آخوندزاده در مقدمه این کتاب نکته مهمی درباره اصطلاح کریتکا میگوید که به نقد امروزی نزدیک است، نقدی البته با مختصاتی که خودش اینگونه برمیشمارد:
کریتکا بیعیبگیری و سرزنش و بیاستهزا و بیتمسخر نوشته نمیشود. مکتوبات کمالالدوله کریتکاست، مواعظ و نصایح نیست. حقی که نه به رسم کریتکا بلکه به رسم موعظه و نصیحت مشفقانه و پدرانه نوشته شود در طبایع بشریه بعد از عادت انسان به بدکاری هرگز تاثیر نخواهد داشت.
یعنی بجای نصیحت که آن را بیفایده میداند چنین زبانی را برمیگزیند که به نظرش زشتی ها را از طبیعت انسان پاک میکند. البته خودش انتظار میکشد که این زبان برای مردم ایران با دشواریهای خاص خودش همراه باشد:
فن کریتکا در منشآت اسلامیه تا امروز متداول نیست. از این جهت شما از این قبیل چیزها وحشت میکنید. نهایت برای تربیت ملت و اصلاح و تهذیب اخلاق همکیشان و برای نظم دولت و انقاذ اوامر و نواهی آن نافعتر از کریتکا وسیلهای نیست.
برای عملیکردن کریتکا، آخوندزاده تجربه کشورهای غربی را مبنا قرار میدهد که نمایش و تئاتر را بهترین وسیله برای ترویج کریتکا دانستهاند و همان را برای ما نیز توصیه میکند:
دول یوروپا کرورها خرج کرده در هر شهر بزرگ عمارتهای رفیعالبنا به اسم تیاتر احداث کردهاند که در آنها مردان و زنان حکایات کریتکا و استهزا را در حق هموطنان خودشان استماع کنند و مجالس تشبیهات استهزاشدگان را مشاهده نمایند و از آنها عبرتاندوز شوند چونکه فهمیدهاند از وعظ و نصیحت به غیر از تضییع اوقات و کسالت طبایع حاصل نیست.
بر این اساس، منطق کریتکا برای پرداختن به مسائل سیاسی و اجتماعی و عقیدتی مملکت، و نیز پروراندن آن در قالب نمایش را میتوان به صورت عملی در دو کتاب آخوندزاده یعنی به ترتیب مکتوبات و تمثیلات پی گرفت.
جدا از این مقدمه خواندنی و مفید، نمایشنامهها و یک داستان این کتاب روایتهایی ساده و اخلاقی هستند که شاید برای امروز به عنوان اولین نمایشنامههای فارسی در دوران مدرن ارزش تاریخی داشتهباشند. طبق انتظار، وقایع سیاسی و عقاید اجتماعی و خرافی مردم به تمسخر کشیده میشوند و گاه با یک نتیجه اخلاقی و پایانی شیرین منظور آخوندزاده حاصل میشود. نگاه معطوف به غرب آخوندزاده نیز به بهترین شکل در نمایش پنجم یعنی موسیو ژوردان به چشم میآید ایران را درگیر خرافات و تعصب و پیشداوری میداند که خود را از پیشرفتهای غرب محروم میکنند و البته این نمایش غیرمنتظرهترین پایان را در بین تمام نمایشها دارد.
نگاه به زنان و وضعیت آنها نیز در این اثر نگاه سنتی مردسالارانه است که جایگاهی فرعی برای آنها در نظر دارد. زنانی ضعیف، خانهنشین، سرکوبشده و گاه عقبمانده و درگیر خرافات که منتظر همسر هستند یا کسی باید به نجات آنها بشتابد و همین موضوع هم شاید خوراک فکری دیگری برای کریتکا باشد.
مروری بر ادبیات و اندیشه دوران مشروطه که از آخوندزاده شروع میشود در این برهه تاریخی احتمالا درسهایی برای ما داشته باشد.
