What do you think?


ورق پارههای زندان
Bozorg Alavi (1904-1997) was born in Tehran and educated in Germany. He returned to Iran in the early 1930s and became a teacher. At this time he began writing and publishing short stories. This book is his autobiography, focusing mostly on his life in Iran. The text is entirely in Persian (Farsi).
Audiobook
First published April 1, 1978
About the author
بزرگ علوی
36 books484 followersسیّد مجتبیٰ آقابُزرگِ علوی شهرتیافته به آقا بزرگ علوی و بزرگ علوی بهمن ۱۲۸۲، تهران -۲۸ بهمن ۱۳۷۵، برلین) نویسندهٔ واقعگرا، سیاستمدار چپگرا، روزنامهنگار نوگرا و استاد زبان فارسی ایرانی بود که بیش از چهار دهه از نیمهٔ دوم سدهٔ بیستم را در آلمان زیست و به ترجمه، نقد و فرهنگنامهنویسی نیز پرداخت. او را همراه صادق هدایت و صادق چوبک، پدران داستاننویسی نوین ایرانی میدانند
علوی همپای صادق هدایت در دگرگونی داستاننویسی ایران تأثیر گذاشت و همانند او به سبک واقعگرایی میپرداخت؛ «با گرایشهای رومانتیکی که در روحیهٔ ایرانی ریشه دارد.» و با نثری که «طنین زیباپرستانهای دارد»، در داستانپردازیهایش به نوآوری گرایش داشت. در بیشتر آثارش، ابتدا گِرِهای هست و حادثهٔ اصلی پیشتر روی دادهاست و راوی، حادثهٔ داستان را بازسازی میکند. این شگرد را اساساً ویژهٔ ادبیات پلیسی میدانند. به سبک واقعگرایی اجتماعی میپرداخت و در داستانهایش به نابسامانیهای اجتماعی روی میآورد؛ شخصیتهای داستانهایش پویا یا مبارز هستند
Bozorg Alavi was an influential Iranian writer, novelist, and political intellectual. He was a founding member of the communist Tudeh Party of Iran in the 1940s and – following the 1953 coup against ...
علوی همپای صادق هدایت در دگرگونی داستاننویسی ایران تأثیر گذاشت و همانند او به سبک واقعگرایی میپرداخت؛ «با گرایشهای رومانتیکی که در روحیهٔ ایرانی ریشه دارد.» و با نثری که «طنین زیباپرستانهای دارد»، در داستانپردازیهایش به نوآوری گرایش داشت. در بیشتر آثارش، ابتدا گِرِهای هست و حادثهٔ اصلی پیشتر روی دادهاست و راوی، حادثهٔ داستان را بازسازی میکند. این شگرد را اساساً ویژهٔ ادبیات پلیسی میدانند. به سبک واقعگرایی اجتماعی میپرداخت و در داستانهایش به نابسامانیهای اجتماعی روی میآورد؛ شخصیتهای داستانهایش پویا یا مبارز هستند
Bozorg Alavi was an influential Iranian writer, novelist, and political intellectual. He was a founding member of the communist Tudeh Party of Iran in the 1940s and – following the 1953 coup against ...
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 30 of 108 reviews
March 13, 2022
به جرات بهترین کتاب بزرگ علوی هستش. انگار رنجی که توی زندان کشیده خیلی تاثیر مثبتی روی نوشتنش داشته، چون دیگه توی آثار بعدیش تکرار نشده و توی قبلی ها هم نبوده.
بسیار تجربه لذت بخش و عمیقی بود. مدیون همخوانی هستم.
این کتاب رو پیشنهاد میکنم بخونید ، کوتاهه
بسیار تجربه لذت بخش و عمیقی بود. مدیون همخوانی هستم.
این کتاب رو پیشنهاد میکنم بخونید ، کوتاهه
September 20, 2016
کتاب رو قبل از هرچیز به شیفتگان سلطنت پهلوی توصیه میکنم. در درجۀ دوم به شیفتگان حکومت حاضر، و در درجۀ آخر به شیفتگان هر حکومت پلیسی و سرکوبگری. بد نیست بدونیم حکومتی که خواهان قدرت و کنترل مطلق هست، با مخالفانش چطور برخورد میکنه.
1. همیشه پیش از قضاوت دربارۀ هر حکومت یا ساختاری، علاوه بر اینکه روایت خود اون حکومت و موافقانش رو میشنویم، ضروریه که صدای مخالفانش رو هم به گوش بسپریم تا بتونیم منصفانه قضاوت کنیم. این کتاب صدای مخالفان حکومت «رضاخان پهلوی» است. البته شاید بشه گفت به هیچ وجه یه کتاب مشخصاً سیاسی نیست. موضع سیاسی خاصی رو اتخاذ یا دست کم تبلیغ منسجم نکرده. بلکه کاملاً انسانی و حتا شاید ادبیه و از نگاه حس و تجربۀ خالص انسانی و از راه بازگویی این تجربه س که به قضاوت غیرمستقیم پهلوی پدر میشینه.
2. روایتهای زندان زمان پهلوی با روایت های زندان جمهوری اسلامی هیچ تفاوتی ندارن. این به نظرم خیلی چیز وحشتناکیه. یعنی جلو نرفتیم بعد این همه سال. تغییری نکردیم. هنوز هم زندانی انسان و دارای حقوق انسانی به حساب نمیاد.
3. کتاب «داستان» نیست در درجۀ اول. دست کم به اذعان خود نویسنده در ابتدای کتاب، تشکیل شده از مجموعه ای از «یادداشت ها» که تجربه هاش رو از زندان و عموماً وصفش رو از زندانی های دیگه بیان میکنه. روایتها هولناک و تکان دهنده هستن، هم به خودی خود و هم در قیاس با روایتهای زندان در روزگار حاضر.
در ادامه بریده هایی از کتاب رو میذارم که خودشون گویای همه چیز هستن و نیازی به توضیح ندارن:
«در میان ما دکتر و لیسانسیه زیاد است. ما طبیب درجه اول، حقوقدان، مهندس و همه نوع عالِم جزو زندانیان سیاسی داریم»
«شبی یکی از ما این سؤال را تقریباً از همه کرد: شب اول که مرخص شدی، چه میکنی؟
...
یکی گفت: "من میروم گرامافونم را کوک میکنم، شراب میخورم و گریه میکنم." این آدم در زندان مرد.»
«دو ماه ملاقات آزاد بود و هیچکس به دیدن م نیامد. به عقیدۀ من جنون حقیق م که امروز بدین شکل وحشتناک درآمده و خنده اش که بدن آدم را می لرزاند از آن روز شروع شده است.»
