The stunning, massively bestselling story of Napoleon's first fiancé
First published in 1953, this riveting true-life tale comes to life in diary form, giving readers an inside glimpse at the young Napoleon and his family. Désirée is enchanted by the young officer, and he asks her to marry him. But he must leave for Paris, where he meets his eventual wife Josephine. A heartbroken Désirée is unsure she'll ever find anyone again. A love story, but so much more, Désirée is the tale of a simple merchant's daughter who ends up with a kind of royalty she never an unforgettable story just waiting to be reborn.
Annemarie Selinko (September 1, 1914 - July 28, 1986) was an Austrian novelist who wrote a number of best-selling books in German from the 1930s through the 1950s. Although she had been based in Germany, in 1939 at the start of World War II she took refuge in Denmark with her Danish husband, but then in 1943, they again became refugees, this time to Sweden.
Many of her novels have been adapted into movies and all have been translated into numerous languages. Her last work Désirée (1951) was about Désirée Clary, one of Napoleon's lovers and, later, a queen of Sweden. It has been translated into 25 languages and in 1956 was turned into a movie with Marlon Brando and Jean Simmons. It is dedicated to her sister Liselotte, who was murdered by the Nazis.
Bibliography
* Ich war ein häßliches Mädchen (I Was an Ugly Girl), Vienna: Kirschner Verlag, 1937; Made into a film, West Germany, 1955. * Morgen wird alles besser (Tomorrow is Always Better), 1941; Made into a film, Morgen gaat het beter, Netherlands, 1939 * Heute heiratet mein Mann (My Husband Marries Today), 1943; Made into a film, West Germany, 1956. * Désirée, 1952; Made into a film, U.S., 1954.
این کتاب واقعا از تصورم بهتر بود. فکر میکردم یه داستان عشقی متوسط باشه و کل کتاب از افسوس و ناراحتی دزیره برای از دست دادن ناپلئون بگه. اما این کتاب واقعا خوب بود. من معمولا از کتابهای تاریخی و بی نهایت اسمهای جدید لذت نمیبرم؛ اما این کتاب رو واقعا دوست داشتم. توصیفهای کتاب کاملا مناسب بود و زیاده گویی نکرده بود. در مورد اسامی و القاب به خوبی توضیح داده بود و شخصیتها رو جوری توصیف کرده بود که به خاطر سپردنشون خیلی راحت شده بود. حتی وقایع و جنگها رو خیلی خوب توصیف کرده بود. به نظر من روایت داستان از زبان دزیره به صورت اول شخص، باعث جذابیت بیشتر داستان شده بود و حس همذات پنداری رو القا میکرد. من واقعا نگران پیشنهاد تزار در مورد اون دوشس روسی شده بودم😂
یک داستان واقعی و فراموش نشدنی از ملکه ی سوئد و نروژ و همسر شاه شارل چهاردهم.... دزیره نه خیلی زیبا بود و نه خیلی باهوش البته از گفته ی خودش...و نه به دنبال پست و مقام و یا شهرت بود...علت شهرتش فقط علاقه ی دو نفر از قدرتمندترین مردان زمانش به او بود...همه ی اطرافیان دزیره به قدرت رسیدن و خودشونو باختن...اصطلاحا شدن تازه به دوران رسیده...اما دزیره هیچوقت نخواست آدم دیگه ای بشه و تغییر کنه... کتاب اول رو سریع تموم کردم اما سرعتم برای کتاب دوم خیلی کمتر شد...چون نمی خواستم تموم بشه... انقدر تصویر پردازی ها عالی بود و قشنگ تمام جنگ ها و صحنه ها رو شرح داده بود که انگار می دیدیشون...حس می کنم از ۱۴ سالگی تا ۴۹ سالگی دزیره رو باهاش زندگی کردم تو این مدت.... ارزش یک بار خوندن رو داره... امتحانش کنین💜😊
