Jump to ratings and reviews
Rate this book

شهر شرنگ

Rate this book
تهران با همه یه جور حساب نمی‌کنه، با بعضیا یه کم بیشتر کنار میاد با بعضیا کمتر، ولی با آدمی مثه من که تازه از حبس در اومده و می خواد دور خلافو خط بکشه، هیچ جوره کنار نمیاد. خشن‌ترین باج‌گیر این شهر خود تهرانه، خفتت می‌کنه، پاشو می‌ذاره روی گلوت، روزی پنجاه تومن بهش ندی خرخره‌تو له می‌کنه. مثه تیرآهنی که می‌افته رو کارگر ساختمون، خراب می‌شه رو سرت. شاید بتونی خودتو نجات بدی ولی شک نکن سالم نمی‌مونی.

200 pages, Paperback

First published January 1, 2019

30 people want to read

About the author

امین حسینیون

11 books23 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
20 (31%)
4 stars
11 (17%)
3 stars
15 (23%)
2 stars
6 (9%)
1 star
11 (17%)
Displaying 1 - 16 of 16 reviews
Profile Image for Parastoo.
98 reviews467 followers
July 7, 2019
قصه‌ای از جنس پاورقی‌های مجله‌های قدیمی. روایت خطی و سرراست. ماجراهای پی‌درپی با طنز خفیف. من مشتری قصه‌های خوش‌خوانم و این رمان هم سرگرمم کرد. ارادت نویسنده به اجاره‌نشین‌ها (خلق یه عباس‌آقا سوپرگوشت جدید) و همین‌طور ارادتش به پوارو (قول دادن حق‌بگیر داستان به مقتول) معلوم بود
Profile Image for Razieh mehdizadeh.
369 reviews78 followers
May 16, 2020
قصه گو. در ژانر خودش همه چیز به سامان. نثر و زبان و اتفاقات و فضای ذهنی راوی.
توصیه می کنم.
از اداهای فلسفی و کافه نشینی و روشنفکری ادبی و بازی های فرمی هم خبرینبود خداروشکر.
.
بیشتر می نویسم از کتاب
.
.
شهر شرنگ را که شروع کردم با خودم گفتم زبان سلین و مضمون برج سکوت. اما ادامه دادم و خوشم امد. ساده و قصه گو و پیرنگ روشن و مشخص و بدون ادااصول فلسفی و چس ناله های کافه ای و روشنفکرانه بود. یک داستان ساده را پی می گرفت و همان را برایت می گفتو. من این کتاب را توصیبه می کنم برای خواندن. ممکن است ژانر یا محتوای اثر را دوست نداشته باشد کسی که سلیقه ای ست اما رد نوع خودش انجسام داشت. فضاسازی و قصه و زبان و ماجرای پرکشش.
.
بعقوب شرنگ زخم خورده ی تهران است اما با معرفت است و دوست دارد به طلایه کمک کند و وقتی می بیند که مسعود دوست پسر طلایه را می کشند در مرام خودش نمی بیند که او را کمک نکند.
" از اینا که تو فرمانیه به دنیا میان و ولنجک از دنیا می رن و تا آخر عمرشون یه بار پاشونو شوش نمیذارن تو چون مسیر فرودگاه امام نیست."
.
از جاییکه طلایه پیدا می شه کتاب کمی افت می کنه و حرف ها و تحلیل های فلسفی یعقول از تهران هم کمی براش زیاده از حده.
یکی از ویژگی های مثبت کتاب، حرکت داشتن و پویایی ست که در یک خانه و یک فضا گیر نمی کند و سوار ماشنی می شود و به باغ و بالاشهر و پایین شهر و.. می رود. در حرکت است و این یخلی مهم است- مخصوصا که من این کتاب را در روزهای خانه نشنی کرونا خوانده ام و قرنطنیه ی 30 روز از خانه بیرون نرفتن-
." حبیب داشت نی گفت اگه یه درخت هشک و بی بر وسط کویر باشه چه بلایی سرش میاد" این تیکه های حبیب گوش دادن تو ماشین عالیه.
.
یه جاهاییش بالیوودی می شه ولی بامزه ست در کل.
.
ازپارکینیگ فرودگاه اومدم بیرون. من. پیکان. اتوبان
Profile Image for Hoora.
175 reviews26 followers
October 21, 2020
یک داستان معمایی جنایی ساده و سر راست، خوش خوان و بامزه. با یک شروع و پایان خوب. از توصیف تهرانِ این کتاب، خیلی خوشم آمد. و خواندنش برایم دلچسب بود...
61 reviews4 followers
February 3, 2020
لحن و طنز خوبی داشت ولی داستان از یه سری تیپ های معمول قصه های ایرانی استفاده کرده بود که البته بد نیست اما باب سلیقه من نیست.
اما به طور کل استفاده جدیدی چه در لحن و چه در پرداخت در همان تیپ‌ها داشت.
Profile Image for مسعود.
Author 5 books341 followers
March 16, 2020
اگر از آن دست خواننده‌هایی هستید که در داستان به جستجوی شگفتی‌های فرمی و پیچیدگی‌های روایی آمده‌اید، این کتاب رها کنید و به سراغ تقریبا هر اثر داستانی دیگری که این روزها در ایران نوشته و منتشر می‌شود بروید؛ اما اگر داستان جذاب، پرماجرا، خوشخوان و به قول فرنگی‌ها ورق‌برگردان* می‌گردید، این شما و این «شهر شرنگ» نوشته‌ی امین حسینیون.
در این داستان، با جوانی طرفیم که تازه از زندان آزاد شده و به شغل شریف کار‌راه‌بندازی مشغول شده است. زنی به سراغش می‌آید با سفارش کار: دخترم گم شده، پیدایش کن. راوی اما نمی‌داند که با پذیرش این سفارش قدم در چه بازی پرخطر، پرماجرا و البته خونینی می‌گذارد.
شهر شرنگ، همچنین پر است از جملات قصاری از جنس فیلم‌های مسعودهای کیمیایی درباره زندگی و رفاقت و مرام و معرفت و عشق و خیانت و پول و ... و واقعیت آن است که از نظر داستانی هم کاملا به همان فضا گرایش دارد اما از خوش‌ساختی فیلم‌های درجه یک بزن‌بکش و پرماجرای هالیوودی هم بهره گرفته و استخوان‌دار از آب درآمده است.
به این اضافه کنید چندین مورد بینامتنی با آثار سینمایی و ادبی مهم ایران که البته در حد اشاره و تلمیح است و موجب فراغ خاطر خواننده آشنا به فرهنگ و هنر ایرانی.
ختم کلام، بسیاری از ما تلاش داریم داستانی بنویسیم که همه ساختارها را در هم بشکند، با پیچیدگی‌های روایی و فرمی آراسته شده باشد و چیزی را در جهان ادبیات دگرگون کند، بی آن که اصلا بلد باشیم یک داستان کاملا معمولی، خطی، به زبان آدمیزاد، جذاب و در چهارچوب‌های اصول مدرسه‌ای داستان‌نویسی بنویسیم. شهر شرنگ امین حسینیون از همه آن‌ جاه‌طلبی‌های رایج این روزها که گفته شد بی‌بهره است و بی یک کلمه حرف اضافه داستانی است با روایت خطی، جذاب، پرماجرا و با نثری روان و پرکشش و از آن داستان‌هاست که باز کردنش با اراده خودتان است و بستنش یا به اراده نویسنده و یا به جبر متابولیسم و فیزیولوژی

