Jump to ratings and reviews
Rate this book

Between Security and Insecurity

Rate this book
Essays exploring the nature of modern society discuss rationality and irrationality, the artificial world, modern idols, mass media, and movements for change.

88 pages, Paperback

First published November 1, 1999

2 people are currently reading
40 people want to read

About the author

Ivan Klíma

102 books346 followers
Ivan Klíma (born 14 September 1931, Prague, born as Ivan Kauders) is a Czech novelist and playwright. He has received the Magnesia Litera Award and the Franz Kafka Prize, among other honors.

Klíma's early childhood in Prague was happy and uneventful, but this all changed with the German invasion of Czechoslovakia in 1938, after the Munich Agreement. He had been unaware that both his parents had Jewish ancestry; neither were observant Jews, but this was immaterial to the Germans.
In November 1941, first his father Vilém Klíma, and then in December, he and his mother and brother were ordered to leave for the concentration camp at Theriesenstadt (Terezín), where he was to remain until liberation by the Russian Liberation Army in May, 1945. Both he and his parents survived incarceration—a miracle at that time—Terezín was a holding camp for Jews from central and southern Europe, and was regularly cleared of its overcrowded population by transports to "the East", death camps such as Auschwitz.
Klíma has written graphically of this period in articles in the UK literary magazine, Granta, particularly A Childhood in Terezin. It was while living in these extreme conditions that he says he first experienced “the liberating power that writing can give”, after reading a school essay to his class. He was also in the midst of a story-telling community, pressed together under remarkable circumstances where death was ever-present. Children were quartered with their mothers, where he was exposed to a rich verbal culture of song and anecdote.
This remarkable and unusual background was not the end of the Klíma's introduction to the great historical forces that shaped mid-century Europe. With liberation came the rise of the Czech Communist regime, and the replacement of Nazi tyranny with proxy Soviet control of the inter-war Czech democratic experiment. Klima became a member of the Communist Party of Czechoslovakia.[4] Later, his childhood hopes of fairy tale triumphs of good over evil became an adult awareness that it was often “not the forces of good and evil that do battle with each other, but merely two different evils, in competition for the control of the world”.
The early show trials and murders of those who opposed the new regime had already begun, and Klíma's father was again imprisoned, this time by his own countrymen. It is this dark background that is the crucible out of which Klíma's written material was shaped: the knowledge of the depths of human cruelty, along with a private need for personal integrity, the struggle of the individual to keep whatever personal values the totalitarian regimes he lived under were attempting to obliterate.
For his writing abilities, Ivan Klíma was awarded Franz Kafka Prize in 2002 as a second recipient. His two-volume memoir Moje šílené století ("My Crazy Century") won the Czech literary prize, the Magnesia Litera, in the non-fiction category in 2010.

Biography from http://en.wikipedia.org/wiki/Ivan_Kl%...

