دو تا جنبه داستان رو از همه بیشتر دوست داشتم. اول اعتیاد که واقعا یه درد بزرگ اجتماعیه که مثل شعله های آتش آدمهای بیگناه و مستعصل و آماده و غیر آماده رو میبلعه. دوم رابطه خیلی سنتی مادر جون و دختراش که علیرغم نیت خیر مادر، نتیجه معکوس تو زندگی دختراش داشت. اینکه تربیت و رفتار بزرگترها چه نقشی در زندگی بچه ها داره و گاهی وقتها فراموش میشه.