کتاب قصهها از کجا میآیند اولین کتاب از مجموعهی «تجربهی نوشتن» است و مسیر نویسنده شدن را در تجربهی نوشتن جستوجو میکند، چون به نظر میرسد از دل تجربهها و در خلال نوشتن است که نوشتن را یاد میگیریم. «این کتاب تجربههای شخصی و خاطرات خام نویسنده (در مقام فیلمنامهنویس البته) است، کشف نوشتن در حین نوشتن.»
تو این کتاب نویسنده که خودش کارگردان و داستاننویس هم هست، اصول فیلمنامهنویسی را به زبان ساده توضیح میده که چون قلمش خیلی روونه و مثالها و فیلمنامهها رو هم مثال زده، به نظرم جالب بود. ایده، طرح، تعلیق، دیالوگ، اقتباس، شخصیت، ژانر، منظر روایت، فضاسازی، شرح صحنه، نقش فرعی، پایان بندی.
وقتی این کتاب منتشر شد خیلی ذوق داشتم. گفتم بهبه یه مجموعه جستار دربارهی نوشتن و ایدهیابی، اونم از زندگی! چی محشرتر از این؟
ولی وقتی رسید به دستم و شروعش کردم دیدم اون چیزی نیست که فکر میکردم. هنوز از محتواش حرف نمیزنم، فقط میگم اسم کتاب و نوع تبلیغش شاید، باعث شد انتظار غلطی در من به وجود بیاد.
کتاب -برخلاف اسمش که هست قصهها از کجا میآیند- درباره فیلمنامه نویسی به صورت معیاره. منظورم فیلمهای معیار، فیلمنامههایی با ساختار کلاسیک. البته فرم روایت کتاب، مثل کتابهای فیلمنامهنویسی نیست. نویسنده، اومده در هر فصل، درباره یکی از مولفههای فیلمنامه حرف زده. ایده، طرح، ژانر، راوی، و ... کتاب به شکل دیالوگ بین نویسنده و شخصی مثلا استاد، روایت میشه و این بین از خاطرههاش در نوشتن فیلمنامههای مختلف حرف میزنه. البته جالب هم هست، این که فرآیند نوشته شدن فیلمهای مختلف رو بدونی.
نویسنده خیلی متواضع و مهربونه :))
جاهایی که از خاطراتش حرف میزد و فضاسازی میکرد برای من خیلی جذاب بود. مخصوصا فضاسازیای که از جنوب میکنه -نویسنده جنوبیه- و سفرهایی که برای نوشتن فیلمنامههای جنوبیش انجام داده. مثلا اون مسافرخونهای که یه شب توش میمونه و بعدا یه فیلم پلیسی بر اساس اون مینویسه.
برای کسایی که میخوان فیلمنامه بنویسن، کتاب خیلی مفیدیه. برای کسایی که کلا میخوان بنویسن، کمتر مفیده، ولی باز هم جذابه و میتونه سرنخها و خاطرههای جالبی رو منتقل کنه.
تنها نقدم، اسم کتاب هست که ذهن مخاطب رو میبره به سمت ایدهیابی و قصهنوشتن. شاید بهتر باشه که بیشتر روی فیلمنامه تاکید کنن تا مخاطب بدونه داره چی میخره.
کلا فرآیند تولید هر چیزی میتونه جالب باشه، و اگر این فرآیند برای شما جالبه، میتونین از کتاب لذت ببرین، بدون این که علاقهای به نوشتن یا فیلمنامه داشته باشین.
* به عنوان مخاطب، دوست میداشتم که بیشتر از خاطرات بگه تا چیزهای تکنیکی و تئوریک.
ایدهٔ نوشتن کتاب جالب بود ولی خیلی به کار من نیومد. انتظار چنتا جستار روایی جوندار رو داشتم به جاش یه سری دیالوگ نیمبند تحویل گرفتم. میتونم بگم کتاب متوسطیه با فهرستبندی جذاب
من اصغر عبداللهی رو با مجلهی همشهری داستان سابق به یاد میارم. توی صفحات آخر همشهری داستان بخشی بود به اسم کارگاه نوشتن و این کتاب گردآوری شده دوازده قسمت کارگاه نوشتن آقای عبداللهی هست که توی همشهری داستان سابق چاپ شده بود.