* ورق‌برگردان ترجمه بداهه‌ام از
Page turner
است، یعنی داستانی که هی می‌خواهی دو صفحه دیگر هم بخوانی و ورق بزنی ببینی بعدش چه می‌شود و ... اگر ترجمه بهتری می‌شناسید ممنون می‌شوم راهنمایی بفرمایید
Profile Image for Tannaz.
732 reviews52 followers
May 9, 2020
خیلی خیلی عالی بود. توصیه می‌کنم حتما بخونیدش
Profile Image for Shabnam_wr.
127 reviews7 followers
September 27, 2024
لحنی که نویسنده برای شهر شرنگ برگزیده بود رو می شد توی همه ی جمله های کتاب حس کرد و به نظرم این نکته مثبت کتاب بود . اینکه از اول تا آخر به یک لحن واحد ، پایبند بود.
شهر شهرنگ راجع به زندگی شخصیتی هستش به اسم یعقوب شرنگ که کارش راه انداختن کار ثروتمندان هستش. اولین مراجعه کننده زنی هستش که دخترش گم شده و از یعقوب میخواهد که اون رو پیدا کنه....
پایان داستان تراژیک نیست .
مکان داستان تهران هستش.
توی فیدی پلاس میتونید بخونیدش.
Profile Image for mohamad jelvani.
284 reviews66 followers
May 9, 2022
نمی‌دانم اصطلاح بوکوفسکی ایرانی درست است یا نه اما به نظرم می‌تواند خوب سبک این نویسنده را توضیح بدهد.
داستان ایرانی خون می‌خواهد و این داستان پرخون و جگردار به هر دو معنا خوب به دلم نشست.
قصه‌ی چفت و بست‌دار، شخصیت‌پردازی قابل قبول، دیالوگ‌های بجا و خیلی از امتیازهای دیگر که می‌تواند یک داستان را خواندنی و به یادماندنی کند در این داستان وجود داشت و خواندنش را لذت‌بخش می‌کرد.
نه زیاده‌گویی داشت و نه آه و ناله. نه شعاری بود و نه چاله‌میدانی. در حالی که قصه طوری بود که می‌توانست به همه‌ی این ضعف‌ها فرو رود.
خواندنش وقت زیادی نمی‌گیرد. اوقاتتان را خوش می‌کند. توصیه می‌شود.
Profile Image for Sara Eslami.
85 reviews3 followers
August 10, 2020
شهر_شرنگ، سه تم جنایی دارد. اگر سینمای ایران عادت به اقتباس ادبی داشت، می‌شد از روی آن فیلمی دیدنی ساخت.

