Jump to ratings and reviews
Rate this book

سان 5: دلخوشی

Rate this book
«فصلنامه ادبی سان» نشریه‌ای جدید در حوزه ادبیات است که به همت اعضای سابق ماهنامه همشهری داستان منتشر شده است. سردبیر این نشریه آرش صادق‌بیگی و مدیر مسئول آن ناهید طباطبایی هستند. نخستین شماره این فصلنامه نوپا در آذرماه ۱۳۹۷ منتشر شد. نشریه «سان» در هر شماره به سراغ موضوعی ویژه در ادبیات می‌رود که موضوع نخستین شماره آن «شب» بود. در این فصلنامه در کنار داستان، مطالبی نیز درباره داستان و داستان‌نویسی خواهید خواند.

بخش‌های شش‌گانه این فصلنامه عبارتند از: داستان، تک‌نگاره، درباره داستان، زندگی‌نگاره، پیدا و پنهان و تک‌پرده

264 pages, Paperback

Published December 9, 2019

32 people want to read

About the author

آرش صادق‌بیگی

28 books15 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
12 (36%)
4 stars
10 (30%)
3 stars
10 (30%)
2 stars
1 (3%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 9 of 9 reviews
Profile Image for Hilda hasani.
165 reviews182 followers
May 1, 2020
فکر می کنم بعد از خواندن هر شماره از مجلۀ سان باید این نکته را پیش خودم تکرار کنم که خواندن این مجله خواندن یک «چیز» خوب است! یک مجموعۀ خوب و درست. انگار نویسنده ها و مترجم ها می آیند، برایت دستی تکان می دهند و تو را در این بهت و فکر فرو می برند که چه گفته اند. سان رسالتش را خوب انجام داده و خوب انجام می دهد. از انتشار فصلی همچین مجلۀ تر و تمیزی واقعا خوشحالم!
Profile Image for Zeynab Gholami.
35 reviews9 followers
January 28, 2020
همچنان هم تاکید میکنم که سان به عنوان یه مجله ادبی واقعا عالیه👌🏼
Profile Image for Ali.
110 reviews10 followers
Read
February 15, 2020
بهترین بخش مجله‌ی سان نوشته‌های محمد میرزاخانی است که موضوع هر شماره را در تاریخ ادبیات فارسی رو بررسی می‌کنه. در این شماره هم اندیشه‌ی سرخوشی در دیروز و امروز ادبیات فارسی فوق‌العاده بود
Profile Image for Sima Fallah.
19 reviews3 followers
October 2, 2020
من تک نوشته‌هایی از سان و ناداستان رو قبلا خونده‌ام، اما این تنها جلد نشریه‌ایه که با این فضای روایتی-داستانی می‌خونمش.

تک‌نگاره‌ها، زندگی‌نگاره‌ها، داستان‌ها و درباره‌ی داستان‌ها همه خوب بودن. به استثنای این نکته که بنظرم از اواسط نشریه انگار تم این جلد - یعنی دلخوشی - کم کم از یادشون رفت، طوری که نوشته‌ها دیگه خیلی ارتباطی به موضوع نداشتن؛ از مطالب واقعا راضی بودم، و بعضی به‌طور ویژه‌ای عالی بودن. در حدی که باید بگم اگر همه شماره‌های سان همینقدر وزین و در عین حال لطیف و پرخیال باشه، واقعا باید براش کلاه از سر برداشت. حتما تلاش می‌کنم بقیه شماره‌ها رو هم تا حد ممکن بخونم.

مرسی از دوستم که این شماره رو پیشنهاد کرد :)
Profile Image for Hooman.
20 reviews
May 9, 2020
مثل شماره ‌های قبل وسواس ستودنی حین تهیه‌ ی این فصلنامه صفحه به صفحه حس می‌شد. موضوع سان ۵ دلخوشی بود، در بحبوحه‌ی چند ماهی که خیلی بیشتر از قبل به آن‌ نیاز داشتیم. برای بعضی نوشته‌های این شماره چند کلمه‌ای می‌نویسم.

