خواندن کتاب به این فکر می‌کردم که این کتاب برای آدم موسیقی‌بازی که دهه‌ی چهل و پنجاه را زندگی کرده چقدر می‌تواند لذت‌بخش باشد. بخش‌هایی از کتاب حتی برای منی که آن زمان را ندیده‌ام و بعضی از چهره‌های کتاب را نمی‌شناسم هم به شیرینیِ قند و عسل بود، چه برسد به آن آدم!
با این حال اگر به موسیقیِ پاپ دهه‌های چهل و پنجاه خورشیدی علاقه ندارید، واروژان را نمی‌شناسید و تاریخ موسیقی هم برایتان جالب نیست، احتمالا چیز زیادی از کتاب نخواهید فهمید و لذتی هم نخواهید برد.
کتاب در انتهایش لیستی از تمام آثار باقی‌مانده از واروژان دارد که خیلی کاملتر از صفحه‌ی «ترانه‌شناسی واروژان» در ویکی‌پدیاست. لطفاً حالا که همه‌چیز را از روی این کتاب کپی کرده‌اید، دستی هم به سر و روی صفحه‌ی ویکی‌پدیای واروژان بکشید!

نقدی بر کتاب
خواندنِ کتاب‌های زندگی‌نامه، به خصوص آن‌هایی که نویسنده‌ی ایرانی دارند، همیشه این خطر را دارد که از شخصیتِ کتاب بُتی بی‌عیب و نقص ساخته می‌شود. خوشبختانه در این کتاب نویسنده سعی کرده از بُت‌سازی از واروژان پرهیز کند و ما چهره‌ی یک آدم معمولی، حساس، زودرنج، و گاهی عصبی می‌بینیم.
علاقه‌مندان به واروژان احتمالاً دلشان بخواهد بیشتر درباره‌ی زندگی شخصی واروژان در کتاب نوشته می‌شد، ولی همانطور که گفتم واروژان شخصیتی خجالتی و گوشه‌گیر داشت و چیز زیادی از زندگی شخصی او در دسترس نیست.
جای خالی بعضی از چهره‌ها هم برای مصاحبه در کتاب احساس می‌شود. علاوه بر ایرج جنتی عطایی که آثار زیادی با همراهی واروژان آفریده و به نبودِ مصاحبه‌ای با او ��ه علت کسالتش در مقدمه اشاره شده است، کاش با خوانندگانی همچون گوگوش و داریوش و ابی هم در مورد واروژان مصاحبه انجام می‌شد. اول فکر کردم شاید مصاحبه‌ با آن‌ها مجوز چاپ نمی‌گرفت. ولی کتاب مصاحبه‌هایی با خواننده‌هایی مانند ویگن و عارف و شماعی‌زاده (البته شاید بهتر باشد شماعی‌زاده را بیشتر آهنگساز به حساب بیاوریم تا خواننده) دارد. بنابراین بحث مجوز نمی‌تواند در کار باشد.
طرح جلد هم افتضاح است و بهتر است هرچه زودتر عوض شود! کیفیت چاپ و صفحه‌آرایی هم نیاز به بهبود دارد.

سخن پایانی
در ذهنم آدم‌هایی را سراغ دارم که به نظرم زود از دنیا رفته‌اند. واروژان یکی از این آدم‌هاست که در چهل سالگی در اوج پختگیِ هنرش از دنیا رفت. گاهی فکر می‌کنم اگر واروژان مثلا ده یا بیست سال بیشتر عمر می‌کرد چه آثار ماندگاری از خودش به جا می‌گذاشت. بعد یادم می‌آید که واروژان در سال ۱۳۵۶ از دنیا رفت و سال بعد از مرگش انقلاب شد و موسیقی پاپ تا سال‌ها به اغما رفت. معلوم نبود اگر واروژان زنده بود سرنوشتش چه می‌شد. آیا مانند برخی از هنرمندانِ هم‌دوره‌اش خانه‌نشینی را برمی‌گزید یا همچون برخی دیگر راهیِ دیارِ غربت می‌شد؟
Profile Image for HAMiD.
521 reviews
December 25, 2021
تو در خلوتِ خودت، در سکوتی خودخواسته ات شاید، جهانِ یک به یکِ ما را که با نواهای تو؛ پا گرفتیم، بزرگ شدیم، غصه خوردیم، دعوا کردیم، دوست داشتیم، کینه ورزیدیم، پی انتقام افتادیم، سَر خوردیم و آخر رسیدیم به اینجایی که حالا از نو، دوباره و بارهای بار بیاییم سراغِ تو و نواهایت، را تمام عیار، ساختی. آن هم حالا که لاله زار هزار سال است که بورسِ لوازمِ الکتریکی ست و در کافه کوچینی کله پاچه می فروشند و هنوز باید در پشت شهرداری سراغِ کارهای قدیمی را گرفت. حالا که هر بی سر و پایی برای آدم ها نرخ تعیین می کند و نرخِ دولار بالاتر از همه ی بی سر و پاهاست! حالا که ترانه را باید گذاشت در نکبتِ سالن های مجوز دار!... حالا که،...، حالا نه، همیشه وقتِ شنیدنِ دوباره ی آن نواهاست، آن غریب های آشنا. بگذار روی پخشِ ماشین صدای آنها بپیچد هنوز، شاید بوی مرگ کمی کم بشود در این گندابِ عَفِن... از نو با همه ی آن روزهای گذشته و حالا و آینده ای که هیچ نخواهد بود... بگذار...