«هر زندانبان اقلاً روزی یک مرتبه با شکم گُنده و تنه لشش به ما به طور مستقیم یا غیرمستقیم توهین و دشنام می فرستد.»
«سال پیش وقتی که فهمید خبر عفو دروغ درآمده است، یک هفته ناخوش شد به طوری که نزدیک بود بمیرم.»
«هشت سال است که در زندان است و جرمش این است که تک و تنها عضو فرقۀ کمونیست بوده... لغت کمونیست را هم در خود زندان یاد گرفته است.»
«بهار خواهد آمد. همه چیز شکفته خواهد شد. دیگران خواهند خندید. موزیک خواهند زد. و من و ما اینجا خواهیم بود. آخر چرا؟»
«تو چه گناهی کرده ای که از اداره بیرونت کرده اند؟ تنها گناهت این است که هم اسم من هستی... چه کرده ایم ما که اینطور از ما می ترسند؟ نه، از زنهای ما هم میترسند.»
1. همیشه پیش از قضاوت دربارۀ هر حکومت یا ساختاری، علاوه بر اینکه روایت خود اون حکومت و موافقانش رو میشنویم، ضروریه که صدای مخالفانش رو هم به گوش بسپریم تا بتونیم منصفانه قضاوت کنیم. این کتاب صدای مخالفان حکومت «رضاخان پهلوی» است. البته شاید بشه گفت به هیچ وجه یه کتاب مشخصاً سیاسی نیست. موضع سیاسی خاصی رو اتخاذ یا دست کم تبلیغ منسجم نکرده. بلکه کاملاً انسانی و حتا شاید ادبیه و از نگاه حس و تجربۀ خالص انسانی و از راه بازگویی این تجربه س که به قضاوت غیرمستقیم پهلوی پدر میشینه.
2. روایتهای زندان زمان پهلوی با روایت های زندان جمهوری اسلامی هیچ تفاوتی ندارن. این به نظرم خیلی چیز وحشتناکیه. یعنی جلو نرفتیم بعد این همه سال. تغییری نکردیم. هنوز هم زندانی انسان و دارای حقوق انسانی به حساب نمیاد.
3. کتاب «داستان» نیست در درجۀ اول. دست کم به اذعان خود نویسنده در ابتدای کتاب، تشکیل شده از مجموعه ای از «یادداشت ها» که تجربه هاش رو از زندان و عموماً وصفش رو از زندانی های دیگه بیان میکنه. روایتها هولناک و تکان دهنده هستن، هم به خودی خود و هم در قیاس با روایتهای زندان در روزگار حاضر.
در ادامه بریده هایی از کتاب رو میذارم که خودشون گویای همه چیز هستن و نیازی به توضیح ندارن:
«در میان ما دکتر و لیسانسیه زیاد است. ما طبیب درجه اول، حقوقدان، مهندس و همه نوع عالِم جزو زندانیان سیاسی داریم»
«شبی یکی از ما این سؤال را تقریباً از همه کرد: شب اول که مرخص شدی، چه میکنی؟
...
یکی گفت: "من میروم گرامافونم را کوک میکنم، شراب میخورم و گریه میکنم." این آدم در زندان مرد.»
«دو ماه ملاقات آزاد بود و هیچکس به دیدن م نیامد. به عقیدۀ من جنون حقیق م که امروز بدین شکل وحشتناک درآمده و خنده اش که بدن آدم را می لرزاند از آن روز شروع شده است.»
«هر زندانبان اقلاً روزی یک مرتبه با شکم گُنده و تنه لشش به ما به طور مستقیم یا غیرمستقیم توهین و دشنام می فرستد.»
«سال پیش وقتی که فهمید خبر عفو دروغ درآمده است، یک هفته ناخوش شد به طوری که نزدیک بود بمیرم.»
«هشت سال است که در زندان است و جرمش این است که تک و تنها عضو فرقۀ کمونیست بوده... لغت کمونیست را هم در خود زندان یاد گرفته است.»
«بهار خواهد آمد. همه چیز شکفته خواهد شد. دیگران خواهند خندید. موزیک خواهند زد. و من و ما اینجا خواهیم بود. آخر چرا؟»
«تو چه گناهی کرده ای که از اداره بیرونت کرده اند؟ تنها گناهت این است که هم اسم من هستی... چه کرده ایم ما که اینطور از ما می ترسند؟ نه، از زنهای ما هم میترسند.»
March 12, 2022
ارانی و آن 52 نفر:
دکتر تقی ارانی که از نسل دوم روشنفکران موسوم به "برلنی ها" بود، در مدت اقامتش در آلمان (به عنوان دانشجو) تحت تاثیر افکار مارکسیستی قرار می گيرد و همراه با تنی چند از دوستانش اقدام به تأسیس فرقه جمهوری انقلابی ایران می کند و به انتشار مقالات و بیانیه هایی برعلیه حکومت وقت ایران می پرداختند.
ارانی در بازگشت به ایران، جمعی از دانشجویان را به دور خود جمع کرده و مجلاتی با گرایشات سوسیالیستی منتشر می کند.
در سال 1316 در پی توزیع بیانیه ی روز کارگر در دانشگاه، گروه ارانی بشدت سرکوب می شوند و 53 نفر از آن ها به اتهام تشکیل سازمان مخفی اشتراکی محاکمه و زندانی می شوند.
علوی در زندان:
علوی که در آلمان به واسطه ی برادرش با ارانی آشنا شده بود، در بازگشت به ایران به همکاری با روزنامه های ارانی می پردازد.
همین همکاری ها و نزدیکی به دکتر ارانی منجر به دستگیری علوی در بین اعضای 53 نفر می شود. علوی در سال 1317 در زندان پهلوی اول می افتد و تا زمان برکناری رضاشاه در 1320 در همان جا می ماند.
ورق پاره ها:
به شهادت مقدمه ی کتاب ورق پاره های زندان، علوی داستان هایش را بطور مخفیانه در مدت اسارتش در زندان رضاشاهی بر روی ورق پاره ها و کاغذهای دور ریز می نویسد.
در این داستان ها، زندان به ميدانگاهی برای تجمع آدم های مختلف جامعه تبدیل می شود، تا راوی به روایت زندگی هر کدام شان تبدیل شود؛ از متهم به قتل (داستان های "پادنگ" و "رقص مردگان"، تا زندانی سیاسی).
علوی در این مجموعه داستان نسبت به مجموعه "چمدان" به وضوح جهشی رو به جلو دارد (از منظر تکنیکی). همچنین مشخص است که او در این مدت سرگرم مطالعه ی دقیق طبقات مختلف جامعه ی ایران بوده است.
