رمان آرتیست یکی از متفاوتترین آثار داستانی سعید تشکری است؛ نویسنده خطه خراسان که قلمش از یک سو ریشه در تاریخ بلندقامت خراسان بزرگ و زبان فارسی دارد و از سوی دیگر در سودای تاریخ است و کلام رایج و جاری در آن. قلم تشکری از یک سو متصل است به سنت تصویری نگارش در قامت هنر نمایشنامهنویسی و از سوی دیگر به دلیل تسلط او بر کلمات و کارکرد آنها گاهی تمی شاعرانه میگیرد که گویی غزل از نظم به نثر آمده است و گاه چنان حماسی میشود که گویی مثنوی منثور است.
آرتیست اما در میان آثار او داستانی بلند و به غایت متفاوت است. داستانی برخاسته از دغدغههای امروزین نویسنده که ریشه در نگاه انتقادی به چهارچوبهای زیست و زندگی در جامعه ایرانی دارد.
مخاطبان تشکری بیش از هر چیز او را با داستانهای شورانگیز تاریخیاش میشناسند که ترکیبی از شور و عشق است و تجربههایی که او در اجتماعی نویسی داشته است، اما رمان آرتیست برای مخاطبان این نویسنده خراسانی بدون شک یک شروع و اتفاق تازه و جدید به شمار میرود.
تشکری در این داستان سعی کرده شمهای از هنر و تکنیک خود در روایت را به رخ مخاطب خود بکشد. این همان اتفاقی است که از ابتداییترین جملات داستان میتوان دیدش. او مخاطبش را در دل داستان میبرد، در دل چالشهایی که به شکل گرفتن شخصیتهای یک داستان سوق میدهد. او یک نویسنده است که با مخاطبش درباره چگونگی و چرایی ساخت شخصیتهای داستانی در چالش است. تشکری در آرتیست زبانی تازه برای مواجهه با مخاطب خود خلق کرده است. زبانی که از سویی سعی میکند خودمانی باشد و صمیمی و از سوی دیگر سرضرب است و روان. تشکری در آرتیست زبانی را پیش روی مخاطبش میآورد که نه محاوره است و نه رسمی و این اوج اوست که میتواند این دو شکل از بیان را در هم بتند و به زبانی برسد که خاص اوست.
آرتیست از منظر ساخت داستانی نیز روایت جذابی است. داستانی است درباره خلق شدن یک داستان. روایتی که در آن نویسنده دست مخاطب خود را گرفته و به دل چالشهای پیش روی خودش برای شکل دادن به داستانش میبرد و از این منظر تلاش نویسنده برای خلق اثری متفاوت که تنه به تنه برخی از روایتهای مهم سینمایی و داستانی جهان میزند ستودنی است.
رمان آرتیست برای علاقهمندان به آثار این نویسنده اثری متفاوت و تجربهای تازه و برای علاقهمندان به داستان ایرانی بدون شک یک اتفاق در روایت به شمار میرود.
من کارهای سعید تشکری را جدای از قوت و ضعف آن دوست دارم، جهان داستان ها و نگاهش به انسان برایم جالب است. تاریخی که در داستانهای او بازگو میشود یا روایت انسانها سبب میشود هر کتابی که منتشر میکند را بخوانم. این رمان با وجود اینکه احساس کردم قصه دوپاره است و بخش اول و دوم به سختی به هم وصل میشوند ولی با این حال برایم جذاب بود. آن هم نوآوری او در روایت بود. داستان از زبان یک داستاننویس روایت میشود و هر بخش را به شکل یک درس داستاننویسی برای مخاطب مطرح میکند و خواننده را با آن تکنیک به صورت ضمنی آشنا میکند. این رمان را در زمان کوتاهی میشود خواند و این ویژگی تمام کارهای تشکری است که نثری روان و خوشخوان دارد.