حسینِ عصاران همه ی کوشش را کرده است تا به گمان من یادنامه ی ارجمندی برای واروژان گِرد بیاورد و به حق دست خوش به این تلاش. متنی که از واروژ قدیس نمی سازد، نمی خواهد که بسازد که او قدیس بوده است با همه ی ترانه هایش. عصاران راویِ درست کرداری ست برای گزارشی از کارنامه ی واروژ و در تله ی احساساتی شدن نمی افتد. گرچه او بی گمان کاری عاشقانه را گرد آورده است. چه عزیز است این کتاب که درباره ی یک انسان، یک شرافتِ ارزشمندِ هنر این چنین بی رنگ و ریا حرف می زند. و چه حالِ دور و نزدیکی ست که لا به لای خواندن همه ی آن ترانه ها را یک به یک شنید و شنید و باز شنید و هیچ نگفت.

حسینِ عصاران عزیز درود بر تو و شرافت قلمت. سپاس که ما را اینچنین دوباره با یگانه مرد، هم نشینی کردی. سپاس

1398/06/12
Profile Image for Amir .
592 reviews38 followers
February 28, 2018
واروژان عزیز؛
یا مثل شهیار که صدایت می‌زند عالی‌جناب واروژان؛
سال‌ها بود هر جا و هر گوشه از خاطره‌بازی‌ها و ترانه‌بازی‌های نسل‌تان که به دلم می‌نشست به تک و تای شناختن آدم‌های آن ترانه می‌افتادم و ناخوانده می‌دانستم که شما هم در این اثر سهم دارید.
پیش از آنکه حواسم به خودتان باشد به ملودی‌ها و تنظیم‌هاتان بود. بعدها کم‌کم حواسم به خودتان جمع شد. این کتاب هم کمکم کرد که بیشتر جمع شود. حالا شاید بیشتر می‌دانم که کوزه‌ی چشمه‌ی زلال آن نت‌ها چه نازنین‌مردی بوده. می‌خواهم بنشینم و همه‌ی کارهاتان را یک‌جا جمع کنم و این بار به واروژان گوش بدهم. زیادی لی‌لی به لالای خواننده‌هاشان گذاشتیم. این بار به شنیدن شما می‌نشینم واروژان جان.
عالی‌جناب موسیقی عالی‌جناب واروژان.

تصدقت
امیر
Profile Image for Nazanin Moshiri.
99 reviews
April 7, 2018
بی دلیل نبود که فروشنده ی خوش ذوق در باغ کتاب ، این چنین با لذت از واروژان تعریف می کرد...
چقدر طرح روی جلد و عناوین فصول دلنشین بود..
واروژان را عاشقانه بخوانید ، عمیق بشناسید و دقیق بشنوید🎶🎵🎶
Profile Image for Amir Ghahremani.
19 reviews1 follower
February 1, 2025
این هنرمند با ذوق خلاقیت و استعداد ذاتی خود پایه های محکمی برای موسیقی پاپ فارسی و حتی موسیقی متن فیلم بنا کرده و به همراه بزرگان دوران خود همچون پرویز مقصدی بهار خجسته ای در موسیقی ایران رقم زده بود اما هزاران افسوس که ارزش هنر این بزرگان درک و دریافت نشد و بدخواهان هنر این سرزمین میراث گران مایه این عزیزان را به تاراج بردند . امید آن است که این سرزمین باز هم بزرگانی همچون عالیجناب واروژان را در خاک از هنر پر برکتش رشد دهد.
Profile Image for Mohsen.
2 reviews1 follower
May 24, 2019
این کتاب روایت زندگی نابغه ای است که از قِبَل ملودی ها و آرانژمان هایش چندین نفر به قله های شهرت و ثروت رسیدند اما خود در جوانی پیر شد و پژمرد. پژمرد چون دستمزد های بالا و شهرت و محبوبیت مختص کسی است که روی صحنه اجرا میکند. چون اغلب پوست شیر و پل و هفته خاکستری و... را به نام ابی و گوگوش و فرهاد و... می‌شناسند و اسامی بزرگان و پدیدآورندگانی چون شهیار قنبری، ایرج جنتی عطایی، اسفندیار منفردزاده و فرید زلاند و... مغفول می‌ماند. همچنین در خلال سطور این کتاب می‌توان نکات جالبی درمورد سینما و موسیقی فیلم مشاهده کرد. واروژان مانند هم تباران ارمنی‌اش چون آندرانیک و ویگن و زویا زاکاریان و آرمیک و... نقش بسیار مهمی در موسیقی پاپ ایران داشت.
روحت شاد زهی نویس قهار و پدر آرانژمان موسیقی پاپ
Profile Image for MohammadReza.
4 reviews6 followers
March 19, 2018
اگر آقای فراهانی بزرگ را مبدع فصلی تازه و استاد شجریان را بارور کننده و احیا کننده موسیقی ملی(سنتی) وطن بدانیم به راستی که واروژان مبدع موسیقی پاپ‌مان است. کتابی‌ست بس خواندنی، با ضرب آهنگی تند که شما را پرت میکند به سالهای 40 تا 56! محال است شروع اش کنید و تمام نکرده بخوابید! سالهای تجربه، شوق، تمرین، رفاقت و تولید. نه به سان امروز که بجای ترانه خوانی و خاطره سازی، صدافروشی میکنند. همچنین این کتاب فقط موسیقی نیست! شعر هست، فیلم هست، تلاش هست و از همه مهمتر عشق هست! به کار، حرفه، زندگی، صدا...
Profile Image for حسام آبنوس.
429 reviews332 followers
September 18, 2021
تو رو می‌شناسم ای شبگرد عاشق...