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
5 (20%)
4 stars
7 (28%)
3 stars
12 (48%)
2 stars
1 (4%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 5 of 5 reviews
Profile Image for Daniel.
5 reviews
January 20, 2021
مدتی‌ست که خوانش آثار ایوان کلیما را شروع کرده‌ام.
اول کمی از ظاهر کتاب بگویم. کتاب در 12ع صفحه چاپ شده و حجم کمی دارد. قطع کتاب رقعی است ودر جلد شومیز چاپ شده‌ست.
ویراستاری و فونت کتاب هم اذیتی نمی‌کند.
کتاب را فروغ پوریاوری از انگلیسی ترجمه کرده. پوریاوری کارنامه خوب و نسبتا عالی‌ای در ترجمه کتب نویسندگان چک چون میلان کوندرا و چند اثر دیگر کلیما دارد. من باب ترجمه باید بگم متن روان و قابل فهمی داشت.
این سومین کتابی‌ست که از کلیما میخوانم و اولین کتاب سال 2021. کلیما و قلمش از این نظر اهمیت دارد که دوران کودکی اش را در اردوگاه‌های نازی گذرانده و از کسانی است که در ان بحبحو و تفلا برای زنده ماندن توانسته نتیجه اش را در چنین قلمی پی ریزی کند. خودش می‌گوید که دوران اسارتم را با یادداشتهای پیک‌ویک دیکنز گذرانده ام و خود را با آن به دنیایی فارغ از وجود نازی ها و قتل و خون برده ام.
کلیما نویسنده‌ای هم اجتماعی و هم فردی است. او در آثاری چون «نه فرشته، نه قدیس» کانون توجه را بر فردیت و خصوصا موضوع عشق متمرکز می‌کند. عنصر عشق یکی از مهم‌ترین عناصری است که او چه در متون داستانی چه متون غیر داستانی اش از آن بهره می‌برد. فکر می‌کنم تا اینجا برای آشنایی مختصری با نویسنده کافی باشد. به سراغ خود کتاب برویم.
کتابی درمیانه امنیت و ناامنی رو کتاب متوسطی از نویسنده می‌دونم ولی همچنان معتقدم که اثر مهمی هم هست و باید مطالعه شود. شما در این کتاب با 19 مقاله کوتاه در موضوعاتی همچون عشق، امیدواری، هنر، سرگرمیِ مدرن، رسانه‌های همگانی و غیره مواجه می‌شوید. موضوعاتی بس مهم انتخاب شده اند و نویسنده درعین حال به اختصار به هر کدام پرداخته است که به نظرم کار خوبی بوده، چون هرکدام ازین موضوعات ، موضع تحقیقات فراوانی بوده اند. در فصول ابندائی کتاب کلیما سعی می‌کند که نشان دهد این هزاره جدید (قرن 21ام) با بقیه تاریخ متفاوت است و ما چرا در خطر سقوط قرار داریم. و در برخی فصل‌ها درخشان عمل می‌کند. برای مثال در جایی چنین می‌گوید:«امروز نفرینِ زندگی، نه شکمِ خالی، بلکه زندگی خالیست.
اعتقاد به قدرتِ نجات بخشِ ثروت و وفور، فقط یکی از مفاهیمِ دروغینی ست که خیلی ها به آن باور دارند.» چقدر درباره اغلب ایرانی ها صادق است این جمله. البته که نمی‌خواهم به آسیب‌شناسی این مسئله بپردازم چون مجالش در اینجا و به چنین اختصاری نمی‌گنجد.
دوست دارم این نوشته را با نقل قول درخشانی از همین کتاب تموم کنم و در آخر پیشنهادم اینه که اگر به ادبیات چک و تفکرات نویسندگان مطرح علاقه دارید، این کتاب میتونه انتخاب مناسبی باشه.
«گفته ام که هنر مدرن گرایش دارد به روح تبدار و بیقرار این زمان پاسخ بدهد و غالباً در جستجوی مشتاقانه تازگی و غرابت، ارتباط را قربانی می کند. به این ترتیب هنر ارتباط خود را با مردم از دست می‌دهد و بخش عمده این عرصه به شبه هنری تسلیم شده که توسط صنعت سرگرمی تولید می شود. من قصد ندارم مشکلی را که در حال حاضر تمام هنرمندان با آن مواجه هستند، کم اهمیت جلوه بدهم. ما در عصری زندگی می‌کنیم که در آن همه چیز از جمله هنر در مقیاس انبوه تولید می‌شود و به رغم وجود میلیون‌ها نقاش، نویسنده و آهنگسازی که در سراسر دنیا کار میکنند، کامپیوترها به احتمال قریب به یقین قادر خواهند بود رمان های قابل خواندن بنویسند، نقاشی های دلپذیر بکشند و سمفونی بسازند. دوره و زمانه‌ای است که تابلوهای آگهی از زبان و تصویر سوء استفاده می کنند و دنیا را به هم می‌ریزند؛ مردم هر روز با سیل واژگان رسانه‌های همگانی روبرو هستند؛ موسیقی که زمانی فقط ملازم مراسم، عیدها یا جشن ها بود حالا به پس زمینه سر و صداهایی تبدیل شده که هیچ گاه، حتا وقتی برای خرید از خانه بیرون می رویم و یا از تلفن استفاده می‌کنیم، از آن خلاصی نمی‌یابیم. در یک چنین دنیایی درک کردن حواس آدم‌های دیگر کار آسانی نیست، چه برسد به درک کردن احساساتشان. به دشواری می توان راهی برای حرف زدن با آنها پیدا کرد به طوری که واقعاً دریابند که روی سخن‌مان با آنهاست.»
Profile Image for Jim.
2,406 reviews794 followers
October 25, 2013
As the millennium approached, a number of creative writers were dragooned into predicting the next thousand years based on past trends. I remember reading one such book by Italo Calvino. Now I have also read the Czech novelist Ivan Klíma's short book, Between Security and Insecurity.

I rather liked the idea that this set of essays was written by a Czech who had spent time in concentration camps under both the Nazis and the Communists. Most of the writers he quotes are likewise Czech. I have always thought that subjects like this are most interesting when dealt with by a writer having a different world view, and Klíma certainly qualifies.

When asked by the editor of the "Prospects for Tomorrow" series not to be too pessimistic, Klima quoted from his own novel entitled Love and Garbage:
I still believe that literature has something in common with hope, with a free life outside the fortress walls which, often unnoticed by us, surround us, with which moreover we surround ourselves. I am not greatly attracted to books whose authors merely portray the helplessness of our existence, despairing of man, of our conditions, despairing over poverty and riches, over the finiteness of life and the transience of feelings. A writer who doesn't know anything else had better keep silent.
Excellent words, these, and Klíma follows them.

The major enemies to human society, according to Klíma, are the mass media and their cult of entertainment; the odd combination of apathy and aggressiveness; the abdication of art, which has become divorced from all understanding; and the decline of the family. Where he sees hope are recent movements to enfranchise women, promote ecological good sense, and rein in the all-powerful effects of mass media on our culture.

