Jump to ratings and reviews
Rate this book

گزیده غزلیات شهریار

Rate this book
عنوان: گزیده غزلیات شهریار

192 pages, Hardcover

First published January 1, 1995

4 people are currently reading
84 people want to read

About the author

شهریار

9 books51 followers
Seyyed Mohammad Hossein Behjat-Tabrizi (Persian: سید محمدحسین بهجت تبریزی Azerbaijani: Məhəmmədhüseyn Şəhriyar)‎ (1906-September 18, 1988), chiefly known by his pen name as Shahriar (or Shahryar / Shahriyar شهریار), was a legendary Iranian poet.

Born in Tabriz, an ethnic Iranian Azeri, Shahriar came to Tehran in 1921 and continued his studies in the Dar-ol-Fonoun high school and started studying medicine after graduation from Dar-ol-Fonoun in 1924. But he fell in love, left his studies about a year before receiving his M.D. degree, and went to Khorasan. He returned to Tehran in 1935 and started working in the Agricultural Bank of Iran.

Shahriar was the first Iranian to write significant poetry in Azeri. He published his first book of poems in 1929, with prefaces by Mohammad Taghi Bahar, Saeed Nafisi, and Pezhman Bakhtiari. His poems are mainly influenced by Hafez. His most famous poem Heydar-Baabaayaa Salaam, in Azerbaijani, is considered to be among the best modern poems in the language and has been turned into a few plays.

His most famous Azeri work Heydar Babaya Salam, Published in 1954, won the immense affection of the both the Turkic and Iranian speakers.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
29 (65%)
4 stars
11 (25%)
3 stars
2 (4%)
2 stars
2 (4%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 6 of 6 reviews
Profile Image for Astraea.
139 reviews1 follower
September 18, 2017
از این کتابا که همیشه میخونم
امروز روز درگذشت شهریار هست....شاعر عزیز و بسیار دوست داشتنی

زلف آن است که بی شانه دل از جا ببرد...
Profile Image for Saleh MoonWalker.
1,801 reviews263 followers
June 16, 2017
سید محمد حسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار، شاعر پارسی‌گوی آذری‌زبان، در سال ۱۲۸۵ هجری شمسی در روستای خشکناب در بخش قره‌چمن آذربایجان متولد شد. او تحصیلات خود را در مدرسهٔ متحده و فیوضات و متوسطهٔ تبریز و دارالفنون تهران گذراند و وارد دانشکدهٔ طب شد. سرگذشت عشق آتشین وناکام او که به ترک تحصیل وی از رشتهٔ پزشکی در سال آخر منجر شد، مسیر زندگی او را عوض کرد و تحولات درونی او را به اوج معنوی ویژه‌ای کشانید و به اشعارش شور و حالی دیگر بخشید. وی سرانجام پس از هشتاد و سه سال زندگی شاعرانهٔ پربار در ۲۷ شهریور ماه ۱۳۶۷ هجری شمسی درگذشت و بنا به وصیت خود در مقبرة الشعرای تبریز به خاک سپرده شد.
===

غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا
نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا
عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توام فردا چرا
نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم
دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا
وه که با این عمرهای کوته بی اعتبار
اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا
شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بود
ای لب شیرین جواب تلخ سربالا چرا
ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت
اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چرا
آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند
در شگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا
در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین
خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا
شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر
این سفر راه قیامت میروی تنها چرا

Profile Image for Bahman Bahman.
Author 3 books242 followers
July 9, 2018
باز کن نغمه جانسوزی از آن ساز امشب

تا کنی عقده اشک از دل من باز امشب

ساز در دست تو سوز دل من می گوید

من هم از دست تو دارم گله چون ساز امشب

مرغ دل در قفس سینه من می نالد

بلبل ساز ترا دیده هم آواز امشب

زیر هر پرده ساز تو هزاران راز است

بیم آنست که از پرده فتد راز امشب

گرد شمع رخت ای شوخ من سوخته جان

پر چو پروانه کنم باز به پرواز امشب

گلبن نازی و در پای تو با دست نیاز

می کنم دامن مقصود پر از ناز امشب

کرد شوق چمن وصل تو ای مایه ناز

بلبل طبع مرا قافیه پرداز امشب

شهریار آمده با کوکبه گوهر اشک

به گدایی تو ای شاهد طناز امشب
Profile Image for Yasmine Alishzadeh.
40 reviews15 followers
April 3, 2019
یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم

تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم

تو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوز

من بیچاره همان عاشق خونین جگرم

خون دل میخورم و چشم نظر بازم جام

جرمم این است که صاحبدل و صاحبنظرم

منکه با عشق نراندم به جوانی هوسی

هوس عشق و جوانیست به پیرانه سرم

پدرت گوهر خود تا به زر و سیم فروخت

پدر عشق بسوزد که در آمد پدرم

عشق و آزادگی و حسن و جوانی و هنر

عجبا هیچ نیرزید که بی سیم و زرم

هنرم کاش گره بند زر و سیمم بود

که به بازار تو کاری نگشود از هنرم

سیزده را همه عالم به در امروز از شهر

من خود آن سیزدهم کز همه عالم به درم

تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم

گاهی از کوچه معشوقه خود می گذرم

تو از آن دگری رو که مرا یاد تو بس

خود تو دانی که من از کان جهانی دگرم

از شکار دگران چشم و دلی دارم سیر

شیرم و جوی شغالان نبود آبخورم

خون دل موج زند در جگرم چون یاقوت

شهریارا چه کنم لعلم و والا گهرم

 
Profile Image for Fereshteh.
260 reviews23 followers
April 7, 2021
ای غم بگو از دست تو آخر کجا باید شدن

در گوشه میخانه هم ما را تو پیدا میکنی
Profile Image for Mahdisa.
90 reviews
February 13, 2021
خب شعرهای استاد شهریار که نیاز به تعریف نداره عالین😍😍فقط دوتا نکته تو این کتاب بود باهاش مشکل داشتم یکی اینکه کاش نستعلیق نبود تا خوندنش راحت تر باشه و اینکه غزل های زیادی از استاد بودن که جاشون خالی بود اینجا هرچند به گزیده اثار این ایراد وارد نیست و انتخاب های اشعار بسیار خوب صورت گرفته بود
Displaying 1 - 6 of 6 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.