موسیقی مهم است، فرقی نمی‌کند رفتارها در قبال آن چه باشد. حقیقت در قبال امور را بخشنامه‌ها و اراده‌ها تعیین نمی‌کند، بلکه افکار عمومی و خواست جامعه تعیین می‌کند. آنچه اهمیت دارد تصویر ذهنی جامعه از یک امر است و همان تصویر نیز مسیر را برای حرکت‌های بعدی پدیده‌های مختلف باز می‌کند. موسیقی نیز از این قاعده جدا نیست و حرکتش در طول زمان بر همین مبنا بوده است.

موسیقی پاپ به دلیل ساختار و اجزای تشکیل‌دهنده‌اش همواره با جریان بیشتری از جوامع در ارتباط بوده و توانسته مخاطبان بسیاری را دور خود جمع کند. گونه‌ای که انعاطف بیشتری دارد و می‌تواند طیف‌های متنوعی از مخاطبان را با خود همراه کند. در موسیقی ایران نیز می‌توان این نکته را مشاهده کرد که با آغاز پاپ در ایران رشد و گسترش آن با سرعت بیشتری در قیاس با دیگر گونه‌های موسیقی همراه بود. گونه‌ای که اولین مخاطبان آن جوانان هستند و عناصری مثل تجاری بودن بر آن دلالت می‌کنند.

بسیاری آغاز پاپ در ایران را به دوره قاجار نسبت می‌دهند ولی آنچه امروز از پاپ در ذهن داریم در دهه‌های سی و چهل شمسی آغاز شد و پس از آن با سرعت بسیاری زیادی گسترش یافت. چهره‌هایی که در این زمینه درخشیدند و تنوع شگرفی به موسیقی پاپ ایرانی دادند که با گذشت قریب به نیم‌قرن بسیاری از آن‌ها از قله‌های پاپ فارسی محسوب می‌شوند، هرچند بسیاری از آن‌ها با پیروزی انقلاب به آن سوی مرزها رفتند. یکی از چهره‌هایی که نقش مهمی در تحول موسیقی پیش از انقلاب داشته، «واروژان» است.


واروژ هاخباندیان مشهور به «واروژان» نامی است که با بسیاری از قطعات ماندگار موسیقی پاپ فارسی همنشین است ولی چون پیش از پیروزی انقلاب از دنیا رفته، طبیعتا نامی از او نیست، زیرا کسی نیست که مصاحبه کند و جنجال درست کند تا بیشتر دیده شود. او در ۲۶ شهریور ۱۳۵۶ در وضعیتی که شبیه به زیست هنری‌اش بوده از دنیا رفته تا امروز تبدیل به نامی ناآشنا در دنیای موسیقی پاپ فارسی باشد و جز عده‌ای که در این عرصه فعالیت حرفه‌ای دارند مخاطبان نام و یادی از او در خاطر نداشته باشند.

