شاپورگان اثر مانی است که به زبان فارسی میانه نوشته شده و در این جا با خط لاتین به طبع رسیده است. نگارنده برای تصحیح این اثر از متن چاپ شده شاپورگان به کوشش مکنزی (استاد زبانهای ایرانی در دانشگاه لندن) و قطعات به چاپ رسیده از سوی مری بویس در اکتا ایرانیکا بهره جسته است. گفتنی است شاپورگان بیانگر اصول اعتقادی مانوی درباره فلسفه آفرینش، به ویژه چگونگی آخرت است. در پایان کتاب، واژهنامهای براساس نظام آوانویسی متن و به ترتیب الفبای انگلیسی گردآمده است.
Books can be attributed to "Anonymous" for several reasons:
* They are officially published under that name * They are traditional stories not attributed to a specific author * They are religious texts not generally attributed to a specific author
Books whose authorship is merely uncertain should be attributed to Unknown.
«زرتشت برای پارسیان آمد، بودا برای هندیان، عیسی برای رومیان، و من برای جهانیان.»¹ این جملهی معروف مانی است؛ نجوایی که چون شعلهای کمجان در ظلمات تاریخ بر زبان آمد، اما آتشش نه جهان را شعلهور کرد و نه حتی در زادگاهش، ایران، فروزان ماند؛ و به آرامی زیر خاکستر فراموشی مدفون شد...
حتی اگر نتوان مانی را با مفهوم پیامبری سامی توصیف کرد، دستکم بهعنوان یک متفکر ایران باستان سزاوار شناختهشدن است. در این ریویو، پس از نگاهی کوتاه به زندگی و زمانهاش، به معرفی و بررسی شاپورگان که برجستهترین اثر باقیمانده از اوست در قالب پرسش و پاسخ خواهم پرداخت.
⁉️ مانی که بود و چه کرد؟ (یک توضیح بسیار مختصر)
📌 «مانی یکی از برجستهترین چهرههای فکری ایران باستان بود؛ نقاش، نویسنده، و بنیانگذار دینی نو که میکوشید پیام نور و رهایی را به جهانیان برساند. او در پی آشتی دین و عقل، هنر و معنویت بود و آموزههایش آمیزهای از گنوسیسم، زرتشتیگری، مسیحیت و بودیسم را در خود داشت.» ² این پیامبر ایرانی که در قرن سوم میلادی میزیست، به نبرد ابدی میان نور و ظلمت و رهایی روح تأکید داشت. او با نگارش آثار دینی به زبانهای رسمی دربار، کوشید پیام خود را در امپراتوریهای ایران و روم منتشر کند. اگرچه آموزههای او تأثیر عمیقی بر ادیان و فلسفههای پس از خود گذاشت، اما عمر آن کوتاه بود و امروزه مانویت در زمره ادیان خاموش به شمار میرود. ( شرح ابعاد گوناگون شخصیت مانی و آیین مانوی فراتر از این مجال است، اما در آینده و در کتابهایی مرتبطتر به آن خواهم پرداخت. )
⁉️ چرا مانی مورد حمایت دربار ساسانی قرار گرفت؟
📌 هیچ پاسخ قطعی و نهایی برای این پرسش وجود ندارد؛ با اینحال، سه روایت پرتکرارتر در منابع تاریخی را نقل میکنم و انتخاب با شماست!
۱. روایت تاریخی: رواداری دینی در ایرانِ پیش از اسلام . «در ایران ساسانی، آزادی دینی به درجاتی قابل توجه وجود داشت. یهودیان، مسیحیان و حتی بوداییان، اگرچه زیر نظر حکومت زرتشتی بودند، اما در بیشتر دورهها امکان عبادت و ترویج آیین خود را داشتند.»³ این تسامح دینی، حتی در دورانی که دین رسمی دربار مشخص بود، به ادیان دیگر اجازهی فعالیت و تبلیغ میداد. از اینرو، عجیب نیست اگر پیامبری نوظهور همچون مانی بتواند دین خود را تبلیغ کند، کتابی برای شاه بنویسد، و حتی مدتی از پشتیبانی نسبی او برخوردار شود.