اصغر عبدالهی نویسنده و فیلمنامه نویس در دوازده قسمت اومده تجربیاتش رو درباره نحوهی پیاده سازی اصول درام در ساختن اثری داستانی پرداخته. در هر بخش کتاب با زبان ساده و روان داستان شکل گیری یکی از قصهها یا فیلمنامه هاش رو در قالبی روایی بیان میکنه.
امیدوارم نشر اطراف باز هم این حرکت رو ادامه بده. همشهری داستان یکی از مجله های محبوب من بود و طبیعتن خوشحال میشم آرشیو بخش های مختلفی ازش منتشر بشه.
در کل این کتاب رو به اونایی که دوست دارن یک اثر نمایشی بنویسن توصیه میکنم.
«نویسندهی جوانی که من بودم همیشه گوش تیزی برای شنیدن داشتم و دارم. ولی این که قصهها از کجا میآیند؟ احتمالاً از تجربههای زندگی، از خواندنها، چشم و گوش تیز داشتن، لذت نوشتن؛ و این که خدا باید دوستت داشته باشد.»
برجستهترین کلمه برای توصیف کلمههای این کتاب -به نظر من- تواضعه. صمیمی و همنشین با یک آدم تازهکار. نویسنده با مرور روند فکرش توی آثار مختلفش -داستان و فیلمنامه و ...- سعی میکنه روی اجزای مختلف برای نوشتن یک فیلمنامه تمرکز کنه و تجربههاش رو در اختیار خواننده بگذاره. من کتاب رو به کسی که تو فکر نوشتن فیلمنامه نیست زیاد توصیه نمیکنم (در واقع برای مخاطب عام امتیاز این کتاب به نظرم ۲.۵ یا ۳ باشه) ولی احساس میکنم اگر کسی وسط گود نوشتن باشه، این کتاب حرفهای عملی روی زمین داره و گمانم اینه که خوندن این تجربههای واقعی برای کسی که گیر گرههای کور نوشتن افتاده انقدر گرهگشا هست که بهش کمتر از ۴ نده. برای من که یک مخاطب عام بودم، پاراگراف مقدمه که بالاتر نوشتم و قسمت پیوست که یکی از نمونهکارهای واقعی نویسنده بود بخشهای دوستداشتنیتر کتاب بودند و البته فکر میکنم بعد از خواندن این کتاب موقع خواندن قصه یا نمایشنامه یا فیلمنامه ذهنم روی تفکیک اجزا و نبش قبر داستان حساستر شده باشه.
نویسنده اصغر عبدالهی است عبدالهی فیلمنامه نویس ایرانی است. خداحافظی طولانی و خواهران غریب بخشی از کارنامه اوست. کتاب ارزش خواندن را دارد. مخصوصاً اگر دست به قلم باشید و با ایده و داستان در ستیز بوده باشید. مجموعه ای جستار است از کارنامه عبداللهی که در هر جستار در قالب بیان پروسه شکل گیری اون ایده با تأکید بر یکی از اجزای فقط فیلم نامه (در یک فصل تأکید بر اقتباس بودن، یک فصل تأکید بر دیالوگ، یک فصل تأکید بر پایان بندی و ...) سعی کرده که هم انتقال تجربه صورت بگیره و هم جذاب باشه. منتظر یک شاهکار بی نقص نباشید اما اگر دست به قلم هستید و متمایل به داستان (علل خصوص فیلم نامه و نمایشنامه) خواندنش خالی از لطف نیست.
کتاب شیرینی بود. نکتههایی هم درباره داستاننویسی و بخصوص فیلمنامهنویسی داشت و مفید بود ولی همون طور که همه قطعا میدونن کسی با این دست کتابا نویسنده نمیشه. خوندنش خالی از لطف نیست.