تابستان سال ۹۷ بود که خیلی ناگهانی کنجکاو شدم تا این کتاب خاص (از حیث طرح جلد و شخصیتی که در آن از او حرف زده شده بود) را تهیه کنم. کتاب سه سال در انتظار بود تا نوبتش شود، در این سه سال ناشر کتاب عوض شد و طرح خاص کتاب هم تبدیل به اثری هنری شد که نصیب آن دسته از مخاطبانی شد که چاپ‌های اولیه کتاب را تهیه کرده بودند. کتاب «واروژان» به کوشش حسین عصاران که نشر رشدیه آن را منتشر کرده بود و حالا نشر نگاه آن را منتشر می‌کند.

کتاب از نقل��قول‌ها و خاطرات افراد مختلف پیرامون شخصیت، زندگی و فعالیت هنری واروژان تشکیل شده و نویسنده تلاش کرده با یک رویکرد پژوهشی و به دور از تعصب و شیفتگی دست به روایت شخصیت واروژان بزند.

حسین عصاران در فصل‌بندی منطقی از شخصیت واروژان آغاز می‌کند و قدم به قدم او را وارد دنیای آهنگساز برجسته پاپ فارسی می‌کند. کسی که قطعات ماندگاری در تاریخ از او به جا مانده ولی مخاطبان بعید است بدانند آهنگساز فلان قطعه مشهور چه کسی است. کتاب سعی دارد منصفانه به واروژان بنگرد و می‌توان گفت در این مسیر موفق بوده است. زیرا ضعف‌های آهنگسازی او به خصوص در آهنگسازی برای فیلم‌های سینمایی را به دقت بررسی و یادآوری می‌کند. در واقع مولف نه دنبال ساخت بت‌واره‌ای از وارژان است و نه می‌خواهد خود را مطرح کند و واروژان را با تخریب‌هایی که در بسیاری از کتب مشابه مرسوم است کوچک نشان دهد.

افرادی که در این کتاب خاطرات از آن‌ها نقل شده افرادی هستند که از نزدیک به واروژان همنشین و همکار بوده‌اند و همین نقطه قوت بزرگی برای این کتاب است. کتابی که توانسته پس از قریب به ۴۰ سال درباره شخصیتی حرف بزند که فقط به هنر اهمیت می‌داده و زیست هنری‌اش همواره در متن بوده و بنا به روایت این کتاب از حاشیه دور بوده است. واروژان با آن زهی‌ها و بادی‌های معروفش کاری با موسیقی زمان خود کرده بود که بعد از او همه زیر سایه‌اش حرکت کردند و جز موارد معدودی کسی نتوانست از زیر سایه سنگین او خارج شود.

این کتاب روال رشد و حرکت او و تنگناهایی که فعالیت هنری در ایران زمان پهلوی داشته را به خوبی نشان می‌دهد. مسیری که با سختی طی شد تا امروز از اسمی به نام «واروژان» یاد کنیم. موانع، محدودیت‌ها و سختی‌هایی که همواره بوده و این سختی‌ها برای موسیقی دوچندان بوده است. در این کتاب خواننده می‌تواند علاوه بر مروری بر سیر زندگی هنر و شخصی واروژان، با چهره‌ها و خلقیات و بخش‌های جذابی از تاریخ هنر کشورمان در دوره‌ای که موسیقی پاپ در اوج بوده نیز رو‌به‌رو و آشنا شود. حسادت‌ها، بدبینی‌ها و بدخواهی‌ها، رفتارهای دور از شان هنر و هنرمند و… مواردی است که در این کتاب در زبان چهره‌هایی که از آن‌ها خاطره و نقل‌قولی مطرح شده آمده است.

عصاران در این کتاب هرجا نقل‌ها و خاطرات دارای اشتباه یا سهو لسان است، در پاورقی تذکر می‌دهد و از این حیث باید گفت با کتابی مستند و دقیق روبه‌رو هستیم و همانطور که گفته شد نویسنده فقط و فقط ترسیم چهره یک هنرمند را در نظر داشته و نه چیز دیگر!

«واروژان» در زمانه‌ای منتشر شده که هنر و هنرمند جایگاهی ندارند، و آنچه به عنوان هنر بر صدر نشسته سلبریتی‌زدگی و رفتارهای غیرهنری است. در واقع این کتاب تذکاری است بر رفتار امروز جامعه هنری که هنرمندانه زیستن یعنی چه و رفتار هنری داشتن به چه معنا است. در این کتاب خواننده شاهد سبک زندگی یک هنرمند واقعی است که جز برای هنرش به چیز دیگری فکر نمی‌کند و در اندیشه‌اش نیست.

«واروژان» آهنگساز قطعات به یاد ماندنی دهه ۵۰ شمسی است که احتمالا هرکسی یک یا چند مورد از آن‌ها را در ذهن دارد و می‌تواند با آن‌ها همخوانی کند.

