کتاب حاضر مجموعه دوازده گفتگو با غلامحسین ابراهیمی دینانی و سه میزگرد با حضور او و دیگر اساتید اندیشهٔ اسلامی است که در شش سال اخیر (بهار ۱۳۸۹ تا بهار ۱۳۹۵) انجام شده است.
حامد زارع، حال و وضع فلسفی، اشتیاق برای گفتگو و در نهایت جسارت و اصرار در دفاع از عقل را سه ویژگی بارز غلامحسین ابراهیمی دینانی میداند و معتقد است تجمیع این سه ویژگی در هر فرد، همنشینی و همصحبتی با او را جذاب و دلنشین میکند.
فصل نخست «مباحثه» نام دارد، گفتگوهای چهارگانه این بخش بیش از هر چیز دال بر پایبندی دکتر ابراهیمی دینانی به امر گفتگوست. عنوان فصل دوم «مصاحبه» است. در این بخش درباره چند تن از نامداران تاریخ اندیشه فلسفی در تمدن اسلامی با دکتر ابراهیمی دینانی گفتگو شده است. فصل سوم «مناظره» نام دارد و همانطور که از نام آن پیداست میتوان این فصل را جذابترین بخش کتاب حاضر دانست. فصل چهارم «مکاتبه» نام دارد که در این بخش برای نخستین بار همه کتابهای دکتر ابراهیمی دینانی با خود او به بحث گذاشته شده است.
کتاب «آفاق معرفت در سپهر معنویت» مجموعهای متشکل از دوازده گفتگو با غلامحسین ابراهیمی دینانی و سه مناظره است که با حضور ایشان، دکتر رضا داوری اردکانی، رسول جعفریان، دکتر غلامرضا اعوانی و دکتر سید مصطفی محقق داماد از سال ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۵ انجام شده است. کتابی که دکتر ابراهیمی دینانی آن را اثری خواندنی و بدون ملاحظه و محافظهکاری خوانده و معتقد است که الحق و الانصاف آقای حامد زارع در تدوین آن حسن انتخاب داشته است (زارع، ۱۳۹۶: ۱۵-۱۶).
ابراهیمی دینانی در این کتاب که برخلاف ادّعای او در چند جای آن نوعی محافظهکاری مشاهده میشود (همان: ۵۴-۹۷)، صرفاً با استناد به سهروردی که از حکمت خسروانی یا همان حکمت ایران باستان صحبت کرده است، همۀ اندیشمندان غربی و بسیاری از اندیشمندان ما را افرادی سادهلوح میپندارد که زادگاه فلسفه را یونان میدانند (همان: ۵۳-۵۴)! حال آنکه مردم ایران باهوش بودهاند و فرهنگی داشتهاند که از فرهنگ یونانی قویتر و غنیتر بوده است (همان: ۳۳).
این استاد مشهور فلسفۀ اسلامی بااینکه آیتالله جوادی آملی را فیلسوف بزرگی میشمرد، در ادامه دچار تضادگویی شده و متذکر میشود که جوادی آملی فلسفه را تنها در کتابهای ملاصدرا خلاصه کرده و وقتی از فلسفه نام میبرد منظورش فلسفۀ ملاصدرا است و حال آنکه به نظر من اگر کسی در ملاصدرا بماند، از فلسفه یک مکتب ساخته است و دیگر فلسفۀ واقعی ندارد. لذا از قول من بنویسید اینهایی که فلسفه را یک امر ثابت و یک مکتب میدانند، ناداناند و معنی فلسفه را نمیدانند (همان: ۹۵).
دکتر ابراهیمی دینانی در یکی دیگر از گفتوگوهای خود که خارج از این کتاب بوده و قسمتی از آن در کانال «سخنرانیها» به اشتراک گذاشته شده است، اذعان کرده: آیتالله حسنزاده آملی هم فلسفه بلد نبود! بابا ولم کن گرفتار شدیم، یک چیزهایی نگو که من اینجا کفریات بگم!
از دیگر مطالب قابل تأمّلی که در کتاب «آفاق معرفت در سپهر معنویت» ذکر شده است، میتوان به پندار آیتالله محقق داماد مبنی بر عدمِمخالفت فقها با علم اشاره کرد! درحالیکه حجتالاسلام رسول جعفریان کاملاً با این نظر مخالف بوده و متذکّر میشود که در این زمینه مثالهای فراوانی وجود دارد که از آن جمله باید به حکم شیخ فضلالله نوری بر حرمت مشروطه و تبلیغ طب اسلامی استناد کرد (همان: ۱۶۸-۱۶۹).
سید مصطفی محقق داماد هم در پاسخ به خردهگیریها و نکتهسنجیهای رسول جعفریان ظاهراً به استاد آیتالله سید روحالله خمینی که در کتاب «سرالصلاة»، شیخِ عارفِ کامل، روحی فداه، خوانده شده استناد کرده است و صراحتاً اذعان میکند شاهآبادی که مدعی عرفان بود، دستور داد مشروبخانهها را آتش بزنند، نه فقها... شاهآبادی میگوید من به ذات اقدس الهی متصل شدم و از او دستور شکستن و آتش زدن و کشتن گرفتم (همان: ۱۷۰).
منبع:
_ زارع، حامد، ۱۳۹۶، آفاق معرفت در سپهر معنویت: گفتگوی حامد زارع با غلامحسین ابراهیمی دینانی، تهران، ققنوس.