همهی ما افراد مختلفی را در اطراف خود دیدهایم که دغدغهی نوشتن دارند، به این کار عشق میورزند و تمایل دارند اثری از خود به جای بگذارند و از این راه برای همیشه در تاریخ، جاودانه شوند. نوشتن میتواند ذهن انسان را آرام کند و در بسیاری از موارد باعث مواجه شدن بی واسطهی فرد با افکار و احوالات درونیاش میشود. فرقی ندارد شعر بسرایید و یا یک داستان کوتاه بنویسید، در هر صورت عنصر نوشتن این امکان را به شما میدهند که با عمر محدود خود در چندین دنیای متفاوت زندگی کنید. حقیقت این است که تعریف نویسندهی خوب در گذشته با امروز تفاوتهای زیادی داشت. بسیاری از مردم تصور میکردند که نویسندههای خوب باید استعداد ذاتی داشته باشند تا بتوانند اثری خوب و بینظیر خلق کنند و هرکسی نباید به سراغ نوشتن برود. آنها معتقد بودند که فقط تعداد محدودی از افراد میتوانند بنویسند و نوشتههای سایرین ارزش ادبی و هنری چندانی ندارد. این افراد، آثار کسانی را میپسندیدند که با تکیه بر استعدادهای درونی خود مینوشتند. برای آنها ارزش زیادی قائل بودند و همواره قدرت خارقالعادهی آنان را ستایش میکردند.
کمکم این تفکر اشتباه تغییر پیدا کرد و اهمیت آموزش و یادگیری و تلاش و کوشش، در بحث نویسندگی برای مردم مشخص شد. استادان مختلف در این حوزه کلاس برگزار کردند و کتابهای گوناگونی نوشتند. امروزه دوستداران نویسندگی مطابق با سلیقهی خود در کلاسها شرکت میکنند و آموزش میبینند. عدهای به سراغ یادگیری مبانی داستان کوتاه میروند و برخی دیگر به نوشتن رمان علاقهمند هستند. برخی در کلاسهای ایدهپردازی شرکت میکنند، عدهای میخواهند اصول اولیهی ساخت شخصیتهای تاثیرگذار را بیاموزند و عدهای دیگر به دنبال یافتن کلاسی برای یادگیری مکتبهای مختلف ادبی میگردند. کتابهای زیادی هم در همین حوزه نوشته شده است. این کتابها، راهنمای بسیار خوبی برای افراد تازهکار هستند و به علاقهمندان کمک میکنند تا بتوانند خیلی زود، مباحث اصولی و اولیهی نوشتن را بیاموزند. کتاب قصهها از کجا میآیند؟ یکی از این کتابها است. اصغر عبداللهی در این اثر با شیوهای جدید، به دوستداران نویسندگی، آموزش میدهد. ادامه مروری بر کتاب قصهها از کجا میآیند؟ اثر اصغر عبداللهی را در آوانگارد بخوانید: https://www.avangard.ir/article/828
یک کتاب بسیار عالی برای علاقه مندان به فیلنامه نویسان و به طور کل نویسندگان! مرحوم اصغر عبداللهی در این اثر، ماجرای شکل گیری چند اثر خود را با بیانی جذاب و لحنی گیرا و شیوا بیان کرده است از ایده اولیه تا پردازش ایده و مشکلات حین کار و اتفاقات گوناگون در طول نگارش فیلمنامه و برخی تغییرات و... در این بین نکات مختلف فنی پیرامون اصول گوناگون فیلمنامه نویسی را نیز آورده که به غنای کار کمک شایان توجهی کرده است
آقای فیلمنامه نویس در این کتاب دست ما را گرفته و به پشت صحنهی فیلم نامه هایش برده، آنجا که قصه ها تازه متولد شده اند، اولین گریه شان، کم کم جان گرفتنشان و از آب و گل درآمدنشان..از همه دلچسبتر، پشت صحنه نوشتن فیلمنامهی خواهران غریب بود.
بسم الله ۱۴۰۰/۰۷/۰۸ گویی فیلمنامهنویسی پرتجربه روبرویمان نشسته، سیگاری گیرانده و لبهایش را از چاییِ لبدوز و لبسوز تَر میکند و میگوید: «کجا بودم؟ آهان داشتم کار کردن با فلان کارگردان را میگفتم.» و بعد شروع میکند از سختیها و آن جزئی از اجزا فیلمنامه که در آن کار پررنگ بوده و تجربه کرده، صحبت میکند. در واقع مبانی فیلمنامهنویسی را به عنوان متن(text) در بافت(context) کارهایی که نوشته توضیح میدهد. به نظر من لطیف و صمیمی بود و بیآن که بخواهد از خودش تعریف کند و کارهایش، تلاش کرده بود مخاطب را با فضای واقعی کارِ فیلمنامهنویسی (و نه ذهنیت نسبتا کاریکاتوری ما) آشنا کند. واقعگرایی و صداقت نویسنده عیان بود و به گمانم خیلی هم اهل بلندپروازی نبوده تا مثلا فیلمنامهای بنویسد که زمین و زمان را تکان دهد. یک متن واقعبینانه از زندگی شغلی یک فیلمنامهنویس و تعریف اجزا فیلمنامه در چهارچوب این زندگی شغلی. به دوستانی که به داستان، روایت و فیلمنامه نویسی علاقمندند، توصیه میکنم. نویسنده هم به رحمت خدا رفته، خدایش رحمت کناد. سهونیم از پنج.