منتشر شده در مجله الکترونیک «واو»: https://evav.ir/%d8%aa%d9%88-%d8%b1%d...
Profile Image for پرهام نکوطلبان.
19 reviews1 follower
December 13, 2023
در ایامی که برای آزمون مهارت در زبان ژاپنی (JLPT) آماده می‌شدم مطالعه‌ی این کتاب را شروع کردم و پیش‌از آزمون به پایان رسید. قصد داشتم انتشار این review و معرفی آن با سال‌روز تولد واروژان یکی شود اما تنبلی و کارهای عقب‌افتاده‌ مانع آن شد. اینک، این شما و این مرور بنده بر کتابی پیرامون زندگی و آثار تنظیم‌کننده‌ی نواهای خاطره‌انگیز موسیقی پاپ ایرانی.

این کتاب درواقع زندگی‌نامه‌‌ی تحقیقی واروژ هاخباندیان (واروژان)، ملودی‌ساز و تنظیم‌کننده‌ی مشهور دوران طلایی موسیقی پاپ است. خواننده فصل‌به‌فصل از قول مشاهیر هنر ایران، خصوصاً موسیقی و سینمای پیش‌از انقلاب (ناصر چشم‌آذر، بابک افشار، عارف عارف‌کیا، محمد اوشال، بابک بیات، شهیار قنبری، اسفندیار منفردزاده، منوچهر بیگلری، حسن شماعی‌زاده، وارطان آوانسیان و...) با خصوصیات اخلاقی و حرفه‌ای این موسیقی‌دان ارمنی‌تبار آشنا می‌شود.
انتهای کتاب با مرگ ناگهانی واروژان قرین نیست و یادواره‌ها، برداشت‌ها و یادنوشته‌ها و در ادامه خاطراتی که همکاران و نزدیکانش از او دارند در دو فصل انتهایی کتاب گردآوری شده‌است. کتاب همچنین شامل دیسکوگرافی نسبتاً کاملی از آثار واروژان به‌همراه آلبومی از نت‌نوشته‌ها، کاور کاست‌ها، عکس صفحات گرام و بریده‌های جراید است که افزوده‌ای ارزشمند برای این اثر تلقی می‌شوند.

اما چرا باید این کتاب را خواند؟ نخست این‌که چنین تحقیقی در تاریخ موسیقی ما کم‌سابقه یا حتی می‌توان گفت بی‌سابقه است‌. پیش‌‌از این کتاب، به آثار واروژان به‌صورت اجمالی در چند نشریه و مجله پرداخته شده بود اما حسین عصاران به‌درستی به‌دنبال تاریخ فراموش‌شده‌ای رفته که شما می‌توانید ردپای روایت‌های ضدونقیض، غلوشده و پراز ایراد از آن‌ را در کانال‌های تلگرامی و صفحات اینستاگرامی پیدا کنید. عصاران از لابه‌لای بریده‌های روزنامه‌ها و مجلات دهه‌ی ۴۰ و ۵۰ رخدادها را بیرون کشیده و به مصاحبه با افرادی پرداخته که در آن مقطع با واروژان در ارتباط بوده‌اند، همکاری می‌کردند و او را از نزدیک می‌شناختند. سپس این نقل‌قول‌های متعدد در کنار یکدیگر قرار داده شده و سعی شده تا ارتباط منطقی بین آن‌ها برقرار شود و گزاره‌های بی‌پایه، شایعات، خطاها و تناقضات حذف شوند و خواننده با روایتی دست‌اول طرف باشد.
دلیل دوم ارزشمند بودن این کتاب پرداختن به تاریخ ترانه‌ی فارسی درکنار زندگی واروژان است. هرچند این پرداخت جامع و مانع نیست و تمرکز اصلی کتاب اساساً موضوع دیگری است اما داستان ساخته شدن و ضبط بعضی از ترانه‌های مشهور از زبان خالقان این آثار نقل شده‌است و مطمئن باشید پس‌از خواندن آن‌ها با حس‌وحال متفاوتی به این ترانه‌ها گوش خواهید کرد.
سوم این‌که حجم قابل‌توجهی از آثار واروژان موسیقی متن فیلم‌های ایرانی پیش‌از انقلاب است و درستی‌سنجی اطلاعات مربوط به این آثار و روشنگری پیرامون سازوکار انتخاب و ساخت موسیقی فیلم در آن دوران بسیار مورد تأکید نویسنده‌ی این اثر بوده‌ و فهم آن برای خواننده‌ی اهل دقت‌نظر بسیار سودمند است.