کاش شهر شرنگ را قبل از مرداد دیوانه و شهریور شعله‌ور محمدحسن شهسواری خوانده بودم. در آن صورت، احتمالا لذت بیشتری از آن می‌بردم. یک اشکال من شاید این باشد که موقع خواندن بعضی کتاب‌ها، آنها را زیاد با آثار دیگری که خوانده‌ام مقایسه می‌کنم و این عادت، لذت خواندن آنها را برایم کاهش می‌دهد.

امین حسینیون، از جنوب تا شمال تهران را به فضایی برای رخدادهای داستان خود تبدیل و قهرمانی را خلق کرده، که تصمیم می‌گیرد کاری را انجام دهد و آن را با پشتکار و گام به گام، به سرانجام می‌رساند.
63 reviews2 followers
June 28, 2020
کتابهای ژانر مخاطب خودشون رو دارن و من معمولا مخاطب این دسته از کتابها نیستم...بیشتر از اینکه بخش هیجانی و داستان منو جذب کنه، توصیفات نقطه نقطه تهران من رو جذب کرد...برای اولین تجربه خوندن این دسته از کتابها به حدی جذاب بود که تصمیم بگیرم چند کتاب دیگرو امتحان کنم...و البته باعث شد نتونم کتاب رو کنار بزارم و ساعتها درگیرم کرد
Profile Image for محمد معتمد.
87 reviews4 followers
May 17, 2020
امین حسینیون در شهر شرنگ در یک زمینه بسیار خوب کار میکنه.شهر در رمان های نوآر خودش یک شخصیته و برخلاف خیلی از رمان های جنایی ایرانی که فضا و شهرشون کپی بی بر و برگرد از نوآرهای خارجیه در شهر شرنگ تهران به معنای واقعی حضور رعب انگیزی داره.نویسنده با تبحر همزمان هم اصالت تهران رو حفظ میکنه و هم یک شهر نوآر ازش میسازه که کثافت تو لایه به لایه ش موج میزنه و هر لحظه ممکنه یه نفر از پشت بزندت.اما همونقدر که توی این فضا خوب عمل میشه در زمینه پلات و شخصیت باز به سمت کلیشه ها کشیده میشه.کلیشه در ژانر تا جایی مورد قبول و حتی شاید الزامیه ولی توی شهر شرنگ خیلی رو این منوال جلو میره در حدی که برای کسی که طرفدار این ژانر و فضا باشه کمی بعد از شروع تقریبا داستان براش مشخص میشه.
از یک طرف کاراکتر یعقوب هم همینطوریه.کاملا استوار بر کلیشه و حتی کمی باور ناپذیر.برعکس کاراکتر اصلی ماجرای خونزاد که رفتار و تصمیماش به موقعیت و شخصیتش می خورد،یعقوب نه گذشته و نه حالش زیاد باهاش سنخیتی نداره.
Profile Image for Mojtaba Rafiei-korogan.
Author 3 books3 followers
April 3, 2021
اگر از ادبیات ژانر کارآگاهی / معمایی را دوست دارید و به ادبیّت داستان اهمیتی نمی‌دهید از این کتاب خوشتان خواهد آمد. داستان بیش‌تر حال و هوای سینمایی دارد و به سیاق سینمای عامه‌پسند کاراکتر اصلی یک جوان یک‌لاقبای عارف‌مسلک اخلاق‌مدار است. داستان روان است و خواننده‌ی علاقه‌مند را با خود همراه می‌کند
Profile Image for Dorsa.
18 reviews2 followers
Read
April 5, 2021
جذاب،‌گیرا و خیلی انسانی و قابل درک. دوستش داشتم
Profile Image for Amir Abbasian.
Author 13 books4 followers
June 4, 2021
دیشب نمی‌دونم چرا این‌جوری کتاب رو برای دوستم توصیف کردم: «انگار مازیار میری داره یکی از قصه‌های کیمیایی رو می‌سازه. حالا نه که واقعا منظورم این باشه، بیشتر یه مثال بود برای این که مشخص کنم چقدر ناهمگونه. البته قصه شروع و پایان و خط صافی داره. ولی پر شده از چیزهایی که به هم میان و نمیان. ایرادی که از همه بیشتر اذیتم می‌کنه جهان‌بینی و قضاوت‌های خود نویسنده‌ست در شخصیت «شرنگ» .دو تا جهان‌بینی که با هم خیلی فاصله دارند و ظاهر نویسنده و خود شرنگ هم همین‌طور.
