جنبش اجتماعي چيست؟ چگونه شكل ميگيرد و چه اهدافي را دنبال ميكند؟ ابزارهاي جنبشها براي تحقق اهدافشان چیست و چرا به شكلهاي متفاوتي عمل ميكنند؟ چه عواملي حيات آنها را تهديد ميكند و كدام يك تسهيل؟ چگونه ميتوان آنها را مطالعه كرد؟ اينها تنها برخی از پرسـشهايی است كه پروفسـور هنـك جانستون، استـاد سرشناس جامعهشناسي در دانشگاه ایالتی سندیگو، تلاش كرده است در اين كتاب به آنها پاسخ دهد. او در این اثر، به شكلي جامع و جذاب و همچنين با ارائۀ تقسيمبندي مناسب، به موضوع جنبشهاي اجتماعي میپردازد. در سراسر كتاب، علاوه بر ارائة مباني نظري برای تحلیل جنبشهاي اجتماعي، به مثالهايي عيني و روزمره نيز پرداخته شده است و بدين ترتيب خوانندگان به صورت عملي با نحوه تحليل جنبشها آشنا ميشوند.
بی گمان در وضعیتی که هستیم نیاز هست که بیشتر و دقیق تر و درست تر بخوانیم تا بتوانیم درکِ ژرفی به حالِ خود داشته باشیم. اینکه از کجا به کجا رسیده ایم و یا به تعبیری از چه سطحی به چه سطحی سقوط کرده ایم و یا برآمده ایم؟ در ماههایی که سپری شده اند وارد وضعیتی جدید شده ایم(به گمانم بسیار متفاوت است از جنبش های پیشین) بنابراین بهتر آن باشد که با خواندن این وضعیت جدید را موشکافی کنیم. چنین است که خواندن کتابِ ارجمندِ جنبش اجتماعی چیست؟ یکی از همین گرینه ها است برای درک وضعیت و اندیشیدن درباره ی کاری که انجام داده ایم و می دهیم یا نداده ایم و نمی دهیم. کتاب جنبش اجتماعی چیست؟ یک پژوه خواندنی است که بسیار یاری می کند خواننده را برای دانستن حلقه های سازنده و به هم پیوسته ی جنبش های اجتماعی؛ جنبش های اجتماعی که در این سالها پرکاربردترینِ رفتارهای جوامع بوده اند و هستند برای وادار کردنِ دولت ها به تغییرات اجتماعی(دولت های دموکراتیک) و تغییرات سیاسی(دولت های اقتدارگرا و سرکوبگر). پس به یاد داشته باشیم که شناختنِ شیوه و شکل زایش، پرورش و رشد یک جنبش از نیازهای بنیادین پرداختن به آن است. خوشبختانه کتاب با اجازه ی رسمی از نویسنده با زبانی روان به پارسی برگردانده شده است و جای خوشنودی دارد که حالا کتاب دست اولی درباره ی چیستی و چگونگی و کارکرد جنبش های اجتماعی برای خواندن داریم که باید از بازگردانندگانِ این کتاب به پارسی بسیار سپاسگزاری کنم.
در روزهایی وامانده بودم از خواندن، هیچ پیش نمی رفتم که خیالم بسته ی مادر بود . انگار که سرنوشتِ این کتاب چنان موضوع و پرداختش هم دلهره است و هم بی قراری و هم به پیش رفتن. چنین روزهایی را گذرانده ام با این کتاب
اگر به دنبال لذت بردن هستید این کتاب را نخوانید. متن این کتاب بسیار فنی است و درست به همین خاطر، حوصلهسربر. اما گاهی خواندن چنین کتابهایی لازم و حتی واجب است به خصوص برای مستندساز، محقق و هر فردی که داعیه و دغدغه اندیشیدن به پدیدههای دور و برش را دارد. خیلی از ماها نقدهایی را بر مسایل اجتماعی و سیاسی داریم بدون آن که از ریشه نظری تفکراتمان آگاه باشیم. تمام پیشفرضهایتان را درباره حرکتها و جنبشهای اجتماعی به دور افکنید. این کتاب تمام ذهنیتمان را به چالش میکشد و انگارههایمان را فرو میریزد. شگفت این که نه تنها عموم مردم بلکه بسیاری از روشنفکران و حتی سیاستورزان ما هم، هنوز به غلط، بر اساس نظریات پیش از دهه هفتاد میلادی، جنبشها و حرکتهای اجتماعی را در مییابند. حال آن که تحقیقات دهههای بعدی، نه تنها، بخش زیادی از نظریههای اندیشمندان پیشین را با چالشهای جدی روبرو کرده بلکه بر بسیاری هم مهر باطل زده است. کارکرد این کتاب ارزشداوری درباره جنبشهای اجتماعی نیست. بلکه تلاش میکند با ابزار بُرنده جامعهشناسانه، ماهیت این پدیده را بشکافد و به نگاه تحلیلی و انتقادیمان ژرفا و غنای بیشتری ببخشد. این بینش عمیقتر کمکمان میکند تا بهتر ربط، نسبت و جایگاهمان را با حوادث جامعه درک کنیم و هنگامهی طوفانهای سخت، درستتر تصمیم بگیریم؛ تا حد امکان عقلانی و به دور از احساسات گذرا.