«موجودات غمزده‌ی سیاره‌ی چل‌تکه» بی‌نظیر بود، آخر آخر های داستان، مثل دیدن سراب بعد از چند ساعت قدم‌زدن در کویر، مرز‌های خیال با شبه‌واقعیت محو می‌شوند ... وقتی این قصه را تمام کردم یاد قطعه‌ی Daddy افتادم، از Coldplay.


آخ از «فانوس دریایی» ...احسان عمادی از دلخوشی‌ای نوشته که با انسان‌ها از همان ابتدا عجین شده ...

زندگی‌نگاره‌ی «به سوی آتش» اسماعیل جمشیدی یادمان می‌آورد که سان ( برخلاف داستان ) مجله‌ای مستقل از همشهری است و آزادانه در هر کوچه‌پس‌کوچه‌ای که بخواهد، گشت می‌زند.

«مشاوره» (آریل دورفمن) چند خطی در وصف دلخوشی آزادی است، «لیموهای زمستان»(میکا تیلور) اوصاف دلخوشی یک زندگی مشترک و «آختامار» (هما جاسمی) دلخوشی یک خیال است ...

همه‌شان عنوان «دلخوشی» را یدک می‌کشند ولی غمگینم می‌کنند. شاید این ذات دلخوشی است که برخلاف اسمش غم به بار بیاورد؛ چون وقتی که بالاخره می‌گذرد، در سوگ از دست‌رفتنش می‌نشینیم؛ شاید هم بسته به انتخابمان است که شاد شویم یا غمزده. شاید به یادآوردنش غمگین‌کننده باشد و تجربه‌اش خوشحال‌کننده.

و سان ۵ برای من مایه‌ی دلخوشی‌ بود؛ دلخوشی اینکه هر بار لای صفحه‌هایش را باز می‌کنم، چند خطی بخوانم و تا ابرها بروم.
Profile Image for Marzi Motlagh.
190 reviews79 followers
December 25, 2021
"ناداستان" و "سان" دوتا از لذتبخش ترین مجلاتی هستن که تابحال خوندم. از سان ۳شماره و از ناداستان ۵ شماره خوندم تاحالا. یکی از یکی خفن تر و جذاب تر🍃✌
Profile Image for Elham Ghafarzadeh.
213 reviews84 followers
June 13, 2020
description

ما دلخوشیم یا سرخوش؟
چه سفر کرده باشیم و چه در فیلم و سریال‌ها دیده باشیم همه می‌دانیم که چطور بسیاری از مردمان در کشورهای دیگر سرخوش‌اند و تجربه‌ای که از شادی دارند زمین تا آسمان برای ما ایرانی‌ها متفاوت و در پاره‌ای از مواقع حتی غیر قابل درک است. چند ساعتی خوش بودن بعد از یک روز کار و درس و دانشگاه آن‌ هم هر شب برای بسیاری از ما عجیب است. انگار که ما شادی را یک کار مقطعی بدانیم و از کودکی آموخته باشیم که شادی کوتاه، گذراست و همیشگی نیست. حالتی است که در سال، چند باز مُجازی داشته باشی و بعد برگردی به حالت اصلی‌ و ثابت که عادی و ساده و عبوس و جدی بودن است. خوشی مدام چیزی نیست که آموخته باشیم و بتوایم به عنوان سبک زندگی بپذیریم. اما چطور شد که ما ایرانی‌ها «عیشم مدام است از لعل دلخواه» حافظ را فراموش کردیم و از مردمانی سرخوش و شاد که زندگی را سخت نمی‌گیرند و مدام در فکر می و همخوابگی با یار و چنان که حافظ گوید؛ تبدیل شدیم به مردمانی دلخوش.

