وقتی می خواندم دیگر هیچ تردید نداشتم که تغییر کردنِ ما ممکن باشد دیگر. این امید نداشتنِ را چقدر می پسندم و دوست تر دارم از تدبیرها و امیدهای دروغین و زیرکانه؛ اگرچه برای جماعتِ گسترده ای هم چنان کارکرد داشته باشد. و باز هم بیایند که مثلن کسی دیگر را از میدان به در کرده باشند! چه هجو ماندگاری!
گزارش تهران 1356، از سوی شورای نظارت بر گسترش شهر تهران، بازخوانی فاجعه است. دومینوی تباهی. برای من خواندنی بود حتا با همان شکلِ نوشتارِ اداری اش. انگار که گرمِ داستان خواندن بودم نه گزارشی که از دلِ سازمانِ برنامه و بودجه بیرون آمده باشد. برنامه هایی که هیچ نادانی جدی اش نگرفت و شد آنچه که نباید و حالا هم پس از خواندن گزارش ردِ همه چیز هست، در پایان اینکه بازنده ی حقیقی ما هستیم که شهرمان را مفت به هیچ فروختیم.
1398/06/13