قصه. روایتپردازی. تجربه داستانی کتاب «قصهها از چه میگویند؟» مجموعه یادداشتها، تحلیلها و نگاههای اصغر عبداللهی به ماهیت روایت، ذات قصهگویی و کارکرد قصه در زندگی انسان است. عبداللهی که خودش فیلمنامهنویس و داستاننویس برجستهایست، این کتاب را بیشتر بهعنوان یک تأمل نظری – تجربی نوشته، نه یک کتاب کاملاً تئوریک آکادمیک. همین ویژگی باعث شده متن آن هم برای دانشجویان ادبیات و سینما جذاب باشد و هم برای علاقهمندان معمولی به داستان. عبداللهی در این کتاب نشان میدهد که قصه فقط سرگرمی نیست؛ بلکه یک شیوه فهمیدن جهان است. او باور دارد انسانها از کودکی با قصه «فکر کردن» را یاد میگیرند. نویسنده تلاش میکند ریشههای تاریخی و روانشناختی داستان را توضیح دهد: چرا قصه بهوجود آمد؟ چرا قرنها ماندگار شد؟ و امروز چه کارکردی دارد؟ مزیت کتاب این است که پاسخها را «مثالمحور» میدهد، یعنی با ارجاع به داستانها، فیلمها و قصههای عامیانه. سبک عبداللهی روشن و بیتکلف است. برخلاف بسیاری از کتابهای نظری داستان، این کتاب اصطلاحات پیچیده ندارد، نثر خشک نیست و پر است از مثالهای ملموس. به همین دلیل، خواندنش حتی برای کسی که آشنایی زیادی با تئوری روایت ندارد، آسان و لذتبخش است. اما کتاب گاهی مثل مجموعه یادداشتهای پراکنده بهنظر میرسد. انسجام نظری کامل ندارد و فصلها در یک خط مشخص پیش نمیروند. برای خوانندهای که دنبال یک نظریه منظم روایت باشد، ممکن است ناکافی بهنظر برسد.عبداللهی بیشتر بر شهود و تجربه تکیه دارد تا بر نظریههای رسمی روایتشناسی (مثل پرنس، تودوروف، چتمن و ...). این هم نقطهقوت است و هم ضعف؛ اما برای متنی آکادمیک، کمبود محسوب میشود. قصهها از کجا میآیند اصغر عبداللهی نشر اطراف 👇👇👇
کتاب اصغر عبداللهیِ خدابیامرز، یکی از عجیبترین کتابهای آموزشیای است که خواندهام و احتمالا خواهم خواند. این کتاب در قالب مجموعهای از روایتهای خواندنی از مراحل نوشتن فیلمنامههای مختلف به قلم مولف، به آموزش همزمان فیلمنامهنویسی به خواننده میپردازد. یعنی در عین حال که دارید خاطرهای از چگونگی نوشته شدن فیلمنامه یک فیلم سینمایی را میخوانید، مبحث - مثلا - ژانر یا تعریف ملودرام را هم یاد میگیرید.
از اصغر عبداللهی تا امروز چیزی نخوانده بودم. ولی فکر میکنم همین کتاب کافیست که بگوییم عبداللهی نویسنده بزرگی بوده است. فیلمنامه تلهتئاتر شلیک به کلاغها که ضمیمه کتاب شده، چقدر درخشان است!