میتونم بگم کتاب واقعا درخور نویسنده و همون طور که فکر میکردم کتاب خوبی بود و از خوندنش لذت بردم. کتاب برای دوره مشروطه است و ادبیاتش به سبک کلاسیک برای نقدر مشکلات اجتماعی دوره مشروطه نوشته شده. چون نویسنده خودش ترک زبان هست، لغات ترکی به وفور در متن پیدا میشه، همین طور لغات روسی و عربی هم زیاد میبینیم.برخلاف چیزی که فکر میکردم، زن هم جزو یکی از موضوعات کتاب بود و قانون و آزادی. حتی فکر کردن درمورد جایگاه زن در دوران مشروطه توسط یک مرد برای من خوشایند بود.چیزی که در اون دوران اصلا معمول نبود.
خیلی خوب بود. قند بود قند.👌 حکایتی که توی نمایشنامه آخرش آورده که ورد زبان بقیه ست یه ضرب المثل ازش درست شده رو خیلی دوست داشتم. طرف تو کار کیمیا بوده و میخواسته اکسیر درست کنه میگه واسه اینکه درست بشه نباید هیچ میمونی و بوزینه ای تو ذهنتون بیاد. تا اینو میگه همه دقیقا همون میمون تو ذهنشون میاد و هی اینو تکرار میکنن. طرفم یه کلاه گشاد ميزاره سرشون... نمی دونم آخوندزاده اولین بار اینو نوشته یا نه اما جالب بود. باقی نمایشنامه ها هم درجه یک بود.
برای درس ادبیات ایران باید این اثر از آخوندزاده رو میخوندیم خیلی نظری درموردش ندارم جالبه، بد نبود یعنی جوری نبود که از حوصله سر رفتن، رد بدم تکایف بود دیگه بالاخره
تاب «تمثیلات» حاوی شش نمایشنامه و یک داستان به قرار زیر میباشد: «حکایت ملا ابراهیم خلیل کیمیاگر» «حکایت خرس قولدورباسان» یا «دزدافکن» «حکایت موسیو ژوردان حکیم نباتات و مستعلی شاه مشهور به به جادوگر» «حکایت وزیر خان لنکران» یا «سراب» «حکایت مرد خسیس» یا «حاجی قره» «حکایت وکلای مرافعه تبریز» داستان «یوسف شاه سراج» یا «ستارگان فریب خورده» آخوندزاده اولین سازندهٔ قالبهای امروزی نمایش در مشرق زمین است
کتاب «تمثیلات» شامل ۶ نمایشنامه و یک داستان است که تنها آثار میرزافتحعلی آخوندزاده است که اولین نمایشنامهنویس ایرانی است. هر شش نمایشنامه به نقد فساد حکومتی و خرافه و عقبماندگی مردم ایران میپردازد و در قالب کمدی نوشته شده و از زبان ترکی ترجمه شده است که به احتمال زیاد از روی احتیاط خود آخوندزاده بوده است که بتواند آن را فقط به منطقهای خاص ربط بدهد. آخوندزاده در نمایشنامههایش چیزی که باید باشد را نشان میدهد و برای اولین بار در ایران به مسئلهی عشق بین زن و مرد پرداخت و این حق را به زن داد که عاشق شود و از خودش دفاع کند. کاملترین نمایشنامهی آخوندزاده بین این شش نمایشنامه «وزیر خان لنکران» است با این حال همچنان این نمایشنامه از نظر ساختاری ایراد دارد و وحدت کنش ندارد و هدف در آن گم میشود. نمایشنامهی موردعلاقهی من بین این شش نمایشنامه، «موسیو ژوردان، حکیم نباتات و مستعلیشاه مشهور به جادوگر» است که پایانش کاملا با بقیه نمایشنامههایش فرق دارد. داستان پایانی نیز دربارهی شخصی به نام یوسف است که به دلیل منجم شاه که پیشبینی کرده در فلان تاریخ مردم شورش میکنند در دوران صفوی برای مدت کوتاهی او را جای شاه مینشانند و در آن دوران کوتاه در راه آبادی ایران میگوید اما مردم فکر میکنند چون شاه ظالمی نیست و بیشتر مجازاتهای غیرمنطقی را ممنوع کرده پس سوسول است بر علیهش شورش میکنند. یک تکه از داستان ستارگان فریبخورده: «لیکن چه فایده، بنینوع بشر در هیچ وقت به روز خوب دوام نمیکند. مگر پدرمان آدم و مادرمان حوا را در بهشت چه کم و کسری بود که باز خلاف امر خدا را کردند و از بهت رانده شدند؟ انسان همین است.»