اگرچه علوی نگاه ویژه ای به مسائل جامعه اش دارد، اما آن نگاه روانشناسانه اش به انسان و شخصیت هایش را کنار نگذاشته است، و به خوبی از پس نمایش درونیات آن ها موفق عمل می کند.
پ ن: مثل همیشه، تشکر فراوان از رویا، یگانه و سام (بی هیچ ترتیب خاصی)
دکتر تقی ارانی که از نسل دوم روشنفکران موسوم به "برلنی ها" بود، در مدت اقامتش در آلمان (به عنوان دانشجو) تحت تاثیر افکار مارکسیستی قرار می گيرد و همراه با تنی چند از دوستانش اقدام به تأسیس فرقه جمهوری انقلابی ایران می کند و به انتشار مقالات و بیانیه هایی برعلیه حکومت وقت ایران می پرداختند.
ارانی در بازگشت به ایران، جمعی از دانشجویان را به دور خود جمع کرده و مجلاتی با گرایشات سوسیالیستی منتشر می کند.
در سال 1316 در پی توزیع بیانیه ی روز کارگر در دانشگاه، گروه ارانی بشدت سرکوب می شوند و 53 نفر از آن ها به اتهام تشکیل سازمان مخفی اشتراکی محاکمه و زندانی می شوند.
علوی در زندان:
علوی که در آلمان به واسطه ی برادرش با ارانی آشنا شده بود، در بازگشت به ایران به همکاری با روزنامه های ارانی می پردازد.
همین همکاری ها و نزدیکی به دکتر ارانی منجر به دستگیری علوی در بین اعضای 53 نفر می شود. علوی در سال 1317 در زندان پهلوی اول می افتد و تا زمان برکناری رضاشاه در 1320 در همان جا می ماند.
ورق پاره ها:
به شهادت مقدمه ی کتاب ورق پاره های زندان، علوی داستان هایش را بطور مخفیانه در مدت اسارتش در زندان رضاشاهی بر روی ورق پاره ها و کاغذهای دور ریز می نویسد.
در این داستان ها، زندان به ميدانگاهی برای تجمع آدم های مختلف جامعه تبدیل می شود، تا راوی به روایت زندگی هر کدام شان تبدیل شود؛ از متهم به قتل (داستان های "پادنگ" و "رقص مردگان"، تا زندانی سیاسی).
علوی در این مجموعه داستان نسبت به مجموعه "چمدان" به وضوح جهشی رو به جلو دارد (از منظر تکنیکی). همچنین مشخص است که او در این مدت سرگرم مطالعه ی دقیق طبقات مختلف جامعه ی ایران بوده است.
اگرچه علوی نگاه ویژه ای به مسائل جامعه اش دارد، اما آن نگاه روانشناسانه اش به انسان و شخصیت هایش را کنار نگذاشته است، و به خوبی از پس نمایش درونیات آن ها موفق عمل می کند.
پ ن: مثل همیشه، تشکر فراوان از رویا، یگانه و سام (بی هیچ ترتیب خاصی)
October 25, 2015
مقدمه کتاب از زبان بزرگ علوی:
ورق پاره های زندان اسم بی مسمایی برای این یادداشتهایی که اغلب آن در زندان تهیه شده، نیست. در واقع اغلب آنها روی ورق پاره، روی کاغذ قند، کاغذ سیگار اشنو و یا پاکتهایی که در آن برای ما میوه و شیرینی می آوردند، نوشته شده است، و این کار بدون مخاطره نبوده است. در زندان اگر مداد و پاره کاغذی، مأمورین زندان، در دست ما می دیدند جنایت بزرگی به شمار می رفت
اما از آن وقت که اولیای زندان پی می بردند که کسی یادداشت هایی برای تشریح اوضاع ایران در آن دوره تهیه می کند
خانباباخان اسعد در زندان به سخت ترین و وقیح ترین وجهی مرد، فقط برای آنکه یادداشتهای او به دست مأمورین افتاد، راجع به این خانباباخان اسعد رئیس زندان به یکی از دوستان من گفته بود: «تصور کنید که یک نفر زندانی، آن هم سیاسی وقایع روزانه زندان را یادداشت کند؛ تصورش را بکنید چه چیزی بالاخره از آب درمیآید.»
محمد فرخی یزدی به دست جنایتکارانی بی شرم و رو کشته شد، فقط برای آنکه شعر می گفت و با اشعارش اوضاع ایران را در دوره استبداد سیاه برای نسل های آینده به یادگار می گذاشت
من با علم به این مخاطرات یادداشت می کردم. چون ایمان قطعی داشتم به اینکه ملت ایران از این جریانات اطلاع کافی ندارد و برای نسل های آینده لازم است بدانند که در این دوره سیاه با جوانان باغیرت و آزادیخواهان ایران چه معاملاتی می کردند
اگر یادداشت های من، یعنی همین ورق پارهها به دست اولیای زندان می افتاد، من هم دیگر امروز زنده نبودم
اما بزرگترین دلخوشی من این بود که بالاخره وقایع یادداشت شده و ورقپاره های زندان خواهی نخواهی روزی به دست ملت ایران خواهد افتاد
September 8, 2020
وقایع زندان قصر بین سالهای ۱۳۱۷ تا ۱۳۲۰.
کتاب جالبیه، از چهار بخش تشکیل شده که هر بخش به یکی از زندانیهای همبند(بند سیاسیون) بزرگ علوی میپردازه. شرایط اجتماعی و سیاسی آن سالهای ایران رو تا حدودی میشه از رو این کتاب فهمید. کتاب به زبانی گرم و صمیمی نوشته شده. خوندنش خالی از لطف نیست.
کتاب جالبیه، از چهار بخش تشکیل شده که هر بخش به یکی از زندانیهای همبند(بند سیاسیون) بزرگ علوی میپردازه. شرایط اجتماعی و سیاسی آن سالهای ایران رو تا حدودی میشه از رو این کتاب فهمید. کتاب به زبانی گرم و صمیمی نوشته شده. خوندنش خالی از لطف نیست.
June 13, 2017
فکر میکنم بعد از خواندن مجموعه اولین سوال جدی که به ذهن می رسد اینست که زندان با روان زندانی چه میکند و البته اگر کسی عمیق تر فکر کند احتمالا به این سوال هم می رسد که اگر آدمی در زندانی به وسعت یک خانواده، یک مجموعه آداب و سنن یا حتی یک کشور گیر افتاده باشد چه بلایی سر روانش می آیدو به چه تبدیل میشود. زن های داستانهای ورق پاره های زندان به اندازه زنان دیگر داستانهای بزرگ علوی برای من آزاردهنده اند. زن هایی که فرشته خو هستند . به عشقشان وفادارند و هویت مبارزشان به شدت تحت تاثیر رابطه عاطفی شان است. علوی در تصویر زن مستقل به گرد پای هدایت هم نمی رسد. با این حال از این جهت که تصویری از زن مبارز سیاسی به ادبیات ایران آورده باید از او سپاسگذار باشیم.
