کتاب مبانی نشانه شناسی چندلر برای من که دانشجوی ترم اول ارشد عکاسی بودم، حکم یه کشتی نجات رو داشت. چندین بار کتابای مختلف نشانه شناسی رو بالا و پایین کرده بودم و تقریبا نا امید از فهم این مبحث، به پیشنهاد بچهها سراغ این کتاب رفتم. . نشانه شناسی در کل مبحث ساده ای نیست. نظریات مختلف، دیدگاههای گوناگون و اسامی زیاد نظریهپردازان، همه اون چیزیه که نشانه شناسی رو به یه هیولای نامفهموم تبدیل میکنه. چیزی که قرار بود به آدما کمک کنه که دنیا رو بفهمن، خودش قابل فهم نیست. . اما کتاب نشانه شناسی چندلر بسیار روان و آرام به بررسی وجوه مختلف نشانه شناسی میپردازه. با زبان راحت چندلر و ترجمه ی خوب مهدی پارسا میشه قدم به قدم با اصول اولیهی نشانه شناسی آشنا شد. بخش بندی های کتاب هم کاملا به جا و تفکیک کننده است، و دسترسی ها رو راحت تر کرده. البته که بازهم برای من کمبود مثالها در هر مبحث نکتهی منفی بود، و شاید هنوز دقیق ندونم هر کدوم از روشهای شناخت نشانهها در کجا بهترین کاربرد رو میتونن داشته باشند. . . اما در کل مبحث نشانه شناسی حتی با وجود کتاب چندلر مبحثی چالشی و نامفهومیه. نشانه شناسی به هدف خوانش نشانههای جهان پا به عرصه میذاره، اما انقدر درگیر دنیای نظری خودش میشه، که تقریبا از دنیای اصلی به دور می افته. . اگر اول بار از من در مورد نشانه شناسی سوال میکردید، حدسم بر بررسی نشانه ها و کهن الگوهای یونگی بود. اما نشانه شناسی دنیای تبدیل کردن جهان هستی به کلماته. و بررسی همون کلمات به عنوان جزئی از جهان هستی. و بعد از اون ریز ریز کردن کلمات و طبقه بندی اونها به دهها طبقه و ستون. تا جایی که فراموش میکنی در کدوم دنیا باید دنبال نشونه بگردی. . اما حتی فهمیدن گوشه ای از نشانه شناسی، میتونه دید ما رو نسبت به جهان پیرامون و خوانش اون قوی تر کنه. چون نشانه شناسی پایه ی روانشناختی و طبیعت هر چیزیه که در انتها به زبان منتهی میشه. نشانه شناسی کمک بزرگی به خوانش کتابها، عکسها، فیلمها و رسانه های مختلف میکنه، تا جایی که اسکلت اصلی پدیدار بشه و پوست و گوشت فریبندهی اونها کنار بره. . البته به نظر من ممکنه؛ اگر دیدگاه نشانه شناسی کسی رو در تسخیر خودش دربیاره، اون شخص دیگه نتونه به زیبایی حتی غیر فریبندهی اجزای جهان دل ببنده، و اونارو بدون قضاوت بپذیره.
و این چیزی نیست که به شخصه دلم بخواد اون رو با شخصیت خودم حمل کنم. چون این دنیا با فریبندگیش زیباست و اگر بخوایم دستش رو رو کنیم، کسی که بازی رو میبازه شاید خود ما باشیم.
این کتاب نه ترتیب تاریخی را پیش گرفته و نه به روایتی منطقی وفادار مانده است. به همین دلیل ذهنهای ساختارگرا نقدهایی به این کتاب خواهند داشت. نویسنده در این کتاب تاکید میکند که یک رمان با ساختار رواییاش برابر نیست، جریان اندیشه با استدلال همارز نیست و این نکته مثبت کتاب مبانی نشانه شناسی است