There is indeed hope, but there are also the inevitable slippages when segments of our society have no compunctions about poisoning the ground we walk on, the water we drink, and the air we breathe.
Profile Image for Ariana.
177 reviews20 followers
May 15, 2022
در میانه امنیت و ناامنی
نوشته ایوان کلیما
ترجمه فروغ پوریاوری

.
“جامعه ما با توجه خاص و بیش از حد خود به مصرف ( هم مصرف مادی و هم مصرف معنوی.)، تولید و برآورده ساختن نیازهای مادی ما، غالبا به نیازمان به امیدِ داشتن یک زندگی با معنا بی‌توجهی می‌کند. بسیاری از مردم شانس داشتن کار با معنا را ندارند (و خیلی‌ها اساسا شانس پیدا کردن هیچ نوع کاری را ندارند). خیلی‌ها در انزوا به سر می‌برند و یا در جوامع بیماری زندگی می‌کنند که از سر استیصال در آن پناه جسته‌اند. بسیاری از مردم مأیوس اند، چون هرگز یاد نگرفته‌اند که خودشان و یا دنیایی را که در آن زندگی می‌کنند درک کنند. زندگی نومید آنها را به آغوش پیامبران دروغین سوق می‌دهد. در صورتی که این‌همه در مقیاس وسیع اتفاق بیفتد، میتواند به یک بلوای اجتماعی فاجعه آمیز بیانجامد.”

ایوان کلیما، نویسنده، متفکر، منتقد و روزنامه نگار چک، در این کتاب، که به صورت مجموعه مقالات نوشته شده است، سعی دارد تا با دیدی واقع‌نگر، به دور از بدبینی و یا خوشبینی، به بررسی جامعه جهانی در واپسین سالهای قرن بیستم بپردازد.
او در این مقالات عنوان می‌کند که جهان مدرن امروز، پس از طی کردن مراحل توسعه و صنعتی شدن، و پس از جنبش های ویرانگر قرن بیستم که دو جنگ جهانی را رقم زدند، جهانی است که دوره خطیر آن، دست کمی از انقلاب صنعتی و یا انقلاب کشاورزی ندارد.
او که خود در اردوگاه های کار اجباری بزرگ شد و دو دهه در کشور خود، زیر سیطره کمونیسم شوروی ممنوع القلم بود، جهان امروز را جهانی
نیازمند تحولات اساسی میداند.
تحولاتی که در آن، اهمیت ندادن به جنبه های اساسی انسانی، و مسخ شدن در ایدئولوژی ها، رسانه های همگانی فرهنگ ساز و جهت دار، خشونت و … بشر را از تفکر در مورد خود و محیط زیست او، دور ساخته. و یا ثروت اندوزی و فردگرایی شدید، او را از محبت، احترام، همدلی و درک محروم، و معنویات نیز همراه با سنت، به عمد و یا غیر عامدانه، از زندگی، حذف شده اند. معنویاتی که جزئی از بشر و تاریخ و هویت وی بوده اند.
کلیما قرن حاضر را، از این جهت مخاطره آمیز می‌نامد که در آن، پس از پشت کردن و زدودن سنت، فرهنگی جایگزین برای زیستن در آن، به دلایل مختلفی که او در نظر دارد، به وجود نیامده است؛ کلیت دنیایی که با رشد تکنولوژی، نه تنها به شکل رعب آوری گسترده و گسترده تر می‌شود، بلکه در آن معناهای گذشته نیز نیاز به بازتعریف و یا تجدید نظر دارند.

در پناه خرد.
Profile Image for Sue Pit.
215 reviews13 followers
September 24, 2017
I enjoyed reading Ivan Klima's essays as presented in "Between Security and Insecurity" (1999). Ivan Klima's unique life experiences result in a perspective and reflections that are insightful and instructive. He writes of society's replacement of traditional religion with materialism, the pursuit of wealth and pleasure (often with artificial "reality") and the effect of such. I took particular note of his prescient mention of the ability of internet's effect upon society including its ability to manipulate. There is , as he notes, a fine line between censorship (something he had to long struggle against) from regulating the quality of entertainment/media, of which he suggests merit in the latter. I take added note this was written before sensationalism/ biased news overcame objectivism to such a degree in today's media. The set of essays are not devoid of hope and his conclusions as to cultivating the soul and sustainment of life are worthy.
Profile Image for Daan.
34 reviews
September 1, 2021
Probeert antwoord te vinden op de vraag op welke manier men het leven nog zin kan geven, nu het geloof en 'substitute faiths' door de moderne wetenschap hun geloofwaardigheid hebben verloren. Een pessimistische analyse bestaande uit veel verhelderende gedachten. Geschreven in 1999 en daarmee een duidelijk tijdsbeeld met problemen die vijftien jaar later alweer andere vormen hebben aangenomen.
Displaying 1 - 5 of 5 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.