December 4, 2021
به صورت کلی نوشتههای بزرگ علوی رو دوست دارم. همه کتابهاش رو هم به صورت صوتی و با گویندگی آرمان سلطانزاده شنیدم که فکر میکنم صدای ایشون خیلی خوب روی داستانهای بزرگ علوی میشینه. داستانهای این کتاب هم بسیار جالب بودن و هم کتاب جملههای درخشانی داشت.
لینک کتاب در طاقچه:
https://taaghche.com/audiobook/61648/...
لینک کتاب در طاقچه:
https://taaghche.com/audiobook/61648/...
August 16, 2013
یک چیزهایی هنوز بعد از این همه سال همچنان نو و تازه هستند، انگار که حرف های همین روزها باشند ...
September 18, 2018
خیلی زیبا بود . چقدر طعنه ها و کنایه هاش در زندان مناسب حال امروز بود...
بلاخره قاتل حقیقی هنوز معلوم نشده است و هر کس هم حدسی زده است. دادگاه حدسش به غلامحسین رفت و او را سه سال حبس کردند.
حدس من اصلا برای کسی ضرر ندارد.
من می گویم کئسآآ را همان خرسی که سر شاهراه خوابیده و راه پیشرفت مردم را سد کرده کشته است.
خوب است که برای حدس، ده سال دیگر مرا حبس نکنند. همین هفت سال مرا بس است.
صفحه 43
زندان ؟ که می فهمد یعنی چه؟ برای بیشتر مردم این کلمه مفهومی گنگ دارد. ولی یک مرتبه باید از پشت میله های آهنی لب های خشک و ترکیده ، دماغ تیرکشیده و گونه های استخوانی ایرج را تماشا می کرد و آن وقت حدس زد، سعی کرد حدس زد، که این کلمه یعنی چه؟
صفحه 54
بلاخره قاتل حقیقی هنوز معلوم نشده است و هر کس هم حدسی زده است. دادگاه حدسش به غلامحسین رفت و او را سه سال حبس کردند.
حدس من اصلا برای کسی ضرر ندارد.
من می گویم کئسآآ را همان خرسی که سر شاهراه خوابیده و راه پیشرفت مردم را سد کرده کشته است.
خوب است که برای حدس، ده سال دیگر مرا حبس نکنند. همین هفت سال مرا بس است.
صفحه 43
زندان ؟ که می فهمد یعنی چه؟ برای بیشتر مردم این کلمه مفهومی گنگ دارد. ولی یک مرتبه باید از پشت میله های آهنی لب های خشک و ترکیده ، دماغ تیرکشیده و گونه های استخوانی ایرج را تماشا می کرد و آن وقت حدس زد، سعی کرد حدس زد، که این کلمه یعنی چه؟
صفحه 54
October 26, 2024
حیف است که این میرغضب ها به مجازات نرسند،حیف است که ما از بین برویم و این همه مصیبت و بدبختی بی نتیجه بماند.
چه کرده ایم ما که اینطور از ما میترسند؟نه، از زن های ما هم میترسند.
خیلی کتاب قشنگی بود درسته که برای زندانیان سیاسی زمان پهلوی بود ولی تاریخ تکرار شده و زندانی های سیاسی الان هم همینطوری هستند.
چه کرده ایم ما که اینطور از ما میترسند؟نه، از زن های ما هم میترسند.
خیلی کتاب قشنگی بود درسته که برای زندانیان سیاسی زمان پهلوی بود ولی تاریخ تکرار شده و زندانی های سیاسی الان هم همینطوری هستند.
March 30, 2016
تاریخ تحریر کتاب: هشتم اردیبهشت ماه 1320
.
هر کس در زندگانیش فقط یک مرتبه می تواند ستاره دنباله دار را ببیند. بعضی ها مثل من آن یک دفعه هم نمی توانند آن را ببینند... خوشبختی هم مثل ستاره دنباله دار فقط یک مرتبه در زندگی مردم پیدا می شود، بعضی از این یک دفعه هم برخوردار نشده اند. - شروع فصل دوم کتاب
.
هر کس در زندگانیش فقط یک مرتبه می تواند ستاره دنباله دار را ببیند. بعضی ها مثل من آن یک دفعه هم نمی توانند آن را ببینند... خوشبختی هم مثل ستاره دنباله دار فقط یک مرتبه در زندگی مردم پیدا می شود، بعضی از این یک دفعه هم برخوردار نشده اند. - شروع فصل دوم کتاب
November 5, 2022
دیروز و امروز این کتاب رو توی سفر خوندم. کتاب کوتاه و جمع و جوریه با چهار تا فصل که هر کدوم یه داستان جدا دارن ولی همه در مورد روزگار زندان و زندانی سیاسی اند.
داستان اول دربارهی «غلامحسین» زندانی بیحال محکوم به قتل بود با کنایههایی به محکومیتها و عدم تناسبشون با جرم.
داستان دوم دربارهی ایرج دوست صمیمی بزرگ علوی بود که زندانی سیاسی شده بود.
داستان سوم حکایت دیوانگی یه همبند به اسم «م» بود.
داستان چهام حول محور عفو عمومی، نامههای یه زندانی دیگه به همسرش بیرون زندان بود.
بخشهایی از کتاب، بخصوص فصل آخر که ترجمهی نامههای یه زندانی دیگه به معشوقش بود خیلی از نظر احساسی سنگین بود.
اگر تحت فشار روانی اتفاقات اخیر ایران هستین شاید بهترین انتخاب نباشه ولی کتاب خوبی بود.
خوندنش رو توصیه میکنم.
داستان اول دربارهی «غلامحسین» زندانی بیحال محکوم به قتل بود با کنایههایی به محکومیتها و عدم تناسبشون با جرم.
داستان دوم دربارهی ایرج دوست صمیمی بزرگ علوی بود که زندانی سیاسی شده بود.
داستان سوم حکایت دیوانگی یه همبند به اسم «م» بود.
داستان چهام حول محور عفو عمومی، نامههای یه زندانی دیگه به همسرش بیرون زندان بود.
بخشهایی از کتاب، بخصوص فصل آخر که ترجمهی نامههای یه زندانی دیگه به معشوقش بود خیلی از نظر احساسی سنگین بود.
اگر تحت فشار روانی اتفاقات اخیر ایران هستین شاید بهترین انتخاب نباشه ولی کتاب خوبی بود.
خوندنش رو توصیه میکنم.
