من چندان طرفدار داستانهای فانتزی نیستم و یهجورایی مخاطب این کتاب هم محسوب نمیشم، اما مدتی هست که سعی دارم هم آثار تالیفی و هم فانتزی بخونم که خب این کتاب هردوی اینها با همه. بنابراین خوندن این کتاب یه تیر و دو نشون بود که البته جذابیتهای خاص خودش رو هم داشت.
همونطوری که از اسم کتاب مشخصه، داستان دربارهٔ یه شهر هست به اسم ماه خونین و اتفاقاتی که تو اون رخ میده، از یه لحاظهایی من رو یاد سفر آلیس در سرزمین عجایب میانداخت، اینکه یه نفر وارد یه مسیری میشه پر از شگفتیهای مختلف و ماجراهای زیادی رو از سر میگذرونه و...
کتاب، پلات خوبی داره، اما بهنظرم میتونست خیلی بهتر باشه، دلیلش هم اینه که خیلی چیزها رو ما از زبون دانای کل میشنویم، اما برامون بهاندازهٔ کافی ملموس نیست، یعنی ساخته نمیشه که بعد در جایی که لازم هست اون تاثیر لازم رو رومون بذاره. البته نه در کل داستان، چون یه جاهایی هست که علتومعلولها درست کار میکنن و تاثیر خودشون رو هم بهخوبی میذارن (چون اسپویل میشه، نمیگم کجا).
نکته بعدی هم دربارهٔ شخصیتهاست، یه تعدادیشون خوب از کار دراومدن، اما یه تعدادی هم اونقدر پرداخت نمیشن که باز بتونن تاثیرگذار باشن، هرچند که تعداد این شخصیتها کمه، اما جاهایی از داستان هست که در پلات و جذابیت اون تاثیر مستقیم دارن و میشد که بهتر باشن.
نثر هم خوبه، تقریبا روان و خوشخوانه و راحت پیش میره و در کل فکر میکنم به عنوان کار اول نویسنده، طرفدارهای فانتزی رو راضی کنه و مثل من از خوندنش لذت ببرن.