کتاب سنجش دیالکتیک روشنگری کوششی است در جهت بررسی و نقد درونماندگار بعضی نظریههای مطرحشده در کتاب دیالکتیک روشنگری و نشان دادن و تشریح مدعیات نویسندگان آن و تأثیرات بهجا مانده از نظریههایشان بر جریانهای روشنفکری و اغلب چپگراست که بیپروا همۀ دستاوردهای روشنگری و مدرنیتۀ منتج از آن را در جوامع دمکراتیک نفی میکنند. در واقع کتاب پیش رو مدخلی است بر مطالعۀ کتاب دیالکتیک روشنگری و نیمنگاهی است انتقادی به برخی مباحث اصلی و پیرامونی آن، و نه بیش از این. افزون بر اینها کوشش شده است تا برخلاف متن کموبیش پیچیدۀ اصل کتاب به زبان آلمانی، با بیانی روشن و شفاف و البته با روشی انتقادی، دیدگاهها و نظریههای اساسی نویسندگان کتاب و همچنین مباحث جانبی آن را نه تنها برای دانشجویان و پژوهشگران فلسفه و علوم اجتماعی، بلکه برای علاقهمندان عام اینگونه مباحث نیز بازگو شود.
خسرو ناقد، فرهنگنگار، نویسنده و مترجم ایرانی ساکن آلمان در سال ۱۳۲۹ خورشیدی در شیراز به دنیا آمد. او تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را تا اخذ دیپلم دبیرستان در شیراز گذراند. سپس به مدت دو سال به عنوان "سپاهی ترویج و آبادانی" در روستاها کهکیلویه و بویراحمد دوران سپاهیگری را سپری کرد. زندگی در میان روستاییان و عشایر این منطقه که اغلب لُر و ترک هستند و همچنین آشنایی نزدیک با آداب و رسوم آنان، برای ناقد چنان جذاب و پُرماجرا بود که او از این دوره به عنوان یکی از خاطرهانگیزترین دوران زندگیاش یاد میکند. ناقد پس از پایان دوران سپاهیگری، مدت زمانی کوتاه در شرکت سیمان فارس و خوزستان به کار اشتغال داشت و سپس در سال ۱۳۵۲ (۱۹۷۳ میلادی) به منظور ادامه تحصیل در اروپا، ایران را ترک کرد. او ابتدا به شهر دانشگاهی لئوبن در اتریش رفت و دوره یکساله کالج پیشدانشگاهی را در این شهر گذراند و به تحصیل در رشته مهندسی معدن و سنگشناسی پرداخت. چند ترم و واحد درسی را نیز در این رشته گذراند، اما به دلیل عدم علاقه، ادامه تحصیل در این رشته را ناتمام گذاشت. در سال ۱۹۷۷ میلادی به آلمان رفت و در رشته معماری به تحصیل مشغول شد. در اثنای تحصیل در این رشته بود که مطالعات و فعالیتهای فرهنگی و ادبی خود را گسترش داد و مقالههای فرهنگی و ترجمههای او از متون ادبی و فلسفی در نشریات گوناگون انتشار یافت. از آنجمله ترجمه "مصاحبه با کارل پوپر" که در سال ۱۳۶۹ در انتشارات پَر (واشنگتن) منتشر شد. ناقد در روزهای اول پیروزی انقلاب به ایران بازگشت و تا سه ماه نخست حمله عراق به ایران نیز با همکاری گروهی از دوستان خود در شهر زادگاهش شیراز به یاری هموطنان جنگزده که از جنوب کشور آمده بودند شتافت. وی پس از چند ماه اقامت در ایران، برای اتمام تحصیلات دانشگاهی به آلمان مراجعت کرد. در این دوره بود که به گردآوری و استخراج لغات و تهیه و تنظیم مواد خام برای تألیف فرهنگ زبان آلمانی به فارسی علاقهمند شد. گرچه این کار برای او در آغاز تنها به منظور رفع نیازمندیهایش در ترجمه متون آلمانی خلاصه میشد، اما به تدریج گردآوری و فیشبرداری و تنظیم واژهها را به طور منظم و هدفمند پیگیری کرد. دلبستگی ناقد به زبان و ادبیات فارسی و آلمانی و تصمیم به تألیف فرهنگ زبان موجب شد که او به حوزهی مطالعاتی و پژوهشی زبان و ادبیات آلمانی و در نهایت به کار حرفهای فرهنگنویسی و ترجمه روی آورد. انتشار رباعیات خیام به زبانهای فارسی و آلمانی توسط ناشری آلمانی در سال ۱۹۹۲ از نخستین فعالیتهای فرهنگی او در این دوره به شمار میآید. در سال ۲۰۰۲ میلادی، نخستین فرهنگِ زب
کتاب دیالکتیک روشنگری رو شروع کرده بودم و هر چی جلوتر می رفتم حس میکردم بخش عمده ای از متن رو دارم از دست میرم. پس دنبال یک شرح یا تمهید برای اون کتاب گشتم تنها چیزی که پیدا کردم این کتاب بود اما متاسفانه تنها نکته ای که دستگیرم شد این بود که تقصیر فهم من نبوده بلکه آدورنو و هورکهایمر در ثقیل نوشتن کتابشون عمد داشتن ضمن اینکه ترجمه ی کتاب هم تعریف خالی از اشکال نیست و خسرو ناقد به این مشکل هم پرداخته بود اما در حقیقت جز بیان کلی اندیشه های فرانکفورتی ها و نقد سرسری اونا این کتاب اساسا کمک چندانی به خوندن اصل دیالکتیک روشنگری نمی کنه خلاصه با خیال راحت فعلا اصل کتاب رو بی خیال شدم. اگر کتاب مکملی برای دیالکتیک روشنگری سراغ دارید ممنون میشم معرفی کنید! ( یا حتی درسگفتار یا مقاله)