September 22, 2022
من نسخهی صوتیش رو با گویندگی آقای آرمان سلطانزاده گوش دادم و میتونم بگم فوقالعاده بود.
شاید برای این روزها با توجه به حالو هوای آشفتهی کشورمون این کتاب انتخاب مناسبی نبود، چراکه بیش از پیش توصیف اتفاقاهای توی زندان مو به تنم سیخ میکرد وبرام تلخ و گزنده بود، ولی در عین حال هم همهی داستانها برام جذاب بودن.
«مینویسم برای آنکه مجبورم، برای آنکه بغض گلویم را گرفته و اگر برای خودم درددل نکنم، دلم میترکد. مینویسم، شاید راحت شدم، شاید مُردم، شاید ایرج مُرد، بلکه بعدها مردم بخواهند بفهمند آزادی ایران به چه قیمتی خریداری شده است.»
شاید برای این روزها با توجه به حالو هوای آشفتهی کشورمون این کتاب انتخاب مناسبی نبود، چراکه بیش از پیش توصیف اتفاقاهای توی زندان مو به تنم سیخ میکرد وبرام تلخ و گزنده بود، ولی در عین حال هم همهی داستانها برام جذاب بودن.
«مینویسم برای آنکه مجبورم، برای آنکه بغض گلویم را گرفته و اگر برای خودم درددل نکنم، دلم میترکد. مینویسم، شاید راحت شدم، شاید مُردم، شاید ایرج مُرد، بلکه بعدها مردم بخواهند بفهمند آزادی ایران به چه قیمتی خریداری شده است.»
Read
August 22, 2008این کتاب در زمان چاپ خود يكسر و گردن از آثاري كه در آن زمان چاپ ميشد بالاتر بود و با مقابسه این کتاب با کتابهایی که حتا بعد از این کتاب، چاپ شدند متوجه میشویم که آقا "بزرگ علوی" در داستان نویسی خیلی زود به پختگی و تکنیک خود دست پیدا کرد و اصطلاحاً از جامعهی خود جلو افتاد. (ورقپارههای زندان) در زمینهی فرم و زبان حتی در مقایسه با آثار (هدایت) که در همان زمان چاپ میشد بسیار تازگیها دارد
January 6, 2022
خیلی خوشحالم که دوباره کتابهای ایرانی میخوانم. هر شب نیم ساعت قبل از خواب میخوانم و کیف میکنم! عجب حکایت غریبی بود این ماجرای زندان در سالهایِ آخرِ پهلویِ اول و انگار هنوز همان زمان است. این گیرکردن در تاریخ واقعا دردناک است و این که بعد از گذشت هشتاد و اندی سال هنوز بحث بر سر همان است که قبلا بود: دادرسی عادلانه و کرامت انسانی که تمامی حکمرانان ما یکی را پشت گوش میاندازند و دیگری را لگدکوب میکنند. تلخ و سخت است ولی خواندن برای همین است. باید بیشتر خواند و دید.
November 21, 2021
چیزی که بیشتر از همه برام غمانگیزه،
زندانی و در بند بودن افراد خوشفکر و درستحسابی
تو همهی زمانها و دورههاس...
انگار پیامد اهل اندیشه بودن تو این مملکت،
چیزی به جز زندان نیست!
تکتک داستانها برام جذاب بود.
خوشحالم از زمانی که برای این کتاب اختصاص دادم.👌
زندانی و در بند بودن افراد خوشفکر و درستحسابی
تو همهی زمانها و دورههاس...
انگار پیامد اهل اندیشه بودن تو این مملکت،
چیزی به جز زندان نیست!
تکتک داستانها برام جذاب بود.
خوشحالم از زمانی که برای این کتاب اختصاص دادم.👌
Read
March 23, 2023⭕️«بزرگ علوی» از بزرگترین رماننویسان قدیمی است.
کتاب [چشمهایش] خیلی معروف شد.
🔹کتاب [ورق پارههای زندان] نوشته بزرگ علوی در زندان شاه را خواندم.
🔸خواندنی بود. یک جا مینویسد:
"در زندان خبر هست که شب سوم اسفند ولیعهد تقاضای عفو خواهد کرد.
زندانیان مثل بچهها هستند. آدمهایی که دهسال در زندان ماندهاند و میدانند انقلاب عظیمی در دنیا باید بشود، میلیونها بشر باید کشته شود تا آنها آزاد گردند. همینها وقتی نابههنگام صداشان میزنند، رنگشان میپرد. گویی برای مرخصی صدا میزنند. نود درصد ما با اینکه یقین دارند این حکومت هرگز آنها را آزاد نمیکند باز نود درصد آنها منتظر مرخصی هستند
اسفند ۱۴۰۱
محمدعلی ابطحی
کتاب [چشمهایش] خیلی معروف شد.
🔹کتاب [ورق پارههای زندان] نوشته بزرگ علوی در زندان شاه را خواندم.
🔸خواندنی بود. یک جا مینویسد:
"در زندان خبر هست که شب سوم اسفند ولیعهد تقاضای عفو خواهد کرد.
زندانیان مثل بچهها هستند. آدمهایی که دهسال در زندان ماندهاند و میدانند انقلاب عظیمی در دنیا باید بشود، میلیونها بشر باید کشته شود تا آنها آزاد گردند. همینها وقتی نابههنگام صداشان میزنند، رنگشان میپرد. گویی برای مرخصی صدا میزنند. نود درصد ما با اینکه یقین دارند این حکومت هرگز آنها را آزاد نمیکند باز نود درصد آنها منتظر مرخصی هستند
اسفند ۱۴۰۱
محمدعلی ابطحی
August 30, 2018
زیبایی زندگی در همین ندانستگی است.در همین امید که فردا بهتر خواهد شد دنیا آرامتر و زیباتر خواهد شد.
جالبه که بدونید حدود80سال قبل که داستان در اون دوران نوشته شده با5ریال میشد پول یک هفته چایی خوردن رو پرداخت :(
جالبه که بدونید حدود80سال قبل که داستان در اون دوران نوشته شده با5ریال میشد پول یک هفته چایی خوردن رو پرداخت :(
August 14, 2016
به پیشنهاد دوستی در سایت "پندار" بهم معرفی شد. از "چشمهایش" لذت بردم، امیدوارم این کتاب هم اثر خوبی باشه.
به نظرم جذاب نبود.....
به نظرم جذاب نبود.....
October 16, 2017
خواندش خوب بود....نکات جالبی در مورد سبک زندان های آن زمان داشت، اما توقعم از بزرگ علوی بیشتر بود...
March 29, 2019
وقتی از قفسه کتابخونه پادگان این کتاب رو پیدا کردم فکر نمیکردم انقدر جذاب باشه.