کتاب به‌تازگی توسط نشر نگاه تجدیدچاپ شده‌است و خالی از اغلاط نگارشی نیست. دلیل این‌که راضی نشدم به آن پنج ستاره بدهم هم همین موضوع است. موضوع دیگری که ناراحتم می‌کند این است که ایرج جنتی عطایی حاضر به همکاری در این پروژه نشده زیرا کتاب در ایران چاپ می‌شود. بی‌تردید صحبت‌های او به‌عنوان یکی از همکاران واروژان غنای کتاب را دوچندان می‌کرد. همچنین شاید اگر چتر سانسور و ارشاد بر حوزه‌ی نشر سایه نیفکنده‌ بود، نویسنده با آزادی بیشتری از خوانندگان آثار واروژان صحبت می‌کرد و اسامی آن‌ها به دفعات بیشتری در متن کتاب دیده می‌شد (هرچند به عقیده‌ی من کم‌کاری‌ای از جانب نویسنده صورت نگرفته‌است. جدای از این‌که پیرامون زندگی تعدادی از آن‌ها پاورقی‌هایی خواندنی در کتاب وجود دارد، کتاب اساساً درباره‌ی خواننده‌های پیش‌از انقلاب نیست و واروژان، تنظیم‌کننده‌ و آهنگساز این آثار، موضوع اصلی آن است)

توصیه می‌کنم همراه با خواندن این کتاب، به آثار اشاره‌شده در فصل‌های مختلف آن هم گوش بدهید تا هم نسبت به اثر حسی داشته باشید و هم آن موسیقی یا ترانه را با داستان پیرامون آن در خاطرتان ثبت کنید ✌️
Profile Image for کتابخونه.
17 reviews4 followers
January 3, 2022
تو در خلوتِ خودت، در سکوتِ خودخواسته‌ات شاید، جهانِ یک به یکِ ما را که با نواهای تو پا گرفتیم، بزرگ شدیم، غصه خوردیم، دعوا کردیم، دوست داشتیم، کینه ورزیدیم، پی انتقام افتادیم، سَر خوردیم و آخر رسیدیم به اینجایی که حالا از نو، دوباره و بارهای بار بیاییم سراغِ تو و نواهایت، ساختی. آن هم حالا که لاله زار هزار سال است که بورسِ لوازمِ الکتریکی است و در کافه کوچینی کله‌پاچه می‌فروشند. حالا که هر بی‌سروپایی برای آدم‌ها نرخ تعیین می‌کند و نرخِ دولار بالاتر از همه‌ی بی‌سر‌وپاهاست! حالا که ترانه را باید گذاشت در نکبتِ سالن‌های مجوز دارِ... حالا که،...، حالا نه، حالا وقتِ شنیدنِ دوباره‌ی آن نواهاست، آن غریب‌های آشنا. بگذار روی پخشِ ماشین صدای آن‌ها بپیچد هنوز، شاید بوی مرگ کمی کم بشود در این گندابِ عَفِن... از نو با همه‌ی آن روزهای گذشته و حالا و آینده‌ای که هیچ نخواهد بود... بگذار...

