What do you think?


پیام عاشقی: برگزیدهای از یکصد نامه عاشقانه نزار قبانی
112 pages, Paperback
Published January 1, 2018
About the author
Nizar Qabbani
238 books78 followersNizar Tawfiq Qabbani was a Syrian diplomat, poet and publisher. His poetic style combines simplicity and elegance in exploring themes of love, eroticism, feminism, religion, and Arab nationalism. Qabbani is one of the most revered contemporary poets in the Arab world, and is considered to be Syria's National Poet.
When Qabbani was 15, his sister, who was 25 at the time, committed suicide because she refused to marry a man she did not love. During her funeral he decided to fight the social conditions he saw as causing her death. When asked whether he was a revolutionary, the poet answered: “Love in the Arab world is like a prisoner, and I want to set (it) free. I want to free the Arab soul, sense and body with my poetry. The relationships between men and women in our society are not healthy.” He is known as one of the most feminist and progressive intellectuals of his time.
While a student in college he wrote his first collection of poems entitled The Brunette Told Me. It was a collection of romantic verses that made several startling references to a woman's body, sending shock waves throughout the conservative society in Damascus. To make it more acceptable, Qabbani showed it to Munir al-Ajlani, the minister of education who was also a friend of his father and a leading nationalist leader in Syria. Ajlani liked the poems and endorsed them by writing the preface for Nizar's first book.
The city of Damascus remained a powerful muse in his poetry, most notably in the Jasmine Scent of Damascus. The 1967 Six-Day War also influenced his poetry and his lament for the Arab cause. The defeat marked a qualitative shift in Qabbani's work – from erotic love poems to poems with overt political themes of rejectionism and resistance. For instance, his poem Marginal Notes on the Book of Defeat, a stinging self-criticism of Arab inferiority, drew anger from both the right and left sides of the Arab political dialogue.
When Qabbani was 15, his sister, who was 25 at the time, committed suicide because she refused to marry a man she did not love. During her funeral he decided to fight the social conditions he saw as causing her death. When asked whether he was a revolutionary, the poet answered: “Love in the Arab world is like a prisoner, and I want to set (it) free. I want to free the Arab soul, sense and body with my poetry. The relationships between men and women in our society are not healthy.” He is known as one of the most feminist and progressive intellectuals of his time.
While a student in college he wrote his first collection of poems entitled The Brunette Told Me. It was a collection of romantic verses that made several startling references to a woman's body, sending shock waves throughout the conservative society in Damascus. To make it more acceptable, Qabbani showed it to Munir al-Ajlani, the minister of education who was also a friend of his father and a leading nationalist leader in Syria. Ajlani liked the poems and endorsed them by writing the preface for Nizar's first book.
The city of Damascus remained a powerful muse in his poetry, most notably in the Jasmine Scent of Damascus. The 1967 Six-Day War also influenced his poetry and his lament for the Arab cause. The defeat marked a qualitative shift in Qabbani's work – from erotic love poems to poems with overt political themes of rejectionism and resistance. For instance, his poem Marginal Notes on the Book of Defeat, a stinging self-criticism of Arab inferiority, drew anger from both the right and left sides of the Arab political dialogue.
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 10 of 10 reviews
November 3, 2023
یعنی یجوری نزار قبانی با کلمات عشق بازی میکنه که آدم دوست داره عاشق بشه و این جملاتش رو برای یکی بفرسته
هر چه موهای تو بلند میگردند، عمر من دراز تر میشود
آن هنگام که به تو گفتم دوستت دارم
می دانستم که من یک الفبای جدید می آفرینم
الفبایی برای شهری که خواندن نمیداند
و سروده هایم را در تالاری تهی میخوانم
و برای قومی ساقی گری میکنم که مستی نمیداند
روزهای تابستان
بر شنهای ساحل دراز میکشم
و فکر کردن به تو را تمرین میکنم !
اگر به دریا بگویم وقتی به تو فکر میکنم چه احساسی به او دارم
ساحلش را رها میکند
صدفهایش
ماهیهایش را رها میکند
و دنبالم راه میافتد ...
هر چه موهای تو بلند میگردند، عمر من دراز تر میشود
آن هنگام که به تو گفتم دوستت دارم
می دانستم که من یک الفبای جدید می آفرینم
الفبایی برای شهری که خواندن نمیداند
و سروده هایم را در تالاری تهی میخوانم
و برای قومی ساقی گری میکنم که مستی نمیداند
روزهای تابستان
بر شنهای ساحل دراز میکشم
و فکر کردن به تو را تمرین میکنم !