در مقدمه کتاب آمده که دوستی به نگارنده پیشنهاد میدهد توصیه های برای نوشتن به جوانان بکند نویسنده ابتدا طرح این ایده را جذاب نمیداند ولی در ادامه به شکلی دیگر و در قالب گفتگو تجربیات خود رو در نویسندگی و فیلمنامه نویسی برای مخاطب بیان میکند کتاب بیشتر شبیه درس گفتاری است که گویی نویسنده در کلاس رو در روی شما نشسته و به انتقال تجربیات خود با زبانی محاوره و همه فهم میپردازد و در هر فصل با ذکر مثال از کارهای خود بخش های مختلف داستان مثل پلات، دیالوگ، شخصیت پردازی، اقتباس و... را توضیح میدهد. این کتاب به همهی علاقهمندان به داستان نویسی که علاقهای به مباحث تئوری ندارند پیشنهاد میشود
نمیدانم چرا تا قبل از خواندن این کتاب همه چیز را دربارهاش اشتباه فهمیده بودم! من انتظار خواندن کتابی دربارهی نوشتن، قصهها و روایت داشتم.در حقیقت این کتاب رو تکمیلی بر کتاب ((سواد روایت)) و ((بهترین قصه گو برنده است)) میدیدم.اما در حقیقت کتاب مجموعه روایتهایی است از اینکه ایدهی یک فیلم از کجا در ذهن نویسنده پدیدار شده.نه روایت این داستان و نه فیلمها برای من جذابیتی داشتند که بگویم دریافت خاصی از این کتاب داشتم.
وقتی تصمیم به خریدنش گرفتم انتظار داشتم این کتاب، کتابی باشه که نوشتن قصه یا دستور العمل درست ایده پردازی و نوشتن قصه رو به شکل ساختارمندی، آموزش بده. وقتی شروعش کردم فهمیدم اشتباه کردم!
کتاب شرح خاطرات نویسنده هست که با بازگو کردن این خاطرات و تجارب خودش از فیلمنامه هایی که تاکنون نوشته، سعی در نشون دادن منبع الهام هر یک از فیلمنامههای خودش داره و همچنین نکات مهم فیلمنامه نویسی و یا همون داستان نویسی رو هم بیان میکنه؛ به نوعی میخواست بگه وقتی داری قصه ای رو مینویسی مراقب فلان موارد هم باش! این موارد رو منِ نویسنده بهش برخوردم و توی فلان چاله افتادم پس تو نیوفت!
دو چیز باعث شد بهش ۳ ستاره بدم. اول این که کتاب بیشتر حالت تجربی و خاطره گویی داشت و از اصل بهت آموزش نمیداد که چطور باید ایده پیدا کنی و قصه بسازی؛ در نتیجه به عنوان یک کتاب مکمل برای کسی که کتابهای کاملتر نویسندگی و فیلمنامه نویسی رو خونده میتونست کتاب مناسبی باشه. دوم این که گاهی جایی از کتاب نویسنده چالشهایی رو مطرح میکرد که در آخر پاسخ درستی به اون نداده بود و منِ خواننده واقعا نمیدونستم چه برداشت و نتیجهگیریای باید داشته باشم! اما در جایگاه خوندن مجموعه ای از خاطرهها و پشت پردهی هر فیلمنامه ای که فیلم میشه، کتاب جالبی بود.
نویسنده، که خود نمایشنامه و فیلمنامهنویس است، سعی دا��د با ارائه روایتهایی از فرآیند نگارش و تعدیل تعدادی از آثارش که به فیلم و نمایش تبدیل شدهاند، درسهایی در زمینه نویسندگی و اصول آن به خواننده بدهد.
نویسنده تاحدی در زمینه دستیابی به این هدف موفق بوده است و در مواردی درسهایی، هرچند سطحی و مختصر، درباره دیگر جنبههای فیلمسازی ارائه کرده است.
مطالعه کتاب احتمالاً برای علاقهمندان به نویسندگی سودمند خواهد بود.
📚«دغدغهی تو چیه اصلاً؟ همون رو بنویس.» «دغدغه؟» «بله، بالاخره هر آدمی تو هر سن و سالی دغدغهای داره.» «دغدغه؟» «بله دغدغه.» از قضا چیزی که دوره (جوانی) زیاد داشتم دغدغه بود. همه چیز را در حد ایدهآل آن میخواستم و همین موجب دغدغه میشد، چون ایدهآلها دور از دسترس من بودند و به من ایده نمیدادند. در فرهنگ معین و دهخدا در جوف کلمهی دغدغه و برای روشنتر شدن معنای آن نوشته شده «بیم، نگرانی، تشویش خاطر.» یعنی باید از بیمها، نگرانیها و تشویش خاطرها ایده میگرفتم؟ فهرستی از بیمها و نگرانیهای خودم تهیه کردم درست مثل این بود بروم به مطبی که خودم دایر کردم.