عزیزترین کتاب من☺️ با خودم فکر می کنم اگر قرار باشه زمانی فقط یک کتاب، فقط یک کتاب در یک چمدان با خودم ببرم اون کتاب دزیره خواهد بود. وقتی تاریخ با عشق همراه بشه ،خوندنش خیلی شیرین میشه خیلی دلم خواست برای دوست داشتنی ترین کتابم، بهترین و دلی ترین ریویو رو بنویسم اما وقتی نوشته پشت کتابو خوندم دیدم همونیه که من میخوام: " لحظه های تاریخ هیچ گاه از عشق خالی نبوده است و آن گاه که عشق به تاریخ ورود می کند. تاریخ رنگ و بویی تازه به خود می گیرد و شوری دیگر می انگیزد. و دزیره قصه عشق است. عشق دختری نوجوان به ژنرالی گمنام و ناآشنا که با چرخش روزگار و به لطف دست های ناپیدای تقدیر، برجسته ترین و ماندگار ترین چهره تاریخ سده های اخیر جهان می شود و نامی آشنا می یابد: ناپلئون بناپارت. بناپارت نماد قدرت طلبی، عهد شکنی و برتری جویی است و عشق این خصال و صفات را برنمی تابد و آنگاه که معشوق همه هستی خود را در قمار عشق به تمنا نهاده است، ناکام می ماند تا خود را به دست مرگ بسپارد و دست قدرتمند عشقی دیگر اورا از میان اندوه و رنج می رهاند و به زندگی تازه ای فرامی خواند که سراسر مهر است و عشق و دلبستگی. دستانی که از آستین ژنرال دیگری برون آمده تا مهر بورزد و نوازش ببخشد؛ دست های ژان باپتیست برنادوت. ژنرال فرانسویی که به سوئد دعوت می شود تا تاج پادشاهی بر سر نهد. و آنگاه که دزیره در اوج شکوه، در مقام ملکه سوئد در کنار همسر خویش است، آن ژنرال جوان دیروز، در هم شکسته و خرد در جزیره الب روزهای تبعید را پشت سر می گذارد و این گونه است که تاریخ منتقم پیمان شکنان عشق است."👌 .
چند سال پیش این کتابو خوندم دو جلدی گل گلی. یادمه زیاد ازش خوشم نیومد ، خیلی شخصیت دزیره با شخصیت من فاصله داشت. نمیفهمیدمش. بعدا دادم کتابو به دختر عمه ام که بخونه و اون خیلی خوشش اومد. برداشتش از کتاب صد و هشتاد درجه با من فرق داشت. فهمیدن فرقه بین آدمها، بین منی که همیشه جنگیدم تا واسه خودم زندگی بسازم و مردها هیچوقت شخصیت اصلی زندگیم نبودند و دختر عمه ام که همیشه شخصیت فرعی داستان یه مرد بود و همیشه منتظر که شاهزاده از راه برسه. اینکهر راه کدوممون درست بود بنظرم بزرگترین سوالیه که فمنیست هم توش مونده. کتابو قبل از اینکه از ایران بیام به صمیمی ترین دوستم یادگاری دادم. نمیدونم که خوندش یا نه.
چقدر حیف که تمام شد. چفدر زیبا و جذاب بود زندگینامه همشهری برناردین اوژنی دزیره کلری... دختر یک تاجر ابریشم اهل مارسی که یک شب خواب ماندنش در تالار شهر، باعث عوض شدن زندگی اش می شود. کسی که به یکی از تأثیرگذارترین زن های زمانه خودش تبدیل می شود، در حالی که خودش به آن باور ندارد و بارها تکرار می کند که یک شخص معمولی است و هیچ برتری ای نسبت به مردم عادی ندارد. اصلا تصور نمی کردم که بتونم با این کتاب ارتباط برقرار کنم، اما خواندن همان چند صفحه ی اول نظر من را تغییرداد و چقدر خوب که تا پایان، کتاب تمام ویژگی های متمایز خودش رو حفظ کرد به طوری که با وجود تاریخی بودن روایت و زیاد بودن حجم آن به هیچ عنوان در هیچ کجای آن از جذابیتش کاسته نشد و حتی در جاهایی که حس تکراری شدن اتفاقات برای منِ مخاطب پیش می آمد با عوض کردن فضا و اوج و فرود پیدا کردن قصه این احساس رو کاهش می داد. به طور کلی این کتاب رو به کسانی که به رمان تاریخی یا رمان عاشقانه علاقه دارند پیشنهاد میکنم و لازمه که بگم در هیچ کدام از این دو موضوع افراط و تفریط به وجود نمی آد و مطمئنا هر دو گروه و میتونه به اندازه کافی راضی نگه داره.