۲. روایت منطقیتر: تنزل قدرت دینی . در دورهی شاپور، موبدان زرتشتی بیش از حد قدرتمند شده بودند و بخشی از اختیارات شاه را در دست گرفته بودند. از اینرو، دربار ساسانی بهطور ضمنی از ظهور ادیان جدید مانند مانویت استقبال میکرد تا با کاهش قدرت موبدان، توازن میان «دین» و «حکومت» را حفظ کند. اجازهی نشر مانوی نوعی سیاست کنترلگرایانهی موقتی برای مهار نفوذ روزافزون موبدان بود، و مانی ــ با زبان فاخر، مهارتهای پزشکی، هنر نقاشی، و ... ــ گزینهی مطلوبِ قربانی شدن برای این کشمکش قدرت پنهان میان دین و دربار بود!
۳. روایت افسانهایتر: مانی در قامت پزشک . مانی پیش از آنکه پیامبر باشد، طبیبی چیرهدست بود؛ کسی که مرز میان درمان و معجزه را درهم میشکست. گفته میشود او با درمان یکی از نزدیکان شاپور ساسانی ــ بنا به نسخهای پسر و به نقلی دیگر برادر شاپور ــ هم شاه را مدیون خود کرد و هم او را تحت تأثیر قرار داد!
⁉️ مانی چه آثاری از خود به جا گذاشت و چرا «شاپورگان» بیشترین اهمیت را دارد؟
📌 او آثار دینی متعددی به زبانهای مختلف مانند پهلوی، سریانی و حتی زبانهای شرقی نوشت؛ اما مهمترین اثر او «شاپورگان» بود. این رساله نه تنها آموزههای مانوی را به شکلی منسجم ارائه میداد، بلکه برای تثبیت دین خود در دل امپراتوری ایران، پیوند عمیقی با ساختار سیاسی و فرهنگی ایران ساسانی برقرار کرده و علاوه بر جنبه دینی، از نظر تاریخی، سیاسی، اجتماعی و حتی ادبی نیز حائز اهمیت است!
⁉️ شاپورگان چیست؟
📌 «شاپورگان رسالهای دینی-سیاسی است که مستقیماً خطاب به شاه شاپور اول نوشته شده است. نگارش آن به زبان پهلوی، نشاندهندهی راهبرد مانی برای جلب نظر نخبگان ساسانی و درهمتنیدن آموزهاش با ساختار قدرت در امپراتوری ایران است.»⁴ مانی شاپورگان را بهمثابه ابزاری تبلیغی و سیاسی نگاشت و با نوشتن رسالهای به زبان رسمی دربار و تطبیق آموزههای مانوی با ساختار اندیشه ایرانی، نه تنها به تثبیت مشروعیت دین خود کمک کرد بلکه توانست نزد دربار ساسانی قدرت ـ اگرچه ناپایدار و کوتاهمدت ـ بهدست آورد.
⁉️ شاپورگان چه زمانی از میان رفت؟
📌 پاسخ قطعی به این پرسش ممکن نیست، اما شواهد و ارجاعات تاریخی نشان میدهند که متن اصلی شاپورگان احتمالاً در همان قرون نخستین اسلامی از میان رفته و تنها نقلقولها و گزارشهای ثانویهای از آن در منابع مختلف باقی مانده است. برای نمونه، ابنندیم در الفهرست مینویسد: «او [مانی] کتابی در دین نو، به زبان فارسی برای شاپور نوشت که به آن شاپورگان گفته شد و این کتاب در زمانهای بعد از میان رفت.»⁵ بنابراین ، میدانیم که دستکم در روزگار ابنندیم ــ که در سدهی چهارم هجری قمری میزیست ــ این اثر دیگر در دست نبوده و تنها نشانههایی از آن در میان اهل مطالعه باقی مانده بود؛ هرچند همین سایهی کمرنگ نیز در سدههای بعد، رفتهرفته محو و خاموش شد.