✍️کتاب، اسم غلطاندازی داره. توی ریویوها خیلی این مورد گفته شده بود و چون دقیقاً اسمش باعث شد بخونم منم گفتم. ربطی به قصه (به شکل داستان کوتاه، بلند و رمان) نداره. کتاب دربارهی فیلمنامهنویسیه نحوهی رسیدن به هر یک از عناصر رو با یک قصه بیان کرده(نقطه قوت) قصهای که فیلم شده و قابل دسترس برای دیدن. از مشکلات اجرا گفته که باعث میشه چه دخل و تصرفی در فیلمنامه بشه(چیزی که در قصه محدود نیست) چیزهایی ازش یاد گرفتم. فکر میکنم اگر همراهش فیلمهایی که قصههاشون رو میگه دیده بشه برای اوایل تجربهی فیلمنامه نویسها نکاتی داشته باشه.
📚شور و شوق کتبی کردن درونیات نامعلوم، دست از سر و سرنوشت آدمیزادی که میخواهد نویسنده شود برنمیدارد؛ از قطعات ادبی کوتاه و شعرگونه، نوشتن خاطرات یا کپی کردن داستانی که خوانده است شروع میشود.
📚الزاماً آدمای یه جزیرهی کوچیک آدمای سادهای که نیستن.
📚اگه قصه جذاب باشه کهنگی ایده دیده نمیشه.
📚گمان من هم مثل بقیه این بود که ایده باید خودش لطف کند و سراغ نویسنده بیاید. دور از شأن داستان و داستاننویس است که برود دنبال ایده.
خلاصه اینکه کتاب راجع به تجاربیست که اصغر عبداللهی در طی سالهای متمادی از نوشتن فیلمنامه کسب کرده + پیوستی شامل فیلمنامهی شلیک به کلاغها. عنوان کتاب مشخصا به درستی انتخاب نشده، کتاب دربارهی «قصهها از کجا میآیند؟» نیست، بیشتر دربارهی این است که ایدهی فیلمنامهها از کجا کجا آمده؟ چه ایراداتی داشته و چطور رفع شدهاند؟ و بهعنوان فیلمنامهنویس چه تجاربی را کسب کردهام.
صرفا خواندم تا قبل از خواندن «در پشت آن مه» با جهان داستانی اصغر عبداللهی بیشتر آشنا باشم، تا اینجا احساس میکنم عبداللهی کلمات روانی را برای نوشتن انتخاب میکند و دیدی محدود و بیشتر نشاتگرفته از تئاتر غلبه میکند به نوآوری یا تجربهی راههای نو در قصهسازیاش. پس هدف عبداللهی چیست؟ یک قصهی خوب. قصهی خوب هم راهش برای عبداللهی استفاده از فرمولهای همیشگیست با آشنازدایی و فرار از کلیشهها.
نقطه نظر بدبینانهای هم نسبت به استعاره یا کلا چندوجهی کردن داستان داشت، این هم میشود درست باشد و هم نه. استعاره در عین آسیبزنندگی میتواند همانقدر و چه بسا بیشتر مفید واقع شود.
***
«از بس در جوانی درگیر چگونه فیلمنامه بنویسیم میشدیم که گاهی قصه مطابق دلخواه ما پیش نمیرفت، مطابق دلخواه سید فیلد یا یوجین ویل و بقیه جلو میرفت و هیچ هم معلوم نبود اینطوری قصه بیشتر به دل مخاطب بنشیند.»
