کتاب معاهده نوشیدن چای نوشتهی پوریا عالمی میباشداین کتاب توسط انتشارات گاندو چاپ و در 142 صفحه به بازار عرضه شده است.آخرین چاپ آن مربوط به سال 1396 بوده و میتوان به لحاظ موضوعبندی آن را در بخش شعر ایران قرار داد
پوریا عالمی فعالیّت مطبوعاتی خود را با روزنامۀ نوروز و روزنامۀ همشهری و مجله گلآقا از سال ۷۸ آغاز کرد. ستونهای «فال فهوه» و «مادر رجب» در روزنامۀ اعتماد ملّی، ستون «کاناپه» در روزنامه اعتماد، ستون «نشر اکاذیب» در روزنامه قانون، ستون «از هر نظر بیضرر» در روزنامه شرق، داستانهای طنز «آسانسورچی» در مجله چلچراغ از ستونهای پرخواننده او بودهاست. یکی از آثار او تحتعنوان «پنجره زودتر میمیرد» برندهٔ جایزۀ هوشنگ گلشیری شد.
برخی شعرها خیلی ساده برخی شعرها هم خیلی جذاب و دلچسب و شاید هیچ کدوم رو نمیشه گفت فوق العاده، شگفتی توی خوندن شعرهای این کتاب نیست، اما لذت چرا و وقتی متنهای طنز پوریا عالمی رو خونده باشی و بدونی اون کلاً یک طنزپردازه، خوندن یک شعر عاشقانه ازش خیلی جالب میشه
باید به دیواری گچی بسنده کنم در خانهی سالمندان که قاب کوچکی بهم بند کنند برای به یاد آوردن زیباییهای از دست رفته
یا میخی که به دردِ آویختن کلید انباری بخورد کلیدی که سالی یک بار هم به کار نمیآید
یا میخی آهنی که به گَلَش تسبیح و آیتالکرسی انداختهاند تا خانه و اهل خانه را بیمه کند و اهل خانه سالهاست دراز به دراز افتادهاند زیر آوار زلزله
همینقدر غمانگیز باید بودهباشم میخ زنگزدهای که در لاستیک اتوبوسی رفته در راه ارمنستان قلب لاستیک را شکسته و ترکانده و اتوبوس اکنون در درههای گردنه حیران فروخفتهاست
اتوبوس هیچگاه غرق نشد اما میخ خودش را بیرون کشید از لاستیک حیران و خودش را در رودخانه غرق کرد حیران گردنه گردن نگرفت از دستور سر باز زده و قبل از مقصد دیرتر پیچیده از قصد گردنه با گردنی شکسته از آن روز حیران گردنهای حیران
میخ به جبر معتقد است بیاختیار به قدرت اجل به ماندن سر کار به سر کار به چکشِ همیشهاستوار به این که توسریخور بماند یا کمر خم کند همچون ماشهای که ماسیده در وقت فرمان تیرِ خلاصِ آتشبهاختیار
همینقدر غمناک همینقدر زنگزده میخی در اعماق رودخانهام که هر چقدر میخواهد جان بکند زنگ میزند و تمام نمیشود
با این روضهای که خواندم دیگر مشخص است میخ آهنی باشم هم در قلب تو فرو نمیروم و سر کج میکنم در مغازهی تابوتسازی تا نوبتت شود