اگر به دریا بگویم وقتی به تو فکر میکنم چه احساسی به او دارم
ساحلش را رها میکند
صدفهایش
ماهیهایش را رها میکند
و دنبالم راه میافتد ...
November 17, 2020
نامه های عاشقانه ی مردی عرب در رثای عشق که مملو از تشبیهات و استعاره های زیبا بود و آدم را به هوس می انداخت تا کسی اینطور زیبا به تصویرش کشد و برایش شعر بگویدّ
هر چند مثل تمام تجربه های قبلی در خواندن ترجمه ی اشعار دلم می خواست متن اصلی هم در کنار ترجمه بود اما از خواندن آن لذت بردم.
هر چند مثل تمام تجربه های قبلی در خواندن ترجمه ی اشعار دلم می خواست متن اصلی هم در کنار ترجمه بود اما از خواندن آن لذت بردم.
August 12, 2020
واقعا گرهخوردگی عاطفه و تخیل بود، هر چند گاهی شیرینی تخیل و عاطفه و سنتیمنتالیسم دل آمو میزد ولی خب اگه تا حالا کتابی از نزار نخوندین تجربه خوبیه
May 10, 2021
هرگاه خواستم جمله ای بنویسم ،تا دست به قلم میبرم ناگاه
اندیشه ام محو میشود ومن میمانم وکاغذ سپید ویک دنیا غم
که درسینه سنگینی میکند
"گفته بودی چگونه میگریم به همین سادگی که میبینی.
...........
میخواهم برایت الفبایی نو بیافرینم
متفاوت با الفبای تمام زبان ها
الفبایی از هارمونی باران و از غبار هاله ی ماه
از اندوه ابرهای خاکستری و درد برگ های بید
زیر چرخ های ارابه آذرماه
...........
می خواهم گنجی از کلمات، به تو هدیه کنم
که هیچ زنی هدیه نگرفته باشد و نخواهد گرفت
ای زنی که نه پیش از تو و نه بعد از تو
زنی این چنین نبوده است.
...........
کتاب های کودکی ام را که در مدرسه ها
خوانده ام از من بگیرید
نیمکت های مدرسه را
گچ ها... قلم ها... و تخته سیاه را
و به من کلمه ای بدهید
تا آن را مثل گوشواره ای به گوش معشوقم بیاویزم
..........
انگشتانی تازه میخواهم
برای دیگرگونه نوشتن
از انگشتانی که قد نمیکشند
از درختانی که نه بلند میشوند و نه میمیرند، بیزارم
انگشتانی تازه میخواهم
به بلندای بادبان زورق و گردن زرّافه
تا برای محبوبم پیراهنی از شعر ببافم
...........
می خواهم برایت نامه ای بنویسم
که شبیه هیچ نامه دیگری نباشد
و برایت زبان تازه ای خلق کنم زبانی هم اندازه ی تنت
و مساحت عشقم
.............
می خواهم از صفحه های لغت نامه ها سفر کنم
و از دهانم مرخصی بگیرم
از گشتن زبانم خسته ام
دهان دیگری می خواهم
که هر وقت خواست
بتواند به درخت گیلاس یا چوب کبریت تبدیل شود
دهانی که کلمات از آن
چون پری های دریایی از امواج
و کبوترها از کلاه شعبده بیرون بیایند
اندیشه ام محو میشود ومن میمانم وکاغذ سپید ویک دنیا غم
که درسینه سنگینی میکند
"گفته بودی چگونه میگریم به همین سادگی که میبینی.
...........
میخواهم برایت الفبایی نو بیافرینم
متفاوت با الفبای تمام زبان ها
الفبایی از هارمونی باران و از غبار هاله ی ماه
از اندوه ابرهای خاکستری و درد برگ های بید
زیر چرخ های ارابه آذرماه
...........
می خواهم گنجی از کلمات، به تو هدیه کنم
که هیچ زنی هدیه نگرفته باشد و نخواهد گرفت
ای زنی که نه پیش از تو و نه بعد از تو
زنی این چنین نبوده است.
...........
کتاب های کودکی ام را که در مدرسه ها
خوانده ام از من بگیرید
نیمکت های مدرسه را
گچ ها... قلم ها... و تخته سیاه را
و به من کلمه ای بدهید
تا آن را مثل گوشواره ای به گوش معشوقم بیاویزم
..........