پنج داستان کوتاه که تو فضاهای متفاوت خلق شده و مشکل بشه گفت کدام بهتر از بقیه است.
حتما بخونیدش
پنج داستان کوتاه که تو فضاهای متفاوت خلق شده و مشکل بشه گفت کدام بهتر از بقیه است.
حتما بخونیدش
August 24, 2019
معشوق من تنها دوست من، به نظر تو من همه وقت دختری سرسری بودم، می خندیدم، میگفتم، کمتر مرا غمگین دیده ای، این طور نیست؟یک مرتبه در ضمن صحبت به من گفتی که از من فداکاری برنمی آید.
گاهی صورت رنگ پریده من ترا متوجه رازهای پنهانی دل من میکرد، اما به زودی خنده های بلند من این افکار تو را می تاراند این طور نیست؟
شاید هم بعضی اوقات با خودت میگفتی که من با تو بازی می کنم و ترا و احساساتت را به مسخره گرفته ام. این طور نیست؟ تو در اشتباه بودی.
میدانی؟ پی بردن به دردهای دیگران کار آسانی نیست، چه برسد به مصیبتها و مشقاتی که من تحمل کرده ام و هنوز هم با جرأت آماده برای تحمل هستم.
زنانی که برخلاف دنیای نظامی ها در دنیای مجتبی بزرگ علوی عاشق ترند
گاهی صورت رنگ پریده من ترا متوجه رازهای پنهانی دل من میکرد، اما به زودی خنده های بلند من این افکار تو را می تاراند این طور نیست؟
شاید هم بعضی اوقات با خودت میگفتی که من با تو بازی می کنم و ترا و احساساتت را به مسخره گرفته ام. این طور نیست؟ تو در اشتباه بودی.
میدانی؟ پی بردن به دردهای دیگران کار آسانی نیست، چه برسد به مصیبتها و مشقاتی که من تحمل کرده ام و هنوز هم با جرأت آماده برای تحمل هستم.
زنانی که برخلاف دنیای نظامی ها در دنیای مجتبی بزرگ علوی عاشق ترند
February 28, 2022
"دنیا رو به ترقی است، رو به بهبودی است. از این موج استبداد و وحشیگری که امروز در دنیا در خروش است، چشمپوشی کن. بالاخره تکامل در کار است."
طبق مقدمه نویسنده، اینطور می شه برداشت کرد که داستان های این کتاب در زندان قصر پادشاهی پهلوی اول نوشته شده اند. طبق این گفته ها، ۵ مستند کوتاه داریم که هر کدوم به برخی از اتفاقات زندان و هم بندهای بزرگ علوی می پردازه.
متن کتاب خیلی لطیف تر از چیزی بود که انتظار داشتم و بیشتر از بقیه از داستان رقص مرگ خوشم اومد.
"مقصرترین عدۀ ما آنهایی هستند که کتاب خواندهاند."
طبق مقدمه نویسنده، اینطور می شه برداشت کرد که داستان های این کتاب در زندان قصر پادشاهی پهلوی اول نوشته شده اند. طبق این گفته ها، ۵ مستند کوتاه داریم که هر کدوم به برخی از اتفاقات زندان و هم بندهای بزرگ علوی می پردازه.
متن کتاب خیلی لطیف تر از چیزی بود که انتظار داشتم و بیشتر از بقیه از داستان رقص مرگ خوشم اومد.
"مقصرترین عدۀ ما آنهایی هستند که کتاب خواندهاند."
February 28, 2019
حقیقتا غمانگیز بود...
March 3, 2018
واقعا میتونم بگم کل این نوشته ها اراجیفی بیش نبودن
و فقط یک ادم متوهم و بی خرد میتونه اینچنین ورق پاره هایی رو به صورت کناب دراره و به خورد ملت بده
متاسفم که وقتم هدر شد
و فقط یک ادم متوهم و بی خرد میتونه اینچنین ورق پاره هایی رو به صورت کناب دراره و به خورد ملت بده
متاسفم که وقتم هدر شد
November 18, 2023
این کتاب همونطور که در مقدمه گفته شده حاصل تجربیات و ماجراهای شنیده شده توسط بزرگ علوی در زندانه.این داستان هارو روی کاغذ قند و سیگار مینوشته.به معنای واقعی روی "ورق پارههای زندان" و ریسک اینکه زندانبانها متوجه بشن رو به جون میخریده.
روایتها مربوط به سال ۱۳۱۷ تا ۱۳۲۰ و در دورهی پهلوی اول میشن.
بعد با عوض شدن شاه و عفو عمومی،این دورهی زندان برای بزرگ علوی تموم میشه و عفو میشه.
--
کتاب من (چاپ دوم سال ۵۷ از نشر جاویدان) ۵تا داستان داره ولی گویا یکی از چاپهای جدیدتر ۴تا داستان رو شامل شده.
کتاب همونطور که از اسم و تاریخچهش مشخصه،سیاسیه.
چون روایتها واقعی هستن،جز داستان آخر بقیه درونمایهی مشابهی دارن.
اما قلم علوی قلم قوی و جالبیه.منظورم اینه که فرم از محتوا عقب نمونده و حتی بدون نگاه کردن به مفاهیمی که میخواد منتقل کنه،قابل توجهه.
--
داستان اول "پادنگ".توی این داستان راوی چون داره شنیدههاشو نقل میکنه،ما مطمئن نیستیم که ماجرا چیه.چندبار حرف ها عوض میشه و بیشتر روایت قطعی نیست.حتی در پایان بندی کتاب هم تصویر واحدی وجود نداره.اونقد که راوی داستان رو باز میذاره و میره سراغ ایدئولوژی.ازین نظر باتوجه به زمان نگارش کتاب جالب و متفاوته.
--
داستان سوم "انتظار"
این داستان جزو بهترین داستان هایی بود که از علوی خوندم.ماجرا با یه جملهی ساده شروع میشه و ما میفهمیم که یکنفر در کریدور نویسنده دیوانه شده.راوی میگه دقیقا میدونه از کی دیوونه شده اما مدام چیزهای کوچیک و بزرگی تعریف میکنه تا مخاطب بتونه اون ماجرا رو درک کنه.درواقع درست مثل اسم داستان،ما منتظریم تا واقعهای که توی خط اول لو رفته رو بشنویم.در نهایت پایانبندی داستان هم جذابه.
