فیلمنامه «رخ دیوانه» نوشته محمدرضا گوهری است. در این فیلمنامه، داستان چند جوان روایت می شود، که در یک قرار اینترنتی با یکدیگر آشنا شده و به دنبال یک شوخی و شرطبندی در مسیری پیچیده و دلهرهآور میافتند، مسیری که درک جدیدی از زندگی و اجتماع را برای هر کدامشان رقم میزند. نسخه سینمایی این اثر در سال ۱۳۹۳ بهعنوان بهترین فیلم و نیز بهترین فیلم از نگاه مردم در جشنواه بینالمللی فیلم فجر انتخاب شد. روایت غیر خطی و معماگونه این فیلمنامه، تعلیق زیادی در آن ایجاد کرده که تا پایان خواننده را همراه خود میکند و گویی نویسنده در هر فصل تکهای جدید از یک پازل را پیش روی شما میگذارد که حدس زدن آن تا پایان ممکن نیست.
وقتی که تنها میشه و دیگه هیچ مهره ای نیست که کمکش کنه... وقتی که همه امیدش رو برای پیروزی از دست داده و خسته شده، آخرین راه حل رو انتخاب میکنه. خودش رو نابود میکنه تا بازی مساوی بشه... این قدر از خونه ای به خونه دیگه میره تا بالاخره توی یه خونه بهش تیر خلاص میزنن. (تامل میکند) توی شطرنج به این وضعیت میگن «رخ فداکار» (تامل) یه اسم دیگه هم داره که من اون اسمو بیشتر دوس دارم! کات به زمینه سیاه؛ نام فیلم ظاهر میشود. رخ دیوانه
خب من فیلمشو دیدم اما دوست داشتم متن این داستان داشته باشم و بخونم که نتونسم دانلود کنم اما دلم نیومد نیام و بهش ستاره ندم. چون بقول یک نقدی که دربارش خونده بودم بایست بگم که تو این برهوت قصهنگویی، رخ دیوانه غنیمتی است. نویسنده به خوبی سعی کرده داستان معما گونه ای خلق کنه و تلاش خوبی در جلب توجه مخاطبش داشته. امیدوارم از این قصه پردازها در ایران بیشتر ببینیم