در روز های بعد از تعطیلات عید و با شروع درس و دانشگاه تصمیم گرفتم در میان مشغله های روزانه ساعتی را به کتاب خواندن نیز اختصاص بدهم.پس کتابی را برداشتم و شروع به خواندن کردم.
کتاب بی گناهان نوشته ی آزیتا خیری که از نشر علی به چاپ رسیده است،حکایت خانواده سنتی رستگار است.
خانواده ای با سه فرزند که فرزند بزرگتر احمد رضا سرگرد اداره اگاهی است.این روز ها آرامش از خانه این خانواده رخت بر بسته است. دلیل آن هم برمیگردد به پرونده قتلی که احمد رضا آن را بر عهده گرفته پرونده ای که یک سرش می رسد به پسر دایی احمد رضا یعنی یاسر که به ارتکاب قتل اعتراف کرده در ادامه حقایقی پنهان از این پرونده آشکار می شود.
داستان از همان ابتدا شما را درگیر خودش می کند و تا پایان به همراه خود می برد.معمای داستان به خوبی شکل گرفته است شاید در حین خواندن برخی از اتفاقات را حدس بزنید اما داستان در برخی از قسمت ها نیز شما را غافلگیر خواهد کرد. قلم نویسنده روان است و داستان به دور از اضافه گویی روایت می شود.
شخصیت های کتاب هر کدام اشتباهاتی دارند که سیر داستانی را شکل می دهند.در واقع شخصیت های کتاب اکثرا خاکستری هستند. در این کتاب شما با شخصیت ها همراه شده و احساس همذات پنداری را تجربه خواهید کرد.
بی گناهان از دخترانی می گوید که در گوشه و کنار این شهر برای تامین نیاز های حیاتی و روزانه مجبور به تن فروشی و تن دادن به این ذلت می شوند. همچنین از این سخن می گوید که گاهی یک تصمیم اشتباه ما می تواند صدماتی را به فردی وارد کند و زندگی آن را ویران سازد.
در آخر اگر شما هم مثل من در میان مشغله های روزانه تان میخواهید ساعتی لذت ببرید و انتخابتان کتاب خواندن است. این کتاب پر کشش معمایی در کنار کمی عاشقانه میتواند انتخاب خوبی باشد.