حسینِ عصاران همه‌ی کوشش را کرده است تا یادنامه‌ی ارجمندی برای واروژان گِرد بیاورد و به حق دست خوش به این تلاش. متنی که از واروژ قدیس نمی‌سازد، نمی‌خواهد که بسازد که او قدیس بوده است با همه‌ی ترانه‌هایش. عصاران راویِ درست‌کرداری است برای گزارشی از کارنامه‌ی واروژ و در تله‌ی احساساتی‌شدن نمی‌افتد. گرچه او بی‌گمان کاری عاشقانه را گرد آورده است. چه عزیز است این کتاب که درباره‌ی یک انسان، یک شرافتِ ارزشمندِ هنر این چنین بی‌رنگ و ریا حرف می‌زند. و چه حالِ دور و نزدیکی است که لابه‌لای خواندن همه‌ی آن ترانه‌ها را یک به یک شنید و شنید و باز شنید و هیچ نگفت.
Profile Image for Mehrsa Rahnama.
45 reviews2 followers
November 5, 2019
اگر شما هم مثل من علاقه‌مند به موسیقی و علاقه‌مند به واروژان باشید احتمالا این کتاب حدودا ۳۰۰ صفحه‌ای رو در یک روز میخونید. کتاب یک شبهه پژوهش است در باره واروژ هاخباندیان یا همان واروژان که جابه‌جا از آدم های معتبر و شناخته شده موسیقی و سینما گرفته تا دوستان و خانواده واروژان نقل قول میاره و کل کتاب بیشتر شبیه یکی از مستند‌های من‌وتو است تا یک اثر پژوهشی یا زندگی‌نامه‌نگاری و از اونجایی که ما ایرانیان اساسا ذات مرده‌پرستی داریم هیچ کس هم حرف جالب توجهی از واروژان نمیزنه و همه در حد این که او بهترین بود و خوب بود و گل بود فراتر نمیروند. کتاب به ندرت به خصوصیات شخصی واروژان اشاره میکنه و اتفاقاتی که در زندگیش افتاده و در محدوده مرور آثارش میمونه و فقط شما باید به شدت علاقه‌مند به واروژان باشید تا کتاب رو بتونید به پایان ببرید چون زیاده‌گویی بسیار دارد. البته یک وجه مثبت کتاب اینه که این چهره قدیس‌واری رو که بعضی‌ها سعی دارند به واروژان بدهند رو پاک میکنه. واروژان قطعا نابغه بود قطعا بی‌نظیر بود ولی قدیس نبود.
در قسمت‌های پایانی کتاب وقتی درباره مرگ واروژان سخن میگه تازه برای اولین بار به دو خصوصیت شخصی واروژان اشاره میشه که خیلی عصبی بوده و خیلی سیگار میکشیده و در بیمارستان هم نگران مخارج بیمارستان بوده و به فرامز پارسی میگه اگه پولامو بدن مخارج بیمارستان رو میدم یعنی این که همین ستارگانی که امروز واروژان رو قدیس کردند همان کسانی بودند که حتی پولش رو نمیدادند پس شاید عجیب نباشه که از زندگی شخصیش هم چیز زیادی نمیدونن چون واروژان عملا براشون ابزار پیشرفت بوده و نه چیز دیگه و الان هم بیشتر ابزار شهرته که بگن آره مثلا ما با واروژان هم کار کردیم و همه هم اصرار دارن که بگن چقدر باهاش صمیمی بودن ولی تقریبا هیچ‌کس اطلاع خاصی از ازدواج و جدایی واروژان نداره همه همین رو میگن که ازدواج کرد و بعد از ۲ ماه جدا شد.
در کل فکر میکنم جای همچین کتابی در باره یکی از نوابغ موسیقی در ایران خالی بود و چه خوب که بالاخره همچین کتابی منتشر شد ولی کاش کمی بیشتر از خود واروژان در کتاب میبود چون اگر که شما واروژان رو بشناسید این کتاب فقط اطلاعات شما رو تکمیل میکنه و چیز جدیدی از زندگی واروژان به شما نمیده و همچنان خود واروژان در ابری از ابهام میمونه. به هرحال فکر میکنم اگر واروژان رو نمیشناسید که چه حیف ولی اگر میشناسید خوندن این کتاب میتونه تا اندازه‌ای دلچسب باشه.
Profile Image for Armita Kh..
34 reviews
February 20, 2025
روحش شاد و یادش گرامی.
به زیبایی نوشته شده و جمع‌آوری شده بود. خیلی از خوندن این کتاب لذت بردم و در نهایت هم فصل مربوط به مرگ واروژان واقعاً اشکم رو درآورد.
Profile Image for Parham.
1 review
September 26, 2025
عالیجناب واروژان؛
به احترام شما، سر تعظیم فرود میاورم.
زین پس حین شنیدن آثارتان بیش از توجه به ترانه یا صدای خواننده، به جادوی شما با نُت‌ها و سازها توجه می‌کنم✨🎼
Profile Image for OmiD PourMohsen.
35 reviews3 followers
July 24, 2021
چنانچه به موسیقی علاقه مندید و علاوه بر آن تمایل دارید تا در مورد یکی از متعهدترین و خاص ترین شخصیت های مهجورِ تاریخ موسیقی ایران؛ اطلاعات ارزشمندی کسب نمایید، پیشنهاد می کنم #کتاب_واروژان منتشر شده توسط #انتشارات_نگاه که به کوشش یک شیفته ی حرفه ای موسیقی به نام #حسین_عصاران تهیه شده است را مطالعه کنید تا در مورد زندگیِ شخصی که همواره در کلام بزرگانِ موسیقیِ ما از آهنگسازان و تنظیم کنندگان تا ترانه سُرایان و خوانندگان، جز به نیکی از او یاد نشده، دانشی دقیق بدست بیاورید...