این اذیت می‌کنه تا ته قصه.
انگار داری شیک می‌خوری، ولی هنوز خوب همه چیزش با قاطی نشده. آب و دون جداست.
البته از اون دسته قصه‌ها نیست که من خوشم بیاد، ولی اگر همگن‌تر بود راحت‌تر می‌تونستم بخونمش و دست‌کم این‌جا امیتاز بیشتری بهش بدم.
Profile Image for Hami.
305 reviews3 followers
July 15, 2023
داستان سرراست بدون پیچیدگی و بازی‌های فرمی و روایت های تودر تو به علاوه کمی بانمکی‌های رایج روزمره جوانانهو کمی چاشنی اندوه و هجران در متن داستان پلیسی و اندکی شوری خلاف و خفن بودن آدم ها (مثلا اونجا که میگفت من هیولام، کدوم هیولا برادر من؟ طرف با 4 فقره قتل و 8 فقره شکنجه به خودش نمیگه هیولا. میگه تنها عیبم اینه که مهربونم و به همه زود اعتماد می‌کنم :) اونوقت تو میگی من هیولام؟ )
Profile Image for Rezwan.
28 reviews4 followers
July 26, 2020
تهران با همه یه جور حساب نمی‌کنه، با بعضیا یه کم بیشتر کنار میاد با بعضیا کمتر، ولی با آدمی مثه من که تازه از حبس در اومده و می‌خواد دور خلافو خط بکشه، هیچ جوره کنار نمیاد.
خشن‌ترین باج گیر این شهر خود تهرانه، خفتت می‌کنه، پاشو می.ذاره روی گلوت، روزی پنجاه تومن بهش ندی خرخره تو له می‌کنه.
مث تیر آهنی که می‌افته رو کارگر ساختمون، خراب میشه رو سرت.شاید بتونی خودتو نجات بدی ولی شک نکن سالم نمی‌مونی .
.
یعقوب شرنگی یه خلاف کار سابقه داره که بعد از پنج سال از زندان ازاد شده و به قول خودش به شغل شریف کار راه بندازی مشغول شده. اولین کسی که میاد سراغش یه خانم پولداره که دنبال دختر گمشده‌ش می‌گرده و از یعقوب می‌خواد بره دنبال دخترش. اما همه ماجرا به این سادگی نیست...
.
شهر شرنگ قصه فقیر و پولداره. قصه یعقوبی که تمام آرزوش داشتن یه یخچاله تا بتونه پرش کنه و در مقابلش آدمهایی‌ان که تو سربالایی تهرون زندگی می‌کنن و واحد پولشون به دلار و یوروئه.
شهر شرنگ سرک می‌کشه به کوچه پس کوچه های تهران و واقعیت زندگی رو میاره تو روی مخاطب. داستان تلخی داره اما طنزی که در سراسر کتاب حاکمه از تلخی داستان کم می‌کنه.
.
این کتاب بیشتر بر لحن و زبان راوی سواره.
ادبیات راوی به شدت روان، قصه گو و شیرینه و حرفهاش پر از تک گویی ها و جملات قصار‌ و جذابه.
.
کتاب معما هم داره اما نه خیلی پیچیده و درگیر کننده. گره‌ها خود به خود باز می‌شن و مخاطب می‌تونه لایه‌های پنهان روایت رو قبل افشا شدن حدس بزنه.
داستان روایتی خطی داره. فضاسازیش ملموسه.
فوق العاده خوش خوانه و با ریتم تند و پرداخت خوبی که داره، پر تعلیق از آب دراومده و خواننده رو تا پایان داستان هل می‌ده و میشه که تو‌ یه نصفه روز‌ تمومش کرد‌‌.
.
اگر علاقمند به داستان های جنایی معمایی هستید، این کتاب رو در اولین فرصت و با خیال راحت بخونید و‌ لذت ببرید.
Displaying 1 - 16 of 16 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.