مولوی در «نینامه» قصد گفتن سخنان مهمی به انسان دارد. او در این شعر، با مخاطبش شرط میكند كه برای فهمیدن سخنان او باید دردمند بود.مولانا از آن دسته عارفانی نبود كه تنها به خودش بپردازد و با اجتماع كاری نداشته باشد. او برای تنهایی، غم، شادی و غفلت انسان و دیگر مقولههای فردی وجود او سخنان عمیق و توصیههایی دارد، توصیههایی كه میتوانند انسان معاصر را از بند بسیاری از ناامیدیهایی كه گریبانش را گرفتهاند، آزاد كند. انسان، خدا و درد، اصلیترین موضوع مثنوی مولوی محسوب میشوند. او هم دغدغه خدا را دارد و هم انسان و این دغدغه، دردمندانه است نه فارغبالانه. او از معدود اشخاص در تاریخ عرفان ماست كه به مقولات وجودی انسان توجه ویژه داشت. مولانا به این مسایل نظیر غم، شادی و تنهایی نظر داشت و تردیدی وجود ندارد كه به دنبال نشان دادن راهی به انسانها در ارتباط با آنها بود. «مسایل وجودی انسان» تعبیر مدرنی است، اما یكی از دغدغههای اصلی مولانا به شمار میآید
مهدی کمپانی زارع در این کتاب به دغدغه های مولانا در بابِ پاره ای از مسائل وجودی انسان می پردازد و دیدگاههای مولوی را در مسائلی مانند غفلت، تنهایی، شادی، غم، ایمان و دعا مورد بررسی قرار می دهد، مسائلی که دغدغه های انسان امروزی نیز می تواند باشد و مولوی سعی می کند این دغدغه ها را شناسایی کرده و راههای برون شدن از این دغدغه ها را نیز بنماید
کتاب فوق کوششی است برای فهم جامعتر مولوی در موارد ذکرشده و مقایسۀ کلامِ او با دیگر اندیشمندان با مراجعه به دیگر سخنان این عارفِ دلسوخته
و هر چند مولوی همواره با خار خارِ این اندیشه همراه بوده است که هر کسی از ظن خود یار او می شود و نمی تواند از درون او آگاهی داشته باشد، اما نمی توان کوشش کسانی چون کمپانی زارع را در نزدیک شدن به اسرار درونی مولوی ستودنی ندانست اساساً هر کسی در این راه قدم بر می دارد اگر نیتی خیرخواهانه داشته باشد قطعاً اجر او ماجور خواهد بود مولوی هر چند معتقد است که ستونِ این عالم بر غفلتِ انسانها بناشده است و اگر روزی این غفلت فروبریزد دنیا ویران خواهد شد ، اما همچنان معتقد است که اگر ترشحی هم از عالم معنا به این جهان نرسد بازهم جهان نابود خواهد گردید مولوی برای فراخ کردنِ دنیای انسانها بسیار اهمیت قائل است و اعتقاد دارد کسانی که جهان کوچکی داشته باشند بالتبع جانِ کوچکی هم خواهند داشت لذا جریانهای روحی در آنها دچار رکود میشود و در این جان کوچک همه چیز نیز حقیر خواهد شد
و چیزی که این کتاب را با ارزش می کند همین است که سعی دارد با توسل به مولوی و اندیشه های او، جهان و جانِ انسانها را فراختر کند
از متن کتاب:
انسانها به نحو سیستماتیک در عالم تنهایند، مگر کسانیکه به واسطه عشق و معرفتِ ناشی از آن به یکدیگر نقب می زنند و چونان کوزه ای که دریا در او راه می یابد، می شوند
اساساً اگر خلقت آنگونه که حکما معتقدند می خواست بر اساس قابلیاتِ پیشین صورت پذیرد و یا مسبوق به استحقاق باشد، هیچ مخلوقی به وجود نمی آمد برخی بی آنکه تنهایی را آزمون کرده باشند از آن گریزانند، زیرا برای انسانها بسیار دشوار است که بی واسطه با خود روبرو شوند، هر چیزی که انسان را به وی بنماید مغضوب اکثر انسانهاست آمیزش کلی با جهان خارج و غفلت از درون، موجب آن می شود که همه چیز را در غیر بجوییم احساس تنهایی در میان عموم انسانها ربطِ وثیقی با نیازهای روحی وی دارد، انسان دوست دارد محبوب و مورد توجه باشد، این احساس که اساساً جایی در ذهن دیگران ندارم یا کسی به من توجهی ندارد، انسانها را به این احساس منتقل می کند که تنهاست