در اواخر سال 1382 همایشی در هفت جلسه با عنوانِ «هفت اقلیم نیچه شناسی» (تهران: 7 بهمن تا 19 اسغند) به کوشش دکتر حامد فولادوند برگزار شد. در این همایش، عده ای از استادان، محققان و مترجمان ایرانی دربار ی آثار و اندیشه های فیلسوف بزرگ و تاثیرگذار آلمانی، فردریش ویلهلم نیچه (1900-1844) سخن گفتند. هریک از سخنرانان به بُعدی از جهان بینی نیچه اشاره کردند و نکته های بدیع و جالبی از تفکر او را به دقت و موشکافی نهادند. آقای دکتر حامد فولادوند و آقای رضا برمایه منتخبی از این سخنرانی ها را به همراه کوته-گفتارهایی نحلیلی و روشنگرانه برای انتشار به «نشر کتاب نادر» سپردند و ما از این بابت ازایشان سپاسگذاریم. در خور توضیح است که برخی از سخنرانی ها به قلم نوسندگان شکل مکتوبی یافته اند و برخی دیگر با ویرایشی مختصر از نوارکاست بر کاغذ منتقل شده است.
نیچه شاید در جهان، به تعبیر برخی، فیلسوف شاعری باشد متعلق به قرن بیستم، در ایران اما تعلق به همین دم دارد که نفس میکشیم بیزار از رسوب سم کف ریه هامان ولی ناچار که اشتیاقِ نفس نفس زنانِ حیات را جوابی نیست جز نفَس. هنوز مانده تا نیچه را بفهمیم و چطور می شود ازچنین حضوری گذشت پیش از آنکه دریافتش؟! من امروز اراده کرده ام به دریافت اراده ای که اراده کرده است دریافت مرا از دهان نیچه و هرآنکه نیچه را بسط داده و میدهد. چراکه او شهامتش را داشت تا دیونیسیوس را شاگردی کند و پایداری کرد تا خود شد دیونیسیوس تا خود شد ابرانسان. او ندای هاویه بود که نظم باطل را به آینه آشفت تا آگاهی پوسیدگی او را به خودکشی مقدس و «تولدی دیگر» برآشوبد. برای گذر از او «من» بهتر میدانم ابرانسان را درخود دریابم و هر که را که در این راه گامی بردارد شادباش میگویم و سپاسگذارم و میخوانم و برسازش بر صحنه ی اندیشه ام با جان و دل میرقصم. در شناخت نیچه مجموعه ایست از این امکان رقص کردن ها. اینکه کدام را برقصیم تصمیمی ست که از فرد به فرد تفاوت دارد و این خود تجربه ها را تنوع می دهد، جذاب میکند و ارزشمند. امیدوارم علاقمندان به نیچه اگر نخوانده اند تجربه اش کنند. حتی اگر جمله ای هم اثر کند (که بیش از این ها اثر دارد) ارزشش را دارد.