⁉️ چرا شاپورگان از میان رفت؟
📌 در یک جواب کوتاه، مانوی قربانی ادیان مقتدر و سیاست های کنترل شده توسط رهبران دینی شد .
👈🏻 1. مانی گمنام یا مغضوب ؟ مرگ مانی، آغاز خاموشی شاپورگان بود. به دستور بهرام اول، مانی به زندان افتاد و ــ به روایتی ــ پس از شکنجهای شدید، جان سپرد؛ اما تنها کالبد مانی نبود که در بند کشیده شد، بلکه آثار او نیز به سرنوشت مشابه دچار شدند. بسیاری از نسخههای شاپورگان در همان سالها سوزانده یا به شکل توهینآمیزی نابود شدند.
👈🏻 2. دین بی مبلغِ ذینفع ؟ محکوم به نابودی ! آیین مانوی با نگرشی تقریباً گنوسی، معرفت دینی را امری فردی و باطنی میدانست که از تقلید و پیروی صرف از رهبران دینی فاصله داشت. بنابراین ساختار سازمانیافته و نظاممندی شکل نگرفت که بتواند در برابر سرکوب مقاومت کند. رهبران دینی مقتدر و پیروان وفادار که بتوانند از دین محافظت کنند، انگشتشمار بودند و این تعداد اندک نیز در مواجهه با سرکوب گسترده به بند آویخته یا نابود شدند. پس از ورود اسلام، حتی پیروان مانی نیز تحت عنوان «زندیق» یا «کافر» مورد تعقیب قرار گرفتند.
👈🏻 3. مرگ تدریجی در حصارهای دانش انحصاری آموزههای مانوی، حتی در دوران اوج قدرت، به طور گسترده تکثیر نمیشدند. برخلاف ادیان ابراهیمی که کتاب مقدس در دسترس همگان بود، نوشتههای مانی به ندرت تکثیر شده که اغلب به دست عوام نمیرسیدند و آموزشهای مانوی عمدتاً به صورت شفاهی و سینهبهسینه منتقل میشدند. علاوه بر آن نخستین نسخههای شاپورگان احتمالاً روی پاپیروس نوشته شده بودند که حتی در صورت نجات از آتش، به دلیل فرسایش طبیعی تا به امروز نابود شدهاند.
👈🏻 4. دروج بر مسند آتشکده ! حفظ قدرت به بهای اهرمن شدن ؟ در دوران ساسانی که دین رسمی دربار زرتشتی بود و موبدان علاوه بر نقش دینی، قدرت نظامی و جایگاه سیاسی داشتند، ظهور مانی تهدیدی جدی برای اقتدار آنان بود. موبدان با تمام توان علیه مانویت و شاپورگان وارد عمل شدند و هر نسخهای که از شاپورگان یافت میشد، مانند شیئی منحوس، به آتش میکشیدند تا جهان را پاک سازند!
👈🏻5. پیامبری، ارث پدر سامی هاست ؟؟؟ آموزههای مانوی به شدت با توحید در ادیان ابراهیمی ناسازگار بود و از سوی کلیساهای مسیحی و خلفای مسلمان به عنوان بدعتی خطرناک شناخته میشد. این دو دین قدرتمند، علیه دشمنی مشترک خود متفق شده و یرخوردی شدید و سرکوبگرانهای علیه پیروان مانویت در پیش گرفتند.
👈🏻 6. رجم کلام، ذبح ایمان تیغ عدالت بود یا خنجر قدرت ؟ حکومت اسلامی، به عنوان قدرتی فاتح، عملاً هیچ جایی برای میراث دینی پیشین باقی نگذاشت و با روندی هدفمند و سیستماتیک، نابودی تمامی ادیان و فرهنگهای پیش از خود را در دستور کار قرارداد. ممنوعیت نشر و تکثیر آموزههای مانوی، همراه با سرکوب شدید پیروانش، باعث فراموشی کامل دین مانوی و نابودی شاپورگان و متون مقدس مرتبط شد.