انگشتانی تازه میخواهم
برای دیگرگونه نوشتن
از انگشتانی که قد نمیکشند
از درختانی که نه بلند میشوند و نه میمیرند، بیزارم
انگشتانی تازه میخواهم
به بلندای بادبان زورق و گردن زرّافه
تا برای محبوبم پیراهنی از شعر ببافم
...........
می خواهم برایت نامه ای بنویسم
که شبیه هیچ نامه دیگری نباشد
و برایت زبان تازه ای خلق کنم زبانی هم اندازه ی تنت
و مساحت عشقم
.............
می خواهم از صفحه های لغت نامه ها سفر کنم
و از دهانم مرخصی بگیرم
از گشتن زبانم خسته ام
دهان دیگری می خواهم
که هر وقت خواست
بتواند به درخت گیلاس یا چوب کبریت تبدیل شود
دهانی که کلمات از آن
چون پری های دریایی از امواج
و کبوترها از کلاه شعبده بیرون بیایند
June 6, 2022
این خیال مردان است که فکر میکنند
زن را از دنده های خود بیرون آورده اند
این مرد است که از حوض زن بیرون می آید
آنگونه که ماهی از حوض آب
این زن است که شعر می گوید
و مرد زیر آن را امضا می کند
این زن است که فرزند به دنیا می آورد
و مرد زیر برگه را امضا می کند که پدر شده است
ای زن من چه میتوانم به تو بیاموزم
تو درختی هستی که در تاریکی رشد می کنی
نیاز آب نداری نیاز به کود نداری نیاز به نور نداری
تو دایره المعارفی هستی که تمامی جهان را در برمیگیرد
همه چیز تو از آن نوشت
همانگونه که بوده ای باش .....
همانگونه که گهگاه خمشگین و عصبانی بوده ای باش
اگر خشم های گهگاه تو را از تو بگیرند
به مانند این است که سیر ها و پلنگ ها را از آفریقا گرفته اند
از شکوه آفریقا چه می ماند
همانگونه که بوده ای باش.....
زن را از دنده های خود بیرون آورده اند
این مرد است که از حوض زن بیرون می آید
آنگونه که ماهی از حوض آب
این زن است که شعر می گوید
و مرد زیر آن را امضا می کند
این زن است که فرزند به دنیا می آورد
و مرد زیر برگه را امضا می کند که پدر شده است
ای زن من چه میتوانم به تو بیاموزم
تو درختی هستی که در تاریکی رشد می کنی
نیاز آب نداری نیاز به کود نداری نیاز به نور نداری
تو دایره المعارفی هستی که تمامی جهان را در برمیگیرد
همه چیز تو از آن نوشت
همانگونه که بوده ای باش .....
همانگونه که گهگاه خمشگین و عصبانی بوده ای باش
اگر خشم های گهگاه تو را از تو بگیرند
به مانند این است که سیر ها و پلنگ ها را از آفریقا گرفته اند
از شکوه آفریقا چه می ماند
همانگونه که بوده ای باش.....
October 26, 2020
همه کتاب ها را بردارید
کتاب هایی که در کودکی خوانده ام
دفترهای مشقم را بردارید
مدادهای گچی ام را بردارید
تخته سیاهم را هم بدارید
و مرا واژه تازه ای بیاموزید
تا آن را همچون گوشواره ای
در گوش محبوبم بیاویزم
کتاب هایی که در کودکی خوانده ام
دفترهای مشقم را بردارید
مدادهای گچی ام را بردارید
تخته سیاهم را هم بدارید
و مرا واژه تازه ای بیاموزید
تا آن را همچون گوشواره ای
در گوش محبوبم بیاویزم
August 16, 2022
یکیدوتا جالب تویش پیدا میشد، جز آن، نه؛ چیز دیگری ندارد.
December 17, 2022
شعرهای نزار قبانی خیلی پایینتر از حد انتظارم بودن ولی یه چیزی ته ذهنم هست که شاید به خاطر ترجمه باشه.
March 8, 2024
بد نبود. هرچند انتظار روبه رو شدن با کتاب بهتری رو داشتم.
Read
December 5, 2024که من نمیدانم
بعد از تو
چگونه با زمستان دیدار کنم.
بعد از تو
چگونه با زمستان دیدار کنم.
Displaying 1 - 10 of 10 reviews