--
داستان چهارم "عفو عمومی"
این داستان از نظر فرم خیلی پیشرو نیست.اما ما مدام با راوی همراهیم تا بفهمیم عفو اتفاق میفته یا نه.مدام نقل قول های مختلف امید و ناامیدی همراه داره.جذابیت این داستان در نشون دادن "امید" به عنوان یک امر مثبت و منفیه.راوی هم بارها تصمیم میگیره دیگه به خبرا اعتنا نکنه و منتظر خبر نباشه اما باز نمیتونه.شرح ماجرا اونقد قویه که راحت میشه همذاتپنداری کرد
--
داستان پنجم "رقص مرگ"
این داستان از بُعد داستانی به نظرم من بهترینِ این مجموعه بود.
داستان در بند سیاسی اتفاق نمیافته و از بقیهی داستانها کمتر ایدئولوژیکه.
توی این داستان ما عشق و نفرت و رابطهی انسانی و توصیف بند و زندگی داریم.داستان تعلیق داره،خیلی جاها کنجکاو کنندهست و ریتمش خیلی خوبه.و در نهایت پایانش فوق العادهست.
واقعا دوسش داشتم
--
ازینجا به بعد یکم حرف غیر داستانی:
تو عصری که ما زندگی میکنیم،پیدا کردن روایت صحیح و واقعیت کار آسونی نیست.مدام با اطلاعات بمبارون میشیم که خیلیهاش صحیح نیست یا همهی واقعیت نیست.
همونطور که با تبلیغات منوتو نمیشه به اصل حکومت پهلوی پی برد،با خوندن چندتا کتاب داستان هم نمیشه.
اما همهی اینا بخشهای تشکیل دهندهی پازلن.چند وقتیه که نویسندههای چپ رو فقط بخاطر روایتهاشون از زندانهای پهلوی،میکوبن و تکفیر میکنن.ترجیح میدن ادمهارو زیر سوال ببرن تا روایتهاشون دیگه قابل استناد نباشه.
ولی این روایتها ارزشمندن.رنج انسانها در هر دوره و حکومتی که باشه،مهمه.رنج امروز کمتر یا بیشتر از رنج گذشته ارزشمند نیست.
پس جدای از بُعد داستانیش خوبه که این روایتهارو هم ببینیم و پازلمون رو کاملتر کنیم.
و خب قطعا جای اندوه داره که اینقدر با این کتاب میشه همذاتپنداری کرد و بخش های زیادیش رو حس کرد و لمس کرد انگار که همین امروز داره اتفاق میفته.
--
چندتا جمله از کتاب کوت کنم:
"من هم مخالف این ظلم و تعدی و این استبداد هستم که کمر مردم را شکسته است.اما مردم همه همینطور فکر میکنند؟همهکس میداند که این بساط پابرجا نیست و خواهی نخواهی روزی این دستگاه برهم میخورد.اما به شما چه؟از شما چه کاری ساخته است؟"
--
"من گفتم:اخر او کاری نکرده که بگیرندش
گفت:مگر آنهایی که در زندان نشستهاند،چه کاری کردهاند؟"
--
"هیچکس آنطوری که من تورا دوست دارم،کسی را دوست نداشته است.وای اگر عفوی در کار نباشد!"
--
"چیزی که آدم را تکان میدهد این است که چه اطمینانی اینها به دستگاه خودشان دارند.کوچکترین فکری به نظرشان نمیرسد که ممکن است این اوضاع روزی برهم بخورد"
--
روایتها مربوط به سال ۱۳۱۷ تا ۱۳۲۰ و در دورهی پهلوی اول میشن.
بعد با عوض شدن شاه و عفو عمومی،این دورهی زندان برای بزرگ علوی تموم میشه و عفو میشه.
--
کتاب من (چاپ دوم سال ۵۷ از نشر جاویدان) ۵تا داستان داره ولی گویا یکی از چاپهای جدیدتر ۴تا داستان رو شامل شده.
کتاب همونطور که از اسم و تاریخچهش مشخصه،سیاسیه.
چون روایتها واقعی هستن،جز داستان آخر بقیه درونمایهی مشابهی دارن.
اما قلم علوی قلم قوی و جالبیه.منظورم اینه که فرم از محتوا عقب نمونده و حتی بدون نگاه کردن به مفاهیمی که میخواد منتقل کنه،قابل توجهه.
--
داستان اول "پادنگ".توی این داستان راوی چون داره شنیدههاشو نقل میکنه،ما مطمئن نیستیم که ماجرا چیه.چندبار حرف ها عوض میشه و بیشتر روایت قطعی نیست.حتی در پایان بندی کتاب هم تصویر واحدی وجود نداره.اونقد که راوی داستان رو باز میذاره و میره سراغ ایدئولوژی.ازین نظر باتوجه به زمان نگارش کتاب جالب و متفاوته.
--
داستان سوم "انتظار"
این داستان جزو بهترین داستان هایی بود که از علوی خوندم.ماجرا با یه جملهی ساده شروع میشه و ما میفهمیم که یکنفر در کریدور نویسنده دیوانه شده.راوی میگه دقیقا میدونه از کی دیوونه شده اما مدام چیزهای کوچیک و بزرگی تعریف میکنه تا مخاطب بتونه اون ماجرا رو درک کنه.درواقع درست مثل اسم داستان،ما منتظریم تا واقعهای که توی خط اول لو رفته رو بشنویم.در نهایت پایانبندی داستان هم جذابه.
--
داستان چهارم "عفو عمومی"
این داستان از نظر فرم خیلی پیشرو نیست.اما ما مدام با راوی همراهیم تا بفهمیم عفو اتفاق میفته یا نه.مدام نقل قول های مختلف امید و ناامیدی همراه داره.جذابیت این داستان در نشون دادن "امید" به عنوان یک امر مثبت و منفیه.راوی هم بارها تصمیم میگیره دیگه به خبرا اعتنا نکنه و منتظر خبر نباشه اما باز نمیتونه.شرح ماجرا اونقد قویه که راحت میشه همذاتپنداری کرد
--
داستان پنجم "رقص مرگ"
این داستان از بُعد داستانی به نظرم من بهترینِ این مجموعه بود.
داستان در بند سیاسی اتفاق نمیافته و از بقیهی داستانها کمتر ایدئولوژیکه.
توی این داستان ما عشق و نفرت و رابطهی انسانی و توصیف بند و زندگی داریم.داستان تعلیق داره،خیلی جاها کنجکاو کنندهست و ریتمش خیلی خوبه.و در نهایت پایانش فوق العادهست.
واقعا دوسش داشتم
--
ازینجا به بعد یکم حرف غیر داستانی:
تو عصری که ما زندگی میکنیم،پیدا کردن روایت صحیح و واقعیت کار آسونی نیست.مدام با اطلاعات بمبارون میشیم که خیلیهاش صحیح نیست یا همهی واقعیت نیست.
