کتاب «آناهید، ملکه سایه ها» درباره زندگی شاپور اول ساسانی و عشق پنهان او به آناهید، دختر مهرک نوش زادان، دشمن دیرینه اردشیر ساسانی است.
شاپور آناهید را به کاخ خود میآورد و اردشیر پس از رویارویی با هرمزد، فرزند شاپور و آناهید، به راز آنها پی میبرد. پس از مرگ اردشیر، شاپور درگیر جنگ با سپاه روم است و آناهید درگیر دسیسههایی کرتیر، موبد موبدان زرتشت. شایعه عشق شاپور و دختر فرمانروای هاترا، آناهید را آشفته میکند و برای دریافتن حقیقت به جاسوسان کاخ پناه میبرد. شاپور دچار خشم و قهر آناهید میشود. آناهید همراه فرزندانش به زادگاه خود بازمیگردد و شاپور را تنها میگذارد. شاپور با به بردگی کشاندن والریانوس، امپراتور روم، در ساختن شهر دزفول (دژپل) و ساختن سد شاپور، قدرت سیاسی خود را به نمایش میگذارد و فرمانروایان دیگر نکوهشاش میکنند. در پایان کار، شاپور به کرتیر خشم میگیرد و در پی یافتن آناهید بر میآید.
ادیت: الان که به قسمت تاریخی شاهنامه رسیدم متوجه شدم کلا داستان جدیدیم نیس :( بازنویسی ای که بهتر از اصل کار هم نتونسته باشه.
آناهید ملکه سایه ها بیشتر از این که رمان باشه حالت مجموعه ای از گزارش های تاریخی به زبان داستانه، البته مستند نیست ولی عمق یه رمانم نداره. برای مخاطبی که از قبل با اسم ها و حوادث تاریخی آشنا نیست میتونه خسته کننده باشه ولی تم کتاب جالبه و در کل سراغ موضوعی رفته که جدید و مهیجه.