این رمان بر مبنای زندگی واقعی ملکه دزیره نوشته شده و با توجه به اینکه روایتگر سالهای بعد از انقلاب اول فرانسهست، اطلاعات خوبی راجع به تاریخ فرانسه در اختیار آدم قرار میده. روایت کتاب از سال ۱۷۹۴ شروع میشه و تا سال ۱۸۲۹ رو شامل میشه. روند تکاملی شخصیت ناپلئون بناپارت تا حدی در این کتاب بازگو میشه و ماجرای عشقش به دزیره، بستر خوبی رو برای پیشبرد رمان ایجاد میکنه. افراد مهمی مثل بتهوون و گوته هم توی کتاب حضور کمرنگی دارند و مواجه شدن باهشون توی روند داستان جذابه و باعث میشه بیشتر حس کنیم که همهی این اتفاقات نه ساخته و پرداخته ذهن نویسنده، که بر مبنای اتفاقات دنیای واقعی نوشته شدند. دیدن فیلمی که بر مبنای این کتاب ساخته شده و مارلون براندو و جین سیمونز توش بازی میکنند هم چندان خالی از لطف نیست.
داستانی بسیار جذاب و روان از زندگی یک دختر معمولی در گیر و دار اتفاقات بزرگ...! این کتاب رو یک رمضان و به اصرار خواهرم دست گرفتم... اون زمان اصلا فکر نمیکردم از پس داستانی به بلندی دزیره بربیام اما درست مثل خود رمضان اصلا نفهمیدم که چطور تمام شد! بعضی لحظات چنان عالی تصویر سازی شدند که بعد از چندین سال هنوز هم به خوبی بیاد میارمشون...در اولین فرصت دوباره میخونمش. لینک هردوجلد در طاقچه: https://taaghche.com/book/126482 https://taaghche.com/book/126483
خب من نمیدونم چیزایی که تو این کتاب نوشته شده تا چه حد بر اساس واقعیته چون خیلی جزئیات توش داره. یادمه دفعهی قبل که خوندمش خیلی بیشتر لذت بردم. الآنم به نظرم کتاب بدی نبود ولی از یه جایی به بعد خوندنش واقعا سخت شده بود و بیشتر این به خاطر عوض شدن عقاید خودم بود.
بالاخره تموم شد. انقدر کتاب برای من جذاب و مفید بود که نمیخوام به نقص هاش فکر بکنم و بهش پنج ستاره میدم. هم عاشقانه هم تاریخی هم سیاسی هم ... خلاصه یک مجموعه جذاب و کامل که تو هیچ بخشیش گزافه گویی نداشت. پ.ن. عاشق اوژنی کلری شدم.
فکر میکنم تاریخ در حق ژان باپتیست بزرگوار کوتاهی کرده ، هنوزم حس میکنم قلبم نمیتونه در مقابل این حجم از عظمت تاریخ طاقت بیاره . در یک کلام فوق العاده بود . و تو دزیره عزیز، در عین سادگی به نظرم اتفاقا بسیار باهوش و باذکاوت بودی و البته زیبا .
آن ماری سلینکو با روایت اول شخص و صمیمی دزیره، شخصیت های تاریخی را از پشت نقاب قدرت بیرون می آورد و آن ها را به انسان هایی واقعی با عشق، ترس، ضعف و جاه طلبی تبدیل میکند. از نظر من نقطه قوت این کتاب این است که میان عشق، سیاست و تاریخ تعادلی کم نظیر برقرار میکند. نه آنقدر عاشقانه است که تاریخ را فراموش کنی و نه آنقدر تاریخی که از شخصیت ها و احساساتشان فاصله بگیری و این ترکیب هنرمندانهی عشق و تاریخ در همراهی با نثر روان، این کتاب را به اثری تبدیل کرده که به راحتی نمیتوان فراموشش کرد و با وجود حجم زیاد، هیچگاه خسته کننده نمیشود.