واروژ هاخباندیان معروف به #واروژان ۱۳ آذر ۱۳۱۵ در خانواده‌ای ارمنی در قزوین متولد شد، مرگ مادر و ازدواج مجدد پدر، زندگی کودکی اش را به همراه مادربزرگ و خواهرش به سمت تهران هدایت کرد تا در مدرسه ایتالیایی ها اندکی با موسیقی آشنا شده و به این هنر گرایش پیدا کند، با ظهور #ویگن در عرصه ی خوانندگی، او با نوازندگی ساز زهیِ کنترباس به گروه نوازندگان این خواننده پیوست، اوایل دهه ی چهل؛ حدود هفت سال را به کسب دانش و تجربه ی بیشتر در حرفه اش در مسجد سلیمان، آمریکا و اهواز سپری و سطح معلومات موسیقیایی اش را ارتقا بخشید، پس از آن در خرداد ۱۳۴۶ به تهران بازگشت و در رادیو مسئولیت ارکستر «هنرهای ویژه» را کسب نمود...
با تشکیل استودیوی غیر دولتی «طنین» به مدیریت داخلی #بابک_افشار ، قراردادی با تلویزیون برای ساخت ترانه با خوانندگان جدید در شوی تلویزیونی «زنگوله ها» بسته شد که به شهرت واروژان، #شهیار_قنبری و #علی_حاتمی انجامید، واروژان به عنوانِ تنظیم کننده در این استودیو فعالیت می کرد، در همین دوران #محمود_قربانی در تلاش برای ستاره سازیِ همسرش #گوگوش چند آهنگ برای او به این استودیو سفارش داد که «ستاره آی ستاره» با شعری از شهیار قنبری به عنوان اولین تجربه ی او در زمینه ی ترانه و با ملودی #پرویز_اتابکی و «نامه ی جدایی» با شعری از #ایرج_جنتی_عطایی و ملودی بابک افشار، ترانه هایی هستند که موسیقی آن‌ها را واروژان تنظیم کرده است...
هسته ی اولیه فیلم حسن کچل علی حاتمی نیز با همین برنامه پایه گذاری شد که بر روی اشعار او در این فیلمِ موزیکال، بابک افشار ملودی ساخت و به اصلاحِ اوزان شعرها پرداخت و واروژان نیز تنظیمِ کلیه‌ی آهنگ ها را بر عهده گرفت، ساخته های این گروه با انتقال به استودیوی مجهزتری به نام «ال کوردبس» شکل حرفه ای تری به خود گرفت و به خلق آثار ماندگاری انجامید...
فعالیت های آغازین #بابک_بیات ، #حسن_شماعی_زاده و بسیاری دیگر از ملودی سازان، که ملودی هایشان تنها با زدن سوت یا نوشتن نت های محدودی همراه بود، با تنظیم های درخشان واروژان، ساختار مناسبی پیدا کرده که او کمک شایانی در شناسایی این ملودی سازان و گاها پیشرفت آنها ایفا نمود...
علاوه بر تنظیم نمودن آهنگ ها، واروژان به دو عرصه ی دیگر در موسیقی نیز وارد شد، آغاز کار در زمینه ی «موسیقی فیلم» و همینطور «آهنگسازی» به صورت مستقل...
در موسیقی فیلم، او با فیلم «رشید» پیوند مستحکمی به فعالیت هایش در این حیطه زده که با فیلم هایی از قبیل «غریبه»، «فدایی»، «سرگروهبان»، «دشنه»، «ذبیح» «صبح روز چهارم»، «شب غریبان»، «خانه خراب»، «ممل آمریکایی» «ماه عسل» «نازنین»، «شام آخر» و «بت» و ... تداوم پیدا کرد؛ موسیقی متن «صبح روز چهارم» ساخته کامران شیردل جایزه ی «سپاس» را برای او به ارمغان آورد...
واروژان با آهنگ های ماندگاری که از خود به یادگار گذاشته است، قسمت اعظمی از خاطرات نوستالژیک ما را به خود اختصاص داده که از معروفترین آثار او می توان به «بوی خوب گندم»، «اجازه» و «برادر جان» با صدای #داریوش ؛ «شب زده»، «پوست شیر» و «کندو» با اجرای #ابی ، «ماه پیشونی»، «خوابم یا بیدارم»، «پل»، «همسفر»، «شب شیشه ای» و «دریایی» با صدای گوگوش، «هفته ی خاکستری» با صدای #فرهاد و «شام آخر» با اجرای #ستار اشاره کرد...
دو خصلتِ ویژه در تنظیم های واروژان یکی بسترسازی برای جلوه یافتن شعر بوده که آهنگ های خود را از هر عنصر و مولفه ای که حس مخاطب را از توجه و تمرکز به شعر منحرف می کند، پالوده است. دیگر ویژگی تنظیم های واروژان که از مشخصه های آهنگسازی و امضا خاص او می باشد، پیش درآمدهای موجز اوست که در برخی ترانه ها با پیش درآمدهای زیر ده ثانیه، نمودی از این ایده ی ذهنی قلمداد می شوند. ضمن آنکه فرمِ «تکرار جملات مختلف ملودیِ ترانه» در شکل بندی نهایی ترانه ها نیز جزء مشخصه های واروژان بوده که البته شیوه ای مرسوم در این زمینه قلمداد می شود.
واروژان در نهایت پس از تنظیم فیلم «بر فراز آسمان ها» دچار حمله‌ی قلبی شد که در ۲۶ شهریور ۱۳۵۶ پس از تحمل سیزده روز بستری شدن در بیمارستان «جم» درگذشت و علیرغم تبحر استادانه اش در موسیقی ایران آنچنان که درخور او بود، قدر ندید...
Displaying 1 - 14 of 14 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.