بخش هایی از کتاب که از زبان کودک درباره عادت هایش در مدرسه است برای من خیلی باورپذیر بود و واقعا خنده دار همان بخشی که در خلاصه نسخه طاقچه آمده و منو به خرید تشویق کرد.. ابتدای بخش دوم توضیحاتی درباره ی خانواده خودش می دهد که نه بامزه است و نه باورپذیر. انگار یک نفر نشسته دارد مسخره میکند و اصلا هم خنده دار نیست. منظورم از باورپذیر اصلا باور کردن نیست منظورم بامزه بودن شوخی ها و مسخره نبودن آنهاست. و البته کمی هم به رفتار بچه های وسواسی میخورد. درکل کتابی است مناسب زمان های مرده توی تاکسی و ... .
کتاب شامل یازده داستان کوتاه میشه که بر اساس زندگی شخصی و تجربه های خود نویسنده نوشته شده. داستان ها با زبان اول شخص و طنز روایت میشن. اما این طنز خیلی آشکار نیست، بلکه بصورت طنز تلخ و درونی در نوشته ها آورده شده. (طوری که گاهی ممکنه اصلا متوجه نشیم) پس نباید انتظار قهقهه زدن موقع خواندن کتاب رو داشت! . داستان ها روان هستن شاید در ابتدا جذاب نباشن و خسته کننده به نظر بیان، اما هر چقدر که جلوتر میرم کمی جذاب تر میشن. ترجمه کتاب هم خیلی خوب و روان بود. (ترجمه های آقای خاکسار نیاز به تعریف ندارن)
اساسا با نوشته های دیوید سداریس حال می کنم، طنز فهمیدن نبوغ خاصی می خواهد اما نوشتن آن، دیگر سخت تر است. این میزان از فانتزی بودن نوشته ها به شدت دلچسب است. تعجب می کنم اینقد کم خونده می شه کتاب هاش، فکر می کنم به خاطر تفاوت فرهنگی با آمریکاست یا درک درستی نسبت به آن نداشتن.
اولین کتابی بود که از سداریس خوندم.طنز ظریف و شوخیهایی که با پدر و مادرش داشت شبیه خندیدن بدون لهجه فیروزه دما بود. سیاره میمونها رو بیشتر از بقیه داستانها دوست داشتم. دو کتاب دیگه از سداریس رو در لیست انتظار گذاشتم.
بینظیر. داستان های کوتاه سداریس در حد داستان های بوکفسکی برای من جذاب بود. سداریس هم مثل بوکفسکی داستان هاش اتوبیوگرافی خودشه، با کلی طنز سیاه و باحال. شوخی های دارک کتاب با مسائلی مثل معلولیت خیلی باحال بود از نظر من و اگر با دارک کمدی ارتباط برقرار میکنید حتما این کتاب رو تو واچلیست خودتون بذارید. پن: قطعا خوندن داستانها با زبان اصلی تجربه بهتری رو بهتون میده.
با وجود آن که سداریس با خلق موقعیت های طنز از زندگی واقعی خودش معرفی میشود اما خواندن کتابهایش برای من نه تنها طنزی به دنبال ندارد که عمیقا دردناک و هراس آور است و در بسیاری از موقعیت های طنزگونه اش، پتانسیل شخصی من را در انجام اقدامی مشابه یا گیر افتادن در مخمصه ای با همین جزییات را یادآوری میکند. اندوه، گرسنگی و بیگانگی مادر بزرگ در داستان « مادر بزرگت را از اینجا ببر»، صداهای همواره همراه در «طاعون تیک»، وحشت همیشگی از هر پدیده ساده ای در «غول یک چشم» و مابقی داستانها ، درد آور ، تجربه شده و نزدیک بودند.
کتاب «مادر بزرگت را از اینجا ببر» مجموعه ای از ۱۱ داستان کوتاه است که به جز « شب مردگان زنده» مابقی از کتاب “Naked” انتخاب شده اند . مجموعه کامل این کتاب به دلیل قوانین جمهوری اسلامی قابل ترجمه نبوده اند .
سداریس خوب مینویسد و پیمان خاکسار قطعا بسیار خوب ترجمه میکند.
Though Sedaris was known because of humorous situations he created, reading his books not only isn't humorous for me, it's deeply painful and frightening. He reminds me of my potential to do such a ridiculous action or getting into exactly similar trouble. Grandma's grief, hunger and being elien in "Get Your Ya-Ya's Out!", the sounds that are always heard in "Tick Plague" and eternal horror in "Cyclops" and other stories, are all Painful, experienced and close. "Get Your Ya-Ya's Out!" is a collection of 11 short stories that except "Nuit of the Living Dead" are selected from the "Naked" book. "Naked" complete collection can not be translated to Persian due to Islamic Republic Regulation.
Sedaris writes well and Payman Khaksar translates very well.
. این کتاب را هم دقیقا وقتی شروع کردم، که نیازش داشتم. البته به گمانم این یک گزاره احمقانه و برداشتی است که آدم دلش میخواهد از شرایط ساینده دنیا داشته باشد تا احساسش را نسبت به وقایع کمی بهتر کند؛ با این حال «مادر بزرگت رو از این اینجا ببر» را وقتی شروع کردم که تقریبا از همه آدمها ناامید شده بودم، چون فکر میکردم هیچ انسان یونیکی در دنیا وجود ندارد و همه تکرار و مجموع و مضروب همهشاناند. سداریس نشانم داد این طور نیست، آدمهای این داستان آنقدر واقعی بودند که از شدت کمیک بودن ماجراهایشان بارها خندیدم و چند باری هم اعصابم خورد شد که این زندگی چه قدر وحشی است که چنین چیزهایی را میآفریند. داشتم فکر میکردم خب با این حال، بعد از تمام کردن این کتاب، باز هم فرو میهلی توی دنیای واقعیت و تکرارهای بیمعنای زنننده، که به ذهنم رسید بروم کتاب را بگذارم بین در آلومینیومی و از آن عکس بگیرم -واقعا نمیدانم چرا- و بعد کتاب وووشتی سر خورد پایین و بین زبانههای در گیر کرد. افتادیم به خندیدم و دیدم، شاید من هم، این بین و توی این خفگی و ناامیدیای که از واقعیت دارم، یکی از این کاراکترها باشم. خوشحال شدم که شاید روزی آقای سداریس مآبی من را هم مینویسد.
کتاب مادربزرگت رو از اینجا ببر، مجموعه داستانی بهم پیوسته اثر دیوید سداریس است که شامل مجموعهای از مقالههای داستانیِ طنزآمیز است که اولینبار در سال ۱۹۹۷ منتشر شد. سداریس در این اثر پرفروش، رنگ تازهای به خاطرهنویسی میبخشد و با لحنی گرم و جذاب و البته آمیخته به طنز، به زندگی خود، اعضای خانوادهاش و جهان بینیاش میپردازد.
داستانهای کوتاهی از طنزپرداز امریکایی دیوید سداریس با ترجمه ی عالیه پیمان خاکسار.بیشتر داستان ها هم مربوط به خانواده ی خودش هست ،کلا ارزش خوندن داره،پدرشون مهاجر هست و یکسری از اتفافات ناشی از فرهنگ های مختلف هhttps://taaghche.com/book/42991/%D9%8...