دمی با غم بسر بردن جهان یکسر نمی‌ارزد/ به می بفروش دلق ما کزین بهتر نمی‌ارزد


دلخوش به دنیایی دیگر و مواهبی بی‌حد و اندازه که در آن دنیا قرار است نصیب‌مان شود و سپری کردن یک عمر با خیال رسیدن به آن‌ها. دلخوشانی که یکسره به انکار این دنیا و مواهب دنیوی می‌پردازند و از هر شادی و خنده و هوس‌بازی هراسانند که مبادا بلیط‌شان به بهشت موعود لغو شود. بسیاری این نوع تفکر را که آرام‌آرام از زمان سنایی غزنوی و عطار نیشابوری تا مولوی و شاه نعمت‌الله ولی در جریان ادبی ایران شکل گرفت و تا به امروز ادامه دارد را دلیل خرابی‌ها و سقوط ایران می‌دانند. آیینیکه مبلغ این تفکر است که این دنیا جیفه‌ای است و دل بستن به این جیفه در خور شأن آدمی نیست. آدمی در این دنیا یکسره باید خود را برای آن دنیا آماده کند و ذره‌ای به خوشی‌های این سَری دل نبندد. منتقدان غلبه‌ی این نوع نگاه را آغاز خرابی‌ها و سقوط ایران می‌دانند: شروع انحطاط اندیشه‌ی ایران و ایرانی با نوعی دنیاگریزی و دوری از دانش و منطق و کار و سازندگی و پیشرفت و تمدن و فرهنگ برتری جوی و پیشرو بشری چنان‌که پیش‌تر در روزگار ابن‌سیناها و ابوریحان‌ها یا عصر کوروش‌ها و داریوش‌ها بود. گرچه این نوع زیستن خلاف آن چیزی است که حافظ و خیام و سعدی در گوش اجداد ما خوانده‌اند اما امثال علامه مجلسی‌ها سال‌هاست که گوش ما را پر کرده‌اند از «قهقهه کردن از شیطان است» و «گناه کسی که درهم و دیناری در راه شنیدن آواز یا خرید آلات موسیقی بپرداز نزد خدا شدیدتر از زنا با مادر هفتاد بار». زمزمه‌هایی که در طی سالیان حالا به فریادی آزادانه و از سر قدرت برای حاکمیت با هدف کنترل توده‌ی مردم تبدیل شده است. ما مردمان سابقاً سرخوش حالا شده‌ایم توده‌ی مردمی دلخوش به دنیایی واهی. تفاوت از همین جا آغاز می‌شد: تکلیف انسان چنان که هست: انسان واقعی؛ تکلیف انسان چنان که باید باشد: انسانی آرمانی.

و ما که حالا خسته از زمزمه‌ها و امیدهای واهی‌ایم نه می‌توانیم دلخوشانه زندگی کنیم و از آنجایی که با این تفکر مسموم بزرگ شده‌ایم، نه می‌توانیم سرخوشانه زندگی کنیم و همچون خیام زندگی را فریاد بزنیم:

اینجا به می لعل بهشتی می ساز/ کانجا که بهشت است رسی یا نرسی


در این مورد در وبلاگ صفحه ۷۷ بیشتر نوشتم:
در آرزوی سرخوشی
صفحه۷۷
page77
Profile Image for Zahra Saedi.
367 reviews21 followers
March 1, 2024
موضوع این شماره دلخوشی بود.
مطالبی که دوست داشتم؛
داستان‌های «تخلیه‌ی چاه» از یاسمن رحمانی و «آختامار» از هما جاسمی
تک‌نگاره‌های «فانوس دریایی» از احسان عمادی و «لیموهای زمستان» از میکا تیلور ترجمه‌ی نیلوفر امن‌زاده
درباره داستان «مهلت امانت» از سوزان اورلیان ترجمه‌ی خاطره کردکریمی
زندگی‌نگاره‌ی «به سوی آتش» نوشته‌ی اسماعیل جمشیدی
Profile Image for Babak Radfar.
169 reviews6 followers
May 20, 2020
بیشتر داستانهاش معرکه بود.برخیشان هم چندش آور
Displaying 1 - 9 of 9 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.