شصتوسه سال است که مینویسد؛ شصتوسه سال قلم بر دست؛ چشمهایش را در کوچه پسکوچههای خیال کودکان سرزمینش میدواند و گرد و خاک برخاسته از دویدنش را مرکب قلمش میکند و برای کودکان و درباره کودکان قصه مینویسد.بسیاری او را برترین نویسنده کودک و نوجوان جهان میدانند؛ مهم نیست که هنوز نهادهای بینالمللی این واقعیت را اعلام نکردهاند، اصلا چه چیزی مهمتر از شمارگان کتاب و تعداد خوانندگانش میتواند این موضوع را به اثبات برساند. هوشنگ مرادی کرمانی فقط یک اسم نیست. او دیگر یک رسم و شیوه و سبک در داستاننویسی برای کودکان و نوجوانان ایران و جهان به شمار میرود؛ سبکی به گرمای کویر کرمان و به شیرینی خوراکیهای گرمش. بر همین مبنا کتاب صوتی سنگ روی سنگ را میتوان عصارهای از تمام شیرینیها و ریزبینیهای پیرمرد داستانگوی کویر دانست.
سنگ روی سنگ سنگ روی سنگ یک لوح فشرده معمولی نیست بلکه میتوان آن را عصارهای از سالها داستاننویسی او به شمار آورد، عصارهای از ۱۵ داستان کتاب تنور و داستانهای دیگر که در این اثر، خود به صدا در آمده و با روایت شاهین علایینژاد و ملودی مهدی زارع خود را میهمان دل تمام کسانی میکند که مشتاق گرمای داستانهای مرادی کرمانی هستند. سنگ روی سنگ شامل مجموعهای از داستانهای کوتاه، شیرین و جذاب است که برآمده از ذات قصهگوی ساده و صمیمی مرادی کرمانی است که شاید تا پیش از شنیده شدن در این کتاب صوتی در سایه داستانهای معروفتر این نویسنده گم شده بودند. اما بازخوانی و شنیدن و دقیق شدن در آنهاست که نشان میدهد مرادی کرمانی چگونه توصیف و صحنهپردازی و شخصیتپردازی داستانی را در خدمت محتوا و ذات ظریف انسانی درآورده است و امروز این داستانها هستند که به صدا درآمده و خود حکایتکننده طبع ظریف راویشان میشوند. خصوصیات کودکان و نوجوانانی که این داستانها را ساختهاند با وسواس بسیار و با جزئیات توصیف شده است و از همین رو توانسته رفتارها، حرکات و در یک کلام شخصیت آنها را با مهارتی منحصر به فرد توصیف و به نمایش بکشد.
چند ویژگی منحصر به فرد سنگ روی سنگ اما این اثر جدای از متن داستانی خود با چند ویژگی منحصربهفرد دیگر نیز همراه شده است که نخستینش مقدمهای است که مرادی کرمانی با صدای خود برای شنوندگان داستانهایش به یادگار گذاشته و به متن کتاب ویژگیای نوستالژیک میبخشد. ویژگی دوم، استفاده هوشمندانه از موسیقی ایرانی، بر پایه موسیقی مناطق گرمسیر جنوب، در زمینه صدای جاری در کتاب است که مرادی کرمانی جزئی از آن است و بر دلنشینی اثر میافزاید. علاوه بر این، اجرای قابل تحسین داستانها توسط شاهین علائینژاد را نیز نمی توان برای انتخاب این اثر برای شنیدن از ذهن دور داشت.اجرایی که سرشار از زیر و بمها و بالا و پایینهای صوتی برای ادای حق مطلب در مورد داستانهاست و بر جذابیت شنیداری کار افزوده است. کتاب صوتی سنگ روی سنگ را موسسه نوین کتاب گویا بر مبنای نسخه چاپی این کتاب که توسط نشر معین روانه بازار کتاب شده است، منتشر کرده است.
Houshang Moradi Kermani هوشنگ مرادی کرمانی در سال ۱۳۲۳ در روستای سیرچ از توابع بخش شهداد استان کرمان متولد شد. تا کلاس پنجم ابتدایی در آن روستا درس خواند و همراه پدربزرگ و مادربزرگش زندگی کرد. مادرش از دنیا رفته بود و پدرش دچار نوعی ناراحتی روانی-عصبی شده بود و قادر به مراقبت از فرزندش نبود. از همان سنین کودکی به خواندن علاقه خاص داشت و عموی جوانش که معلم روستا بود در این علاقه بیتاثیر نبود. پس از تحصیلات ابتدایی به کرمان رفت و تا ۱۵ سالگی در آنجا زندگی کرد و در این دوره بود که شیفته سینما هم شد. دوره دبیرستان را در یکی از دبیرستانهای شهرستان کرمان گذراند و سپس وارد دانشگاه شد. وی پس از مهاجرت به تهران دوره دانشکده هنرهای دراماتیک را در این شهر گذراند و در همین مدت در رشته ترجمه زبان انگلیسی نیز لیسانس گرفت. از سال ۱۳۳۹ در کرمان و همکاری با رادیو محلی کرمان نویسندگی را آغاز کرد، و در سال ۱۳۴۷ با چاپ داستان در مطبوعات فعالیت مطبوعاتیاش را گسترش داد. اولین داستان وی به نام «کوچه ما خوشبختها» در مجله خوشه (به سردبیری ادبی شاملو) منتشر شد که حال و هوای طنز آلود داشت. در سال ۱۳۴۹ یا ۱۳۵۰ اولین کتاب داستان وی «معصومه» حاوی چند قصه متفاوت و کتاب دیگری به نام «من غزال ترسیدهای هستم» به چاپ رسیدند. در سال ۱۳۵۳ داستان «قصههای مجید» را خلق میکند، داستان پسر نوجوانی که با مادربزرگش زندگی میکند. همین قصهها، جایزه مخصوص «کتاب برگزیده سال۱۳۶۴» را نصیب وی ساخت. اما اولین جایزه نویسندگیاش به خاطر «بچههای قالیبافخانه» بود که در سال ۱۳۵۹ جایزه نقدی شورای کتاب کودک و جایزه جهانی اندرسن در سال ۱۹۸۶ را به او اختصاص داد. این داستان سرگذشت کودکانی را بیان میکند که به خاطر فقر مجبور بودند در سنین کودکی به قالیبافخانهها بروند و در بدترین شرایط به کار بپردازند. در مورد نوشتن این داستان میگوید: «برای نوشتن این داستان ماهها به کرمان رفتم و در کنار بافندگان قالی نشستم تا احساس آنها را به خوبی درک کنم». درک و لمس آنچه که مینویسد از خصوصیات نویسندگی کرمانی است که در تمام داستانهای او میتوان احساس کرد. میتوان گفت مرادی با تمام وجود مینویسد. آثار او به زبانهای آلمانی، انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی، هلندی، عربی، ارمنی و هندی ترجمه شده است. اما اولین اثری که از او به زبان انگلیسی ترجمه شده بود داستان «سماور» از «قصههای مجید» بود که برای یونیسف فرستاده شد.