"تل أبيب سقطت، لكي تعود يافا.." بطلا خرافيا أعده لنا كاتب غربي على مسرح أيامنا، ترجمت نهايته هاهنا اليوم بأصفار عالم السيبر وآحاد النصر نداء الوحدة 1001، "تل أبيب سقطت" وصالا للقدس ويافا وكل فلسطين في رؤيا السيناريو الأول لألف سيناريو آخر وأخير...
تل أبيب سقطت... لتعود يافا هو كتاب أقل ما يقال فيه أنه استشراف لمستقبل عساه يكون قريبا في رؤيا الأحرار، يرى زوال احتلال على أيدي ثلة من الأخيار، ويسلط الضوء على ثمار المستقبل لمقاومة الاحتلال. بطلا القصة هما ياسر وسارة، أما بطلة القضية فهي فلسطين، فهي المحور وفي فلكها تدور الأحداث، وفي وصفها تحار الكلمات.
فلسطين هي المكان البطل، حيث تصور الرواية سيناريو تحرير فلسطين والقضاء على الكيان الإسرائيلي من خلال أساليب مختلفة للهجوم وضعضعة إسرائيل، من دولة وجيش ومراكز حساسة. هي رواية قصيرة ضحت بتفاصيل الأحداث لخدمة هدفها الواضح: سقوط تل أبيب عاصمة الكيان الاسرائيلي وعودة فلسطين والقدس عربية، حرة، أبية.
كما وتتخلل الرواية إشارات جميلة إلى بعض الأحداث الواقعية بالإضافة إلى الأسماء الرمزية والمعلومات الجغرافية والتاريخية الدقيقة التي تنشئ جسرا بين الماضي والمستقبل، وتضفي الصبغة الواقعية على مجريات الأحداث.
تدور الرواية حول رؤيا تحرير فلسطين من خلال سيناريو خيالي يصور سقوط الكيان الإسرائيلي وعودة المدن الفلسطينية مثل القدس ويافا.
تقدم الرواية هذا المشهد على أنه "السيناريو الأول" من بين ألف سيناريو محتمل للتحرير .
يعيش ياسر المولود لأبٍ لبناني وأمٍ فلسطينية في بيروت سعيًا لتأمين لقمة العيش مستعينًا ببيعيه للأزهار، وينضم لاحقًا للمقاومة.
تسرد الرواية عمليات هجومية بأساليب مختلفة تهدف إلى زعزعة كيان إسرائيل من خلال استهداف مراكز حساسة وجيشها .
تتخلل القصة إشارات إلى أحداث واقعية وأسماء رمزية ومعلومات جغرافية وتاريخية لربط الماضي بالمستقبل المتخيل، مما يضفي طابعًا واقعيًا على الحبكة .
*•الرَّأيُ الشَّخْصِي:*
رواية خفيفة تهدف إلى إيصال رسالة الأمل والتحرير، وترسيخ فكرة أن المقاومة ستؤدي ثمارها في النهاية. كما يتجلى في غلافها : "تل أبيب سقطت، لكي تعود يافا" .
باسمه 🔰 یادتون هست توی یادداشت کتاب «بازگشت به حیفا» از یه متنی در خصوص دستهبندی ادبیات فلسطین نقل قول کردم؟ اون متن، مقدمه همین کتاب بود. متنی که خیلی خوب ادبیات هر دوره رو با تاریخ تحولات تطبیق میداد و همین طلیعه، بسیار امیدوارم کرد که قراره کتاب خوبی بخونم...
🔰 اما اینطور نبود! داستانی که قرار بود یکی از سناریوهای آزادسازی فلسطین باشه، خیلی ضعیف از آب در اومده (شایدم کلاً در نیومده بود؛ نمیدونم)... زنجیره حوادث که هیچ؛ حتی وقوع بعضی وقایع دلیل منطقی هم نداره! تازه خودشون یه طرف، روایتشون طرف دیگه! توضیحات غیر ضروری وقتی هیچ شناختی از خط محوری داستان حاصل نشده، بیشتر آزاردهنده به نظر میاد... عجیب نیست که مهمترین بخشها مثلاً ورود به نوار غزه، نفوذ به تلآویو یا تصرف الجلیل عملاً مسکوت گذاشته میشه و بعد نمیدونم بحثهای توی کافه شرح داده میشه؟ حتی شخصیتهای کتاب در حد نام (حتی نام خانوادگی هم نه) و شغل معرفی میشن... میفهمم کتاب ۱۶۰ صفحهای قرار نیست رمان باشه؛ ولی مگه بازگشت به حیفا نبود؟... از طرح جلد هم نگم دیگه... جداً امیدوارم ادبیات فتح، در آینده گامهای جدیتری داشته باشه...
✅ کتاب، حجمی کم و متنی روان داره. گرچه اصلاً گزینه بدردبخوری برای مطالعه بزرگسالان نیست؛ ولی برای گروههای سنی دیگه چرا! به خصوص برای بچههای دبستان و متوسطه اول (مثلاً سوم تا هفتم شاید) گزینه بدی نیست تا شروعی باشه که با فلسطین، فلسطینیها و تبعید و اشغال آشنا بشن... اتفاقاً یه سری اسم موقعیت و اطلاعات جزئی در مورد اراضی اشغالی داره که بچه با خوندنش ذوق میکنه و فکر میکنه خبریه 😎😂 جدای از شوخی، نخونین ضرر نکردین...