فکر نمیکردم یک داستان و رمان تاریخی ، انقدر برام جذاب و پرکشش باشه . داستانی که توسط اولین عشق ناپلئون بناپارت ، روایت میشود و ماجراهای باورنکردنی ظهور و افول ناپلئون نیز در آن گنجانده شده است . داستان دختری از طبقه ی عادی جامعه که فرزند یک تاجر ابریشم است و زاده ی دوران انقلاب فرانسه و یک جمهوری خواه که در چهارده سالگی دلبسته و معشوق ناپلئون میشود اما در نهایت با عشقی دیگر آشنا و مزدوج شده و سال ها بعد ملکه ی سوئد و نروژ میشود. روایت ها پشت سرهم نیستن و سیر تاریخی یکنواخت و پشت سرهمی ندارند گاهی گذر ایام در داستان به ماه ها و سال ها بعد موکول می گردد . داستانی بر اساس واقعیت بود و روان و ساده خوان ، اما وقتی شروع کنی دوست داری بی وقفه بخوانی در کل شاید خواندن دو جلد برای من هشت الی ده روز طول کشید . ترجمه هم خوب و روان بود اما احساس کردم به دلیل چاپ تحت عنوان مجموعه ی کلاسیک ها برای نوجوانان کمی آن رو تحت تاثير قرار داده بود و شاید سانسورهایی داشت اما در داستان و فهم ماجرا تاثیر چندانی نداشت .
To be honest with you going into this book I expected it to be a hard-core love story between Napolean and Desiree. It wasn't and here's why I'm glad. It was a mellow and soft sort of love story but between Desiree and her husband Karl XIV Johann who became the King of Sweden and Norway. A journey From young love to a lasting one. Quite an enjoyable read. The head strong queen-to-be is quite a relatable protagonist. Now let's get to cons, Too much political descriptions which I guess are unavoidable in historical fiction. The translator has done a fantastic job 👏🏻
رمان «دزیره» ترکیب جذابی از تاریخ و داستانه. از یک طرف، تصویر خوبی از دوران پرآشوب فرانسه و ظهور ناپلئون میده و از طرف دیگه، زندگی شخصی و احساسات دزیره رو طوری روایت میکنه که خواننده راحت باهاش همراه میشه. نثر کتاب روانه و داستان کشش خوبی داره، طوری که آدم دلش میخواد بدونه چی به سر شخصیتها میاد. بهنظرم انتخاب خوبی برای کسانی است که هم به رمان عاشقانه علاقه دارن و هم دوست دارن کمی تاریخ یاد بگیرن. این کتاب رو یکبار در دوران نوجوانی خونده بودم و حالا بعد از سالها دوباره سراغش رفتم و هنوز هم خوندنش همونقدر برام لذتبخش بود.
بعد از چندین ماه گوش دادن به صدای شیما درخشش عزیز دزیره تموم شد و یک جای گرم و دنج گوشه ی قلبم به حیاتش ادامه میده... این کتاب برای من کنار زدن سایه هایی بود که روی زنانگی ام زده بودم و باعث شد با زنانگی خودم صادقانه روبرو بشم
_______ لحظه هایی از تاریخ هیچ گاه از عشق خالی نبوده است و آنگاه که عشق به تاریخ ورود پیدا می کند تاریخ رنگ و بوی تازه ای به خود می گیرد و شوری دیگر می انگیزد.
چرا وقتی مرد نازنینی مثل ژان پاپتسیت وجود داشته من سالها عمرم را تلف کردم و نشناختمش؟ چرا واقعا باید ناپلئون بیشتر اسمش به گوشم خورده باشه؟ من بی اندازه اراتمند این مرد فوق العاده شدم.