اصل کتاب سهونیمچهار ستاره، کتاب فارسی، با اغلاط ترجمه و ویرایش خراب و نمونهخوانی انجامنشده و صفحهبندی بد، یکونیمدو ستاره. وسطش را میگیرم سه ستاره. کتاب هفت فصل دارد: در فصل اول، نویسنده برای تحلیل جنبشهای اجتماعی مدلی سهبُعدی پیش مینهد و جنبشهای اجتماعی را حاصل به هم رسیدن این سه بُعد میداند: بعد «ساختاریـسازمانی» جنبشها، بعد «مفهومپردازانهـتفسیرگرانه»ی جنبشها و بعد «پرفورمنسی» جنبشها. بحث که سروشکل گرفت، در فصل دوم میرود سراغ اینکه در طول دهههای گذشته، جنبشهای اجتماعی چهجور مطالعه شدهاند و چه نگاهها و تأکیدگذاریهایی در هر دوره بر عمدهی پژوهشها مسلط بوده و در این مسیر چه تحولهایی اتفاق افتاده و چه حکواصلاحهایی انجام شده. فصل سوم و چهارم و پنجم را نویسنده میگذارد برای بحثِ مفصل و پرجزئیات بر سر همان ابعاد تحلیلیای که در فصل اول معرفی شده بودند: بهتفکیک، فصل سه از نگاههای ساختاری و سازمانی به جنبشها و بهطور خاص جنبشهای سیاسی صحبت میکند، فصل چهار از نگاههای مفهومی و فرهنگی و هویتی به جنبشها و بهطور خاص جنبشهای فرهنگی و جنبشهای اجتماعی جدید (New Social Movements) صحبت میکند و فصل پنج هم از repertoire جنبشها (که کاش ترجمه نمیشد و همان رپتوآر میآمد در متن فارسی و یک جا «حوزه» نمیشد و یک جای دیگر «حوزهها» و یک جای دیگر «حوزههای کنشی»). بعد از تعیینتکلیف با ظرایف نظری، در فصل ششم نویسنده از روششناسی مطالعات جنبشهای اجتماعی معاصر و روشهای مختلفی مینویسند که در این مطالعات به کار میرود: روش تاریخیـتطبیقی، روش کیفی (مشاهدهی مشارکتی و مصاحبهی عمیق) و روش کمّی (پیمایش و تحلیل رویداد). در نهایت و در مقام جمعبندی، فصل هفتم از چشماندازهای پیشِروی مطالعات جنبشهای اجتماعی میگوید و بهخصوص دست روی شبکههای اجتماعی میگذارد بهعنوان یکی از آنچیزها که توجه به آن آیندهی مطالعات حوزهی جنبشهای اجتماعی را دگرگون خواهد کرد. کتاب مال سال ۲۰۱۴ است و در حد خودش بهروز محسوب میشود. بامزگیاش در این است در سال ۲۰۲۵ کتاب یازده سال پیش را بخوانی و ببینی در همین ۱۱ سال چقدر دنیا عوض شده.
A good introduction to the field, though with some limitations, especially regarding its very strong focus on certain strains of realist sociological approaches and understandings, and, relatedly, certain movements rather than others. The discussion of LGBTQI* movements as being about lifestyle and identity rather than more fundamental human needs such as sheer survival made me cringe, for example, and the comparisons between Western democracies and (non-Western) totalitarian and authoritarian regimes make the more repressive aspects of the former seem almost irrelevant or non-existent.