همونطور که با تبلیغات منوتو نمیشه به اصل حکومت پهلوی پی برد،با خوندن چندتا کتاب داستان هم نمیشه.
اما همهی اینا بخشهای تشکیل دهندهی پازلن.چند وقتیه که نویسندههای چپ رو فقط بخاطر روایتهاشون از زندانهای پهلوی،میکوبن و تکفیر میکنن.ترجیح میدن ادمهارو زیر سوال ببرن تا روایتهاشون دیگه قابل استناد نباشه.
ولی این روایتها ارزشمندن.رنج انسانها در هر دوره و حکومتی که باشه،مهمه.رنج امروز کمتر یا بیشتر از رنج گذشته ارزشمند نیست.
پس جدای از بُعد داستانیش خوبه که این روایتهارو هم ببینیم و پازلمون رو کاملتر کنیم.
و خب قطعا جای اندوه داره که اینقدر با این کتاب میشه همذاتپنداری کرد و بخش های زیادیش رو حس کرد و لمس کرد انگار که همین امروز داره اتفاق میفته.
--
چندتا جمله از کتاب کوت کنم:
"من هم مخالف این ظلم و تعدی و این استبداد هستم که کمر مردم را شکسته است.اما مردم همه همینطور فکر میکنند؟همهکس میداند که این بساط پابرجا نیست و خواهی نخواهی روزی این دستگاه برهم میخورد.اما به شما چه؟از شما چه کاری ساخته است؟"
--
"من گفتم:اخر او کاری نکرده که بگیرندش
گفت:مگر آنهایی که در زندان نشستهاند،چه کاری کردهاند؟"
--
"هیچکس آنطوری که من تورا دوست دارم،کسی را دوست نداشته است.وای اگر عفوی در کار نباشد!"
--
"چیزی که آدم را تکان میدهد این است که چه اطمینانی اینها به دستگاه خودشان دارند.کوچکترین فکری به نظرشان نمیرسد که ممکن است این اوضاع روزی برهم بخورد"
--
August 18, 2025
همانطور که خود بزرگ علوی تو مقدمه ی کتاب میگه این روایات توی زندان روی ورق پاره،روی کاغذ قند،کاغذ سیگار یا پاکتهایی که برایشان میوه و شیرینی میاوردند نوشته شده
که توی چهار داستان کوتاه جمع اوری شده.
داستان ها مربوط به بخش زندانیان سیاسی است که ساده اما عمیق روایت شده اند.. من به شخصه داستان اخر”عفو عمومی “ رو بیشتر دوست داشتم اما در کل کتابی روان و خوش خوان و کم حجم هست که ارزش خواندن دارد..(البته با ذکر این نکته که قطعا خوانش قلم بزرگ علوی خالی از لطف نیست)
که توی چهار داستان کوتاه جمع اوری شده.
داستان ها مربوط به بخش زندانیان سیاسی است که ساده اما عمیق روایت شده اند.. من به شخصه داستان اخر”عفو عمومی “ رو بیشتر دوست داشتم اما در کل کتابی روان و خوش خوان و کم حجم هست که ارزش خواندن دارد..(البته با ذکر این نکته که قطعا خوانش قلم بزرگ علوی خالی از لطف نیست)
August 27, 2021
چند ماه پیش که بابام خیلی از کتابهاش رو به کتابخونه اهدا کرد من چندتایی که اسم نویسنده و اسم کتاب برام آشنا میومد رو جدا کردم تا بخونم
ورق پاره های زندان هم یکی از اونها بود که یادمه سال کنکورم کلی تست زدم که کدام یک جزو آثار بزرگ علوی است:))
چاپش خیلی قدیمی بود و قیمت رو روی جلد زده بود۹۰ریال:’(
درمورد کتاب باید بگم با توجه به اینکه ۸۰-۹۰سال پیش نوشته شده اما باز هم متنش روونه و شما لذت میبرید از خوندن کتاب و میتونید توی دنیای زندانی ها و خاطراتشون غرق بشید
———-
“امروز در ضمن صحبت به من گفتی آدم به همه چیز عادت میکند،من در جواب گفتم:فقط به یک چیز عادت نمیکند
به نظر من درست نفهمیدی مقصود من از آن یکچیزچیست.مقصود من این بود که من نمیتوانم عادت بکنم به اینکه ترا دوست داشته ام و هنوز هم خیلی خیلی دوستت دارم،عادت بکنم به این فکر که تو دیگر برای من وجود نباید داشته باشی،که تو بی من باید زندگی کنی،و که خوشبختی خودت را در کنار دیگران باید جستجو کنی،آره،به این فکر چطور میتوانم عادت بکنم”
ورق پاره های زندان هم یکی از اونها بود که یادمه سال کنکورم کلی تست زدم که کدام یک جزو آثار بزرگ علوی است:))
چاپش خیلی قدیمی بود و قیمت رو روی جلد زده بود۹۰ریال:’(
درمورد کتاب باید بگم با توجه به اینکه ۸۰-۹۰سال پیش نوشته شده اما باز هم متنش روونه و شما لذت میبرید از خوندن کتاب و میتونید توی دنیای زندانی ها و خاطراتشون غرق بشید
———-
“امروز در ضمن صحبت به من گفتی آدم به همه چیز عادت میکند،من در جواب گفتم:فقط به یک چیز عادت نمیکند
به نظر من درست نفهمیدی مقصود من از آن یکچیزچیست.مقصود من این بود که من نمیتوانم عادت بکنم به اینکه ترا دوست داشته ام و هنوز هم خیلی خیلی دوستت دارم،عادت بکنم به این فکر که تو دیگر برای من وجود نباید داشته باشی،که تو بی من باید زندگی کنی،و که خوشبختی خودت را در کنار دیگران باید جستجو کنی،آره،به این فکر چطور میتوانم عادت بکنم”
February 25, 2007
در میان آثار بزرگ علوی، تنها "چشمهایش" به یک رمان فارسی نزدیک است و یکی دو داستان کوتاه از مجموعه ی "چمدان"، آن هم بیشتر برای همان سال های دهه ی بیست که منتشر شده اند. کارهای آخرش مانند "سالاری ها" و "موریانه" و... بیشتر به شوخی می مانند تا اثری از ادبیات معاصر ایران.
July 28, 2010
کتاب خیلی بیشتر از آن که به جزئیات زندگی روزمره در زندان بپردازد مجموعه ای است از داستان های کوتاه که گویا در زندان جمع آوری شده اند. برخی از این داستان ها نظیر ماجرای "کوچیک خنم" و رقص مرگ به خودی خود هم بسیار جالب و تاثیر گذارند.
Displaying 1 - 30 of 108 reviews