👈🏻 7. ریبرندینگ یا دفن یک هویت ؟ در واکنش به نارضایتی از حکومت اسلامی، مردم به هویت ایرانی خود، پیش از آنکه زیر سلطه اعراب قرار گیرد، پناه آوردند. در چنین شرایطی، جرقههایی از بازگشت به ادیان کهن ایرانی شکل گرفت؛ اما این تمایل، پیش از آنکه شعلهور شود، نه با شمشیر بلکه با تحریف خاموش شد و مانی از «پیامبر ایرانی» به «صورتگر چین» تنزل یافت. نهتنها مقام پیامبری از او گرفته شد، بلکه حتی ایرانیبودنش نیز انکار گردید؛ درحالیکه مانی در مدائن، در قلب ایران و در نزدیکی پایتخت ساسانیان به دنیا آمد و بیشتر عمرش را در ایران گذراند. تنها سفر کوتاهش به شرق، دستاویزی شد برای تحریف هویتش؛ تا پیامبری که میتوانست تهدیدی برای تثبیت اسلام باشد، به نقاشی بیخطر و بیاثر تقلیل یابد. اگرچه ردپایی از مانی در شاهنامه بهجا مانده، اما فردوسی با سکوتی معنادار از کنار او عبور میکند و پس از آن، در شعر سعدی، حافظ و دیگر شاعران، بهویژه سبک عراقی، مانی چیزی بیش از «صورتگر چین» نیست !
«اگر باور نمیداری، رو از صورتگر چین پرس / که مانی نسخه میخواهد ز نوک کلک مشکینم»⁶
«به صورت ای دلآرا کس چنین صورت نبندد / مگر مانی بداند یا مگر وصاف چینی»⁷
⁉️ چگونه اثری که از بین رفته را مطالعه کردم؟
📌 با مصیبت تمام! زمان زیادی را صرف پیدا کردن کتاب فوق و یا چیزی مشابه آن کردم و پس از ناامیدی کامل از یافتن کتابی که آموزههای شاپورگان را به طور جامع و با منابع مشخص ارائه کند، به سراغ منابع ثانویه رفتم. با جستوجوی کلمات کلیدی، چند جمله از نقلقولهای شاپورگان را استخراج کرده و با کمک هوش مصنوعی و با توجه به محتوای کلی کتاب بخشهای آن را بازسازی کردم اگرچه اطلاعات دقیق و کاملی به دست نیاوردم اما دید بهتری از مانی و زمینه های از بین رفتن مانویت به دست آوردم ! هدف من از نوشتن این نقد هم معرفی مانی و شاپورگان بود نه توصیه به خواندن کتابی که در دسترس نیست ! به زودی چند کتاب مفید برای آشنایی بیشتر با آیین مانوی معرفی خواهم کرد.
1. Widengren, Geo. Mani and Manichaeism. New York: Holt, Rinehart and Winston, 1965. p. 59
2. Jonas, Hans. The Gnostic Religion: The Message of the Alien God and the Beginnings of Christianity. Boston: Beacon Press, 1963. p. 215
3. Boyce, Mary. Zoroastrians: Their Religious Beliefs and Practices. London: Routledge, 1979. p. 146
4. BeDuhn, Jason David. The Manichaean Body: In Discipline and Ritual. Baltimore: Johns Hopkins University Press, 2000. p. 43
5. ابن ندیم. الفهرست. به تصحیح محمدرضا تاجالدین. بیروت: دارالمعرفه، 1978. ص. 390
6. حافظ شیرازی. دیوان حافظ. به تصحیح محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی. تهران: انتشارات امیرکبیر. غزل شمارهٔ 37، بیت 7