وقایع تاریخی معاصر رو میشه با مدلهای مختلف سرهم بندی کرد و ازش داستان درآورد. چه برسه به یک تراژدی دینی که ۱۴۰۰ سال پیش اتفاق افتاده و با احساسات بخش عظیمی از مردم ارتباط داره!
نویسنده کتاب سعی کرده نشون بده بیشتر درک ما از واقعه کربلا حاصل داستان سرایی مورخان و سخنرانان و مداحان و توده مردمه. بعلاوه بیان میکنه روایتهای صحیح هم به مرور کمرنگ و بی رمق شدن. مثلا در روایت موثق شیعه، امام حسین وسط راه کربلا پیشنهاد صلح و بیعت با یزیدو میده ولی اونا قبول نمیکنن. روایتی که چون شاهنامه حماسی کربلا رو به سیاست نامه تبدیل میکنه، به مرور حذف شده!
حالا از اضافه کردن مسائل مربوط به علم نامحدود امام و کمک رسانی شیر و قرمز شدن آسمون و اینها که بگذریم...
بقول ادوارد کار دونه های تسبیح تاریخو هرجور انتخاب و چینش کنی روایت خودتو میسازی.