نوشتهای که نه اثر ادبی بود، نه پند و اندرز و نه آموزشی و حرفهای. بخشی میگفت که درام و تعلیق و فلان چیست و یک بخش دیگر از مصاحبه و حرف زدنهایی با فلان تهیهکننده میگفت. تنها جالبی کتاب این بود که نحوه ساختن یک اثر را به ما نشون میداد؛ با خوبی و بدیها، سختی و آسانیهایش. خیلیها به من گفتند که این کتاب، کتاب خوبیست چرا که دیدگاه یک نویسنده/ فیلمنامهنویس را به ما نشون میدهد. والا چه عرض کنم... من حتی نمیتوانم این نوشتهها را به فیلمنامهنویس قهاری همچون آقای عبداللهی نسبت بدم، چه بسا بخواهم در دیدگاهش دقیق شوم. و اگر دیدگاه فیلمنامهنویسان بزرگ ما همچین چیزی هست، واقعاً جای تأسف دارد. البته نمیخواهم به آقای عبداللهی اهانت بکنم، صرفاً راه خودشون رو در این کتاب به اشتباه پیش گرفتن.
توی سرم چند قاب دارم و چند خط دیالوگ و چند تا دختر؛ ولی انگار جای خودشان را پیدا نمی کردند. انگار نمی فهمیدند خب حالا ما هستیم، قرار است چکار کنیم برایت؟ کتاب را که شروع کردم، ساختار روایی داستانی کمی زد توی ذوقم، چطور قرار بود این کتاب یادم بدهد نوشتن را، این تکه های آواره پازل را کنار هم چیدن و ساختن؟ ولی یک صفحه که رفتم جلو دستم آمد. از دل جمله ها فهمیدم چه چیزهایی کم است، چه چیزهایی زیاد. فهمیدم کجا گیر کردم. راهم انداخت کتاب. ادعا نمی کنم حالا همه ی جواب هایم را پیدا کرده ام نه؛ ولی انگار یک نقشه ی راهی برای تصویرهایی خودم پیدا کردم که شیرین است و می چسبد به جانم. اینکه فهمیده ام قصه ها به وقتش سروکله شان پیدا می شود و باید زرنگ باشی دست بیاندازی و آماده جنگیدن باشی باهاشان.
بیشتر از این که کتابی تئوریک راجع به قصه و داستان باشد، کتابی برای انتقال تجربههای نویسنده است. به همین دلیل شما ممکن است گاهی با نظرات او مخالف باشید. کتاب نثر روانی دارد و کوتاه است؛ اگر تاکنون چیزی نوشتهاید و از مرحله آموزش مقدماتی عناصر داستان گذر کردهاید، خواندنش برای یک بار تجربه بدی نیست اما به هیچ عنوان نمیتواند مرجع باشد.
یه سری کتابها هستن که آدم دلش نمیخواد تموم بشن. به خاطر تاثیری که میذارن روی زندگی آدم، روی حال آدم، روی کار آدم. این کتاب برای من از همون کتابها بود. نوشتههای اصغرعبداللهی در مورد فیلمنامههاش کمکم کرد به شکل دیگهای با هیولایی که از فیلمنامه توی ذهنم ساخته بودم، مواجه بشم و یه مقدارترس کمتری از رفتن به سمت این شغل داشته باشم. روحشون شاد
اگه واقعا اینجور که تو این کتاب تعریف کرده فیلمنامه مینویسن، معلومه وضع سینمای ما باید اینطور باشه! تازه عبداللهی از خوبای فیلمنامه نویسیه!! نویسنده سعی کرده با تعریف روند نوشتن بعضی فیلمنامه هاش درباره نویسندگی و قصه و فیلمنامه نویسی نکته هایی رو بگه
کتاب، تجربهنگاری از نوشتن فیلمنامه است و برای کسانی مناسب است که با مقدمات فیلمنامهنویسی آشنایی دارند و حالا میخواهند از تجربه یک استاد برای نوشتن فیلمنامه استفاده کنند و با مشکلاتی که در مسیر نوشتن مواجه میشوند آشنا شوند. متن بسیار روان و جذابی دارد.
در ذهن نویسنده و گارگردان چه می گذرد؟ دنیای واقعیِ صحنه ی فیلم برداری چه شکلی است؟ طرح و پلات را چطور انتخاب کنیم؟ کتاب ، تجربه ی زیسته ی کسی است که ایده هایش را عملی می کند.
اگه واقعا اینجور که تو این کتاب تعریف کرده فیلمنامه مینویسن، معلومه وضع سینمای ما باید اینطور باشه! تازه عبداللهی از خوبای فیلمنامه نویسیه!! نویسنده سعی کرده با تعریف روند نوشتن بعضی فیلمنامه هاش درباره نویسندگی و قصه و فیلمنامه نویسی نکته هایی رو بگه